«جنایات علیه بشریت»؛ شنیع‌ترین راز سیا سرانجام برملا می‌شود؟

در

,

آرتی


نشست‌های استماع جدید پیرامون پروژهٔ «ام‌کی‌اولترا» (MKULTRA)، پرسش‌ها دربارهٔ قربانیان، پرونده‌های امحاشده و آزمایش‌هایی را که آمریکا هرگز پاسخگوی آن‌ها نبوده، دگرباره گشوده است.


یک نظامی صاحب‌مدال نیروی هوایی ایالات متحده، بدون هیچ‌گونه پیشینهٔ خشونت‌آمیز، ناگهان دختربچه‌ای سه‌ساله را ربود، مورد تجاوز قرار داد و به قتل رساند.


هنگامی که گروه جست‌وجو، جیمی شِیوِر (Jimmy Shaver) را در حال سرگردانی در نزدیکی سن‌آنتونیو در ایالت تگزاس یافتند، وی گویی در خلسه فرورفته بود و توان تبیین این مطلب را نداشت که در کجا قرار دارد یا چگونه به آنجا رسیده است. بر اساس گزارش‌ها، او پس از بازداشت، حتی همسر خود را به هنگام ملاقات در بازداشتگاه بازنشناخت. شِیوِر تا واپسین دم پیش از اعدامش در چهار سال بعد، همواره پافشاری می‌کرد که هیچ خاطره‌ای از ارتکاب جنایتی که به سبب آن به مرگ محکوم شده بود، در یاد ندارد.


اکنون با گذشت بیش از هفتاد سال، برخی از پژوهشگران بر این باورند که پروندهٔ او احتمالاً با یکی از تاریک‌ترین برنامه‌های سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) در دوران جنگ سرد پیوند داشته است: «ام‌کی‌اولترا»؛ پروژه‌ای مخفیانه که در پی آن بود تا از طریق داروها، هیپنوتیزم و آزمایش‌های روان‌شناختی، ذهن انسان را دستکاری کند، فروبشوید و در نهایت تحت سیطره درآورد.


این احتمال در سی‌ام ژوئن، زمانی که کارگروه کنگرهٔ ایالات متحده برای خروج اسناد محرمانهٔ فدرال از طبقه‌بندی، یکی از رسواترین فصول این نهاد اطلاعاتی را دگرباره گشود، باز هم در کانون توجهات قرار گرفت. قانون‌گذاران متعهد شدند پرده از حقیقت مکتوم ام‌کی‌اولترا بردارند؛ برنامهٔ غیرقانونی آزمایش بر روی انسان که سیا از طریق آن به توسعه و آزمایش داروهای روان‌گردان و فنون بازجویی مبادرت می‌ورزید؛ فنونی که برای دگرگون ساختن رفتار، حافظه و ادراک انسان طراحی شده بودند.
اینکه آیا این جلسهٔ استماع به وعده‌های یادشده جامهٔ عمل پوشانده است یا خیر، پرسش دیگری است؛ اما شهادت‌های ارائه‌شده در برابر کنگره نشان داد که با گذشت بیش از شصت سال از پایان رسمی پروژهٔ ام‌کی‌اولترا، بسیاری از تاریک‌ترین اسرار این برنامه همچنان مکتوم مانده‌اند.

وعده‌های کنگره؛ تکرار مکررات

آنا پائولینا لونا (Anna Paulina Luna)، رئیس این کارگروه، جای هیچ‌گونه تردیدی دربارهٔ وخامت و سنگینی اتهامات باقی نگذاشت.
وی در سخنان افتتاحیهٔ خود تصریح کرد: «تجویز دارو به افراد بدون رضایت آنان، اخضاع انسان‌ها در برابر شکنجه‌های روان‌شناختی، و استفاده از زندانیان و بیماران بیمارستان‌ها به عنوان سوژه‌های آزمایشگاهیِ فاقد اختیار؛ این‌ها مصداق بارز جنایت علیه بشریت هستند؛ برخی از هولناک‌ترین و رسواترین جنایات سدهٔ بیستم.»
«مردم آمریکا سزاوار دسترسی به سوابق کامل هستند. قربانیان و خانواده‌های آنان شایستهٔ به‌رسمیت‌شناخته‌شدن، پاسخگویی و اجرای عدالت‌اند. هیچ‌کس روانهٔ زندان نشد و دولت هرگز به هیچ‌کس برای آسیب‌های وارده خسارتی پرداخت نکرد.»
این ادبیات قاطع و آشتی‌ناپذیر بود، اما در عین حال، به طرز چشمگیری آشنا می‌نمود.


نزدیک به نیم قرن پیش نیز کنگره تحقیقات دیگری را پیرامون ام‌کی‌اولترا آغاز کرد و به قربانیان وعده داد که حقیقت تام سرانجام هویدا خواهد شد و عاملان آن پاسخگو خواهند گشت. آن تعهدات کم‌کم و در سکوت رنگ باختند؛ قربانیان هرگز به طور کامل شناسایی نشدند، غرامتی پرداخت نگردید و چنین پنداشته شد که بسیاری از اسناد این برنامه برای همیشه از بین رفته‌اند.


تام اونیل (Tom O’Neill)، نویسندهٔ کتاب «آشوب: چارلز منسون، سیا و تاریخ پنهان دههٔ شصت»، به قانون‌گذاران یادآور شد که آنان در حال گام برداشتن در مسیری هستند که کنگره پیش‌تر یک بار آن را پیموده است.


او به اعضای کارگروه گفت: «در همان جلسات استماع، اعضای کمیته‌ای چون شما وعده دادند که قربانیان ام‌کی‌اولترا شناسایی خواهند شد، غرامت دریافت خواهند کرد و خدمات درمانی مادام‌العمر به آنان ارائه می‌شود؛ اما هیچ‌یک از این‌ها هرگز محقق نشد.»
به گفتهٔ اونیل، قانون‌گذاران در دههٔ ۱۹۷۰ یکی از پرپیامدترین ادعاهای سیا را با بررسی و مداقهٔ بسیار ناچیزی پذیرفتند: اینکه سازمان پس از بیش از دو دهه آزمایش مخفیانه، صرفاً در دستیابی به کنترل ذهن ناکام مانده است.


مقامات سیا بارها پافشاری کردند که «تلاش بیست‌وپنج‌سالهٔ آنان برای یادگیری نحوهٔ کنترل ذهن انسان، شکستی فاحش و تمام‌عیار بوده است.»
اونیل بر این باور است که این نتیجه‌گیری شایستهٔ بازنگری جدی است.
او سال‌هاست استدلال می‌کند که سوابق تاریخی حکایت از روایتی کاملاً متفاوت دارند؛ روایتی که کنگره هرگز به طور کامل به آن نپرداخت و ممکن است به‌واسطهٔ امحای عمدی شواهد کلیدی مکتوم مانده باشد. وی برای اثبات این مدعا، نه به گمانه‌زنی، بلکه به مکاتبات مبادله‌شده میان دو تن از چهره‌های محوری پشت پردهٔ مخفیانه‌ترین آزمایش‌های سیا استناد کرده است.

طرح اولیه برای کنترل ذهن

اونیل برای تأیید استدلال خود مبنی بر اینکه کنگره هرگز از ابعاد کامل ام‌کی‌اولترا پرده برنداشته است، به مجموعه‌ای از مکاتبات اشاره کرد که به باور او، فهم ما را از این برنامه به طور بنیادین دگرگون می‌سازد.
این نامه‌ها میان روان‌پزشکی به نام لوئیس جولیون وست (Louis Jolyon West) — کسی که «در پی کنترل ذهن افراد بدون آگاهی آنان و با هدف نهایی خلق قاتلان برنامه‌ریزی‌شده بود» — و «شرمن گریفورد» (Sherman Grifford) ردوبدل شده است؛ شرمن گریفورد نام مستعار سیدنی گاتلیب (Sidney Gottlieb)، زهرشناس ارشد سیا بود که پروژهٔ ام‌کی‌اولترا را از نخستین روزهای شکل‌گیری‌اش طراحی و سرپرستی کرد. اونیل استدلال کرد که این اسناد فرسنگ‌ها با توصیف یک کنجکاوی علمیِ شکست‌خورده فاصله دارند و در عوض، طرحی به‌غایت جاه‌طلبانه را برای دستکاری ذهن انسان ترسیم می‌کنند.


نامهٔ نخست که در سال ۱۹۵۳ توسط وست نگاشته شد، «اهداف، روش‌ها و پیامدهای مورد انتظار آزمایش‌هایی را ترسیم می‌کرد که او امیدوار بود بر روی سوژه‌های انسانی ناآگاه اجرا کند.»
اونیل با بیان اینکه «این متن همچون برگی جداشده از دفترچهٔ آزمایش‌های یوزف منگله (Josef Mengele) به نظر می‌رسد»، این طرح‌ها را با آزمایش‌های پزشک بدنام نازی در اردوگاه آشویتس مقایسه کرد.
بر اساس این مکاتبات، وست پیشنهاد اجرای آزمایش‌هایی را بر روی «سوژه‌های بی‌میل و فاقد رضایت» داده بود، از جمله نظامیان، بیماران روانی، زندانیان محبس‌های غیرنظامی و «سوژه‌های خاصی» که توسط سیا شناسایی می‌شدند.


روش‌های او طیف وسیعی را در بر می‌گرفت؛ از تجویز داروهای روان‌گردان از جمله ال‌اس‌دی (LSD) گرفته تا تلفیق آن‌ها با هیپنوتیزم به منظور القای حالت‌های خلسه، سرگشتگی، فراموشی و دیگر وضعیت‌های روانیِ مصنوعاً ایجادشده.
هدف غایی، فراتر از مطالعهٔ صرف رفتار انسانی بود. وست فنونی را در سر می‌پروراند که می‌توانستند از سوژه‌های بی‌میل اعتراف بگیرند، خاطرات کاذب در ذهن آنان بکارند و باورها، نگرش‌ها و وفاداری افرادی را که پیش‌تر در برابر بازجویی یا دستکاری مقاومت کرده بودند، دگرگون سازند


این طرح اولیه همچنین نشان داد که این عملیات با چه ظرافتی طراحی شده بود تا نامرئی باقی بماند؛ بدین صورت که بودجه‌ریزی پنهان بماند، پیوندهای سازمانی کتمان شود و حتی بسیاری از همکاران علمی و نظامیِ وست از ماهیت واقعی این پژوهش بی‌خبر نگاه داشته شوند.
به گفتهٔ اونیل، گاتلیب با اشتیاق فراوان به این پیشنهاد پاسخ داد.
اگر این مکاتبات به‌درستی بازتاب‌دهندهٔ جاه‌طلبی‌های سیا بوده باشد، نشان می‌دهد که ام‌کی‌اولترا هرگز صرفاً مجموعه‌ای پراکنده از آزمایش‌های غریب نبوده، بلکه تلاشی سازمان‌یافته برای توسعهٔ روش‌های کاربردی نظارت و کنترل روان‌شناختی، هم‌زمان با مصون نگاه داشتن کل این تشکیلات از منظر عمومی بوده است.

پرونده‌ای که هرگز نباید رخ می‌داد

از نظر اونیل، پروندهٔ پیش‌گفتهٔ جیمی شِیوِر، این جاه‌طلبی‌ها را زنده‌تر و ملموس‌تر از هر سندِ برجای‌ماندهٔ دیگری به تصویر می‌کشد.
تنها یک سال پس از آنکه گاتلیب طرح‌های وست را تصویب کرد، جنایتی شگفت‌آور رخ داد. شِیوِر پیش از ارتکاب قتل، در بیمارستان نیروی هوایی — جایی که وست ریاست خدمات روان‌پزشکی آن را بر عهده داشت — تحت درمان‌های آزمایشی برای میگرن حاد قرار گرفته بود. خودِ وست بعدها در طول دادرسی به عنوان کارشناس روان‌پزشکیِ منتخبِ دادگاه در مراجع قضایی حاضر شد.
شِیوِر محکوم و به مرگ سپارده شد؛ با این حال، او تا زمان اعدامش در سال ۱۹۵۸، همواره تاکید داشت که هیچ‌گونه خاطره‌ای از ارتکاب جنایتی که بدان سبب محکوم شده، ندارد.


اونیل این پرونده را به عنوان مدرکی قطعی بر کنترل ذهن توسط سیا قلمداد نمی‌کند؛ بلکه استدلال می‌نماید که تلاقیِ شگرف میان رفتار تبیین‌نشدهٔ شِیوِر، درمان او تحت نظارت وست و پیشنهادهای خودِ این روان‌پزشک برای القای فراموشی و دگرگونی حالات ذهنی، مستلزم بررسی و مداقه‌ای بسیار دقیق‌تر از آن چیزی است که تاکنون صورت گرفته است.
از دیدگاه او، این پرونده همان احتمال ناخوشایندی را برمی‌انگیزد که دهه‌هاست بر پروژهٔ ام‌کی‌اولترا سایه افکنده است: اینکه برخی از پرپیامدترین آزمایش‌های این برنامه هرگز مورد اذعان قرار نگرفته‌اند، چه رسد به اینکه تفحص و بررسی شوند.


اونیل در نهایت چنین نتیجه گرفت که دقیقاً به همین دلیل، کنگره باید از پذیرش ظاهری سوابق تاریخی امتناع ورزد.
او به قانون‌گذاران گفت: «نزدیک به پنجاه سال پیش، کمیتهٔ دیگری که پیرامون ام‌کی‌اولترا تحقیق می‌کرد، پنداشت که حقیقت این برنامه به اطلاعش رسیده است؛ اما چنین نبود.»
در عوض، وی از کارگروه خواست تا به «بازنگری و تفحص همه‌جانبه در دستاوردهای این برنامه، آنچه به کنگره گفته شد و آنچه هنوز ممکن است مکتوم مانده باشد» مبادرت ورزند.

ردپایی که به‌عمد پاک شد

اگر اونیل کنگره را به بازنگری در دستاوردهای ام‌کی‌اولترا فراخواند، استیون کینزر (Stephen Kinzer)، روزنامه‌نگار و مورخ، بر پرسش متفاوتی تمرکز کرد: چرا بخش اعظم این برنامه همچنان ناشناختنی باقی مانده است؟

کینزر نویسندهٔ کتاب «زهرشناس ارشد» (Poisoner in Chief) است که به طور گسترده به عنوان زندگی‌نامهٔ مرجع سیدنی گاتلیب شناخته می‌شود. او به قانون‌گذاران گفت که حتی پس از سال‌ها پژوهش، بر این باور است که تنها بخش ناچیزی از این ماجرا آشکار شده است.
وی اظهار داشت: «من با تلخی واقفم که تنها بخش کوچکی از اقدامات گاتلیب و ماهیت ام‌کی‌اولترا را کشف کرده‌ام.» کینزر استدلال کرد که در هستهٔ مرکزی این پروژه، جاه‌طلبیِ بسیار رادیکال‌تری فراتر از بهبود محضِ فنون بازجویی نهفته بود.


سیا در تکاپوی خود برای «کاشت ذهن جدید در مغز یک فرد»، نخست درصدد «نابودی ذهنی بود که از پیش در آنجا وجود داشت». برای پیگیری این هدف، آزمایش‌های ام‌کی‌اولترا در زندان‌ها، بیمارستان‌های روان‌پزشکی، دانشگاه‌ها، فاحشه‌خانه‌ها و خانه‌های امن سیا گسترش یافت. کینزر استدلال کرد که با هر معیار مدرنی، بسیاری از آن آزمایش‌ها در حکم شکنجهٔ پزشکی بودند.
وی خاطرنشان کرد که قربانیان در ساختار سیا در طبقهٔ خاصی جای می‌گرفتند. کینزر گفت: «آنان را “عناصر مصرفی و اسقاطی” می‌نامیدند؛ انسان‌هایی که اگر ناپدید می‌شدند، هیچ‌کس دلتنگشان نمی‌شد.»
به گفتهٔ کینزر، گاتلیب عملاً با داشتنِ «آنچه در حکم مجوز قتل بود» فعالیت می‌کرد. حتی امروزه هیچ‌کس نمی‌داند چه تعداد از افراد تحت آزمایش‌های ام‌کی‌اولترا قرار گرفته‌اند و چه تعداد در اثر آن جان باخته‌اند.
با این حال، کینزر استدلال کرد که تمرکز صرف بر گاتلیب، خطر کژفهمی در سازوکار واقعی اجرای این برنامه را به همراه دارد. او گفت که رهبری عالی‌رتبهٔ سیا به‌عمد آزادی عمل فوق‌العاده‌ای به گاتلیب اعطا کرد و در عین حال، فاصلهٔ کافی را حفظ نمود تا بعدها بتواند مسئولیت سازمانی را حاشا کند.


کینزر استدلال کرد: «این راهکاری برای سیا بود تا نقش سازمانی خود را در ام‌کی‌اولترا انکار کند و آن را به شکلی گمراه‌کننده، صرفاً به عنوان محصول دگرآزاری یا شیفتگی مفرط یک فرد جلوه دهد.»
اگر این راهبرد قرین توفیق گشت، تنها بدان سبب بود که تصمیمی دیگر، بازسازی سوابق تاریخی را از آنچه بود نیز دشوارتر ساخت.
با تشدید نظارت‌ها و تفحص‌های عمومی در دههٔ ۱۹۷۰، گاتلیب و مافوقش، ریچارد هلمز (Richard Helms) رئیس وقت سیا، دستور امحای کم‌وبیش تمامی پرونده‌های ام‌کی‌اولترا را صادر کردند. برای دهه‌ها، این تصمیم به عنوان نقطه‌ای قلمداد می‌شد که در آن ردپاها به کلی کور و محو شدند.

اما کینزر بر این باور است که چنین نشد.
برخلاف دستور امحا، هزاران سندِ پیش‌تر نادیده‌انگاشته‌شدهٔ ام‌کی‌اولترا بعدها توسط یکی از تحلیلگران سازمان، در میان اسناد مالی سیا کشف شد.
او به قانون‌گذاران گفت: «همان پشتکار و مداقه می‌تواند امروز نیز نتایجی به بار آورد.»
از نظر کینزر، پرونده‌های برجای‌مانده نشان می‌دهند که مورخان احتمالاً هنوز تنها بخش کوچکی از آنچه را که در آرشیوهای پهناور این سازمان مدفون مانده است، می‌دانند.

مرگی که همچنان بر سر ام‌کی‌اولترا سایه افکنده است

کینزر پیشنهاد کرد که اگر کنگره تصمیم به پیگیری و فشار بیشتر دارد، یکی از نخستین مبادی حرکت، پروندهٔ مرگ اسرارآمیز فرانک اولسون (Frank Olson) خواهد بود.
در روایت رسمی، اولسون دانشمند ارتش بود که در نوامبر ۱۹۵۳ با پرتاب کردن خود از پنجرهٔ هتلی در نیویورک دست به خودکشی زد. اما کینزر به قانون‌گذاران یادآور شد که در واقعیت، اولسون به طور مخفیانه برای سیا کار می‌کرد و عمیقاً در پروژهٔ ام‌کی‌اولترا درگیر شده بود. بر اساس گزارش‌ها، وی مدت کوتاهی پیش از مرگ، ملاحظات و تردیدهای اخلاقی فزاینده‌ای را دربارهٔ این برنامه ابراز داشته و تمایل خود را برای خروج از آن اعلام کرده بود. از آن زمان تاکنون، مرگ او همواره مناقشه‌برانگیز بوده است. کینزر اظهار داشت: «شواهد نشان می‌دهند که مرگ او ممکن است خودکشی نبوده باشد.»


او استدلال کرد که اگر اسناد افشانشدهٔ سیا هنوز وجود داشته باشند، می‌توانند سرانجام پرده از یکی از پایدارترین اسرار سیا در دوران جنگ سرد بردارند.
اما پروندهٔ اولسون به دلیل دیگری نیز حائز اهمیت است؛ کینزر از قانون‌گذاران خواست تا به جای نگریستن به این ماجرا صرفاً به عنوان یک رویداد تاریخیِ حل‌نشده، پرسش کلان‌تر و بالقوه تکان‌دهنده‌تری را مطرح سازند:

آیا ام‌کی‌اولترا واقعاً با جنگ سرد دفن شد؟ یا اینکه صرفاً به شکل و ماهیت دیگری تطور و تکامل یافت؟

آیا ام‌کی‌اولترا واقعاً پایان یافت؟

ام‌کی‌اولترا پس از سال‌ها آزمایش مخفیانه که نتوانست گشایش مورد نظر طراحانش را به ارمغان آورد، سرانجام در سال ۱۹۶۳ رسماً به پایان رسید. خودِ سیدنی گاتلیب در نهایت به این نتیجه رسید که «پدیده‌ای به نام کنترل ذهن وجود خارجی ندارد.»
کینزر این ارزیابی را رد نمی‌کند؛ بلکه استدلال می‌نماید که این امر بازتاب‌دهندهٔ محدودیت‌های فناورانهٔ آن روزگار بوده است. کینزر به قانون‌گذاران گفت: «حتی اگر او درست گفته باشد، سخنش صرفاً در همان ظرف زمانی صحت داشته است.»
از زمان تعطیلی ام‌کی‌اولترا، علوم اعصاب، فناوری سایبری و هوش مصنوعی به گونه‌ای پیشرفت کرده‌اند که گاتلیب به‌سختی می‌توانست پندار آن را در سر بپروراند.


کینزر استدلال کرد که این پیشرفت‌ها، احتمالی ناخوشایند را مطرح می‌سازند. کنگره به جای آنکه صرفاً بپرسد ام‌کی‌اولترا در دوران جنگ سرد چه دستاوردهایی داشته است، باید این موضوع را نیز مد نظر قرار دهد که آیا فناوری‌های در دسترس نهادهای اطلاعاتی امروز، پرسش‌هایی را که سیا دهه‌ها پیش از پاسخ بدان‌ها عاجز ماند، دگرباره نگشوده است؟
کینزر هشدار داد: «سازمان‌های مخفی ممکن است به ابزارهایی برای کنترل ذهن دسترسی داشته باشند که سیدنی گاتلیب حتی توان تصور آن‌ها را نداشت.» وی از کارگروه خواست بررسی کند که آیا «امروزه تجسد و کالبد جدیدی از ام‌کی‌اولترا وجود دارد یا خیر.»
از این رو، از نظر کینزر، بازنگری در تاریخ این برنامه فراتر از ثبت و تثبیت سوابق تاریخی است. او گفت: «این اقدام فرصتی است برای پیوند دادن گذشته به آینده؛ این امر می‌تواند به جلوگیری از ظهور نسخهٔ سدهٔ بیست‌ویکمیِ ام‌کی‌اولترا کمک کند؛ نسخه‌ای که می‌تواند حتی ویرانگرتر از نمونهٔ اصلی آن باشد.»

واپسین فرصت

اینکه آیا کنگره در جایی که تحقیقات پیشین ناکام ماندند، توفیق خواهد یافت یا خیر، همچنان پرسشی بی‌پاسخ است.
آنا پائولینا لونا، رئیس کارگروه، جلسهٔ استماع را با این استدلال پایان داد که قانون‌گذاران «تعهدی برآمده از قانون اساسی دارند تا تضمین کنند سیا هرگز چنین اقداماتی را تکرار نخواهد کرد.» وی همچنین فاش کرد که به‌تازگی از مقر سیا در لنگلی (Langley) بازدید کرده و در آنجا مقامات به او گفته‌اند که اسناد پیش‌تر دیده‌نشدهٔ ام‌کی‌اولترا در حال حاضر برای خروج از طبقه‌بندی محرمانه آماده می‌شوند.


این افشاگری ممکن است مهم‌ترین دستاورد این جلسهٔ استماع قلمداد شود.
نزدیک به پنجاه سال پیش نیز کنگره به قربانیان و خانواده‌های آنان وعده داد که حقیقتِ تام پیرامون ام‌کی‌اولترا سرانجام آشکار خواهد شد؛ وعده‌هایی که هرگز جامهٔ عمل پوشانند. کارگروه امروزی متعهد شده است کاری را که اسلافش آغاز کرده بودند، به سرانجام برساند.
اینکه آیا این کارگروه موفق خواهد شد یا خیر، در نهایت ممکن است به یک پرسش ساده بستگی داشته باشد: چه مقدار از این ماجرا همچنان در صندوقچه‌های آرشیو سیا محبوس مانده است.

بیشتر از مجله جنوب جهانی-بررسی مسائل جنوب جهانی – سال بیستم کشف کنید

برای ادامه خواندن و دسترسی به آرشیو کامل، اکنون مشترک شوید.

ادامه مطلب