ایالات متحده طرحی برای جنگ ندارد. – بن نورتون

در

,

نویسنده: بن نورتون

بن نورتون، سردبیر «گزارش اقتصاد ژئوپلیتیک».

ترجمه مجله جنوب جهانی

جنگی که ایالات متحده علیه ایران آغاز کرده، به یک فاجعه تمام‌عیار بدل شده است. هر روز شواهد تازه‌ای پدیدار می‌شود که نشان می‌دهد دولت آمریکا نه طرحی برای این جنگ دارد و نه راه گریزی از بحرانی که خودش آفریده است. در ادامه، چند گزارش را بررسی خواهم کرد که بیانگر هرج‌ومرج حاکم بر واشنگتن است؛ اما در این میان، گزارشی از شبکه «سی‌ان‌ان» واقعاً کم‌نظیر است. این شبکه در مردادماه گزارش داد که «نیروهای نظامی آمریکا از سربازان خود خواسته‌اند ایده‌های خلاقانه و غیرمتعارف برای تنبیه ایران ارائه دهند». پس وقتی می‌گویم دولت دونالد ترامپ برای این جنگی که خود آغاز کرده طرحی ندارد، اصلاً اغراق نمی‌کنم. پنتاگون به معنای واقعی کلمه در حال برگزاری جلسات طوفان فکری با تحلیلگران نظامی خود است.

در این گزارش آمده است که یکی از افسران ارشد فرماندهی مرکزی نیروهای نظامی آمریکا (سنتکام) در ایمیلی نوشته: «ما به ایده‌های جدید، خلاقانه و غیرمتعارف برای فشار آوردن بر ایران و تنبیه این کشور نیاز داریم». این درخواست از سوی افسری در بخش اطلاعاتی فرماندهی مرکزی آمریکا برای جمع گسترده‌ای از تحلیلگران نظامی ارسال شده است. این در حالی است که پیش از این نیز مقامات دولت آمریکا داستان‌های مشابهی را به رسانه‌ها درز داده بودند؛ داستان‌هایی که نشان می‌داد ترامپ به دلیل نداشتن طرح برای این جنگ، بر سر مشاوران ارشد خود فریاد می‌کشد و اصلاً نمی‌داند چه باید بکند. زیرا واقعیت غیرقابل‌انکاری که وجود دارد این است که ایالات متحده این جنگ را باخته است.

منتقدان این جنگ، از جمله ما در «گزارش اقتصاد ژئوپلیتیک»، ماه‌هاست می‌گوییم آمریکا آشکارا شکست خورده است و اکنون این موضوع در رسانه‌های جریان اصلی غرب نیز به رسمیت شناخته می‌شود. نشریه نیویورک تایمز در مردادماه مقاله‌ای با عنوان «ایران، آمریکا را به سوی شکستی راهبردی سوق می‌دهد؛ متحدان نگرانند» منتشر کرد. همچنین نشریه فارین پالیسی در مقاله‌ای به ترامپ توصیه کرده که چگونه می‌تواند به جنگ با ایران پایان دهد. این مقاله توسط اندیشکده‌ای در واشنگتن نوشته شده که با بودجه دولت آمریکا اداره می‌شود و در آن تأکید شده است که ترامپ باید «هنر دیپلماتیکِ باختنِ خوب» را فرا بگیرد و بپذیرد که آمریکا شکست خورده است.

از سوی دیگر، روزنامه فایننشال تایمز گزارش داده که ایران در این جنگ، تعیین‌کننده شرایط است. آمریکا این جنگ تجاوزکارانه را آغاز کرد، اما ایران در حال پیروزی است و این ایران است که اهرم فشار را در دست دارد، نه آمریکا. اما پیش از آنکه به تحلیل جزئیات این گزارش‌ها بپردازیم، بد نیست نگاهی به روایت کاخ سفید بیندازیم. اگر به اظهارات ترامپ گوش دهید، گویی او در سیاره دیگری زندگی می‌کند؛ او کاملاً از واقعیت فاصله گرفته است. هر چند روز یک بار در شبکه اجتماعی خود به نام «تروث سوشال» پستی منتشر کرده و سیاست جدیدی را درباره ایران اعلام می‌کند. او مدام دچار تغییر عقیده و تلاطم رأی می‌شود. یک روز می‌گوید جنگ تمام شده و ایران ظاهراً به توافقی تن داده است و روز بعد تهدید می‌کند که ایران را نابود خواهد کرد.

ترامپ در اول مردادماه در تروث سوشال نوشت: «ایالات متحده آماده و مسلح است و در سطحی از وحشت، قدرت و توان نظامی که از زمان جنگ جهانی دوم بی‌سابقه بوده، با جمهوری اسلامی ایران مقابله خواهد کرد». این عبارت، اعتراف آشکاری از سوی اوست مبنی بر اینکه نیروهای نظامی آمریکا درگیر اقدامات تروریستی هستند؛ مانند بمباران مدارس در ایران. فراموش نکنیم که دولت آمریکا چگونه این جنگ را با بمباران مدارسی در ایران آغاز کرد که مملو از کودکان بود؛ از جمله حمله‌ای سه‌گانه به مدرسه‌ای که عمدتاً دختران جوان در آن تحصیل می‌کردند. بعداً گزارش شد یکی از دلایل هدف قرار دادن این مدرسه، فرزندِ افسران نظامی بودنِ بسیاری از دانش‌آموزان آن بوده است. به عبارت دیگر، آمریکا عمداً اعضای خانواده افسران ایرانی، از جمله فرزندان آنان را هدف قرار داد و به همین دلیل حمله‌ای سه‌گانه ترتیب داد تا اگر افسران نظامی برای یافتن فرزندانشان به آنجا بروند، آن‌ها را نیز بمباران کند.

پس وقتی ترامپ به صراحت اعتراف می‌کند که ارتش آمریکا درگیر «وحشت، قدرت و توان نظامی بی‌سابقه از زمان جنگ جهانی دوم» است، حرفش چندان هم بی‌راه نیست؛ چراکه تاکتیک‌های او بسیار شبیه تاکتیک‌های رایش سوم است. این دقیقاً همان کاری است که ارتش آمریکا انجام داده است: بمباران عمدی غیرنظامیان و زیرساخت‌های غیرنظامی، از جمله کودکان ایرانی. اما فارغ از این نکته که البته بسیار حیاتی است، پیامی که ترامپ در این پیام منتقل می‌کند این است که آمریکا بار دیگر آماده ازسرگیری جنگ است، ولی مدعی می‌شود که از سوی ایران و برخی کشورهای خاورمیانه از او خواسته شده تا از حملات جدید خودداری کند. سپس ترامپ ادعا کرده که واشنگتن و تهران در حال مذاکره هستند و به زودی توافقی برای بازگشایی تنگه هرمز حاصل خواهد شد.

تنگه هرمز، مهم‌ترین گذرگاه نفتی جهان است. پیش از آغاز این جنگ توسط آمریکا، روزانه ۲۰ درصد از عرضه نفت جهانی از این تنگه عبور می‌کرد. در پاسخ به جنگ تجاوزکارانه آمریکا، ایران این تنگه را بست. با این حال، دولت ایران اعلام کرده که ادعاهای ترامپ درباره مذاکره و توافق کاملاً دروغین و بی‌اساس است. ترامپ هر چند روز یک بار با صراحت دروغ می‌گوید و ادعا می‌کند که توافقی جدید در راه است و جنگ به پایان می‌رسد؛ این در حالی است که اندکی پیش، آمریکا ایران را بمباران و تهدید کرده است. به راستی که هر چند روز یک بار لحن او کاملاً تغییر می‌کند و ۱۸۰ درجه می‌چرخد. این موضوع صرفاً بازتاب این واقعیت است که آمریکا هیچ طرحی ندارد و هیچ راهی برای پایان دادن به این جنگ نمی‌یابد، زیرا آمریکا شکست خورده و ترامپ از پذیرش آن سر باز می‌زند.

به همین دلیل است که ترامپ هر هفته یا دو هفته یک بار ادعا می‌کند این آخرین فرصت ایران است. مگر چند بار می‌توان گفت «این آخرین فرصت است»، در حالی که تهدیدهایتان بی‌اعتبار شده باشد؟ ترامپ پیشتر نیز چنین سخنانی گفته و مدام از ایران می‌خواهد توافقی به نفع آمریکا امضا کند، حاکمیت خود را واگذار نماید، از تنگه هرمز دست بکشد، برنامه هسته‌ای و همه موشک‌های خود را رها کند، سیاست خارجی مستقل را کنار بگذارد و به دست‌نشانده آمریکا تبدیل شود. این‌ها خواسته‌هایی است که آمریکا مطرح می‌کند. بدیهی است ایران در حالی که در جنگ پیروز شده و اهرم فشار را در اختیار دارد، هیچ‌یک از این امتیازها را نخواهد داد. پس ترامپ دست تکان می‌دهد، انگشت تهدید به سوی تهران دراز می‌کند و می‌گوید: «این آخرین فرصت شما برای توافق است». اما ایران چه می‌کند؟ ایران دست ترامپ را می‌خواند و بلوف او را رو می‌کند.

پس بیایید بفهمیم واقعاً چه اتفاقی در حال رخ دادن است. اگر فقط پیام‌های ترامپ را دنبال کنید، سردرگم خواهید شد و حق هم دارید، زیرا او هر چند روز یک بار ادبیاتش را عوض می‌کند. آنچه واقعاً رخ می‌دهد — آن‌گونه که امروز با شواهد نشان خواهیم داد — این است که آمریکا و متحدانش به شدت به دنبال راهی برای خروج می‌گردند. گزارش شده یکی از دلایلی که ترامپ حملات گسترده به ایران را (که تهدید کرده بود زیرساخت‌های برق و نفت ایران را نابود می‌کند) لغو کرد، نگرانی متحدان بزرگ آمریکا در غرب آسیا بود. به ویژه عربستان سعودی، قطر و امارات متحده عربی با ترامپ تماس گرفتند و از او خواستند به جای تشدید تنش، دست به تنش‌زدایی بزند. این خبر را وب‌سایت خبری آمریکایی «آکسیوس» نیز تأیید کرده است؛ رسانه‌ای که با آژانس‌های اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل ارتباط نزدیک دارد و ماموران این آژانس‌ها اغلب اخبار را به آن درز می‌دهند. آن‌ها گزارش دادند که محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، شخصاً از ترامپ خواسته حملات را متوقف کند؛ زیرا عربستان نگران اقدام تلافی‌جویانه ایران است.

این درخواست کاملاً منطقی است؛ زیرا ایران توانایی ادامه تشدید تنش و ضربه زدن به زیرساخت‌های راهبردی کشورهای همسایه در خلیج فارس را دارد. این موضوع به‌ویژه برای پادشاهی‌های حاشیه خلیج فارس مانند عربستان، امارات و بحرین — که بیشتر آن‌ها به منابع آب شیرین طبیعی دسترسی ندارند و بیش از ۹۰ درصد آب آشامیدنی خود را از طریق دستگاه‌های آب‌شیرین‌کن تأمین می‌کنند — حیاتی است. تا کنون ایران این آب‌شیرین‌کن‌ها را هدف قرار نداده است؛ اما اگر آمریکا جنگ را به شدت تشدید کند و زیرساخت‌های برق و انرژی ایران را بمباران نماید، ایران نیز می‌تواند سطح تنش را بالا برده و آب‌شیرین‌کن‌ها و سایر زیرساخت‌های حیاتی کشورهای همسایه را هدف قرار دهد. البته این حملات به خود آمریکا که در آن سوی جهان قرار دارد آسیب مستقیم نمی‌زند، بلکه این متحدان و نیروهای نیابتی اصلی آمریکا هستند که ضربه سختی خواهند خورد.

به هر حال، ما در گزارش ماه ژوئیه خود گفتیم یمن پس از آنکه آمریکا، عربستان را برای ازسرگیری جنگ علیه این کشور تحت فشار قرار داد، وارد نبرد شد. یمن که متحد ایران است، پس از حملات آمریکا و عربستان، زیرساخت‌های نفتی عربستان — از جمله تأسیسات انتقال نفت از ساحل شرقی به ساحل غربی و دریای سرخ و همچنین نفتکش‌های سعودی — را هدف قرار داد. این نیز یکی دیگر از دلایلی است که ریاض از واشنگتن خواسته جنگ را متوقف کند؛ چراکه از آسیب جدی به زیرساخت‌های انرژی خود هراس دارد. پایه اقتصاد همه کشورهای حاشیه خلیج فارس صادرات نفت و گاز طبیعی و البته محصولات شیمیایی و پتروشیمی است؛ موادی که برای تولید کود شیمیایی ضروری هستند و کمبود آن‌ها بحران کود را در جهان تشدید کرده و می‌تواند به بحران غذایی منجر شود. بنابراین، این دلایل تا حدی توضیح می‌دهد که چرا ترامپ برنامه خود برای بمباران گسترده ایران را متوقف کرد؛ اما عوامل دیگری نیز در این تصمیم‌گیری کاخ سفید نقش داشته‌اند که رابرت پاپ، استاد علوم سیاسی دانشگاه شیکاگو، به آن‌ها اشاره کرده است.

یکی از این مسائل مهم، تمام شدن مهمات حیاتی، موشک‌ها و رهگیرهای سامانه‌های پدافند هوایی آمریکاست. در گزارش‌های قبلی نیز به این موضوع اشاره کرده بودیم و گزارش‌های جدیدتر نشان می‌دهد هنگامی که آمریکا در ۲۸ فوریه این جنگ تجاوزکارانه را آغاز کرد، ۲۳۳۰ رهگیر موشک پاتریوت برای سامانه پدافند هوایی خود در اختیار داشت. تا ۸ آوریل، تنها اندکی بیش از ۱۰۰۰ عدد از آن‌ها باقی مانده بود و تا پایان ژوئیه، این عدد به حدود ۸۰۰ رسید. همچنین آمریکا حدود نیمی از پرتابه‌های رهگیر سامانه «تاد» را مصرف کرده است. به طور کلی، سی‌ان‌ان گزارش داده که نیروهای نظامی آمریکا نزدیک به ۸۰ درصد از رهگیرهای کلیدی موشکی خود را مصرف کرده‌اند و سال‌ها طول می‌کشد تا ذخایر خود را بازسازی کنند. اما این همه ماجرا نیست؛ ما فقط درباره رهگیرهای سامانه پدافند هوایی صحبت می‌کنیم، در حالی که ذخایر موشک‌های دوربرد آمریکا نیز رو به اتمام است. رویترز گزارش داده که ارتش آمریکا «عملاً تمام» موشک‌های دقیق دوربرد خود از جمله موشک‌های «اتکمز» را مصرف کرده و نزدیک به نیمی از ذخیره جهانی موشک‌های «تاماهاوک» خود را نیز به کار برده است. این عامل مهم دیگری است که ترامپ را مجبور به توقف تشدید تنش و لغو حملات گسترده به ایران کرد.

علاوه بر این، مسئله پایگاه‌های آمریکا در غرب آسیا را نیز نباید نادیده گرفت. پیش از آغاز جنگ، ارتش آمریکا بین ۴۰ تا ۵۰ هزار سرباز را در حدود دو دوجین پایگاه و تأسیسات نظامی در منطقه مستقر کرده بود. در پاسخ به این جنگ تجاوزکارانه، ایران در دفاع از خود — که بر اساس قوانین بین‌الملل حقی مشروع محسوب می‌شود — پایگاه‌های نظامی آمریکا در منطقه را هدف قرار داد. رسانه‌های جریان اصلی آمریکا نیز به رسمیت شناخته‌اند که ایران در نابودی یا آسیب شدید به اکثر قریب به اتفاق پایگاه‌های آمریکا در منطقه موفق بوده است. پیشتر به مقاله‌ای از فایننشال تایمز اشاره کردم که استراتژی تهران را تبیین کرده و نشان می‌دهد چقدر موفق بوده است. در این گزارش، علی ناصر، کارشناس ایرانی، اشاره کرده که ایران انتظار جنگی طولانی‌مدت را دارد و استراتژی‌اش بیرون راندن نیروهای آمریکایی از کشورهای همسایه تا حد ممکن (از جمله خلیج فارس، سوریه و عراق) و محصور کردن آن‌ها در اسرائیل و اردن است. دقیقاً همین اتفاق در حال رخ دادن است. فایننشال تایمز گزارش داده که در ماه ژوئیه، ایران حملات خود به سربازان و پایگاه‌های آمریکایی در کویت و بحرین را تشدید کرد و واشنگتن را مجبور ساخت نیروهای خود را از این کشورها عقب بکشد؛ به‌طوری که بسیاری از سربازان آمریکایی اکنون در اردن، اسرائیل و حتی نقاطی دورتر از ایران مستقر شده‌اند.

یک خبرنگار در کنفرانس خبری ۱۱ مرداد از ترامپ درباره این موضوع پرسید که آیا گزارش‌های مبنی بر بیرون راندن سربازان آمریکایی از کویت و بحرین توسط ایران تأیید می‌شود؟ و تنها پاسخ ترامپ این بود: «نمی‌خواهم در این باره اظهارنظر کنم». واضح است که این مسئله‌ای حساس بوده و آمریکا را نگران کرده است. با این حال، این خبر نباید غافلگیرکننده باشد؛ زیرا پیشتر نیز در رسانه‌های جریان اصلی آمریکا تأیید شده بود که ایران در بیرون راندن بسیاری از سربازان آمریکایی از منطقه موفق عمل کرده است. در ماه مارس، یعنی کمتر از یک ماه پس از آغاز جنگ، نیویورک تایمز گزارشی با عنوان «حملات ایران، سربازان آمریکایی را به کار از راه دور وادار کرده است» منتشر کرد. این مقاله که در ۲۵ مارس به چاپ رسید، اشاره داشت که ایران سربازان آمریکایی را از پایگاه‌های منطقه بیرون رانده و آن‌ها مجبور شده‌اند از هتل‌ها، دفاتر کار و بنادر غیرنظامی فعالیت کنند. به همین دلیل ایران زیرساخت‌های غیرنظامی را هدف قرار می‌داد، زیرا آمریکا آن‌ها را نظامی‌سازی کرده بود. نیویورک تایمز همچنین گزارش داد که فرماندهی مرکزی آمریکا بسیاری از سربازان خود را از منطقه خارج کرده و هزاران سرباز را به اروپا فرستاده است و اکنون سعی دارد جنگ را از پایگاه‌هایی در اروپا و از هزاران کیلومتر دورتر اداره کند.

همه این‌ها نشان می‌دهد چرا ایران به وضوح اهرم فشار را در این جنگ در اختیار دارد و در حال پیروزی است. فایننشال تایمز می‌نویسد: «واشنگتن به طور فزاینده‌ای با سرعتی می‌جنگد که تهران تعیین می‌کند. تهران ابتکار عمل را در دست دارد و هدفش خسته کردن آمریکا و ترساندن متحدان عرب آن است». به همین دلیل است که مدام شاهد تغییر عقیده در کاخ سفید هستیم؛ جایی که ترامپ یک روز می‌گوید ایران را نابود می‌کند و چند روز بعد ادعا می‌کند در آستانه امضای توافق و بازگشایی تنگه هرمز هستند و می‌گوید «ما پیروز شدیم و آن‌ها باختند». اینجاست که عبارت معروف «ترامپ همیشه عقب‌نشینی می‌کند» شکل گرفته است.

رابرت پاپ، استاد علوم سیاسی دانشگاه شیکاگو، جدول زمانی کوتاهی تهیه کرده که پنج بار مختلف را نشان می‌دهد که ترامپ تهدید به نابودی ایران کرده و سپس عقب کشیده است. در ماه مارس، ترامپ به ایران مهلتی ۴۸ ساعته داد و گفت اگر تسلیم نشود، ایران را نابود می‌کند و سپس عقب نشست. در ماه آوریل، تهدید کرد ایران را به عصر سنگ بازمی‌گرداند و باز هم عقب نشست و به آتش‌بسی تن داد که بعداً خودش آن را نقض کرد. در ماه ژوئن، ژوئیه و اوایل اوت نیز همین روند تکرار شد و هر بار ترامپ ادعای توافق با ایران را مطرح کرد؛ ادعایی که ایران آن را دروغ خواند و اعلام کرد ترامپ بهانه‌تراشی می‌کند.

در آغاز این تحلیل گفتم که دولت آمریکا در جنگ با ایران شکست می‌خورد و این حقیقتی است که اکنون به رسمیت شناخته شده است. نیویورک تایمز در مقاله مردادماه خود نوشت که آمریکا «به نظر می‌رسد به سوی شکستی راهبردی پیش می‌رود» و افزود: «اهداف ترامپ هنوز محقق نشده و ارتش آمریکا با کمبود مهمات کلیدی برای دسترسی جهانی مواجه است. ایران ظاهراً با دولتی رادیکال‌تر مصمم باقی مانده است. برنامه هسته‌ای و موشکی آن تخریب نشده و تنگه هرمز به طور مؤثر در کنترل آن قرار دارد. این جنگ، هم ایالات متحده و هم اسرائیل را در موضع ضعیف‌تری قرار داده است. واشنگتن از نظر نظامی و دیپلماتیک اعتبار خود را از دست می‌دهد و رفتار آمریکا در این نبرد، این برداشت را تقویت می‌کند که ایالات متحده ابزاری غیرقابل‌پیش‌بینی برای ایجاد هرج‌ومرج جهانی است». من با همه این موارد موافقم، هرچند اضافه می‌کنم که این موضوع مختص ترامپ نیست؛ چراکه آمریکا همواره نیرویی برای ایجاد بی‌ثباتی جهانی بوده است. کافی است به حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳، جنگ ویتنام، جنگ کره و موارد دیگر نگاه کنید؛ فهرست بسیار بلندبالایی است. اما به هر حال، نکته اصلی این است که دولت آمریکا این جنگ را می‌بازد و ایران به عنوان پیروز میدان ظاهر شده و اکنون قدرتمندتر از همیشه است.

بیشتر از مجله جنوب جهانی-بررسی مسائل جنوب جهانی – سال بیستم کشف کنید

برای ادامه خواندن و دسترسی به آرشیو کامل، اکنون مشترک شوید.

ادامه مطلب