
از یانآن تا شنجن: چگونه چین سوسیالیسم را از طریق تناقض عینی قوام بخشید
مسیر انقلابی چین، انگارهٔ موهوم عصر جنگ سرد را که بر اساس آن، دولتهای سوسیالیستی صرفاً دستنشاندگانی گوشبهفرمان بودند که مکانیکی از دستورهای مسکو پیروی میکردند، در هم شکست. از انقلاب دهقانی و جنگ فرسایشی خلق گرفته تا اشتراکیسازی، انقلاب فرهنگی، اصلاحات و گشایش اقتصادی، و ظهور اقتصاد بازار سوسیالیستی، چین بارها و بارها سوسیالیسم را بر مبنای تناقضهای تاریخی و شرایط مادی خویش بازتعریف کرد و دگرگون ساخت. تجربهٔ چین، سوسیالیسم را نه به مثابهٔ قالبی نهادی و صلب، بلکه چونان فرآیندی تاریخی و پویا آشکار میسازد که تحت تأثیر توسعهٔ ناوزون، مبارزهٔ ضد امپریالیستی، ستیز طبقاتی، و تلاش مستمر برای حفظ حاکمیت در عین توسعهٔ نیروهای مولده شکل گرفته است. در این میان، چین از ویرانههای دوران نیمهاستعماری سر برآورد تا به یکی از قدرتمندترین جوامع صنعتی و فناورانهٔ جهان بدل شود، بیآنکه به حاکمیت حزب کمونیست پایان دهد یا خود را به طور کامل تسلیم سرمایهداری نئولیبرال کند.
به قلم پرنس کاپون
ترجمه مجله جنوب جهانی
