پشت‌پرده طراحی یک عملیات مداخله خارجی – درس‌هایی هم برای ایران

۱۱ ژوئیه: پشت‌پرده طراحی یک عملیات مداخله خارجی – کوبادباته

ترجمه مجله جنوب جهانی

کمپین مسموم ۱۱ ژوئیه که از فلوریدا هدایت می‌شد، ناگهان در فضای مجازی پدیدار نشد؛ بلکه از قبل درباره آن اطلاع‌رسانی شده بود، ابزارهایش را چیده بودند و آن را به جلو رانده بودند. از اواسط ژوئن، رسانه‌های دیجیتال و چهره‌های تاثیرگذار (اینفلوئنسرها) فعال در آمریکا، با پیوند زدن موضوعاتی چون قطعی برق، مشکلات معیشتی، زندانیان، اعتراضات پراکنده محلی و چهره‌های مخالف دولت کوبا، یک ایده واحد را القا کردند: اینکه کوبا در آستانه «۱۱ ژوئیه دیگری» قرار دارد. هدف آن‌ها این بود که پیش از فرارسیدن این تاریخ، زمین حاصلخیز و آماده شده باشد.

روند آشکارشده در این کمپین، شباهتی به یک گفت‌وگوی خودجوش مردمی که به بهانه یک رویداد تازه شکل گرفته باشد، ندارد. برعکس، این یک کمپین کاملاً برنامه‌ریزی‌شده و تقویم‌محور است: ابتدا موضوعات را جریان‌سازی می‌کنند، سپس به آن شتاب می‌دهند، در روزهای دهم و یازدهم ژوئیه فضای خبری را اشباع می‌کنند و پس از عبور از سالگرد حادثه، با ارائه ارزیابی‌ها، بیانیه‌ها و برگزاری تجمعات در خارج از کشور، به این موج دامن می‌زنند. داده‌ها یک واقعیت اثبات‌پذیر را نشان می‌دهند: یک رفتار رسانه‌ای متمرکز، تکراری و هماهنگ‌شده که کاملاً با یک عملیات فعال‌سازی رسانه‌ای و شناختی سازمان‌یافته از خارج از کشور همخوانی دارد. جالب اینجاست که تنها ۰.۷ درصد از حساب‌های کاربری که به موضوع ۱۱ ژوئیه اشاره کرده بودند، در داخل خاک کوبا حضور داشتند.

توزیع جغرافیایی

۸۵.۹ درصد از پیام‌های تحلیل‌شده در ایالات متحده تولید شده‌اند که این امر نقش تعیین‌کننده این کشور را در تولید و دامن زدن به این کمپین تایید می‌کند. هدف سیاسی این کمپین، ایجاد فضای روانی مساعد برای بروز ناآرامی‌های جدید در کوبا و چارچوب‌سازی برای مشروعیت‌بخشی به تشدید فشارهای آمریکا، از جمله تهدید به مداخله نظامی بود.

  • ۴۱.۴ برابر: افزایش تولید روزانه محتوا در اوج روز ۱۱ ژوئیه در مقایسه با میانگین روزهای قبل.
  • ۸۶.۳ درصد: از کل فعالیت‌ها تنها در ده منبع انتشار خبر در میامی متمرکز بود.
  • ۳۰ زنجیره: از پیام‌های تکراری در بازه‌های زمانی ۲۴ ساعته بازنشر شدند.
  • ۱۰ پست: به صورت تبلیغاتی و با صرف هزینه برجسته شدند که هشت مورد از آن‌ها قبل از ۷ ژوئیه منتشر شده بودند.

آغاز کمپین پیش از موعد مقرر

بین ۱۲ ژوئن تا ۶ ژوئیه، تولید محتوا با میانگین ۲.۴۴ پست در روز ادامه داشت. در این روزها که ظاهراً آرام به نظر می‌رسید، موضوعاتی پایه‌ریزی شدند که بعداً بر فضای سالگرد سایه افکندند: کمپین‌های مکرر حقوق بشری، قطعی برق، بحران اقتصادی، اعتراضات و نشانه‌هایی از ترس ساختگی دولت از یک انفجار اجتماعی جدید. از ۷ تا ۹ ژوئیه، مرحله پیش‌فعال‌سازی آغاز شد. میانگین تولید محتوا به ۱۲.۷ پست در روز افزایش یافت که ۵.۲ برابر بیشتر از سطح مبنا بود. در این مرحله، اظهارات مقامات آمریکایی، استناد به سازمان‌های بین‌المللی، محتوای مربوط به وضعیت شبکه برق و پیام‌هایی با محوریت ایجاد تنش، کنترل‌های پیشگیرانه و شمارش معکوس وارد دستور کار شد. جهش اصلی در روزهای ۱۰ و ۱۱ ژوئیه رخ داد. در این دو روز، ۱۴۳ پست اصلی و ۳۴۶ مورد بازنشر یا برجسته‌سازی ثبت شد. تنها در روز ۱۱ ژوئیه، ۱۰۱ پست اصلی و ۲۶۲ مورد بازنشر صورت گرفت که این میزان تولید محتوا، ۴۱.۴ برابر بیشتر از میانگین دوره آماده‌سازی بود. در واقع نیازی به وقوع یک رویداد جدید نبود؛ خود این سالگرد به یک رویداد رسانه‌ای ساختگی تبدیل شد.

(نمودار روند آماری نشان‌دهنده یک مرحله بذرپاشی، شتاب اولیه و اوج فوق‌العاده در ۱۱ ژوئیه است.) تمرکز زمانی این داده‌ها فرضیه فوق را تایید می‌کند. ۶۴.۳ درصد از پست‌ها و ۷۷ درصد از بازنشرها بین ۱۰ تا ۱۲ ژوئیه انباشته شده بودند. این تاریخ مانند یک سیگنال مشترک برای رسانه‌هایی عمل کرد که با ریتم، قالب و شعارهای بسیار مشابهی دست به انتشار محتوا زدند. پس از فروکش کردن این نقطه اوج، حجم مطالب کاهش یافت اما همچنان بالاتر از خط مبنا باقی ماند تا مانع از فراموشی سریع این جریان شود.

عملیات اصلی

رویداد ۱۱ ژوئیه دیگر صرفاً یک اتفاق نبود، بلکه به یک هشتگ و برچسب هدایت‌شده از سوی ایالات متحده تبدیل شد تا هرگونه مشکل جاری در کوبا را ببلعد و آن را به عنوان مقدمه‌ای برای «تغییر رژیم» جلوه دهد.

گویندگان اندک، پژواک‌های بسیار

تصویر ساخته‌شده از یک گفت‌وگوی پویا و همه‌جانبه زمانی رنگ می‌بازد که به هویت تولیدکنندگان واقعی محتوا نگاه کنیم. ده منبع اصلی انتشار خبر، ۲۲۷ مورد از ۲۷۷ محتوای اصلی (یعنی ۸۱.۹ درصد کل محتوا) را تولید کردند و ۸۶.۳ درصد از بازنشرها و واکنش‌ها را به خود اختصاص دادند. به عبارت دیگر، بیش از چهارپنجم کل فعالیت‌ها به یک هسته بسیار کوچک وابسته بود. وب‌سایت خبری «سیبرکوبا» (CiberCuba Noticias) موتور محرک اصلی بود: این رسانه ۸۷ محتوا تولید کرد (معادل ۳۱.۴ درصد کل حجم محتوا) و ۱۸۰,۶۶۶ واکنش دریافت کرد (۴۱.۸ درصد از کل واکنش‌ها). «ماریو پنتون» که حقوق‌بگیر سیستم تبلیغاتی دولت ایالات متحده است، با دریافت ۶۳,۴۹۳ واکنش در رتبه دوم کارآمدی قرار گرفت و به عنوان کانون بازنشر عمل کرد. از ۸۴ بازنشر صریح شناسایی‌شده، ۲۵ مورد (نزدیک به سه مورد از هر ده مورد) پیام‌های تولیدشده در حساب کاربری او را بازنشر کرده بودند. سایر بازیگران وظیفه استمرار حضور یا تولید محتوای بسیار پربازدید (وایرال) را بر عهده داشتند. رسانه‌هایی چون «کوبانوس پور ال موندو» (Cubanos por el Mundo)، «لا تیخرا» (La Tijera)، «کوبانت نوتیسیاس» (CubaNet Noticias) و «مارتی نوتیسیاس» (Martí Noticias) فعالیت خود را با فرکانس بالا حفظ کردند. «دیاریو د کوبا» (Diario de Cuba)، «لوس پیچی بویز» (Los Pichy Boys) و «روسا ماریا پایا» (Rosa María Payá) نیز با وجود تعداد پست‌های کمتر، بازخوردهای چشمگیری دریافت کردند. ترکیب این عملکرد نشان می‌دهد که برخی از این بازیگران تقویم زمانی را پر کردند و برخی دیگر محتوایی با هدف افزایش حداکثری بازدید ارائه دادند. جالب اینجاست که همه این بازیگران در خاک ایالات متحده مستقر هستند.

(فاصله زیاد میان اولین تولیدکنندگان محتوا و سایرین، از یک ساختار رسانه‌ای شدیداً متمرکز حکایت دارد. محرکان اصلی این کمپین در ایالات متحده حضور دارند.) این تمرکز از این جهت اهمیت دارد که برداشت ما را از این فضای گفت‌وگو تغییر می‌دهد. آنچه شهروندان به عنوان زنجیره‌ای از صداهای متنوع و مستقل دریافت می‌کنند، در واقع تکرار تیترها، منابع، شهادت‌ها و چارچوب‌هایی است که در چند مرکز معدود شکل گرفته‌اند؛ مراکزی که اکثر آن‌ها از سوی آژانس‌های دولتی آمریکا تامین مالی می‌شوند. تعدد رسانه‌ها لزوماً به معنای تنوع دیدگاه‌ها نیست.

سناریو: یادآوری، اعلان خطر، اتهام‌زنی و مشروعیت‌زدایی

این کمپین تنها به یک اتهام بسنده نکرد، بلکه چندین روایت را روی هم سوار کرد تا جدایی‌ناپذیر شوند. چارچوب غالب، زنده نگه‌داشتن یاد و مناسک سالگرد حادثه بود که در ۵۵۰ مورد ثبت‌شده (۷۲.۵ درصد نمونه‌ها) دیده می‌شد. عباراتی چون «پنج سال گذشته»، «اعتراضات تاریخی»، «فراموش نکنید» یا «ادامه مبارزه»، گذشته را به عنوان یک سناریوی اخلاقیِ تمام‌شده بازنمایی می‌کردند که قربانیان و مقصران آن از قبل مشخص شده‌اند. محور دوم، وعده تکرار اعتراضات بود. در ۵۰۴ مورد ثبت‌شده (۶۶.۴ درصد)، ایده‌هایی مانند «یک ۱۱ ژوئیه دیگر»، «انفجار جدید»، «بازگشت به خیابان‌ها» یا «در آستانه یک انفجار اجتماعی» به چشم می‌خورد. محتوای بسیاری از این پست‌ها که از میامی هدایت می‌شد، آشکارا مردم را به «داغ کردن» خیابان‌ها و «کشتن پلیس‌ها» تشویق می‌کرد. این استراتژی صرفاً به توصیف نارضایتی محدود نمی‌شد، بلکه یک انتظار ذهنی ایجاد می‌کرد: اینکه هرگونه تجمع محلی باید به عنوان پیش‌درآمدی برای یک قیام سراسری معرفی شود؛ و اگر اعتراضی رخ نمی‌داد، علت آن را به ترس یا سرکوب دولتی نسبت می‌دادند. محور سوم با پوشش ۵۷ درصدی، به موضوعات زندانیان، سرکوب و حقوق بشر اختصاص داشت. روایت‌های شخصی که از خارج بازگو می‌شد، به این کمپین رنگ و بوی احساسی و انسانی می‌بخشید، اما در عین حال ابزاری بود تا از موارد انفرادی برای محکومیت کل سیستم سیاسی استفاده شود. علاوه بر این، استفاده از واژه‌هایی مانند «رژیم»، «دیکتاتوری» یا «کاستریسم» در ۴۵.۵ درصد از کل مطالب، با هدف دیکته کردن نتیجه‌گیری نهایی پیش از توضیح واقعیت رویدادها به کار گرفته شد. مشکلات اقتصادی، معیشتی و بحران انرژی در ۳۹ درصد از موارد ثبت‌شده دیده می‌شد. سوگیری این رسانه‌ها در اشاره به مشکلات واقعی نبود، بلکه در این بود که این مشکلات را به طور خودکار در چارچوب سناریوی ۱۱ ژوئیه قرار می‌دادند و آن‌ها را به عنوان کاتالیزورهای ناگزیر اعتراضات معرفی می‌کردند. موضوعاتی مانند قطعی برق، کمبود مواد غذایی، نبود پول نقد یا تصمیمات اداری، بدون ارائه هیچ سندی، به عنوان نشانه‌هایی از وحشت، کنترل امنیتی یا فروپاشی دولت تفسیر شدند.

(یک مطلب واحد می‌توانست چندین چارچوب را فعال کند؛ به همین دلیل مجموع درصدها به ۱۰۰ نمی‌رسد. قدرت این روایت در هم‌پوشانی لایه‌های مختلف آن بود.)

قدرت در تک‌موضوعات نبود، بلکه در تلفیق آن‌ها بود

تلفیق داده‌ها نشان می‌دهد که این سناریو چگونه سرهم شده است. در ۴۲۰ مورد، یادآوری سالگرد در کنار انتظار برای اعتراضات جدید قرار گرفت. در ۳۶۰ مورد، یادآوری سالگرد با موضوع زندانیان و سرکوب پیوند خورد. در ۳۳۶ مورد، ایده اعتراض با روایت‌های تاییدنشده از «سرکوب» گره خورد و در ۲۶۰ مورد، به مشروعیت‌زدایی مستقیم از کل سیستم سیاسی متصل شد. این انباشتگی اثر قدرتمندی بر مخاطب می‌گذارد. مخاطب خبر قطعی برق، خبر مربوط به یک زندانی و بیانیه مقامات آمریکایی را به عنوان رویدادهای مجزا دریافت نمی‌کند؛ بلکه همه آن‌ها را در یک زنجیره پیوسته می‌بیند: کوبا در بحران است؛ بحران نشان‌دهنده ناکارآمدی سیستم است؛ سیستم با سرکوب پاسخ می‌دهد؛ سرکوب یاد ۱۱ ژوئیه را زنده نگه می‌دارد؛ و ۱۱ ژوئیه نویدبخش اعتراضات جدید است. در این سناریو، فشارهای ایالات متحده به عنوان یک واکنش اخلاقی جلوه داده می‌شود و نه اقدام بازیگری که منافع خاص خود را دنبال می‌کند.

(خانه‌های پررنگ‌تر نشان‌دهنده چارچوب‌هایی هستند که بیشترین هم‌پوشانی را با هم داشته‌اند. یادآوری سالگرد، اعتراض و سرکوب هسته اصلی روایت را تشکیل می‌دهند.) این یکی از مهم‌ترین عملیات‌های شناختی دوره اخیر به شمار می‌رود. در این روش، نیازی به جعل تمام داده‌ها نیست؛ بلکه کافی است علل جایگزین را حذف کنید، رویدادها را در یک جهت واحد بچینید و این زنجیره را آن‌قدر تکرار کنید تا بدیهی به نظر برسد. به این ترتیب، پیچیدگی‌های اقتصادی، اجتماعی و ژئوپلیتیکی حذف شده و جای خود را به یک تفسیر تک‌بعدی و اخلاقی می‌دهند.

تبدیل ۱۱ ژوئیه به یک برند شناخته‌شده

شعارها مانند برچسب‌های کم‌هزینه عمل کردند: آن‌ها به مخاطب اجازه می‌دادند فوراً کمپین را شناسایی کرده و بدون نیاز به استدلال جدید، آن را بازنشر کند. هشتگ مبنایی «11J» در ۴۳۶ مورد ثبت شد. پس از آن، «زندانیان سیاسی» با ۲۱۹ مورد، «حقوق بشر» با ۱۴۶ مورد، «کوبای آزاد» با ۱۲۹ مورد، «میهن و زندگی» (Patria y Vida) با ۱۱۲ مورد، «آزادی برای کوبا» با ۸۵ مورد و «SOS Cuba» با ۸۱ مورد در رتبه‌های بعدی قرار گرفتند. این استانداردسازی کلامی دو هدف را دنبال می‌کند: اول، پیام‌های متفاوت را به بخش‌هایی از یک هدف مشترک تبدیل می‌کند؛ دوم، کمک می‌کند تا تکرار مطالب به عنوان یک اجماع عمومی تلقی شود. وقتی شهروندان کلمات مشابهی را در رسانه‌های متعدد می‌بینند، به این نتیجه می‌رسند که با یک مطالبه عمومی و گسترده روبه‌رو هستند، هرچند که منبع اصلی تولید این قاب‌ها بسیار محدود و متمرکز باشد.

(هشتگ 11J به عنوان بستر اصلی سایر شعارها و دروازه ورود به کل بسته روایتی عمل کرد.)

تکرار، کپی‌برداری و تقویت هدفمند

هماهنگی تنها با انتشار پیام‌های کاملاً یکسان سنجیده نمی‌شود. این هماهنگی در همزمانی انتشار، وابستگی به منابع خبری مشترک، استفاده مجدد از شعارها و تکرار روابط علت و معلولی نیز مشهود است. در پایگاه داده تحلیل‌شده، ۵۵ گروه از متن‌های تکراری شناسایی شدند که ۱۳۹ مورد را تحت تاثیر قرار دادند. سی مورد از این زنجیره‌ها در میان رسانه‌ها و بازیگران مختلف در فاصله حداکثر ۲۴ ساعت دست به دست شدند که ۷۰ مورد ثبت‌شده و ۴۵ بازیگر را در بر می‌گرفت. این شباهت‌ها می‌تواند ناشی از بازنشر خودکار، استفاده مجدد از مطالب یا رویکردهای تحریریه مشترک باشد. اما سازوکار درونی آن هرچه که باشد، تاثیر آن بر مخاطب یکسان است: یکپارچگی روایت. پیامی که به نظر می‌رسد از سوی چندین منبع تایید شده، در واقع همان مطلب اولیه است که بازنشر شده یا تغییر اندکی در نگارش آن ایجاد شده است. برجسته‌سازی تبلیغاتی نیز نشانه دیگری از این جریان است. ده پست (تنها ۳.۶ درصد از کل محتوای اصلی) ۳۴,۴۱۴ واکنش و ۱۱۹,۶۱۱ بازدید ایجاد کردند. هشت مورد از این پست‌ها قبل از ۷ ژوئیه منتشر شده بودند. بودجه تبلیغاتی صرف روایت‌هایی درباره آزار و اذیت‌ها، زندانیان سابق ۱۱ ژوئیه، قطعی برق، اعتراضات، مشکلات بازنشستگان و احتمال وقوع یک انفجار اجتماعی جدید شده بود. بنابراین، کمپین نه تنها در روز سالگرد فعال شد، بلکه از مدت‌ها قبل و در مرحله آماده‌سازی به شدت مورد حمایت مالی قرار گرفته بود.

(ترکیب تمرکز زمانی، رسانه‌های غالب، بازنشرها، زنجیره‌های تکراری و ترویج گزینشی، ساختار یک بازوی تقویت‌کننده رسانه‌ای را ترسیم می‌کند.)

واشنگتن به عنوان منبع اعتبار عاریه‌ای

چهره‌های سیاسی ایالات متحده نقش حاشیه‌ای نداشتند. مواضع و بیانیه‌های آن‌ها خوراک اصلی تیترها، ویدئوها، نقل‌قول‌ها، تحلیل‌ها و بازنشرها را فراهم می‌کرد. این سازوکار هزینه اعتبار سنجی را برای رسانه‌ها کاهش می‌دهد؛ زیرا اتهام دیگر به عنوان دیدگاه تحریریه خود رسانه معرفی نمی‌شود، بلکه به عنوان اظهار نظر یک مقام بلندپایه ارائه می‌گردد. هماهنگی این اظهارات با نقطه اوج کمپین بسیار بالا بود. (بیانیه‌های سیاسی به عنوان سیگنال‌های فعال‌سازی عمل کردند.) ۸۷ درصد از اشارات به «مارکو روبیو»، ۸۵.۷ درصد از اشارات به «دونالد ترامپ»، ۸۸.۲ درصد از موارد مربوط به «ریک اسکات» و ۸۱.۸ درصد از اشارات به «اشلی مودی» در روزهای ۱۰ و ۱۱ ژوئیه متمرکز شده بود. مواضع سیاسی اتخاذ شده در ایالات متحده به عنوان کدهای فعال‌سازی عمل کردند و پوشش رسانه‌ای، آن‌ها را به ده‌ها مطلب ظاهراً مستقل تبدیل نمود. بدین ترتیب، چرخه کامل شد: مواضع سیاستمداران آمریکایی پوشش رسانه‌ای ایجاد کرد؛ پوشش رسانه‌ای صدای سیاستمداران را چند برابر کرد؛ تکرار این صداها تصور وجود یک اجماع عمومی را پدید آورد؛ و این اجماع ظاهری بعداً به عنوان سندی برای اثبات فشارهای بین‌المللی مورد استفاده قرار گرفت.

سوگیری‌های حاکم بر پوشش خبری کوبا

  • نخستین سوگیری، پیوند زمانی بود: هر مشکلی که در نزدیکی این تاریخ رخ می‌داد، از فیلتر کمپین ۱۱ ژوئیه (که عمدتاً از آمریکا هدایت می‌شد) تفسیر می‌گردید.
  • دومین سوگیری، پیوند زدن گذشته به حال بود: چالش‌های سال ۲۰۲۶ به عنوان ادامه مستقیم رویدادهای ژوئیه ۲۰۲۱ روایت شدند.
  • سومین مورد، تعمیم‌دهی بود: یک اتفاق انفرادی به عنوان سندی برای ناکارآمدی کل سیستم معرفی شد.
  • علاوه بر این، علیت‌های فرضی و حدسی نیز به کار گرفته شد. توزیع مواد غذایی، قطعی برق یا اقدامات اداری، بدون ارائه هیچ سندی، به ترس دولت، خرابکاری یا کنترل‌های پیشگیرانه نسبت داده شدند.
  • همچنین یک پیش‌گویی خودمحقق‌کننده در کار بود: اگر اعتراضی رخ می‌داد، تاییدی بر «یک ۱۱ ژوئیه دیگر» بود؛ و اگر رخ نمی‌داد، علت آن را سرکوب معرفی می‌کردند. این چارچوب ایدئولوژیک همواره راهی برای حق به جانب نشان دادن خود پیدا می‌کرد. برچسب‌زنی‌های پیش‌دستانه نیز راه را بر هرگونه تحلیل واقع‌بینانه بست. عبارات مشروعیت‌زدا پیش از وقوع رویدادها به کار گرفته شدند تا جهت‌گیری ذهنی مخاطب را تعیین کنند. ایجاد فوریت‌های کاذب (مانند «تنها چند روز مانده»، «پیش از آنکه دیر شود»، «در آستانه») فرصت تامل را از مخاطب سلب کرد. مظلوم‌نمایی تلاش کرد تا احساسات خشم، همدردی و امید را تحریک کند. تجمعات در میامی و مادرید تصاویر پشتوانه‌ای برای جلب حمایت‌های بیرونی فراهم ساختند، هرچند که در واقعیت دستاورد چندانی نداشتند؛ زیرا نتوانستند موج تجمعات بزرگی را که گروه‌های ضد کوبایی پیش‌بینی می‌کردند، ایجاد کنند.

نتیجه‌گیری تحلیل

تحریف اصلی لزوماً به معنای جعل کامل واقعیت‌ها نبود، بلکه در گزینش، پیوند زدن و اولویت‌بندی روایت‌های خصمانه علیه دولت کوبا تبلور یافت.

روایتی از بحران مستمر

کمپینی که حول محور ۱۱ ژوئیه شکل گرفت، تلاش کرد این تاریخ را به یک برند سیاسی پربازده تبدیل کند که قادر است رویدادهای گوناگون را ببلعت و آن‌ها را به عنوان مظاهر یک بحران واحد معرفی کند. قطعی برق، یک داستان شخصی، بیانیه‌ای از سوی واشنگتن، تجمعی در خارج از کشور یا یک چالش اقتصادی، همگی در یک زنجیره روایتی واحد ادغام شدند تا هر رویداد به عنوان مدرک جدیدی علیه کوبا ارائه شود. سپس از تقویت هماهنگ این محتواها برای ایجاد ظاهری خودجوش و همه‌پسند استفاده شد. هرچه این چارچوب خصمانه بیشتر تکرار می‌شد، اهمیت اجتماعی بیشتری پیدا می‌کرد؛ و هرچه مهم‌تر به نظر می‌رسید، پوشش خبری و چرخش بیشتری می‌یافت. به این ترتیب، یک چرخه بازخورد بسته شکل گرفت: برنامه‌ای که توسط تعداد محدودی از بازیگران تولید و تقویت شده بود، در نهایت به عنوان یک گفت‌وگوی مستقل، پویا و فراگیر معرفی شد. داده‌ها وجود یک جریان رسانه‌ای سازمان‌یافته حول محور ۱۱ ژوئیه را با تکیه بر شواهد متعدد تایید می‌کنند: بذرپاشی زودهنگام موضوعات، تمرکز تولید محتوا در دست چند منبع معدود، زنجیره‌های بازنشر تکراری، حمایت‌های مالی تبلیغاتی، استفاده از شعارهای استاندارد و هماهنگی با مواضع سیاسی مقامات آمریکایی. علاوه بر این، یک شاخص کلیدی وجود دارد: ۸۵.۹ درصد از حساب‌های مشارکت‌کننده در این نمونه آماری در ایالات متحده مستقر هستند. این برتری جغرافیایی در کنار نقش محوری چهره‌های سیاسی و پلتفرم‌های مستقر در آمریکا، تایید می‌کند که این کمپین یک عملیات مداخله خارجی با ماهیت رسانه‌ای و شناختی است که مستقیماً از خاک ایالات متحده هدایت شده است. هیچ‌یک از این نشانه‌ها به تنهایی برای اثبات وجود یک کمپین سازمان‌یافته کافی نیستند؛ اما وقتی در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند، الگویی از تمرکز، هماهنگی و تقویت رسانه‌ای را آشکار می‌سازند که توجیه آن به عنوان یک تصادف ساده یا نتیجه یک گفت‌وگوی خودجوش غیرممکن است. در این بازه زمانی، پوشش خبری درباره کوبا با هدف تبیین پیچیدگی‌های واقعیت، تناقضات، ریشه‌های متعدد مشکلات یا نقش محوری تحریم‌های همه‌جانبه آمریکا صورت نگرفت. برعکس، هر رویدادی در قالب یک روایت از پیش تعیین‌شده گنجانده شد: بحران، ناکارآمدی، سرکوب، انفجار جدید و مشروعیت‌بخشی به فشارهای خارجی بیشتر. این تاریخ صرفاً یادآوری نشد؛ بلکه فعال گردید، تقویت شد و به عنوان یک ابزار سیاسی برای تاثیرگذاری بر افکار عمومی و شرطی‌سازی فضای داخلی کوبا جهت تسهیل فرآیند «تغییر رژیم» به کار گرفته شد؛ جریانی که همان‌طور که دیدیم، هیچ دستاوردی به همراه نداشت.

یادداشت روش‌شناختی

این تحلیل شامل ۷۸۵ داده ثبت‌شده است که بین ۱۲ ژوئن تا ۱۳ ژوئیه ۲۰۲۶ در شبکه‌های اجتماعی فیس‌بوک، اینستاگرام، ایکس (توییتر سابق)، یوتیوب و تیک‌تاک گردآوری شده‌اند. این داده‌ها تمرکز، تکرار، تقویت و همگرایی روایتی را اثبات می‌کنند. منبع داده‌ها و ترسیم نمودارها: دیده‌بان رسانه‌ای کوبادیبیت (Observatorio de Medios de Cubadebate)

بیشتر از مجله جنوب جهانی-بررسی مسائل جنوب جهانی – سال بیستم کشف کنید

برای ادامه خواندن و دسترسی به آرشیو کامل، اکنون مشترک شوید.

ادامه مطلب