بنیان‌نهادن «دانش چینی» بر پایهٔ «حکمرانی چین»

در

,

منبع: بخش نظریه — تارنمای «حزب کمونیست چین»

نویسنده: ژانگ شوهُوا، عضو دوره‌های یازدهم، دوازدهم و سیزدهم کنفرانس مشورتی سیاسی خلق چین، رئیس انجمن علوم سیاسی چین، و رئیس مؤسسهٔ علوم سیاسی آکادمی علوم اجتماعی چین

محل انتشار: تارنمای «رن‌مین ژنگ‌شیِه‌وانگ» (شبکهٔ کنفرانس مشورتی سیاسی خلق چین)
ترجمه مجله جنوب جهانی

ده سال پیش، در هفدهم ماه مه، شی جین‌پینگ، دبیر کل حزب کمونیست چین، در کارگاه تخصصی کار فلسفه و علوم اجتماعی، سخنانی راهبردی ایراد فرمودند و الزام ساخت نظام دانش مستقلِ فلسفه و علوم اجتماعی چین را به‌صورتی صریح و روشن مطرح نمودند. در طول این دهه، جامعهٔ علوم سیاسی چین همواره با اتکا به اندیشهٔ سوسیالیستی با ویژگی‌های چینی در عصر جدید شی جین‌پینگ به‌عنوان راهنما، به تعمیق فراگیری و اجرای روحیهٔ سخنان رفیق شی جین‌پینگ پرداخته و با تکیه بر واقعیت‌های چین و ریشه‌دواندن در خاک این سرزمین، در مسیر ساخت نظام دانش مستقل، دستاوردهای چشمگیری کسب کرده است: از استخراج مفاهیم نمادین و شکل‌دهی به دیدگاه‌های اصیل، تا تدوین نظریه‌های بنیادین، همه و همه ریشه در بستر عملیاتی مدرنیزاسیون به سبک چینی تحت رهبری حزب کمونیست چین دارند.

در گذشته، عادت بر این بود که تجربهٔ چین را با مفاهیم و چارچوب‌های غربی تبیین کنیم؛ اما امروز، جامعهٔ علمی به‌تدریج از «ذهنیت شاگردی» فاصله گرفته و با نگاهی معطوف به چین و عصر حاضر، بر مسائل واقعی فرآیند مدرنیزاسیون به سبک چینی متمرکز شده است. بدین‌سان، اجماعی علمی شکل گرفته که «چین را به‌عنوان روش و چین را به‌عنوان مبنای استدلال» قرار دهد؛ رویکردی که با تأکید بر مسئله‌محوری، مرکز ثقل پژوهش‌ها را از «تأیید نظریه» به «تولید نظریه» منتقل ساخته است. علوم سیاسی چین دقیقاً در پاسخ به پرسش‌های چین، جهان، مردم و عصر، جهت‌گیری توسعهٔ خود را تنظیم کرده و با تمرکز بر ساخت نظام دانش مستقل، نقطهٔ اتکای پژوهشی خود را به‌طور بنیادین دگرگون ساخته است.

در این مسیر، آگاهی از ضرورت خدمت‌رسانی به حکمرانی حزب کمونیست چین، تحکیم و توسعهٔ سوسیالیسم با ویژگی‌های چینی، و ساخت کشور قدرتمند سوسیالیستی مدرن، پیوسته تقویت شده است. گسترش افق پژوهشی علوم سیاسی چین، با تمرکز بر مسائل کلان نظری و عملیِ اصلاحات، توسعه و ثبات کشور، موجب تغییر مسیر پژوهشی و تحول پارادایمی شده است. برخلاف رویکرد پیشین که «بیرون را حاکم بر درون» و «غرب را مبنای تحلیل چین» قرار می‌داد، علوم سیاسی امروز چین بیش‌تر بر مسائل ماهوی چون کارآمدی حکمرانی، انطباق نهادی و پاسخگویی سیاستی تمرکز دارد و هم‌زمان، احساس بهره‌مندی، شادکامی و امنیت توده‌های مردم را در کانون توجه خود قرار داده است. این تحول پارادایمی، در حقیقت، علوم سیاسی را از استنباط‌های مدرسه‌ایِ «متن‌به‌متن» به کاوش‌های تجربیِ «ریشه‌دوانده در میدان عمل و ژرف‌کاوی در واقعیت» منتقل ساخته و بدین‌سان، به‌طور واقعی به درون بافتار سیاست چین نفوذ کرده است.

در عرصهٔ توسعهٔ موضوعات پژوهشی، علوم سیاسی چین در حوزه‌های متعدد، به عرضهٔ دستاوردهای نظریِ اصیل و خودبنیاد همت گمارده است. در طول دههٔ گذشته، جامعهٔ علمی حول مفاهیم کلان سیاسی و تجربیات بومی چون «نظام نهادی رهبری حزب»، «دموکراسی تمام‌فرآیند مردمی»، «انقلاب درونی»، «حکمرانی چین» و «شهر مردمی»، مجموعه‌ای از مفاهیم نمادین را استخراج و تبیین علمی نموده است. برای نمونه، «دموکراسی تمام‌فرآیند مردمی» نه‌تنها محدودیت‌های دموکراسی رویه‌ی غربی را پشت سر گذاشته، بلکه در سطح نظری، تلفیقی خلاقانه از دموکراسی مشارکتی و مشورتی ارائه داده و به دستاوردی نظریِ نمادین در دموکراسی سیاسی سوسیالیستی با ویژگی‌های چینی تبدیل شده است. پژوهش‌های مرتبط با جبهه متحد نیز از سطح گفتمان سیاستی فراتر رفته و به نظام نظری «علم وحدت‌بخشی» ارتقا یافته‌اند که راه‌حلی چینی برای چالش‌های یکپارچه‌سازی در جوامع متکثر ارائه می‌دهد. به‌راستی می‌توان گفت که جامعهٔ علوم سیاسی در حال گذار از «مصرف مفهوم» به «تولید مفهوم» است و با پیوند دادن مفاهیم اصیل، چارچوب‌های نظری با انسجام درونی را بنیان نهاده است.

در عرصهٔ نوآوری در مسیرها و روش‌های پژوهش، مرزهای رشتهٔ «علوم سیاسی بزرگ» گسترش یافته است. جامعهٔ علمی با پاسخ مثبت به فراخوان «دو تلفیق»، هم از خرد حکمرانی در فرهنگ سنتی ممتاز چین الهام گرفته و هم با استقبال فعال از فناوری‌های نوظهوری چون هوش مصنوعی و کلان‌داده، به توسعهٔ رشته‌های میان‌رشته‌ای مانند علوم سیاسی محاسباتی، علوم انسانی دیجیتال و حکمرانی هوشمند یاری رسانده است. زیررشته‌های علوم سیاسی از هفت مورد به ده مورد گسترش یافته و جهت‌گیری‌های جدیدی چون حکمرانی ملی، علوم سیاسی محاسباتی و حکمرانی جهانی به آن افزوده شده است؛ هم‌زمان، رشته‌های نوظهوری با ویژگی‌های چینی مانند تاریخ و ساختار حزبی، نظارت و انضباط حزبی، و امنیت ملی شکل گرفته‌اند. در کنار این تحولات، حوزه‌های رشد علمی جدیدی مانند علوم سیاسی تاریخی و علوم سیاسی میدانی نیز پیوسته گسترش یافته و اکوسیستمی پویا برای «علوم سیاسی بزرگ» پدید آورده‌اند.

در زمینهٔ بهینه‌سازی پلتفرم‌های بنیادین، بستر مناسبی برای ساخت نظام دانش مستقل فراهم شده است. با تقویت نشریات علمی، اصلاح نظام کتاب‌های درسی و تکمیل نظام ارزیابی علمی، محیط نهادی حامی توسعهٔ نظام دانش مستقل به‌طور اولیه شکل گرفته است. همکاری هم‌افزای دانشگاه‌ها، مدارس حزبی و مؤسسات پژوهشی نیز بستری استوار برای تولید دانش فراهم آورده است. هم‌زمان، بازنگری و انتشار مجدد کتاب‌های درسی «پروژه مارکس» و به‌روزرسانی پیوستهٔ کتب اصولی و اندیشه‌محور، نشان می‌دهد که نظام دانش مستقل علوم سیاسی در حال گذار از «خودآگاهی علمی» به «تضمین نهادی» است.

اکنون، در آستانهٔ دوره‌ای حساس برای پیشبرد همه‌جانبهٔ ساخت کشور قدرتمند و احیای ملی از مسیر مدرنیزاسیون به سبک چینی قرار داریم. علوم سیاسی، به‌عنوان دانشی کاربردی و معطوف به حکمرانی، از جایگاه مهمی در نظام رشته‌ای فلسفه و علوم اجتماعی با ویژگی‌های چینی در عصر جدید برخوردار است و رسالتی سنگین و مسئولیتی تاریخی بر دوش دارد. در برابر تحولات شتابان «دگرگونی‌های صدسالهٔ بی‌سابقهٔ جهان»، الگوهای سیاسی غربی و نظام‌های دانشی مرتبط با آن با بحران «جهان‌شمولی و حقیقت‌مندی» مواجه شده‌اند و فناوری‌های نوظهوری چون هوش مصنوعی، در آستانهٔ ایجاد انقلابی در پارادایم تولید دانش قرار دارند. جامعهٔ علوم سیاسی چین باید با روحیهٔ ابتکار تاریخی، زمام امور را در دست گرفته، مأموریت راهبردی خود را ایفا نماید و در مسیر ساخت نظام دانش مستقل علوم سیاسی چین، سهمی نو و بزرگ‌تر ایفا کند.

برای تحقق این هدف، پایبندی به «اصالت همراه با نوآوری» ضروری است تا جهت‌گیری صحیح ساخت نظام دانش مستقل تضمین گردد. با اتکا به اندیشهٔ سوسیالیستی با ویژگی‌های چینی در عصر جدید شی جین‌پینگ، و با توجه به شرایط ملی چین و نیازهای کلان راهبردی کشور، باید جهت‌گیری صحیح را حفظ کرده و برنامهٔ توسعهٔ علوم سیاسی را تدوین و اجرا نمود. بهره‌گیری هوشمندانه از منابع علمی در نظریه‌های نوآورانهٔ حزب، و تبدیل نظام نظری حزب به ساختاری نظام‌مند، علمی و رشته‌ای، موجب می‌شود پژوهش‌های علوم سیاسی واقعاً در خدمت کلیت کار حزب و کشور قرار گیرد.

هم‌چنین، «سیاست‌گذاری سیستماتیک» برای ساختاردهی به نظام سازمانی علمیِ کارآمد و علمی ضروری است. با نگاهی سیستماتیک، باید نظام حکمرانی علمی علوم سیاسی بازسازی شده، طراحی کلان تقویت گردد و پدیدهٔ «سه لایهٔ مجزا» در نظام رشته‌ای، علمی و گفتمانی مرتفع شود. شیوهٔ سازماندهی پژوهش‌ها باید از حالت فردی و پراکنده به سمت تمرکز و همکاری تغییر یابد و مکانیسم‌هایی برای حل مسائل کلان میان‌رشته‌ای، میان‌نهادی و میان‌حوزه‌ای ایجاد گردد. ایجاد اکوسیستم علمیِ سالم و مشوق گفت‌وگوی انتقادی، و ترویج نگرش پژوهشیِ مسئله‌محور و مبتنی بر کار عمیق، از الزامات این مسیر است.

علاوه بر این، «استقلال همراه با گشایش» باید مبنای ایجاد نظام معیارها و قواعد ارزیابی علمیِ منطبق بر واقعیت‌های چین قرار گیرد. باید وابستگی افراطی به معیارهای علمی و نظام نشریات غربی را اصلاح کرد و مکانیسم ارزیابی‌ای مبتنی بر اصالت، عمق اندیشه و سهم عملیاتی طراحی نمود؛ مکانیسمی که رابطهٔ میان کیفی و کمّی، تعداد و کیفیت، و نوآوری مستقل و تبادل باز را به‌درستی مدیریت کند. ایجاد نظام ارزیابی مبتنی بر آثار شاخص، با احترام به قوانین درونی پژوهش‌های علوم سیاسی، مانع از آن می‌شود که تأکید افراطی بر عملکرد کوتاه‌مدت، پژوهش‌های اکتشافی و اصیل را با مانع مواجه سازد. مشارکت فعال در حکمرانی علمی جهانی و پیشبرد شکل‌گیری نظام ارزیابی بین‌المللی عادلانه‌تر و معقول‌تر، نیز بخشی از این راهبرد است.

«توسعهٔ علمی» نیز باید مبنای ارتقای کارآمدی حکمرانی علمی قرار گیرد. مدیریت رابطهٔ میان تقویت رهبری حزب و احترام به قوانین علمی، تقویت نظام‌سازی و آزادسازی بهره‌وری پژوهشی، و نیز رشته‌های سنتی و میان‌رشته‌های نوظهور، ضروری است. باید از شتاب‌زدگی و کمّی‌سازی ساده‌انگارانه پرهیز کرد و انباشت بلندمدت و ظهور تدریجی دستاوردهای بزرگ را تشویق نمود. تکمیل الگوی سازماندهی پژوهشی که «پژوهش سازمان‌یافته» را با «کاوش آزاد» ترکیب می‌کند، هم خدمت به راهبردهای ملی و هم برانگیختن خلاقیت فردی را ممکن می‌سازد. هم‌زمان، حمایت و پرورش پژوهشگران جوان علوم سیاسی، تضمین‌کنندهٔ تأمین پیوستهٔ نیروی انسانی برای ساخت نظام دانش مستقل است.

سرانجام، «هم‌گامی با عصر» و بهره‌گیری از «هوش مصنوعی+» به‌عنوان موتور محرک نوآوری در نظام دانش، ضرورتی انکارناپذیر است. با محوریت اقدام «هوش مصنوعی+»، باید ساخت مجموعه‌داده‌های علمی باکیفیتِ باز و مشترک، و نیز زیرساخت‌های پژوهشی هوشمند را شتاب بخشید تا انقلابی در پارادایم پژوهش‌های علوم سیاسی رقم بخورد. بهره‌گیری فعال از هوش مصنوعی برای کاوش در داده‌های انبوه، مدل‌سازی روابط پیچیده و شبیه‌سازی عامل‌های هوشمند، می‌تواند علوم سیاسی را از مرحلهٔ «تبیین جهان» به «پیش‌بینی جهان» ارتقا دهد. پرورش شتاب‌یافتهٔ استعدادهای ترکیبی با دیدگاه میان‌رشته‌ای، و نیز تدوین سریع هنجارهای اخلاقی و مکانیسم‌های ارزیابی برای کاربرد هوش مصنوعی در پژوهش‌های علوم سیاسی، از اولویت‌های راهبردی این عرصه به‌شمار می‌روند.

این، عصری است که نیازمند نظریه است و قطعاً نظریه خواهد زاد؛ عصری است که نیازمند اندیشه است و قطعاً اندیشه خواهد رویید. ساخت نظام دانش مستقل علوم سیاسی چین، نبردی است پایدار و هم‌زمان، نبردی است سرنوشت‌ساز. اما فراموش نکنیم: «هر کس با تمام دل به یک هنر بپردازد، در آن هنر چیره دست خواهد شد؛ و هر کس با تمام وجود به یک وظیفه متعهد باشد، آن وظیفه را به سرانجام خواهد رساند.» بیایید بیش از پیش، با اتکا به روحیهٔ راهبردی سخنان جناب شی جین‌پینگ در هفدهم مه، و با اجرای عمیق مجموعه بیانات ایشان دربارهٔ فلسفه و علوم اجتماعی، در خاک چین ریشه بدوانیم، حکمرانی چین را رمزگشایی کنیم، منطق چین را استخراج نماییم، راه چین را تبیین کنیم و دانش چین را بنیان نهیم؛ و بدین‌سان، با پیشبرد مستمر نوآوری در نظام رشته‌ای، نظام علمی و نظام گفتمانی، در مسیر ساخت نظامی همه‌جانبه، همه‌حوزه و همه‌عنصری از فلسفه و علوم اجتماعی، خرد بیش‌تری از علوم سیاسی چین را به پیشرفت تمدن بشری اهدا کنیم.

بیشتر از مجله جنوب جهانی-بررسی مسائل جنوب جهانی – سال بیستم کشف کنید

برای ادامه خواندن و دسترسی به آرشیو کامل، اکنون مشترک شوید.

ادامه مطلب