مِلانشون: فرانسه باید از ناتو خارج شود و همکاری با چین را گسترش دهد

در


نویسنده: لیو بای خبرنگار وب‌سایت «گوان‌چا» چین
ترجمه مجله جنوب جهانی

ژان-لوک ملانشون، رهبر حزب چپ‌گرای «فرانسه‌ی سرکش» که نامزدی خود را برای انتخابات ریاست‌جمهوری سال آینده اعلام کرده، در سخنرانی ۲۷ ژوئن، خطوط کلی سیاست خارجی دوران احتمالی ریاست‌جمهوری خود را ترسیم کرد. او در این سخنرانی که در اندیشکده‌ی «لا بوئتی» برگزار شد، با تأکید بر ضرورت خروج فرانسه از ناتو و امتناع از پیوستن به هر ائتلاف نظامی نوین در منطقه‌ی هند-اقیانوسیه، از اتخاذ سیاست «عدم‌تعهد همکارانه» سخن گفت. ملانشون در بخش قابل‌توجهی از اظهارات خود به چین پرداخت و صراحتاً اعلام کرد که فرانسه به‌هیچ‌روی نباید در مسیر رویارویی خشن با پکن گام بردارد؛ بلکه باید همکاری با این کشور را تقویت کند، چراکه سیاست تحریم و تقابل علیه چین جز بن‌بست، هیچ سرانجامی ندارد.

ملانشون در نشستی که توسط اندیشکده‌ی چپ‌گرای «لا بوئتی» (Institut La Boétie) ترتیب یافته بود، بر لزوم تدوین راهبردی تازه در سیاست خارجی فرانسه تأکید کرد؛ راهبردی که بر گریز از بلوک‌بندی‌های بسته و بازگشت به سازمان‌های بین‌المللی مبتنی است. وی در تبیین این رویکرد اظهار داشت که «یک دوران به سر آمده و این خود را در قالب حقیقتی جهانی نمایان ساخته است: آمریکا در آستانه‌ی افول قرار دارد. حتی یکی از مشاوران اوباما نیز اکنون از عبارت ‘افول یک امپراتوری’ استفاده می‌کند.» به باور او، ایالات متحده نه از رهگذر افزایش تعرفه‌ها و نه با تجاوز به همسایگان، قادر به بازیابی توان مادی از دست‌رفته‌ی خویش نیست و همچون هر امپراتوری دیگر، سرنوشتی جز زوال ندارد؛ زوالی که غالباً با خشونت و حتی رفتارهای تهاجمی همراه است. از این رو، هر کشوری برای کنشگری در عرصه‌ی بین‌الملل باید بر اصولی روشن استوار باشد، والّا گرفتار نظم کهن‌جهان خواهد شد و با گسیل ناوگان به سواحل قبرس یا عبور کشتی‌های جنگی از کانال سوئز به سوی میادین نبرد، درگیر منازعاتی بی‌حاصل می‌شود و هزینه‌های سنگین انسانی و اقتصادی آن را به دوش می‌کشد. او تأکید کرد که فرانسه ناگزیر از عبور از این منطق و کنار نهادن تمامی میراث‌های نظم منسوخ جهانی است.

ملانشون در ادامه با اشاره به اینکه گروه هفت (G7) که زمانی با ابتکار فرانسه شکل گرفت، امروز دیگر نماینده‌ی واقعی جهان به شمار نمی‌آید(امروز!!)، خاطرنشان ساخت: «این گروه صرفاً از قدرت‌های قدیمی تشکیل شده که جمعیتی محدود و معادل تنها ده درصد از جمعیت جهان را دربر می‌گیرند و الزاماً امروز نیرومندترین بازیگران عالم هم نیستند. هرچند گروه بیست (G20) که بعدها گسترش یافت، نماینده‌ی حدود شصت درصد از جمعیت بشریت است، اما باز هم همه‌گیر نیست. تنها نهادی که می‌تواند ادعای نمایندگی صددرصدی انسان‌ها را داشته باشد، سازمان ملل متحد است؛ نهادی که هرچند با کاستی‌هایی در ساختار اجرایی و نشانه‌هایی از میراث جنگ جهانی دوم دست‌به‌گریبان است، اما به‌عنوان کالایی عمومی و ارزشمند، شایسته‌ی پاسداری و اصلاح است و ما نیز از آن دفاع و بر بازسازی آن پای می‌فشاریم.»

ملانشون با تکیه بر این رویکرد، عضویت فرانسه در پیمان آتلانتیک شمالی را برنتافت و اعلام کرد که فرانسه نباید در ائتلاف‌هایی باقی بماند که بستری برای آماده‌سازی جنگ جهانی آینده فراهم می‌آورند؛ جنگی که دشمن فرضی‌اش، چینی است که آمریکا آن را رقیب خود خوانده است. او افزود: «فرانسه باید از ناتو خارج شود و به هیچ ائتلاف نظامی تازه‌ای مانند چارچوب نظامی اخیر در منطقه‌ی آسیا-اقیانوسیه که با مشارکت استرالیا، نیوزیلند و بریتانیا شکل گرفته، نخواهد پیوست.» وی با یادآوری این نکته که خود سازمان ملل سازوکارهای نظامی مشخصی دارد و نیازی به ناتو نیست، بر خودداری فرانسه از مشارکت در اقدامات تهاجمی گذشته‌ی نظامی همچون بمباران یوگسلاوی یا جنگ دوم خلیج‌فارس نیز تأکید کرد و آن‌ها را نمونه‌هایی از نقض بی‌کیفر حقوق بین‌الملل دانست. ملانشون در عین حال، خروج از ناتو را مانعی برای همکاری‌های دفاعی درون اتحادیه‌ی اروپا ندانست و تصریح کرد که تعهدات مشترک دفاعی با اعضای این اتحادیه، با افق‌های ترسیم‌شده‌ی او تعارضی ندارد.

او تأکید کرد که فرانسه به‌دنبال سیاست عدم‌تعهد همکارانه خواهد بود؛ سیاستی که گام نخست آن، گشودن گفت‌وگو با بازیگرانی است که تاکنون تبادل نظر کافی با آن‌ها صورت نگرفته است. ملانشون در این چارچوب با صراحت اعلام کرد که فرانسه به‌شکل قاطع از رویارویی خشن با چین پرهیز خواهد کرد و بر همکاری با این کشور خواهد افزود. او گفت: «ما نمی‌توانیم تعامل با دولتی را منوط به هماهنگی ارزش‌های آن با ارزش‌های خود بدانیم؛ در غیر این صورت، عملاً با هیچ کشوری در جهان امکان همکاری نخواهیم داشت.» وی با تأکید بر ضرورت گفت‌وگو و همکاری با قدرت‌های پیشرفته‌ی جهانی و در عین حال شفاف‌سازی حوزه‌های قابل‌حفاظت و نیازمند گشایش، سیاست‌های تحریم و تقابل علیه چین و هند را بی‌نتیجه خواند و تنها همکاری عمیق را راه‌گشای معضلات جهانی دانست.

ملانشون در فرازی دیگر از سخنان خود به موضوع ظهور چین پرداخت و اظهار داشت که پس از سفر ریچارد نیکسون، رئیس‌جمهور اسبق آمریکا، به چین در سال ۱۹۷۲، چرخه‌ای تازه از اقتصاد جهانی شکل گرفت. از یک سو، آمریکا برای کاهش هزینه‌ی کالاها، تولیدات پایه‌ی صنعتی را برون‌سپاری کرد و از سوی دیگر، چین با پذیرش این سفارش‌ها، به صنعتی‌سازی پرداخت و با استفاده از مازاد تجاری، به خرید اوراق قرضه‌ی آمریکایی روی آورد. به‌بیان ساده‌تر، آمریکا تأمین‌کننده‌ی بازار و سفارش و چین تأمین‌کننده‌ی توان تولید بود؛ چین ذخایر ارزی انباشت و آمریکا ثبات نظام مالی خود را حفظ کرد و این گونه وابستگی متقابل شکل گرفت. او در ادامه اشاره کرد که در دهه‌های پس از آن، اقتصاد جهانی تحت سلطه‌ی آمریکا، بحران‌های پیدرپی را تجربه کرد که هر بار شدیدتر از پیش بود و ابزارهای متعارف مهار آن‌ها، مانند تزریق گسترده‌ی نقدینگی، کارایی خود را به‌تدریج از دست داد؛ نقدینگی بازارهای جهانی به حد اشباع رسید و قیمت‌های دارایی‌ها دیگر نتوانست موتور محرک رونق اقتصادی باشد، تا اینکه پس از بحران ۲۰۰۸، واقعیتی که پیش‌بینی‌اش نمی‌شد، آشکار گشت: ظهور چین.

به‌گفته‌ی ملانشون، این تصور که چین صرفاً تولیدکننده‌ی کالاهای ارزان و با کیفیت متوسط است، برداشتی بس نادرست است. او با اشاره به اینکه چین یکی از کهن‌ترین تمدن‌های جهان است و پیش از سده‌ی نوزدهم، بزرگترین اقتصاد جهان را در اختیار داشت، افزود که چین با بهره‌گیری از فرصت پذیرش سفارش‌های صنعتی بین‌المللی، به‌سرعت به فناوری‌ها و شیوه‌های نوین تولید دست یافت و به‌تدریج به نیروی اول تولیدی جهان تبدیل شد و انبوهی از ذخایر عظیم مالی را انباشت، به‌گونه‌ای که هم‌اکنون هیچ کشوری در محاسبات خود نمی‌تواند از تأثیر چین چشم‌پوشی کند. ملانشون به‌ویژه بر این نکته پای فشرد که الگوی توسعه‌ی چین، دست‌کم تا به امروز، ویژگی‌های خاص خود را دارد و برخلاف رویه‌ی امپریالیستیِ سنتی، بر گسترش شبکه‌ای پایدار از مناسبات تجاری متمرکز بوده و گسترش تجاری آن با ایجاد پایگاه‌های نظامی، استقرار نیرو یا اشغال نظامی همراه نبوده است.

ملانشون همچنین خاطرنشان کرد که پس از آنکه چین به جایگاه نخستین قدرت تولیدی جهان دست یافت، راهبرد ایالات متحده دستخوش دگرگونی شد. او یادآور شد که دولت اوباما راهبرد «بازگشت به آسیا» را در دستور کار قرار داد، زیرا آمریکایی‌ها درک کرده بودند که کانون ثقل سیاسی جهان به سمت منطقه‌ای در حرکت است که کانون اقتصادی جهان نیز به آنجا منتقل شده است. او افزود که آمریکا از سرِ الزامات راهبردی، نام منطقه‌ی «آسیا-اقیانوسیه» را به «هند-اقیانوسیه» تغییر داد، حال آنکه در عمل، همان قلمرو پیشین است. ملانشون در پایان این بخش از سخنانش تأکید کرد که تغییر جهت راهبردی آمریکا به سمت آسیا، در حقیقت به‌معنای پذیرش این واقعیت است که رقابت با چین دیگر در چارچوب بازار و سازوکارهای صرفاً اقتصادی راه به جایی نمی‌برد.

ژان-لوک ملانشون، سیاستمدار کهنه‌کار چپ‌گرای فرانسوی که پیشتر در سال‌های ۲۰۱۲، ۲۰۱۷ و ۲۰۲۲ میلادی سه بار نامزد ریاست‌جمهوری شده و هر بار از راه‌یابی به دور دوم بازمانده بود، هفته‌ی گذشته در مصاحبه‌ای با شبکه‌ی یک فرانسه، از عزم خود برای چهارمین نامزدی در انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۲۷ خبر داد. او که هم‌اکنون ۷۴ سال سن دارد، فعالیت سیاسی خود را از عضویت در تشکیلات تروتسکیستی آغاز کرد و سپس در سال ۱۹۷۶ به حزب سوسیالیست پیوست و در سال ۱۹۸۶ برای نخستین بار به مجلس سنا راه یافت. اما در سال ۲۰۰۸، با انتقاد از گرایش حزب سوسیالیست به راست، از آن خارج شد و حزب چپ فرانسه را بنیاد نهاد و سپس در سال ۲۰۱۶، حزب «فرانسه‌ی سرکش» را ایجاد کرد.

بر اساس قانون اساسی فرانسه، امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور کنونی، در انتخابات سال آینده نمی‌تواند برای سومین دوره‌ی متوالی نامزد شود. ملانشون در نظرسنجی‌ها به‌عنوان یکی از گزینه‌های جدی در برابر حزب راست‌گرای «اجتماع ملی» مطرح است و با وجود آنکه همچنان چهره‌ای جنجالی محسوب می‌شود، محبوبیتش رو به افزایش است. بر اساس نظرسنجی موسسه‌ی اودوکسا در ماه مه درباره‌ی آرای دور نخست انتخابات ۲۰۲۷، میزان محبوبیت ملانشون به ۱۶ درصد رسیده که او را بار دیگر به عنوان رقابت‌پذیرترین نامزد در میان چپ‌گرایان فرانسه معرفی می‌کند. همچنین نظرسنجی موسسه‌ی ایفوپ در ژوئن نشان می‌دهد که ملانشون از پایگاه رأی ثابتی در میان هواداران حزب «فرانسه‌ی سرکش» و نیز بخشی از رأی‌دهندگان جوان و برخی اقشار کارگر برخوردار است. با این همه، تحلیلگران بر این باورند که چالش اصلی او برای موفقیت در انتخابات، گسترش پایگاه حمایت‌کنندگان فراتر از هواداران همیشگی و جلب پذیرش در میان طیف گسترده‌تری از رأی‌دهندگان است.

بیشتر از مجله جنوب جهانی-بررسی مسائل جنوب جهانی – سال بیستم کشف کنید

برای ادامه خواندن و دسترسی به آرشیو کامل، اکنون مشترک شوید.

ادامه مطلب