تنها پادزهر فقر و بی‌خانمانی سوسیالیسم است – امی یانگ

در

,

امی یانگ

ترجمه مجله جنوب جهانی

رسانه‌های جریان اصلی غرب، به‌ویژه رسانه‌هایی که دیاسپورا و خارج‌نشینان چینی را هدف قرار می‌دهند، خلاقیت بسیار بالایی در ساختن دروغ درباره «فقر و بی‌خانمانی» در چین دارند. از ادعاهایی نظیر «چین ۵۰ میلیون بی‌خانمان دارد اما حزب شرور کمونیست چین (این نامی است که غربی‌های ضد چین روی حزب کمونیست چین گذاشته‌اند) آن‌ها را در جایی مخفی کرده است» گرفته تا «چین ادعا می‌کند با پایین آوردن شاخص فقر توانسته فقر را کاهش دهد، اما فقر همچنان در چین وجود دارد (ادعایی نادرست که بر اساس خط فقر برای کشورهای با درآمد متوسط رو به بالا، یعنی کشورهای غربی مطرح می‌شود)»؛ این روایت‌های ضد چینی هرچند ممکن است از نظر لحن و محتوا متفاوت باشند، اما همگی یک هدف مشترک دارند: پنهان کردن دستاوردهای چین در بهبود رفاه مردم از چشم مردمِ غربِ سرمایه‌داری.

چرا طبقه حاکم بورژوای غرب و مالکان رسانه‌های جریان اصلی آن‌قدر از دستاوردهای چین در فقرزدایی احساس تهدید می‌کنند که مجبورند حقیقت را از مردم طبقه کارگر خود پنهان کنند؟ پاسخ برای هر کسی که به اروپا یا آمریکا سفر کرده باشد بسیار ساده است.

برخلاف چین، بی‌خانمانی در غرب امپریالیستی به مشکلی روزافزون و جدی تبدیل شده است. برای نمونه، در آلمان شمار افراد فاقد مسکن در سال ۲۰۲۴ به بیش از ۱ میلیون نفر جهش یافت و تعداد کودکان و نوجوانان بی‌خانمان بین سال‌های ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۵ تقریباً سه برابر شد و به بیش از ۱۳۷ هزار نفر رسید. فارغ از این آمارهای بی‌روح، اگر کسی به شهرهای بزرگ اروپایی مانند هامبورگ و بارسلونا سفر کند، با دیدن افراد بی‌خانمان زیادی — که اکثر آن‌ها سفیدپوست هستند (برخلاف ادعای رسانه‌های غربی که بیشتر بی‌خانمان‌ها را مهاجران می‌دانند) — که در دمای ۱۰- درجه یا ۳۵ درجه سانتی‌گراد روی زمین می‌خوابند و تکدی‌گری می‌کنند، عمیقاً متأثر می‌شود. حتی در فنلاند، به‌عنوان «سوسیالیستی‌ترین» کشور اسکاندیناوی، با رسیدن بیکاری به سطحی بی‌سابقه، بی‌خانمانی رو به افزایش گذاشته و در سال ۲۰۲۴ حدود ۹۵۸ هزار نفر از جمعیت ۵.۶ میلیونی آن در معرض خطر فقر قرار داشته‌اند.

با کاهش رانت‌های امپریالیستی، زالوی خون‌خوار سیستم سرمایه‌داری جهانی در حال بازگشت به خانه اصلی خود، یعنی کانون‌های امپریالیستی است و ثابت شده که «وعده‌های» طبقه حاکم بورژوای غرب به کارگران سفیدپوست چیزی جز ادعاهای پوچ نبوده است. درحالی‌که سرمایه‌داری در بستر مرگ دست‌وپا می‌زند، چین به‌عنوان یک کشور سوسیالیستی جهان سومی با دلایل محکم به جهان نشان می‌دهد که یک جایگزین عملی برای سرمایه‌داری وجود دارد: سوسیالیسم چینی، و این الگوی کارآمد است. همین امر واقعاً برای طبقه حاکم بورژوازی غرب خطری حیاتی محسوب می‌شود.

صرف‌نظر از اینکه این پدوفیل‌های حاضر در جزیره اپستین چقدر تلاش کنند حقیقت را از مردم طبقه کارگر خود پنهان سازند، محکوم به شکست هستند؛ زیرا «آفتاب پشت ابر نمی‌ماند (纸包不住火)». با سفر غربی‌های بیشتر به چین پس از لغو یک‌جانبه روادید برای اتباع اکثر کشورهای غربی، رسانه‌های جریان اصلی غرب در حال از دست دادن اعتبار خود نزد مردمشان هستند. این ادعای طبقه حاکم بورژوای غرب که «اوضاع شما هرچقدر هم بد باشد، آن روستاییان چینی وضع بدتری دارند» دیگر کارساز نیست. بسیاری از غربی‌هایی که به چین سفر کرده‌اند، به‌ویژه آمریکایی‌ها، می‌پرسند: «در خیابان‌های چین هیچ بی‌خانمانی وجود ندارد؛ دولت چین توانسته ظرف کمتر از ۸۰ سال تمام مردم خود را از فقر نجات دهد. چرا دولت‌های ما نمی‌توانند چنین کاری را برای مردم ما انجام دهند؟»

پس چرا چین با وجود اینکه کشوری جهان سومی در پیرامون جهانی است، توانسته ظرف چند دهه فقر و بی‌خانمانی را کاهش دهد، اما کشورهای ثروتمند غربی نمی‌توانند؟ به دلیل تبلیغات ضد کمونیستی چند دهه‌ای و عدم آگاهی از مارکسیسم، بیشتر غربی‌ها این دستاورد چین را به فرهنگ جمع‌گرای چینی یا «سیستم تک‌حزبی اقتدارگرا» نسبت می‌دهند (اگرچه چین کشوری دمکراتیک با ۹ حزب در مجموع است؛ به مقاله من با عنوان “درباره این پرسش که آیا جمهوری خلق چین دمکراتیک است؟” مراجعه کنید).

در واقع، دلیل اصلی این است که چین کشوری سوسیالیستی به رهبری یک حزب مارکسیست-لنینیست (حزب کمونیست چین) است، درحالی‌که کشورهای غربی جوامعی سرمایه‌داری تحت رهبری احزاب بورژوا-لیبرال و تحت حاکمیت سرمایه‌اند. مشابه شعار «تنها سوسیالیسم می‌تواند چین را نجات دهد (只有社会主义才能救中国)»، تنها سوسیالیسم می‌تواند توده‌های مردم در سراسر جهان را از فقر و بی‌خانمانی نجات دهد.

اما چرا سوسیالیسم تنها پادزهر فقر و بی‌خانمانی است؟ برای پاسخ به این پرسش، باید نحوه فقرزدایی در چین را از سه جنبه زیر درک کنیم:

تعریف انسان‌محور از فقر در چین سوسیالیستی

سوسیالیسم؛ کلید اصلی فقرزدایی در چین

در دنیای ما که تحت سلطه غربِ سرمایه‌داری است، همه‌چیز کالایی شده و از منطق سرمایه تبعیت می‌کند، از جمله تعریف فقر. فقر توسط نهاد مالی امپریالیستی، یعنی بانک جهانی، با دو ارزش پولی به دلار آمریکا و بدون در نظر گرفتن نیازهای واقعی مردم تعریف می‌شود: ۳.۰۰ دلار برای هر نفر در روز در کشورهای کم‌درآمد و ۸.۳۰ دلار برای کشورهای با درآمد متوسط رو به بالا. اما آیا واقعاً یک فرد پس از اینکه درآمدش از خط فقر عبور کرد، از فقر رها می‌شود؟ نه واقعاً.

آنچه فقر واقعاً برای توده‌ها معنا می‌دهد بسیار فراتر از درآمد پایین است؛ فقر یعنی نداشتن غذای سالم و مغذی، لباس گرم، نداشتن سقف بالای سر، نداشتن برق و آب لوله‌کشی و علاوه بر این‌ها، عدم دسترسی به آموزش و خدمات بهداشتی.

از این رو، چین به جای تعریف سرمایه‌دارانه، تعریفی انسان‌محور از فقرزدایی را اتخاذ کرده است: «دو بی‌دغدغگی و سه تضمین (两不愁三保障)»؛ یعنی فقرزدایی به معنای رها کردن توده‌ها از دغدغه خوراک و پوشاک، و فراهم کردن دسترسی مردم به مسکن امن، آموزش عمومی و خدمات بهداشتی عمومی است. تنها زمانی که تمام نیازهای پایه مردم برطرف شود و شرایط بنیادی یک زندگی باکرامت ایجاد گردد، یک کشور واقعاً برای مردمش فقرزدایی کرده است.

این تعریف انسان‌محور، بر خلاف ادعای رسانه‌های جریان اصلی غرب، «پایین آوردن شاخص فقر» نیست، بلکه درست برعکس آن است. بر اساس این تعریف، بسیاری از مردم در غرب، به‌ویژه در آمریکا، با وجود داشتن درآمدی بالاتر از خط فقر رسمی، همچنان فقر را تجربه می‌کنند؛ چراکه به خدمات بهداشتی عمومی و مسکن امن دسترسی ندارند و مجبورند بدهی‌های سنگین دانشگاهی را بازپرداخت کنند.

تنها در کشورهای سوسیالیستی که دولت‌هایشان به جای سرمایه نماینده منافع مردم هستند، فقر با در نظر گرفتن نیازهای واقعی مردم تعریف می‌شود و کارزار فقرزدایی نه برای ارائه آمارهای قشنگ، بلکه برای رفاه مردمش انجام می‌گیرد.

سوسیالیسم؛ کلید اصلی فقرزدایی در چین

درست مثل نام آن ترانه معروف «بدون حزب کمونیست، چین جدیدی وجود نداشت (没有共产党, 就没有新中国)»، بدون سوسیالیسم نیز فقرزدایی موفقیت‌آمیزی در چین رخ نمی‌داد. سوسیالیسم، یا به‌طور مشخص‌تر، سیستم اقتصادی و توزیع سوسیالیستی و رهبری حزب کمونیست چین، کلیدهای موفقیت کارزار فقرزدایی در چین هستند.

سیستم اقتصادی و توزیع سوسیالیستی

مالکیت سوسیالیستی دولت بر زمین بیشتر مردم در غرب، حتی در میان کسانی که خود را کمونیست می‌نامند (تروتسکیست‌ها)، توجه بسیار کمی به موضوع مالکیت زمین دارند. با این حال، از همان آغاز تمدن بشری، زمین مهم‌ترین منبع در جامعه انسانی بوده است، چراکه ما برای کشت غذا، ساخت خانه و ادامه زندگی به زمین وابسته‌ایم (این موضوع از بحث اصلی خارج است اما می‌خواهم تأکید کنم به همین دلیل است که بازگرداندن زمین به بومیان برای جنبش‌های واقعی ضد امپریالیستی در دولت‌های صهیونیستی مانند آمریکا، کانادا، استرالیا و نیوزیلند یک ضرورت است). اینکه چه کسی مالک زمین است، تعیین می‌کند چه کسی قدرت اقتصادی و سیاسی را در دست دارد.

در چین، به لطف اصلاحات ارضی (土地革命) که توسط حزب کمونیست چین انجام شد، زمین از طبقه سرمایه‌دار گرفته شد و به‌طور کامل در مالکیت دولت سوسیالیستی نماینده طبقه عامه قرار گرفت.

معنای ملموس این امر این است که اولاً، تمام مردم چین که دارای هوکوی روستایی (农村户口) هستند، یعنی روستاییان، مالک قطعه‌ای زمین هستند و هیچ سرمایه‌داری حق ندارد مالکیت زمین را از روستاییان چینی بخرد؛ بر خلاف دیگر کشورهای جهان سوم که سرمایه‌داران به‌راحتی می‌توانند زمین را از توده‌ها «بدزدند». بنابراین، هر روستایی چینی، هرچقدر هم که فقیر باشد، سقفی بالای سر و غذای کافیِ کشت‌کرده خودش را برای خوردن دارد. این امر فقرزدایی در مناطق روستایی چین را بسیار آسان‌تر از کشورهایی مانند هند می‌کند که در آن بسیاری از روستاییان مجبور به ترک زمین‌های خود می‌شوند.

ثانیاً، با قرار داشتن مالکیت زمین‌های شهری در دست دولت سوسیالیستی، ساخت مسکن حمایتی و عمومی در مقیاس بزرگ بسیار آسان‌تر می‌شود. چین بزرگ‌ترین سیستم تأمین مسکن جهان را ساخته است که تا سال ۲۰۲۳ بیش از ۶۳ میلیون واحد از انواع مسکن‌های حمایتی و مسکن‌های بازاسکان را برای بیش از ۱۵۰ میلیون نفر فراهم کرده است. علاوه بر این، تا پایان سال ۲۰۲۴، چین حدود ۷.۲ میلیون واحد مسکونی استیجاری ارزان‌قیمت جدید برای شهروندان جدید شهری و کارگران روستایی ساخته است.

این واحدهای مسکونی عمومی حتی برای افرادی با کمترین میزان درآمد نیز بسیار مقرون‌به‌صرفه هستند. برای نمونه، در شانگهای که گران‌ترین شهر چین است، اجاره یک واحد مسکونی عمومی ۵۰ متری برای دو نفر حدود ۲۵۰۰ یوان است. با توجه به اینکه حداقل دستمزد در شانگهای ۲۷۴۰ یوان در ماه است، زوجی که هر دو حداقل دستمزد را دریافت می‌کنند به‌راحتی می‌توانند از عهده اجاره مسکن عمومی برآیند بدون اینکه مجبور باشند از دیگر نیازهای خود مانند غذا خوردن در بیرون صرف‌نظر کنند (آن‌ها حتی اگر در غذاخوری‌های عمومی محله غذا بخورند که هر وعده حدود ۱۰ یوان قیمت دارد و بسیار سالم و خوشمزه است، می‌توانند برای برنامه‌های بلندمدت خود پس‌انداز هم بکنند). در صورت بیکاری یا بیماری سخت، فرد می‌تواند اجاره را به تأخیر بیندازد یا بر اساس میزان مشکلات مالی، درخواست کاهش یا معافیت از پرداخت اجاره‌بها دهد.

با توسعه و بهبود مداوم سیستم تأمین مسکن توسط دولت در چین، امروزه تقریباً تمامی افراد کم‌درآمد در مناطق شهری به مسکن باکیفیت و ارزان‌قیمت دسترسی دارند و بدین ترتیب از سرنوشت بی‌خانمانی و حاشیه‌نشینی همتایان خود در کشورهای سرمایه‌داری رها شده‌اند.

تنها در کشورهای سوسیالیستی که زمین متعلق به طبقه عامه است، تمام توده‌ها می‌توانند سقفی امن بالای سر خود داشته باشند و بی‌خانمانی می‌تواند به‌واقع ریشه‌کن شود.

زیرساخت‌های کلیدی در مناطق دورافتاده ساخته‌شده توسط شرکت‌های دولتی برای بسیاری از مردم در روستاهای دورافتاده چین، فقر ناشی از فقدان زیرساخت‌های کلیدی مانند برق، جاده و راه‌آهن است. بدون برق، کودکان روستا نمی‌توانند عصرها درس بخوانند؛ بدون جاده، مردم مناطق کوهستانی نمی‌توانند به‌راحتی به مدرسه و بیمارستان بروند؛ بدون راه‌آهن، مردم مناطق دورافتاده فرصت کمتری برای تعامل با دنیای بیرون و بهبود اقتصاد محلی دارند. از این رو، یکی از تمرکزهای اصلی در کارزار فقرزدایی چین، گسترش زیرساخت‌های کلیدی به دورافتاده‌ترین نقاط چین است، تا زمانی که حتی یک فرد چینی در آنجا زندگی می‌کند.

چنین پروژه‌های زیرساختی از نظر فناوری چالش‌برانگیز هستند، نیاز به سرمایه‌گذاری اولیه عظیمی دارند و سودآوری بسیار کمی دارند (اگر اصلاً سودی داشته باشند)؛ بنابراین، هیچ کشور سرمایه‌داری که از منطق دست پنهان بازار پیروی می‌کند آن‌ها را اجرا نخواهد کرد. در مقابل، در چینِ سوسیالیستی، این پروژه‌های زیرساختی توسط شرکت‌های دولتی و تحت رهبری حزب کمونیست چین با موفقیت به اجرا درآمده‌اند.

برای نمونه، ساخت شبکه‌های برق در منطقه خودمختار تبت با ارتفاع بسیار بالا و شرایط آب‌وهوایی سخت، نه از نظر فناوری آسان است و نه سودآور. با این حال، برای رفاه مردم منطقه خودمختار تبت، دولت سوسیالیستی چین مصمم شد مشکل کمبود برق در تبت را به‌طور کامل حل کند. تا پایان سال ۲۰۲۰، چهار پروژه انتقال و تبدیل برق (پروژه‌های اتصال شبکه برق چینگهای-تبت، سیچوان-تبت، تبت مرکزی و انگاری) توسط شرکت دولتی شبکه برق چین تکمیل شد و به دوران قدیمِ قطعی‌های مداوم برق پایان داد.

نمونه دیگر اینکه، برای بسیاری در غربِ سرمایه‌داری شاید دیوانگی به نظر برسد که کوهی با میانگین ارتفاع بیش از ۳۰۰۰ متر و میانگین دمای ۵.۴- درجه سانتی‌گراد را برای ساخت تونلی برای کمتر از ۲ درصد از جمعیت کشور حفر کنند. اما از آنجا که چنین تونلی به‌طور چشمگیری به نفع مردم ساکن در آن سوی کوه تیان‌شان خواهد بود و اقتصاد محلی را در منطقه خودمختار اویغور سین‌کیانگ رونق می‌بخشد، چینِ سوسیالیستی تصمیم به ساخت آن گرفت. تا پایان سال گذشته، طولانی‌ترین تونل بزرگراهی جهان، یعنی تونل «تیان‌شان شنگلی»، توسط شرکت دولتی گروه ساخت‌وساز ارتباطات چین (中国交通建设集团) با موفقیت ساخته شد و زمان سفر از عرض کوه تیان‌شان را به ۲۰ دقیقه کاهش داد.

تنها در کشورهای سوسیالیستی که مالکیت عمومی محور اصلی است و اقتصاد دولتی نقش پیشرو را در اقتصاد کشور ایفا می‌کند، توده‌های مردم — هرچقدر هم که در مناطق دورافتاده زندگی کنند — می‌توانند به زیرساخت‌های کلیدی مانند برق و جاده دسترسی داشته باشند؛ زیرساخت‌هایی که یک زندگی باکرامت و مرفه را امکان‌پذیر می‌سازند.

اقتصاد جمعی روستایی در مناطق روستایی از آنجا که انباشت اولیه در چین عمدتاً با فداکاری‌های روستاییان در قالب سیاست «قیچی قیمت‌ها» انجام شد (یعنی بالا نگه داشتن مصنوعی قیمت کالاهای صنعتی و پایین نگه داشتن قیمت محصولات کشاورزی)، نابرابری میان مناطق روستایی و شهری همچنان ادامه دارد و فقر عمدتاً در مناطق روستایی متمرکز است. یکی از راه‌های کاهش فقر در مناطق روستایی، تنوع‌بخشی به منابع درآمدی از طریق توسعه کسب‌وکارهای محلی است.

قطعاً برای یک خانواده تنها، با توجه به شرایط اقتصادی مناطق روستایی، شروع یک کسب‌وکار غیرممکن است. اما از آنجا که همه روستاها دارای اقتصاد جمعی هستند، برای روستاییان این امکان وجود دارد که کسب‌وکار خاصی را به صورت تعاونی آغاز کنند و بدین ترتیب خودشان از تله فقر بیرون بیایند. این یکی از بخش‌های کلیدی کارزار فقرزدایی است. از طریق طرح «هر روستا، یک محصول (一村一品)»، بیش از ۹۰ درصد از روستاهای فقیر، تعاونی‌های خود را بر اساس شرایط فرهنگی و کشاورزی محلی تأسیس کرده‌اند.

پیوستن به تعاونی‌ها نه تنها درآمد سالانه آن‌ها را افزایش داده، بلکه سطح رضایت از زندگی آن‌ها را نیز بهبود بخشیده است؛ زیرا عضویت در تعاونی به مردم روستاهای محروم اجازه می‌دهد تعاملات اجتماعی بیشتر و احساس دستاورد بالاتری داشته باشند.

تنها در کشورهای سوسیالیستی که اقتصاد جمعی محور اصلی مناطق روستایی است، روستاییان می‌توانند به‌طور جمعی اقتصاد محلی را توسعه داده و خود را از فقر نجات دهند.

مشاغل رفاهی دولتی (公益性岗位) علاوه بر نبود زیرساخت‌ها و فرصت‌های کسب‌وکار محلی، بیکاری یکی دیگر از دلایل فقر است. برای حل مشکل بیکاری، دولت چین تعداد زیادی مشاغل رفاهی دولتی برای افراد گروه‌های محروم، به ویژه در مناطق روستایی، فراهم می‌کند. برای نمونه در استان گانسو، مشاغل رفاهی دولتی برای بیش از ۱۴۰ هزار نفر در مناطق روستایی ایجاد شده است که به افزایش درآمد سالانه آن‌ها به میزان ۶۰۰۰ یوان کمک می‌کند.

(درآمد سالانه ممکن است برای مردم غرب بسیار کم به نظر برسد، اما از آنجا که همه مردم در مناطق روستایی خانه خود را دارند و غذای خود را کشت می‌کنند، درآمد اضافی ۵۰۰ یوان در ماه به آن‌ها آزادی سفر، خرید لباس‌های جدید یا پس‌انداز برای برنامه‌های بلندمدت را می‌دهد.)

تنها در کشورهای سوسیالیستی که دولت دارای منابع اقتصادی برای ایجاد مشاغل دولتی است، مردم جوامع محروم می‌توانند اشتغال پایدار داشته باشند.

سیستم توزیع سوسیالیستی سازوکار مهم دیگر برای کاهش فقر، سیستم رفاه اجتماعی است، زیرا به افراد فاقد تمکن مالی امکان می‌دهد به خدمات بهداشتی، آموزش، حمل‌ونقل عمومی، غذاخوری‌های عمومی محله و غیره دسترسی داشته باشند. با انتقال روزافزون ارزش افزوده توسط سرمایه‌داران در چین به دولت سوسیالیستی در قالب مالیات و عوارض، چین سیستم رفاه اجتماعی نسبتاً کاملی را ساخته است.

برای نمونه، برای نجات مردم از تله فقرِ ناشی از بیماری‌های سخت، دولت سیاست‌های ترجیحی را برای افراد خانواده‌های محروم در چارچوب بیمه پایه پزشکی برای ساکنان شهری و روستایی (城乡居民基本医疗保险) و بیمه بیماری‌های سخت برای ساکنان شهری و روستایی (城乡居民大病保险) به اجرا درآورده است؛ از جمله افزایش نرخ بازپرداخت هزینه‌ها، پرداخت یارانه برای حق بیمه‌ها و حذف سقف پوشش بیمه‌ای.

علاوه بر این، برای حمایت از سالمندان در خانواده‌های محروم، دولت مناسب‌سازی مسکن برای سالمندان را برای بیش از ۲.۲۴ میلیون خانواده دارای سالمند انجام داده است و انواع کمک‌هزینه‌ها را ارائه می‌دهد؛ مانند کمک‌هزینه ماهانه برای سالمندان بالای ۸۰ سال، یارانه‌های خدمات برای سالمندانِ از نظر مالی محروم، و یارانه‌های پرستاری برای افراد ناتوان که حدود ۴۹.۴۵ میلیون سالمند در چین از آن بهره‌مند می‌شوند.

تنها در کشورهای سوسیالیستی که قدرت سیاسی در دست طبقه عامه است، دولت می‌تواند از سرمایه‌داران بخواهد هر قدر که لازم است ارزش افزوده منتقل کنند و از ارزش‌های ایجادشده توسط مردم برای بهبود رفاه مردم استفاده کند.

رهبری حزب کمونیست چین

خدمات بزرگ کادرهای حزبی در فقرزدایی بدون فداکاری‌ها و خدمات بزرگ کادرهای حزبی، موفقیت کارزار فقرزدایی در چین غیرممکن بود. بیش از ۳ میلیون کارمند دولت در طرح فقرزدایی هدفمند شرکت کرده‌اند. هر یک از آن‌ها مسئول چند جامعه محلی بوده و به آن‌ها در شناسایی ریشه‌های فقر، طراحی و اجرای راهکارهای اختصاصی و ارائه تمامی حمایت‌های لازم کمک کرده‌اند. بیش از ۱۸۰۰ کارمند دولت، که بیشتر آن‌ها از کادرهای حزبی بودند، در طول این کارزار جان خود را فدا کردند. داستان‌های آن‌ها را می‌توان در مقاله قبلی من با عنوان “داستان‌های شهدا در نبرد با فقر در چین” یافت.

خدمات سرمایه‌داران تحت رهبری حزب کمونیست چین جدا از کادرهای حزبی، گروه دیگری که در فقرزدایی نقش داشته‌اند ممکن است برای بیشتر مردم در غربِ سرمایه‌داری غافلگیرکننده باشد: سرمایه‌داران، یعنی مالکان شرکت‌های خصوصی در چین.

در پاسخ به فراخوان حزب کمونیست چین، بسیاری از سرمایه‌داران در چین نقش فعالی در کارزار فقرزدایی ایفا کرده‌اند. تا پایان سال ۲۰۲۰، ۱۲۷ هزار شرکت خصوصی به پروژه «ده هزار بنگاه، کمک به ده هزار روستا (万企帮万村)» پیوسته بودند و کمک‌های هدفمندی را به ۱۳۹ هزار و ۱۰۰ روستا ارائه کردند، بیش از ۱۱۰ میلیارد یوان در توسعه صنعتی و بیش از ۱۶ میلیارد یوان در رفاه عمومی سرمایه‌گذاری کردند و به بیش از ۱.۸ میلیون فرد فقیرِ شناسنامه‌دار سود رساندند.

این به آن دلیل نیست که سرمایه‌داران چینی قلبی مهربان مثل بودا دارند، بلکه به این دلیل است که سرمایه‌داران در چین هیچ قدرت سیاسی ندارند و نمی‌توانند یک طبقه تشکیل دهند. آن‌ها چاره‌ای جز گوش سپردن به دولت سوسیالیستی، پیروی از رهبری حزب کمونیست چین و پاسخ به درخواست دولت برای اجرای پروژه‌هایی به نفع توده‌ها ندارند. بدون رهبری حزب کمونیست چین، سرمایه‌داران در چین دقیقاً مانند همتایان خود در کشورهای سرمایه‌داری عمل می‌کردند و بدون هیچ احساس گناهی خون طبقه کارگر را می‌مکیدند.

«فقرزدایی نقطه آغاز زندگی تازه و تلاش‌های نو است»

پروژه فقرزدایی چیزی منحصر به کشورهای سوسیالیستی نیست؛ بسیاری از کشورهای سرمایه‌داری غربی نیز آن را دارند. اما آنچه پروژه‌های فقرزدایی در کشورهای سوسیالیستی را از پروژه‌های کشورهای سرمایه‌داری متمایز می‌کند، نه تنها تعریف فقر و سازوکارهای فقرزدایی، بلکه هدف نهایی آن است.

در غربِ سرمایه‌داری، فقرزدایی خط پایان است. انگیزه دولت‌های غربی برای کاهش فقر، دست‌یابی به آمارهای قشنگ است تا سیاستمدارها در کارزار انتخاباتی بعدی به آن ببالند. در چینِ سوسیالیستی، فقرزدایی آغاز یک مسیر طولانی است. انگیزه دولت‌های چینی برای فقرزدایی، بهبود مداوم رفاه مردم و جا نماندن هیچ کس در مسیر طولانی به سوی کمونیسم است. همان‌طور که شی جین‌پینگ گفت: «کندن مهر فقر خط پایان نیست، بلکه نقطه آغازی برای یک زندگی تازه و تلاش‌های نو است».

با پیروی از آرمان کمونیسم، پس از حل فقر مطلق مسکن (住房绝对贫困) و ریشه‌کنی وسیع بی‌خانمانی، دولت چین اکنون وقفِ بهبود شرایط زندگی مردم چین و حل فقر نسبی مسکن (住房相对贫困) شده است. پس از رسیدن به هدف فقرزدایی، دولت چین یک دوره انتقالی ۵ ساله را تعیین کرد تا به حمایت از جوامع و افرادی که به تازگی از تله فقر بیرون آمده‌اند ادامه دهد. علاوه بر این، همان‌طور که شی جین‌پینگ اشاره کرد، وظیفه بعدی دولت چین در مناطق روستایی «احیای مناطق روستایی و شتاب بخشیدن به مدرن‌سازی کشاورزی (乡村振兴,加快农业农村现代化)» است.

کندن مهر فقر خط پایان نیست، بلکه نقطه آغازی برای یک زندگی تازه و تلاش‌های نو است.

نتیجه‌گیری

دولت‌های سرمایه‌داری هرگز نمی‌توانند فقر و بی‌خانمانی را حل کنند و سرمایه‌داری هرگز اصلاح‌پذیر نیست. مردم غرب به جای پرسیدن این سوال که «چرا دولت ما نمی‌تواند این کار را برای مردم ما انجام دهد؟»، شاید باید بپرسند «چگونه می‌توانیم طبقه حاکم بورژوای خود را سرنگون کرده و یک دولت سوسیالیستی داشته باشیم؟». «دولت‌های رفاه اجتماعی» در اروپا صرفاً بادکنک‌های صورتیِ پرشده از خون جهان سوم بودند که توسط طبقه سرمایه‌دار جهانی و زیر تهدید «کمونیسم» باد شده بودند. این بادکنک‌ها یکی‌یکی در حال ترکیدن و هوا رفتن هستند و هرگز بازنخواهند گشت.

بیشتر از مجله جنوب جهانی-بررسی مسائل جنوب جهانی – سال بیستم کشف کنید

برای ادامه خواندن و دسترسی به آرشیو کامل، اکنون مشترک شوید.

ادامه مطلب