ترامپ همه چیز را باخت – الکساندر چائوسوف – ا. م. شیری

در


ترامپ همه چیز را باخت

پایگاه‌های نظامی آمریکا در حال خروج از خلیج فارس هستند

الکساندر چائوسوف (Alexander Chausov) روزنامه‌نگار، تحلیلگر مسائل بین‌المللی

ا. م. شیری- مطلب مرتبط: «آماده‌سازی‌ها برای انتقال پایگاه‌های آمریکایی از سراسر خاورمیانه به اسرائیل». اما نکتۀ قابل توجه در اظهار نظرات و تحلیل‌های اغلب کارشناسان این است که حملات تروریستی امپریالیسم آمریکا و رژیم صهیونیستی اسرائیل به میهن ما- ایران را اولاً، «جنگ» و ثانیاً، بنام دونالد ترامپ و نتانیاهو می‌نامند. روشن است که چنین تعاریف از حملات به کشور ما، ماهیت جنایت‌کارانۀ امپریالیسم جهانی به سرکردگی آمریکا و صهیونیزم در سیمای اسرائیل را به سایه می‌برد و همۀ آن را در «شخص» خلاصه می‌کند. این سبک برخورد به مسئله، خواه غیرعمدی و ناشی از بی‌سوادی نظری- سیاسی باشد، خواه عمدی و آگاهانه، در هر دو حالت، متأثر از تبلیغات دشمن است و در نوع خود، تلاش آشکاری است برای کتمان ماهیت امپریالیسم و صهیونیزم! غیرعمد در خدمت عمد.

*-*-*

رسانه‌های غربی از برنامه‌های آمریکا برای انتقال پایگاه‌های نظامی خود از خاک کویت، بحرین و عربستان سعودی به مکانی «دورتر از ایران» خبر داده‌اند. محتمل‌ترین مقصد این پایگاه‌ها اسرائیل عنوان شده است. الکساندر چائوسوف، تحلیلگر سیاسی، در یادداشتی برای NEWS.ru  توضیح داد که چرا واشنگتن تصمیم به چنین اقدامی گرفته، پادشاهی‌های حاشیۀ خلیج فارس چه واکنشی نشان خواهند داد و چرا خروج آمریکایی‌ها می‌تواند فرصت‌های بزرگی برای روسیه ایجاد کند.

آمریکا خسته شده، در حال خروج است.

روزنامۀ وال‌استریت ژورنال از برنامۀ واشنگتن برای سازماندهی مجدد پایگاه‌های نظامی آمریکا در خاورمیانه پرده برداشت. بر اساس این گزارش، هدف آن است که نیروها و تجهیزات نظامی آمریکا به نقطۀ دورتر از ایران منتقل شوند. محتمل‌ترین گزینه، خاک اسرائیل است.

به گفتۀ مالک دوداکوف، کارشناس مسائل آمریکا، این تصمیم برای آمریکا «اقدام ناخوش‌آیند» خواهد بود. با این حال، واشنگتن ناچار است چنین کاری انجام دهد. زیرا، سامانه‌های پدافند هوایی آمریکا در مقابله با موشک‌ها و پهپادهایی که از جمهوری اسلامی ایران شلیک می‌شوند، کارایی لازم را ندارند. در مقابل، اسرائیل سامانۀ پیشرفته و کامل برای دفاع موشکی و پدافند هوایی در اختیار دارد که می‌تواند از زیرساخت‌های نظامی آمریکا محافظت کند.

به گفتۀ این تحلیلگر، آمریکا با این اقدام در واقع «با یک تیر دو نشان» خواهد زد: هم امنیت نیروهای خود را افزایش می‌دهد و هم کنترل بیشتری بر تل‌آویو به دست می‌آورد. این موضوع از آن جهت اهمیت دارد که اختلافات میان دو طرف دربارۀ مذاکرات صلح با تهران رو به افزایش است. اسرائیل چندین بار این مذاکرات را مختل کرده یا تلاش کرده است آن‌ها را به شکست بکشاند و همزمان عملیات نظامی خود علیه لبنان را ادامه داده است. در حالی که برقراری صلح در لبنان یکی از شروط ایران برای پایان دادن به جنگ است.

اگر خسارت‌های چندین میلیارد دلاری آمریکا در جریان عملیات ضدایرانی را کنار بگذاریم و فقط از منظر سیاسی به موضوع نگاه کنیم، اقدام واشنگتن منطقی به نظر می‌رسد. دونالد ترامپ در موقعیتی متناقض قرار گرفته است. او نتوانست تهران را وادار به عقب‌نشینی کند و بارها تلاش کرد رهبران جمهوری اسلامی را پای میز مذاکره بنشاند، اما هر بار این تلاش‌ها شکست خورد. زیرا، در مقطعی تل‌آویو وارد عمل شده و حملۀ جدید آغاز می‌کرد. در پاسخ نیز ایران حملات موشکی خود را علیه هر هدف در دسترس، عمدتاً پایگاه‌های نظامی آمریکا در منطقه، از سر می‌گرفت.

در نتیجه، جامعۀ جهانی و رأی‌دهندگان آمریکایی مشاهده می‌کنند که قدرت نظامی آمریکا آن‌گونه که تصور می‌شد مطلق و شکست‌ناپذیر نیست. اضافه بر این، آن‌ها درمی‌یابند که دلیل ناتوانی ترامپ در دستیابی به توافق، کشوری در خاورمیانه است که عملاً بر کاخ سفید و پنتاگون نفوذ و تأثیر قابل توجهی دارد.

ترامپ در کجا اشتباه می‌کند؟

از نظر تئوریک، انتقال زیرساخت‌های نظامی آمریکا به نزدیکی تل‌آویو می‌تواند مشکلات موجود را برطرف کند. ترامپ قادر خواهد بود به رأی‌دهندگان خود بگوید که این نیز بخشی از یک تاکتیک هوشمندانه بوده و واشنگتن همچنان منطقه را تحت نفوذ خود دارد، هرچند از موضعی متفاوت.

اما در این میان، مسئلۀ مهم دیگری نیز هست: پادشاهی‌های حاشیۀ خلیج فارس که پایگاه‌های آمریکا در خاک آن‌ها مستقر است.

عربستان سعودی، بحرین و کویت، همانند دیگر کشورهای منطقه، از دیرباز شرکای واشنگتن در خاورمیانه محسوب می‌شوند. نمود آشکار این همکاری، همین پایگاه‌های نظامی است که قرار بود از این کشورها در برابر هرگونه تهدید خارجی محافظت کنند.

انتقال نیروهای آمریکایی ممکن است نه تنها به عنوان نوعی عقب‌نشینی، بلکه به منزلۀ کنار گذاشتن توافقات چندین دهه‌ای تلقی شود. علاوه بر این، با وجود تنش‌های دیرینه میان کشورهای عربی خلیج فارس و ایران که در اختلافات شیعه و سنی نیز ریشه دارد، همه این کشورها موضعی منفی نسبت به اسرائیل دارند و اسرائیل نیز متقابلاً نگاه مثبتی به آن‌ها ندارد. حال آنکه با اقدام آمریکا، رقیب ژئوپلیتیکی هر دو طرف بیش از پیش تقویت خواهد شد.

در نتیجه، پرسش‌های جدید متوجه واشنگتن خواهد شد. از جمله اینکه آمریکا در واقع چه کسی را شریک واقعی خود می‌داند و برای چه کسانی شعارهای پر طمطراق سر داده است؟

فرصت‌های جدید برای روسیه

در همین جا فرصت‌های جالبی برای روسیه پدید می‌آید؛ کشوری که سال‌هاست به‌طور پیوسته نفوذ خود را در جهان عرب گسترش می‌دهد. اگر به پروژه‌هایی که مسکو دنبال می‌کند نگاه کنیم، بخش عمده آن‌ها به حوزه لجستیک و حمل‌ونقل دریایی مربوط می‌شود.

برای مثال، مبادلات تجاری روسیه و بحرین به طور مستمر در حال افزایش است و در سال ۲۰۲۵ نسبت به سال ۲۰۲۴ حدود ۱۵ درصد رشد کرده و به ۴۰۰ میلیون دلار رسیده است. البته همه چیز را نمی‌توان تنها با پول سنجید.

بحرین، به عنوان کشوری جزیره‌ای، یکی از مهم‌ترین نقاط راهبردی در حوزۀ لجستیک خلیج فارس به شمار می‌رود و بی‌دلیل نیست که از آن با عنوان «دروازه خاورمیانه» یاد می‌شود. چند سال پیش، مسکو و منامه یادداشت تفاهمی در زمینۀ حمل‌ونقل و ترانزیت امضا کردند که امکان انتقال کالاهای روسیه از طریق راه‌آهن، جاده و مسیرهای دریایی را فراهم می‌کند. از سال ۲۰۲۵ نیز راه‌اندازی یک مرکز مشترک حمل‌ونقل و لجستیک در خاک بحرین در دست بررسی است. این تنها بخشی از پروژه‌های بزرگ و علنی دو کشور است.

مشکل اینجاست که اجرای این طرح‌ها به دلیل ادامۀ همکاری بحرین با آمریکا با سرعت چندانی پیش نمی‌رود. اما خروج آمریکا از منطقه می‌تواند نه تنها اجرای این پروژه‌ها را تسریع کند، بلکه همکاری روسیه و پادشاهی‌های عربی را در حوزۀ امنیت نیز گسترش دهد. اگر نه از طریق استقرار پایگاه‌های نظامی، حداقل از راه فروش تجهیزات و تسلیحات نظامی.

علاوه بر این، روسیه این فرصت را خواهد داشت که بیش از پیش در شبکۀ حمل‌ونقل دریایی منطقه ادغام شود و نفوذ خود را هم در خلیج فارس، هم در کانال سوئز و هم در کل این مسیر دریایی گسترش دهد.

در مورد تنگۀ هرمز نیز نیازی به توضیح چندانی نیست. برای اینکه ایران از پیش شریک راهبردی روسیه محسوب می‌شود.

به بیان دیگر، در کنار مسیر دریایی شمال که تحت حاکمیت روسیه قرار دارد، این کشور ممکن است به یک مسیر دریایی جنوبی مشترک، چندقطبی و بسیار سودآور نیز دست یابد. مسیری که سود آن نه در حد میلیاردها، بلکه تریلیون‌ها دلار برآورد می‌شود.

در چنین شرایطی، نویسنده با لحنی کنایه‌آمیز می‌نویسد: «در این زمینه فقط می‌توان برای آمریکا در این «جابه‌جایی» آرزوی موفقیت کرد. بقول معروف: راهتان هموار باد!

ترامپ به دنبال جبران شکست و کسب یک پیروزی مجدد است، اما، برگ‌های برنده اصلی در دست روسیه است.

برگرفته از: «دزن.رو»

٣٠ تیر-سرطان ١۴٠۵

 

بیشتر از مجله جنوب جهانی-بررسی مسائل جنوب جهانی – سال بیستم کشف کنید

برای ادامه خواندن و دسترسی به آرشیو کامل، اکنون مشترک شوید.

ادامه مطلب