
از یانآن تا شیبایپو: کاوشی مهم در تثبیت نگاه صحیح به کارنامۀ سیاسی توسط کمونیستهای چین
نشریه «چیوشی»
ترجمه مجله جنوب جهانی
دوران از یانآن تا شیبایپو، مرحلهای کلیدی بود که در آن حزب کمونیست چین، رهبری انقلاب چین را از پیروزیهای منطقهای به سوی پیروزی سراسری سوق داد. در آن شرایط تاریخی خاص – با کمبودی شدید منابع، محیطی طاقتفرسا و کشمکشی بس دشوار – حزب ما، نگاه صحیح به کارنامۀ سیاسی (چنگگوان) را در خود شعلهور ساخت و بر آن پایداری ورزید؛ همواره در موضع مردم ایستاد، به خواستِ خدمت به مردم پایبند ماند، پاکدامنی و پالیدگی سیاسی را حفظ کرد و منش درستِ مشقتکشی و مبارزه را در آغوش کشید. این امر، زمینهای استوار برای فتح نهایی انقلاب نوین دموکراتیک و آغاز راه بزرگ ساختن چین نو بنیان نهاد.
یک
دوران یانآن، درست در دل جنگهای سوزان و پیوسته رقم میخورد. زنده نگه داشتنِ ارتش و مردم در فلاتی خشک و کمبهره و جلب پشتیبانی تودهها، کاری سخت و طاقتفرسا بود. اما درست در همین فشارِ بیکران بود که کمونیستهای چین به این اصل پایبند ماندند که «تنها خادم دیده میشود، نه بزرگمنش»؛ و رنجکشی، پاکدستی، و مردممداری را به عنوان ارکان نگاه خود به کارنامه سیاسی، به باوری دگرگونناپذیر بدل کردند. مائو تسهتونگ به روشنی گفت: «در شرایطی که جنگ در کار نباشد، وظیفۀ مستقیم مناطق مرزی، تولید و آموزش است.» این رهنمود، بیانگر رویکرد حقیقتجویانه (شیشی چیوشی) کمونیستها بود: نه بزرگنمایی، نه ظاهرسازی، بلکه سنجیده و برآمده از توان و همراه با رنجکشی. مائو در یانآن همراه با مردم زمین میکند و سبزی میکارد و استاندارد غذایش چون دیگر کارمندان عادی بود و گاه تا آخر ماه، پولی برای خرید خوراک نداشت. ژو دِ نیز با محافظانش گروه تولیدی کوچکی تشکیل داد و بیش از سه مو زمین در «وانگجیاپینگ» کشت کرد. این رفتارها، ادگار اسنو، روزنامهنگار آمریکایی را بر آن داشت تا با شگفتی بگوید: «از فرمانده ارشد تا سادهترین سرباز، همه یکسان غذا میخوردند و یکسان میپوشیدند.» در مه ۱۹۴۰، چن جیاگِنگ به دعوت مائو از یانآن دیدار کرد و از نزدیک ساختار اجتماعی، فضای سیاسی و زندگیِ ارتش و مردم را کاوید. او فضایی آکنده از برابریِ مردم و ارتش، سادهزیستی و مشقتکشی را به عیان یافت. همین سفر که تنها اندکی پیش از آن، وی به چشم خود فساد و اشرافیگری دولت گومیندانگ در چونگچینگ را دیده بود، به وی نشان داد که تفاوتِ دو حزب در چه بود. از همین رو بود که اعلام داشت «امید چین در یانآن است». هوانگ یانپی نیز در ۱۹۴۵ پس از سفر به یانآن، از روحِ والای کمونیستهای چین چنین گفت: «آنها پیوسته در طلبِ بهتر شدن و پیشرفت هستند، و اگر این روحیه به شایستگی شکوفا شود، آیندهای بینهایت امیدبخش در پیش است.»
مائو تسهتونگ هنگام جمعبندی فضای پالیدۀ سیاسی «ده نقیضه» در یانآن، صریحاً گفت: در یانآن «اولاً هیچ کارمندِ فاسدی نیست، ثانیاً هیچ اشرافزادۀ ستمگری نیست… هفتماً کسی نیست که برای منافع شخصی دستهبندی کند، هشتماً هیچ اثری از سستی و زوال نیست، نهماً کسی نیست که به خاطر منافع شخصی کارشکنی کند، دهماً کسی نیست که از بلاهای ملی به سود خود بهره گیرد.» این چهرۀ سیاست پاک، تصویری زنده از پالیدگی کمونیستها و یکدلی آنان با مردم بود. در یانآن، دولت مرزی پایینترین نظام حقوق را اجرا میکرد: حقوق استاندار گومیندانگ ۱۸۰ دلار در ماه بود، در حالی که کمکهزینه ماهانۀ استاندار مرزی تنها ۲/۵ دلار و کمکهزینه ماهانۀ رئیس دولت مرزی حداکثر ۵ دلار بود. مائو با حیرت میگفت: «کیست که با تنها پنج دلار حقوق در ماه بتواند چنین دولتی را اداره کند؟ کیست که بتواند چنین سیاست پاکی بیافریند؟» این ریشه در خودآگاهیِ عمیق کمونیستها دارد: آنان که قدرت را در دست دارند، خوب میدانند که «کسی که چیز بزرگ دریافت میکند، نباید به چیزهای کوچک دست یازد». نه تنها از نظر شناختی بر ضرورت پالیدگی آگاهند، بلکه در عمل نیز «هر آنچه را که زمینۀ تعارض منافع ایجاد کند، از میان برمیدارند». پروندۀ شیائو یوبی، نمونهای درخور از عزم قاطع دولت مرزی در مبارزه با فساد است. شیائو یوبی، رزمندهای بود که در ۱۹۳۳ به ارتش سرخ پیوسته بود و قهرمانی جنگی داشت، اما چون ۳,۰۵۰ دلار از بودجه عمومی را به اختلاس برد، دادگاه عالی مناطق مرزی او را به اعدام محکوم کرد. روزنامۀ «آزادسازی» یانآن در گزارشی نوشت: «در سرزمین “سیاست پاک”، رشد هیچ علف هرزی به نام “شیائو یوبی” پذیرفته نیست. اگر رویید، باید از ریشه کنده شود.» برخورد قاطع با این پرونده، نشاندهندۀ خودآگاهی حزب در چرخۀ بستۀ «اعتماد – نظارت – مجازات» بود: هر که بود، هر چه قدر هم سابقه و نقش داشت، اگر خط قرمز پالیدگی را نادیده میگرفت، به طور حتم با قانون روبرو میشد. درست همین روحیۀ پاکدستی و خدمت به خلق بود که در یانآن فضایی سالم و شفاف به وجود آورد.
در سپتامبر ۱۹۴۴، ژانگ سیدِ، نگهبان کمیته مرکزی حزب، در درۀ «شیشیایو» در «آنسای» بر اثر ریزش کوره زغال درگذشت. او بیستونه سال داشت. مائو در مراسم بزرگداشت او، سخنرانی مشهوری با عنوان «خدمت به خلق» ایراد کرد: «حزب ما و ارتشی که به فرمان حزب میجنگد، ارتشی انقلابی است و تماماً برای رهایی مردم و منافع مردم کار میکند.» این به خوبی نشان میدهد که «مردم» چه وزنهای در دل کمونیستهای چین دارد و خود، اعلامیۀ رسمی نگاه صحیح به کارنامۀ سیاسی در میان کمونیستهاست. در ۱۹۴۵، کنگرۀ هفتم حزب «خدمت خالصانه به خلق» را در قانون اساسی حزب گنجاند و آن را به اصل بنیادین حزب بدل کرد. در یانآن، «خدمت خالصانه به خلق» تنها یک شعار نبود، بلکه در عمل و در قالب نظامهایی از جمله بررسیهای مردمی، اعمال شد. روش پژوهش میدانی و روحیۀ حقیقتجویی به شایستگی رواج یافت و فضایی تازه در اندیشۀ سیاسی پدید آمد. حزب نظام «سهسوم» را در مردمسالاری اجرا کرد و همزمان، مجموعهای از سیاستها از جمله «سادهسازی بدنه و ارتش»، «نهضت تعاونیها»، «کاهش اجاره و بهره» و «نهضت بزرگ تولید» را بهطور منظم ترویج و پیاده کرد. اینها توانست ارزش «خدمت به مردم» را در وجود حزب کمونیست چین جای دهد. مردم مناطق مرزی، از ته دل این تغییرها را احساس کردند و دریافتند که بارشان سبکتر شده و کارهای دولتی سریعتر پیش میرود. این امر، پشتیبانی و همراهی آنان را از حزب کمونیست چین، بیش از پیش ژرف ساخت.
دو
در مه ۱۹۴۸، کمیته مرکزی حزب کمونیست چین به شیبایپو کوچ کرد و این دهکده به «آخرین قرارگاه روستاییِ فرماندهی برای آزادسازی تمام چین» بدل شد. از همین دهکده، حزب کمونیست فرماندهی سه نبرد بزرگ «لیائوشِـن»، «هوایهای» و «پینگجین» را سامان داد و دومین جلسه تامالاختیار هفتم حزب را که تاریخی است، برگزار کرد. در شیبایپو بود که کمونیستهای چین، در آستانۀ پیروزی سراسری، نگاه صحیح خود به کارنامۀ سیاسی را بار دیگر تبلور و صیقل بخشیدند.
در شیبایپو، حزب کنفرانس سراسری زمین را برگزار کرد و «قانون اساسی زمین چین» را منتشر نمود. مسئلۀ زمین که مردم از همه بیشتر دغدغه آن را داشتند، به سطح راهبردی ارتقاء یافت و در مناطق آزاد شده، نهضت سترگ اصلاحات ارضی به راه افتاد. اصلاحات ارضی، اهداف راهبردی حزب را با مبرمترین خواست مادی دهقانان پیوند زد. دهقانان دیگر تنها نظارهگر یا مشارکتکنندهای منفعل نبودند، بلکه خود به سوژهای آگاه و پشتیبان استوار انقلاب بدل شدند. پیامد اصلاحات ارضی، بیدرنگ آشکار شد: کمتر از یک سال پس از اجرا در مناطق آزاد شده، ۱۶۰ میلیون نفر – که حدود ۳۷ درصد جمعیت آن زمان چین بود – صاحب زمین شدند. دهقانانی که صاحبخانه شده بودند، شور و حرارتی بیاندازه و فراتر از تخیل یافتند. برپایۀ آمار، در سه نبرد بزرگ، در مجموع ۸/۸ میلیون نفر از مردم بسیج شدند و ۱/۴۱ میلیون دستگاه گاریِ کوچک و بزرگ برای پشتیبانی از جبهه به کار گرفته شد. اینها گواهی بر گفتۀ مائو است که «ژرفترین ریشۀ قدرتِ شگرفِ جنگ، در میان مردم نهفته است». اصلاحات ارضی نه تنها رویای دیرینۀ «کشتکار صاحب زمین خود باشد» را برآورده ساخت، بلکه به طور بنیادین توازن طبقاتی را در مناطق آزاد شده دگرگون کرد و زمین، کار، نیروی نظامی و قدرت سیاسی را چنان به هم پیوند زد که پشتیبانی پایانناپذیر مادی و انسانی را برای پیروزی در جنگ آزادیبخش فراهم آورد. در مارس ۱۹۴۹، دومین جلسه تامالاختیار هفتم حزب در شیبایپو برگزار شد. با نزدیک شدن پیروزی سراسری، مائو خطاب به تمام حزب چنین گفت: «همه رفقا باید فروتنی، احتیاط، بیتکبری و بیشتابی را همچنان حفظ کنند و نیز منش مشقتکشی را.» این سخن، حاوی عبرتی عمیق از قوانین هزارانسالۀ تاریخ چین، جمعبندیای از فراز و نشیبهای پرمشقت حزب کمونیست چین، درک ژرفی از اصل بنیادین «خدمت خالصانه به مردم» و از همه مهمتر، ریشه در نگاهی شفاف و دقیق به ذات نگاه صحیح کارنامۀ سیاسی داشت. مائو گفت: «پیروزی در کل کشور، تنها نخستین گام از راه درازِ دههزار لی است.» «انقلاب چین بزرگ است، اما پس از انقلاب، راه درازتر، کار بزرگتر و سختتر در پیش است.»
در مارس ۱۹۴۹، کمیته مرکزی حزب از شیبایپو به سمت پکن حرکت کرد. مائو در آستانۀ حرکت به ژو اِنلای گفت: «امروز روز ورود به پایتخت است. میرویم تا در “آزمونِ” پایتخت شرکت کنیم و باید نمرۀ خوبی بیاوریم.» ژو اِنلای خندان پاسخ داد: «ما باید همگی در آزمون قبول شویم. نکند که پسفرستاده شویم.» مائو قاطعانه گفت: «پسفرستاده شدن یعنی شکست. ما هرگز همانند لی زوچِنگ نخواهیم شد. امیدواریم همگی نمرۀ خوبی کسب کنیم.» در دورۀ اصلاحات یانآن، مائو دستور داده بود که نوشتۀ گو موروئو با عنوان «سیصدمین سال سقوط لی زوچِنگ» به عنوان متنی کلیدی برای مطالعه در اختیار همگان قرار گیرد. مائو در نشست مدیران ارشد یانآن گفته بود: «این روزها، مقالۀ گو موروئو دربارۀ لی زوچِنگ را منتشر کردهایم تا همکاران از آن پند گیرند و مبادا پس از پیروزی گرفتار اشتباهِ تکبر شوند.» این یادآوریِ مکرر مائو به همۀ حزب، نشانگر آن بود که کمونیستها در مسئلۀ کارنامه سیاسی چه آگاهی و روشنگری بالایی دارند – هرچه پیروزیها پرشمارتر، هوشیاری بیشتر؛ و بزرگترین کارنامه، آن است که هرگز از مردم جدا نشوی و منش مشقتکشی را پاس داری.
در شیبایپو، با افزایش چشمگیر توان اقتصادی، نظامی و سیاسی حزب، بهبود شرایط کار و سطح زندگی به راحتی ممکن بود. با این حال، کمونیستهای چین با خودآگاهی تمام، بر منش مشقتکشی و خوداتکایی پای فشردند و در برابر بهبود امکانات مادی، هرگز دچار تکبر یا اسراف نشدند. اقامتگاه و محل کار مائو، ژو اِنلای و ژو دِ به شدت ساده بود. مائو با تختی از تخته و میز و صندلی کهنه، ژو دِ با تختی از نیمکت و تخته، و ژو اِنلای با وصله کردن لیوان شکستۀ خود بدون اینکه تن به خرید نو بدهد. اینها، نشانههای خودآگاهیِ حزب پرولتاریا در برابر پیروزی – و حفظ والایی روح در روزگار رفاه مادی – و تجسمی زنده از پالیدگی و پیشتازی حزب در سختکوشی و انضباط بود.
از دوران یانآن تا شیبایپو، نگاه حزب کمونیست چین به کارنامۀ سیاسی، ایستا نبود، بلکه خود را با مأموریتهای گوناگون تاریخی وفق میداد و در هر مرحله، تداوم و تحولی هماهنگ داشت. در یانآن، حزب در محیطی از قدرت محلی (مناطق مرزی) اداره میکرد و انقلاب و جنگ، محور اصلی همه امور بود. نگاه به کارنامه، بیشتر در ایجاد «منافع مادی دیدنی» برای تودههای مناطق مرزی، ذیل شرایط مبارزه و بقا تجلی مییافت. در شیبایپو، حزب از قدرت محلی به سوی قدرت سراسری گام برداشت. مائو در دومین جلسۀ تامالاختیار هفتم حزب تأکید کرد: «از همان نخستین روزی که شهرها را تحویل میگیریم، نگاهمان باید به احیا و توسعۀ تولید شهری باشد.» از «ساماندهیِ تودهها» در یانآن تا «احیای تولید» در شیبایپو؛ از کارنامۀ جنگ و نبرد تا کارنامۀ سازندگی و اقتصاد؛ نگاه کمونیستهای چین به کارنامه، همواره در مدار والاترین منافعِ تودهها حرکت کرد. این «تحول در عین تداوم» و «ثبات در عین تغییر»، همان منطق درونیِ نگاه صحیح به کارنامه و دیالکتیک تاریخی آن را در نزد کمونیستهای چین نشان میدهد.
اگر به روند تاریخی از یانآن تا شیبایپو بنگریم، روند پالایش و پایداری بر نگاه صحیح به کارنامۀ سیاسی در میان کمونیستهای چین، نه فقط تغییری در جغرافیای سیاسی، که گشایشی منطقی در ژرفتر شدن تدریجی این نگاه بوده است. این سیر، تجربهای تاریخی را برای تثبیت و عملی کردن نگاه صحیح به کارنامه در عصر جدید پیشِ روی ما میگشاید.
(نویسنده: وو ین، استاد دانشکده اقتصاد دانشگاه مالی و اقتصاد جنوب غربی)
