
کیت کلارنبرگ
منتشرشده در المیادین انگلیسی
ترجمه مجله جنوب جهانی
از ۲۰ اکتبر تا ۲۱ نوامبر ۱۹۶۲، نبردی کمتر یادشده میان چین و هند درگرفت؛ درگیری شدیدی که تعهد هند به «جنبش عدم تعهد» را خدشهدار کرد، این کشور را کاملاً در مدار غرب قرار داد و آتشی از خصومتِ چنددههای میان این دو همسایه افروخت. تازه اکنون پکن و دهلینو، بر پایه منافع مشترک اقتصادی و سیاسی، در حال شکلدادن به روابطی سازنده هستند. پژوهشی دانشگاهی و دقیق — که رسانههای اصلی آن را نادیده گرفتند — افشا میکند که این جنگ، حاصل مداخله عامدانه و مخفیانه سیا بود که دقیقاً با هدف پیشبرد منافع منطقهای بریتانیا و آمریکا طراحی شد.
در سالهای پیش از جنگ هند و چین، تنشها میان دو کشور بهطور پیوسته در حال افزایش بود؛ روندی که بخش عمده آن به دسیسههای سیا در حمایت از نیروهای تجزیهطلب تبت بازمیگشت. برای نمونه، در سال ۱۹۵۷، شورشیان تبتی که در خاک آمریکا آموزش محرمانه دیده بودند، با چتر نجات وارد منطقه شدند و تلفات سنگینی به نیروهای ارتش آزادیبخش خلق چین وارد کردند. سال بعد، این اقدامات پشتپرده بهشدت شدت گرفت و این سازمان با اسقاط هوایی سلاح و تجهیزات در تبت، شورشهای خونینی را برپا کرد. طبق برخی برآوردها، تا ۸۰ هزار سرباز ارتش چین در این درگیریها کشته شدند.
ماو تسهتونگ متقاعد شده بود که انقلابیون تبتی، گرچه در نهایت از سوی آمریکا حمایت میشوند، از پشتیبانی قابل توجه هند نیز برخوردارند و از خاک این کشور بهعنوان پایگاه عملیاتی استفاده میکنند. این بدگمانیها با قیام مارس ۱۹۵۹ در تبت به اوج رسید؛ قیامی که موج عظیمی از پناهجویان را روانه هند کرد و دهلینو نیز به دالایی لاما — رهبر تبتیها که مورد حمایت سیا بود — پناهندگی داد. چند هفته بعد، ماو در نشست دفتر سیاسی حزب کمونیست چین، «پاتک علیه اقدامات ضد چینی هند» را اعلام کرد.
او خواستار آن شد که در مواضع رسمی حزب، از جواهر لعل نهرو، نخستوزیر هند، «بهشدت انتقاد» شود و تأکید کرد پکن «نباید از برآشفتهکردن او یا ایجاد گسست در روابط ترسی داشته باشد» و «ما باید این مبارزه را تا انتها ادامه دهیم.» برای نمونه، پیشنهاد شد که «توسعهطلبان هندی» بهطور رسمی به «دستبوسی و تبانی» با «امپریالیستهای بریتانیا» برای «مداخله آشکار در امور داخلی چین به امید تصاحب تبت» متهم شوند. ماو قاطعانه خواستار شد:
ما… نباید از این مسئله شانه خالی کنیم یا آن را دور بزنیم.
از قضا، در همان دوران، غرب به دلیل تعهد نهرو به عدم تعهد و سیاستهای اقتصادی عموماً سوسیالیستیاش، با دیدهی تردیدِ شدید به او مینگریست. از این رو، نمیشد برای پیشبرد طرحهای مخفیانه بریتانیا و آمریکا علیه چین روی او حساب کرد. در سوی دیگر، نیکیتا خروشچف، رهبر شوروی، نهرو را متحدی بالقوه و بااهمیت میدانست و مشتاق حفظ روابط مثبت با او بود. همزمان، شکاف میان چین و شوروی — که از فوریه ۱۹۵۶ با سخنرانی محرمانه و جنجالی خروشچف در محکومیت دوران جوزف استالین آغاز شده بود — روزبهروز عمیقتر میشد. اختلافات سرِ هند و تبت نیز تنها به این طلاق تلخ سرعت بخشید.
«یک سلاح»
پس از ماهها محکومیت رسمی سیاستهای نهرو در قبال تبت از سوی پکن، جنگ اطلاعاتی چین علیه هند در اوت ۱۹۵۹ رنگ واقعی به خود گرفت و به سلسله درگیریهای خونینی در امتداد مرزهای دو کشور بدل شد. نهرو بلافاصله دست به دامن مسکو شد و عاجزانه خواست تا نزدیکترین متحد خود را مهار کند. این امر به نشستی پرکشمکش در اکتبر ۱۹۵۹ میان خروشچف، مشاوران ارشدش و رهبری عالی حزب کمونیست چین در اقامتگاه رسمی ماو انجامید. خروشچف با پرخاشگری به همتایان چینی خود گفت که رویارویی آنها با دهلینو و ناآرامیهای تبت «تقصیر خود شماست».
رهبر شوروی در ادامه درباره اهمیت «حفظ روابط خوب» با نهرو و «کمک به بقای او در قدرت» هشدار داد، چرا که اگر او کنار میرفت، «چه کسی بهتر از او پیدا میشد؟» ماو در پاسخ گفت هند «در تبت چنان رفتار کرده که گویی این منطقه متعلق به خود آنهاست» و با اینکه پکن نیز از نهرو حمایت میکند، اما «در مسئله تبت، باید او را در هم بشکنیم.» سپس مقامات مختلف حزب کمونیست چین، یکی پس از دیگری، با قاطعیت مدعی شدند که درگیریهای مرزی اخیر را دهلینو آغاز کرده است. با این حال، خروشچف این سخنان را کاملاً بیارزش دانست.
او با ریشخند پاسخ داد: «بله، تیراندازی را شروع کردند و خودشان هم افتادند مردند!» بیانیه یک ماه پیشِ شوروی در اعلام بیطرفی درباره مناقشه هند و چین نیز خشم هیئت چینی را برانگیخته بود. ماو گلایه کرد که «این بیانیه، با علنیکردن شکاف میان کشورهای کمونیست، همه امپریالیستها را شاد کرد.» خروشچف و همراهانش باز هم به این سخنان اهمیتی ندادند. اما ناآگاه از همهجا، حاضرانِ نشست همگی بیآنکه بدانند پا در تلهای گذاشته بودند که سیا سالها پیش پهن کرده بود.
در سپتامبر ۱۹۵۱، در یادداشتی از وزارت امور خارجه آمریکا آمده بود: «آمریکا باید بکوشد از تبت بهعنوان سلاحی برای هشدار به هند درباره خطرات مصالحه با هر حکومت کمونیستی استفاده کند و بهویژه هند را به سمتی سوق دهد که خود داوطلبانه سیاست مقاومت قاطعانه در برابر فشارهای چین کمونیست در جنوب و شرق آسیا را در پیش گیرد.» به بیان دیگر، باور بر این بود که حمایت از استقلال تبت میتواند به گسست میان چین و هند بینجامد. در مقابل، شوروی نیز ناچار به جانبداری میشد که این امر شکاف با پکن را عمیقتر میکرد.
این استراتژی، مبنای عملیات مخفیانه سیا در تبت طی دهه بعد شد؛ عملیاتی که با انتصاب آلن دالس به ریاست سیا در سال ۱۹۵۳ شدتی مضاعف یافت. پایگاهی اختصاصی و فوقسری برای تجزیهطلبان در «کمپ هیل» — از مراکز آموزشی ارتش آمریکا در دوران جنگ جهانی دوم واقع در کوههای راکی — ساخته شد. عوارض زمین در آنجا — پرتگاههای عمودی و جنگلهای تراکمیافته — یادآور تبت بود و فرصتی عالی برای تمرینهای چریکی فراهم میکرد. شمار بیشماری از شبهنظامیان طی سالیان متمادی در آنجا آموزش دیدند.
سیا در هر مقطعی ارتش سری متشکلی از ۱۴ هزار تجزیهطلب تبتی را در داخل خاک چین پشتیبانی میکرد. در حالی که چریکها تصور میکردند واشنگتن صادقانه از مبارزه تجزیهطلبانه آنها حمایت میکند، در واقع تمام همّوغَمّ این سازمان ایجاد چالشهای امنیتی برای پکن و در نتیجه تحمیل هزینههای اقتصادی و نظامی به رقیب خود بود. همانطور که دالایی لاما بعدها با حسرت اذعان کرد، کمکهای این سازمان صرفاً «بازتابی از سیاستهای ضد کمونیستی آنها بود، نه حمایتی واقعی از احیای استقلال تبت.»
«آسیبپذیرتر از همیشه»
تا اکتبر ۱۹۶۲، عملیات سیا در تبت چنان مایه آزار چین شده بود که نیروهای ارتش چین به هند حملهور شدند. واشنگتن از پیش کاملاً آگاه بود که اقدام نظامی قریبالوقوع است. تلگرامی که پنج روز پیش از شعلهور شدن جنگ برای دین راسک، وزیر امور خارجه آمریکا، فرستاده شد، وقوع «مناقشهای جدی» را پیشبینی کرده و خطمشی دقیقی را برای زمان وقوع حادثه ترسیم کرده بود. در درجه اول، آمریکا باید ابراز «همدردی خود با هندیها و مشکلات ناشی از مداخله چین» را بهطور علنی اعلام میکرد.
با این حال، حیاتی دانسته شد که «در ابراز مواضع خود خویشتندار باشیم تا هیچ بهانهای به دست چینیها برای ادعای مداخله آمریکا داده نشود.» در حالی که دهلینو از پیش خریدهای محدود و محرمانهای از تجهیزات نظامی آمریکا انجام داده بود، واشنگتن با آغاز جنگ، فعالانه «پیشنهاد کمک» نمیداد. در تلگرام اشاره شده بود: «این وظیفه هندیهاست که تقاضا کنند.» اگر چنین درخواستهایی مطرح میشد، «ما با همدردی به تقاضاها گوش فرا خواهیم داد… و با تمام سرعت و کارایی برای تأمین اقلام اقدام خواهیم کرد»:
ایالات متحده کمکهایی را ارائه میدهد… که برای تسهیل مشکلات حملونقل و ارتباطات نظامی هند طراحی شدهاند. علاوه بر این، وزارتخانههای امور خارجه و دفاع در حال بررسی امکان تأمین سریع تجهیزات ترابری، ارتباطی و سایر ادوات نظامی با شرایط مورد قبول هند هستند تا در صورت درخواست حکومت هند، آماده باشند.
همانطور که پیشبینی میشد، درگیری هند و چین نهرو را واداشت تا دست نیاز به سوی واشنگتن دراز کند؛ امری که تغییری بنیادین در سیاستهای او بود. بخش عمدهای از بدنه سیاسی دهلینو موضعی غربگرایانه اتخاذ کردند و ندای بازنگری در موضع عدم تعهد کشور در صحن پارلمان طنینانداز شد. حتی احزاب کمونیست و سوسیالیست که تا پیش از آن هرگونه تحالف با آمریکا را رد میکردند، مشتاقانه این کمکها را پذیرفتند. عملیات سیا در تبت به پیروزی کامل رسیده بود.
همانطور که در ارزیابی اطلاعات ملی سیا در مه ۱۹۶۰ آمده بود، «پرخاشگری چین» علیه دهلینو سرِ مسئله تبت، موجب شکلگیری «دیدگاهی همسو تر با مخالفت آمریکا با چین کمونیست» در میان رهبران هند شده بود. این امر شامل «درک بهترِ ارزش موضعِ مقتدرانه غرب — بهویژه آمریکا — در آسیا برای ایجاد توازن» در برابر نفوذ منطقهای پکن بود. با این حال، سیا خاطرنشان کرده بود که تا زمان نگارش آن سند:
نهرو هیچ قصدی برای تغییر سیاست بنیادی عدم تعهد هند ندارد و ظاهراً بدنه اصلی افکار عمومی هند همچنان با این سیاست همراه است.
جنگ هند و چین همه چیز را دستخوش تغییر کرد. تحلیل سیا در دسامبر ۱۹۶۲ از «چشمانداز و پیامدهای» این مناقشه، «مسخ و تحول» دهلینو را ستود؛ تحولی که سیا پیشبینی میکرد «به احتمال قریب به یقین فرصتهای تازهای را به روی غرب خواهد گشود.» ارزیابیها نشان میداد که این کشور «بیش از هر زمان دیگری آماده پذیرش نفوذ آمریکا و بریتانیا، بهویژه در حوزه نظامی» است. در مقابل، این جنگ «روابط اتحاد جماهیر شوروی با هند را به شدت پیچیده کرد و بر مشکلات آن با چین افزود»:
شوروی ارزش والایی برای ادامه روابط نزدیک با هند قائل خواهد بود. گرچه شانس آن برای ایجاد نفوذی پایدار در بدنه نظامی هند تقریباً از بین رفته است، اما احتمالاً به تامین برخی تجهیزات نظامی و حفظ پیوندهای اقتصادی خود با هند ادامه خواهد داد.
در پی آن، دهلینو همکاری با دستگاههای اطلاعاتی بریتانیا و آمریکا را برای جمعآوری اطلاعات از چین آغاز کرد و فعالانه وارد اقدامات تخریبی سیا در تبت شد. سایه جنگ هند و چین سالها بر روابط این دو کشور سنگینی کرد و درگیریهای مرزی هرازگاهی رخ میداد. اما اکنون، همانطور که دونالد ترامپ در سپتامبر با حسرت یاد کرد، هند به نظر میرسد برای همیشه در احاطه پکن و شریک نزدیکش روسیه «از دست رفته» است. تلاشهای مستمر و چنددههای آمریکا برای افروختن آتش دشمنی میان این دو همسایه پهناور، تحت فشار سنگین واقعیتهای ژئوپلیتیک، به شکلی تماشایی نقش بر آب شده است.
نشریه «مانثلی ریویو» لزوماً با تمام دیدگاههای مطرحشده در مقالاتی که در بخش آنلاین بازنشر میشوند موافق نیست. هدف ما به اشتراک گذاشتن تنوعی از دیدگاههای چپ است که فکر میکنیم برای خوانندگان ما جذاب یا مفید خواهد بود. — ویراستاران.
