میراث فیدل امروز با نیرویی بیش از هر زمان دیگری ما را به پاسخ می‌طلبد – میگل دیاز کانل


میراث فیدل امروز با نیرویی بیش از هر زمان دیگری ما را به پاسخ می‌طلبد

(نسخه‌های تندنویسی – سخنرانی ریاست جمهوری)

خواهران و برادران عزیز؛

استادان و دانشگاهیان ارجمند، روشنفکران، هنرمندان، رهبران اجتماعی و سیاسی، دانشجویان جوان، همکاران و رفقایی که از پنج قاره آمده‌اید تا در این هفتهٔ تأمل و اندیشهٔ عمیق دربارهٔ مردی که قرن بیستم را رقم زد و اندیشه‌اش روشنی‌بخش قرن بیست‌ویکم است، همراهی‌مان کنید:

به نام مردم کوبا و حزب کمونیست آن، صمیمانه‌ترین درودی را که جزیره‌ای فراموش‌نکارِ دوستانش می‌تواند تقدیم کند، پذیرا باشید.

از اینکه رنجِ بودن در اینجا را به جان خریدید و فاصله‌ها، کمپین‌های اطلاعات گمراه‌کننده و در بسیاری موارد، فشارهای حکومت‌های خود را به چالش کشیدید، سپاسگزاریم.

حضور شما در کوبا، اقدامی شجاعانه و مبتنی بر یکپارچگی است؛ چرا که آمدن به کوبا در شرایط کنونی، یعنی در میان شدت یافتن محاصره و خصومت امپریالیستی، نشانه‌ای از همبستگی پیکارگرانه است که به میراث فیدل ارج می‌نهد.

تبریک می‌گویم رفقا! فیدلیست‌های کوبا و جهان که گرد هم آمده‌ایم تا صدمین سال زندگیِ وقف‌شده برای دفاع از تمامی آرمان‌های عادلانه را جشن بگیریم!

سخنان من قصد ندارد یک سخنرانی استادی و تخصصی باشد. قصد ندارم و در توانم نیز نیست که دربارهٔ زندگی و اثر رهبری در تراز اخلاقی و انسانی فرمانده کل انقلاب کوبا، فیدل کاسترو روز، بپردازم؛ مردی که از قدردانی با بنای یادبود و مجسمه سر باز زد، اما نتوانست مانع از آن شود که میلیون‌ها هم‌میهن کوبایی، هم‌میهنان آمریکای ما و هم‌میهنان جهان، هر روز با پذیرش و تکثیر اندیشه‌هایش، یاد و میراث او را گرامی بدارند.

هیچ بنای یادبودی برتر و استوارتر از آنچه شما با حضور شجاعانه‌تان در اینجا، در کوبای فیدل و در سدهٔ میلادش برپا کرده‌اید، وجود ندارد!

آنچه می‌خواهم با شما در میان بگذارم، تنها اندیشه‌هایی است که بدون ترتیبی جز آنچه احساسات، عاطفه و تعهد انقلابی به افتخارِ سخن گفتن از فیدل می‌بخشند، جاری می‌شوند.

بررسی و پذیرشِ همراه با باورِ اثرِ بیکران فرمانده کل، چه در اندیشه و چه در عمل، نیازی مبرم برای همهٔ ماست که مصمم به پیشبرد تحولات اقتصادی و اجتماعی هستیم تا روند خفه کردنی را که انقلاب کوبا در معرض آن قرار گرفته، متوقف سازیم؛ رویدادی که بخش اصلیِ یک جنگ جنایتکارانه با قدمت بیش از شش دهه است.

نجات انقلاب کوبا از یکی از جدی‌ترین تهدیدهایی که در طول ۶۷ سال گذشته تحت انواع تجاوزها با آن روبرو بوده، بزرگ‌ترین چالش نسل ماست و افتخار می‌کنیم که با باور به پیروزی‌مان، آن را بر عهده می‌گیریم. این یک اطمینانِ بی‌‌پایه نیست. ما از تاریخی سرشار از حماسه‌آفرینی، مردمی آموزش‌دیده در مقاومت و میراث رهبری برخورداریم که همواره در پیشانیِ این مردم، شکست‌ها را به پیروزی تبدیل کرد.

حفظ دستاوردهایی که انقلاب و سوسیالیسم به این مردم قهرمان بخشید، شکستن تمامی محاصره‌هایی که قصد دارند ملت را به عنوان مجازاتی دسته‌جمعی به خاطر غرور، مقاومت و تصمیمش بر تسلیم نشدن در برابر قدرتمندترین امپراتوری تاریخ نابود کنند، نخستین ادای احترامی است که به فیدل بدهکاریم؛ کسی که ۱۰۰ سال پیش در کشوری نشان‌دار شده با بی‌عدالتی، نابرابری و وابستگی به دنیا آمد؛ واقعیت دردناکی که او از سال‌های دانشجوئیِ سرکش و پرشور خود، قولِ تغییر آن را داد.

او از تالار بزرگ دانشگاه به عنوان یک انقلابی فرود آمد تا مشعل‌های سدهٔ آموزگار (خوسه مارتی) را روشن کند؛ همان کسی که بعداً و در سنین بسیار جوانی، رهبر جنبش ۲۶ ژوئیه ۱۹۵۳ شد که خود را بر پادگان‌های یک دیکتاتوری خونخوار و طرفدار امپریالیسم افکند تا «جنگ ضروری» دیگری را آغاز کند.

وکیل برجسته‌ای که دفاع از خود را به برنامهٔ سیاسی جنبش خود تبدیل کرد، زندانیِ سرسختی که با تبدیل زندان نمونه (Presidio Modelo) به مدرسهٔ رزمندگان، بر زندانبانان خود پیروز شد، بنیان‌گذار ارتشِ مردمی که ظرف دو سال یک ارتش حرفه‌ای چند برابر نیرومندتر از خود را شکست داد، فرمانده کلی که کوبا را روی نقشهٔ جهان قرار داد و دل‌های مردم قاره را از امید لبریز کرد، زمانی که تنها ۳۴ سال داشت و مجمع عمومی سازمان ملل متحد را با طولانی‌ترین و پراهمیت‌ترین سخنرانیِ ایرادشده تا آن زمان تکان داد، جایگاه خود را در تاریخ یافته بود.

فیدل در آن شرحِ پرشورِ تاریخِ ما، چشم‌اندازی را که انقلابِ پیروزمند در کوبا با آن مواجه شده بود برای جهان استدلال کرد؛ همانی که تبلیغات آزمایشگاهیِ جنگ رسانه‌ایِ کنونی می‌کوشد آن را برای نسل‌های جدید به عنوان کوبای شکوفا و خیره‌کنندهٔ پیش از ۱۹۵۹ توصیف کند:

ششصد هزار کوباییِ دارای توانایی کار، بیکار بودند.

سه میلیون نفر از جمعیتی اندکی بیش از ۶ میلیون نفر، از نعمت برق و هیچ‌یک از مزایا و آسایش‌های روشنایی بهره‌مند نبودند.

سه میلیون و پانصد هزار نفر در آلونک‌ها، زاغه‌ها و زاغه‌نشین‌ها بدون حداقل شرایط سکونت زندگی می‌کردند.

در شهرها، اجاره‌بها تا یک‌سوم درآمد خانواده‌ها را می‌بلعید.

سی‌وهفت و نیم درصد از جمعیت بی‌سواد بودند.

۷۰ درصد از کودکان مناطق روستایی معلم نداشتند و ۹۵ درصد از بیماری‌های انگلی رنج می‌بردند.

۲ درصد از جمعیت به بیماری سل مبتلا بودند.

مرگ‌ومیر کودکان از این رو بسیار بالا و میانگین طول عمر جمعیت بسیار پایین بود.

۸۵ درصد از کشاورزان خرد برای تصرف زمین‌های خود اجاره‌بها می‌پرداختند که تا ۳۰ درصد از درآمد ناخالص آن‌ها را تشکیل می‌داد، در حالی که ۱.۵ درصد از کل مالکان، ۴۶ درصد از کل مساحت کشور را در کنترل داشتند.

خدمات عمومی، شرکت‌های برق، شرکت‌های تلفن، بخش بزرگی از بانکداری، بخش عمده‌ای از تجارت واردات، پالایشگاه‌های نفت، بیشتر تولید شکر، بهترین زمین‌های کوبا و مهم‌ترین صنایع در تمامی زمینه‌ها، متعلق به شرکت‌ها و انحصارگران آمریکایی بود.

هرگز نمی‌توان از انقلاب کوبا یا از فیدل بدون نادیده گرفتن آن واقعیت، آن نقطهٔ آغاز و آن وضعیتی سخن گفت که بنیادی‌ترین تحول قرن بیستم را در این سوی جهان می‌طلبید.

کافی است آمار کنونی کشور را مرور کنیم، حتی تحت محدودیت‌های سهمگینی که بیش از شش دهه محاصرهٔ اقتصادی، مالی و تجاری و هفت ماه محاصرهٔ انرژی تحمیل کرده است؛ حتی در میان خاموشی‌های سخت، کمبود آب، قیمت‌های بالا و مشکلات دیگری که ریشه‌ها را آسیب می‌زنند: شاخص‌های سلامت، آموزش، علم، فرهنگ و ورزش همچنان بهتر از سایر کشورهای با توسعهٔ مشابه است.

تنها برای ذکر سه مورد: ما کشوری با بالاترین نرخ پزشک به نسبت جمعیت هستیم، بیش از ۹ پزشک به ازای هر هزار نفر؛ یکی از ده کشور با بالاترین امید به زندگی در قاره آمریکا با ۷۷.۷ سال؛ و کشوری که طبق معیارهای سازمان جهانی بهداشت و یونسکو، بیشترین سهم را در سلامت و آموزش جمعیت خود و سایر ملت‌ها داشته است.

کار بزرگ اجتماعی و انسان‌دوستانهٔ انقلاب به رهبری فیدل کاسترو که همواره تحت محاصره و تاخت‌وتاز بوده، آن چشم‌انداز توصیف‌شده توسط او در سازمان ملل متحد در سپتامبر ۱۹۶۰ را چنان بنیادین تغییر داد که بازگشت کوبا به گذشتهٔ استعماری و نئواستعماری را برای همیشه غیرممکن خواهد ساخت.

در همان‌جا بود که فیدل یکی از دقیق‌ترین اندیشه‌ها را دربارهٔ مشکلات جهان بیان کرد؛ مشکلاتی که به جای حل شدن، با فروپاشی اردوگاه سوسیالیستی و تحمیل تک‌قطبی شدت می‌یافتند. از سخنرانی تاریخی او در سازمان ملل در سال ۱۹۶۰ نقل‌قول می‌کنم:

«جنگ‌ها از آغاز بشریت اساساً به یک دلیل رخ داده‌اند: شهوتِ برخی برای غارت ثروت‌های دیگران. فلسفهٔ غارت را از میان بردارید تا فلسفهٔ جنگ از میان برود! مستعمرات را از میان بردارید، استثمار کشورها توسط انحصارها را از میان بردارید، آن‌گاه بشریت به یک مرحلهٔ واقعی از پیشرفت دست خواهد یافت!»

میراث فیدل امروز با نیرویی بیش از هر زمان دیگری ما را به پاسخ می‌طلبد. برخی از اندیشه‌ها را که بنیادی می‌دانم با شما در میان می‌گذارم.

فرمانده کل چه چیزی برای ما به یادگار گذاشت؟ او برای ما این اطمینان را به یادگار گذاشت که رؤیاها با دفاع از اندیشه‌ها فتح می‌شوند؛ او این درس را برای ما باقی گذاشت که انترناسیونالیسم نگرشی است که باید ما را متمایز سازد؛ او این باور را به ما آموخت که سوسیالیسم تنها راه نجات بشریت از سقوط به پرتگاه است.

فیدل نخستین کسی بود که جهانی‌سازی نئولیبرالی را به عنوان امپراتوری مرگ افشا کرد و نیز نخستین کسی بود که صدایش را برای جهانی بهتر برای همگان برافراشت.

او به ما آموخت که نبرد برای حفظ محیط زیست و نسل بشر، نبردی سوسیالیستی نیز هست؛ اینکه علم باید در خدمت مردم باشد؛ و اینکه وحدت انقلابیون از هر اختلاف تاکتیکی مهم‌تر است.

در فیدل ما نه تنها یک رهبر تاریخی، بلکه یک مدرسهٔ دائمی از کار انقلابی را می‌یابیم: مطالعه، تحلیل، پیش‌بینی، شنیدن صدای مردم و عمل با شجاعت و صداقت.

فیدل سرنوشت کوبا را با یکپارچگی و انسجامی هدایت کرد که در تاریخ معاصر بی‌نظیر است. اما او تنها یک مسئول و یک رهبر نبود؛ فیدل یک کارگر خستگی‌ناپذیر، یک دانشجوی همیشگی، سخنوری که توده‌ها را به تحرک وامی‌داشت و استراتژیستی بود که آینده را پیش‌بینی می‌کرد.

فیدل روشی از تفکر و عمل را برای ما به یادگار گذاشت. او دستورالعمل باقی نگذاشت؛ او یک روش به‌جا گذاشت. و آن روش از عمل (پراکسیس) زاده شد، نه فقط از کتابخانه‌ها.

هنگامی که فیدل در دفاعیهٔ ۱۶ اکتبر ۱۹۵۳ خود، پنج قانون انقلابی را صورت‌بندی کرد: اصلاحات ارضی، حقوق کارگران، اصلاحات شهری، مصادرهٔ اموال نامشروع و مشارکت صنعتی؛ او در حال تدوین یک برنامهٔ جزم‌اندیشانه و وارداتی از هیچ کتابچه‌ای نبود؛ بلکه در حال تشخیص بیماری‌های ساختاری یک اقتصاد توسعه‌نیافته و وابسته بود.

آن روش: تشخیص دقیق، پیشنهاد برنامه‌ای و اقدام قاطعانه، در هر نقطهٔ عطفی تکرار شد. در سیرا ماسترا، اصلِ منتظر نماندن برای پایان جنگ جهت آغاز تولید، مبارزهٔ مسلحانه را با ساختار اقتصادی پیوند داد. در سال ۱۹۶۰ با ملی‌سازی زیرزمین، حاکمیت را به مالکیت جمعی تبدیل کرد. در سال ۱۹۶۱ در پلایا خیرون (خلیج خوک‌ها)، نشان داد که یک ملت مسلح و آگاه می‌تواند امپریالیسم را شکست دهد.

فیدل چیزی را درک کرد که بسیاری از نظریه‌پردازان موفق به دیدنش نشدند: اینکه اقتصاد یک حوزهٔ خودگردان و جدا از سیاست نیست، بلکه نمودِ مادی آن است که در این صورت‌بندی او خلاصه شده است: «هیچ اقتصادی بدون سیاست و هیچ سیاستی بدون اقتصاد وجود ندارد».

این اندیشه، یک میراث روش‌شناختی را تشکیل می‌دهد: اندیشیدن به اقتصاد به عنوان نمود یک پروژهٔ سیاسی و به سیاست به عنوان ابزار تحول اقتصادی. جدا نکردن آن‌ها، تقابل ندادن آن‌ها، برعکس، پیوند دادن آن‌ها.

مایل هستم به میراث‌های دیگری نیز بپردازم.

میراث ثبات قدم و اخلاق: فیدل با عمل خود موعظه کرد. ثروت اندوزی نکرد، به اصول خود خیانت نکرد؛ همان‌گونه که اندیشید زیست و همان‌گونه که زیست درگذشت. این امر در جهانی که سیاست در آن به نمایشی از ریاکاری تبدیل شده، یک چالش دائمی برای وجدان است.

میراث جسارت فکری: فیدل خواننده‌ای خستگی‌ناپذیر بود، مردی که با دانشمندان، اقتصاددانان، هنرمندان، ورزشکاران و کشاورزان گفتگو می‌کرد. او به ما آموخت که سوسیالیسم یک دگم نیست، بلکه علمی در حال ساخت است که باید بدون دست کشیدن از اصول، خود را با واقعیت‌های عینی تطبیق دهد. امروز که سرمایه‌داری دیجیتال اشکال جدیدی از بیگانگی را بر ما تحمیل می‌کند، فراخوان او برای «مطالعه! مطالعه! مطالعه!» مانند یک هشدار طنین‌انداز می‌شود: هیچ انقلابی بدون دانش وجود ندارد!

میراث انترناسیونالیسم: فیدل انقلاب کوبا را یک رویداد ایزوله و جدا افتاده نمی‌دانست. برای او، میهن همان بشریت بود. به همین دلیل از آرمان‌های آزادی‌بخش ملت‌های آفریقایی و فلسطین پشتیبانی کرد، آپارتاید و نسل‌کشی را محکوم ساخت؛ صدای خود را علیه جنگ عراق و علیه محاصره و تصرف استعماری هر ملتی در جهان برافراشت.

میراث خوش‌بینی انقلابی: فیدل هرگز یک بدبین نبود. در تاریک‌ترین روزها، زمانی که اردوگاه سوسیالیستی فرو می‌ریخت و محاصره شدت می‌یافت، او ایمان خود را به انسان و تاریخ حفظ می‌کرد. او به ما آموخت که خوش‌بینی انقلابی، ساده‌لوحی نیست، بلکه باوری تزلزل‌ناپذیر به پیروزی است.

اندیشه و تمرینِ استراتژی نظامی در فیدل جایگاه مهمی در میراث او دارد.

در یک چکیدهٔ کوتاه می‌توانیم اشاره کنیم که او استاد مبارزهٔ چریكی بود که ما را به پیروزی اول ژانویه ۱۹۵۹ رهنمون شد. پژوهشگر عمیقِ هنر نظامی معاصر که دستاوردهای واقعی در مفهوم‌سازی مهم‌ترین نبردهای نظامیِ اجراشده در مأموریت‌های انترناسیونالیستی ما داشت. نبرد کوئیتو کوانافاله که مستقیماً توسط فرمانده کل هدایت شد، ویژگی‌های او را به عنوان استراتژیست نظامی نشان داد. او دکترین «جنگ همهٔ مردم» را پایه‌ریزی کرد.

فیدل حاکمیت را نه به عنوان یک وضعیتِ به‌دست‌آمده، بلکه به عنوان روندی می‌دید که در جبهه‌های متعدد به طور هم‌زمان فتح و دفاع می‌شود: دفاع و امنیت کشور، جبههٔ اقتصادی، جبههٔ ایدئولوژیک-فرهنگی، جبههٔ انترناسیونالیستی و همبستگی، جبههٔ علمی و جبههٔ سیاست خارجی و روابط بین‌الملل.

سیستم کاری او به نظر ما بر چهار اصل استوار بود:

اولیتِ امرِ سیاسی. هر تصمیم اقتصادی یک تصمیم سیاسی است.

توالیِ تاکتیکی-استراتژیک. تاکتیک‌ها تغییر می‌کنند، اصول تغییر نمی‌کنند: حاکمیت، عدالت اجتماعی، ضدیت با امپریالیسم، انترناسیونالیسم، همبستگی.

بسیج عمومی به عنوان یک منبع استراتژیک. انضباط و مشارکتی که از بالا تحمیل شود شکننده است؛ انضباط و مشارکت عمومی که به صورت جمعی پذیرفته شود، شکست‌ناپذیر است.

نوآوری تحت محدودیت. کمبود فقط یک محرومیت نیست، بلکه محرکی برای خلاقیت است.

فیدل یک نسل را رهبری کرد، نسلی موسوم به «نسل سدهٔ خوسه مارتی»، گروهی مصمم از زنان و مردانی که نمی‌توان آن‌ها را از تاریخ جدا کرد؛ کسانی که از حمله به پادگان مونکادا، پیاده شدن از کشتی گرانما و سیرا ماسترا، رهبری فرآیندهای تحول‌آفرین انقلاب را با او شریک شدند. و آن نسل که شامل جوانانی با نام‌های تاریخی بود: فیدل، رائول، چه، آلمیدا، رامیرو، گییرمو، ویلما، سلیا، آیده، ملبا و بسیاری دیگر، با نیازها و خواسته‌های یک ملت کامل پیوند خورد که آماده بود جان خود را برای عزتِ به‌دست‌آمده فدا کند.

فیدل همانند معدود کسانی، ضرورت پیوند دادن قاطعیت ایدئولوژیک با انعطاف‌پذیری تاکتیکی را درک کرد. او به ما آموخت که «مارکسیسم-لنینیسم یک دکترین مرده نیست؛ یک کتابچهٔ آموزه‌های دینی نیست، بلکه یک روش، یک راهنما و ابزاری برای حل عینی مشکلات زندگی است».

در مورد ویژگی‌های او به عنوان استراتژیستی که آینده را پیش‌بینی می‌کرد، هیچ شک و تردیدی وجود ندارد، اما هیچ رازآلودگی هم در این ادعا نیست. او پژوهشگر عمیق واقعیت‌های ملی و بین‌المللی بود که جزئیات را از طریق تمامی کانال‌های ممکن دنبال می‌کرد، و هم‌زمان ناظری تیزبین بر رفتار انسانی بود؛ نه تنها به لطف هوش برجسته‌اش، بلکه به دلیل جستجوی سیرنشدنی‌اش برای دانش و پیشرفت‌های علم و تکنیک. او همچنین دارای فرهنگ و دانشی گسترده بود که در طول زندگی‌اش با خواندن آثار بنیادی از تمامی سبک‌ها تغذیه می‌شد.

بخش کوتاهی از نامهٔ فیدل به خواهرش لیدیا، از زندان در ایسلا د پینوس افشاگر این حقیقت است: «بزرگ‌ترین مبارزهٔ من از زمانی که اینجا هستم این بوده که اصرار ورزم و هرگز از اصرار خسته نشوم که به مطلقاً هیچ‌چیزی نیاز ندارم: تنها به کتاب نیاز داشته‌ام و کتاب‌ها را به عنوان دارایی‌های معنوی تلقی می‌کنم».

این اشتیاق به دانش، همراه با شور و شوق برای تاریخ و سرنوشت نسل بشر، تا پایان زندگی جسمانی‌اش همراه او بود. او گواهیِ آن را در «تأملات» (Reflexiones) خود باقی گذاشت: ۴۸۴ متن دربارهٔ گوناگون‌ترین موضوعات که بین ۲۸ مارس ۲۰۰۷ تا ۹ اکتبر ۲۰۱۶ منتشر شد.

ده سال پس از درگذشت او، بازخوانی آنچه با آن‌ها قصد کرده بود و در یکی از نخستین متن‌ها به تاریخ ۲۲ ژوئن ۲۰۰۷ به نگارش درآورد، تکان‌دهنده است: «من این کار را به عنوان بخشی از یک طرحِ از پیش‌تدوین‌شده آغاز نکردم، بلکه به دلیل تمایل شدید برای ارتباط با بازیگر اصلیِ مقاومت‌مان، همان‌طور که اقدامات احمقانهٔ امپراتوری را مشاهده می‌کنم».

در اینجا سه مؤلفه وجود دارد: نیاز او به ارتباط به آن شیوهٔ استادانه که انجام می‌داد، احترام او به مردم به عنوان بازیگر اصلی و نقد او از امپراتوری.

تحت رهبری فیدل، کوبا موفق به ریشه‌کنی بی‌سوادی در سال ۱۹۶۱ شد، با کمپینی که بیش از ۲۵۰,۰۰۰ داوطلب را بسیج کرد.

تنها دو سال پس از پیروزی، در پلایا خیرون تجاوزی را که توسط امپراتوری همسایه بودجه‌دهی، آموزش و همراهی می‌شد شکست داد و نخستین شکست بزرگ را در آمریکای لاتین به آن وارد ساخت.

کوبا پیشرفته‌ترین سیستم سلامت همگانی را در جهان سوم ساخت.

کوبا بیش از ۶۰۰,۰۰۰ متخصص سلامت را از طریق برنامهٔ بین‌المللی همکاری پزشکی به ۱۶۵ کشور اعزام کرد.

کوبا سیستم آموزشی رایگانی را از مهدکودک تا دانشگاه توسعه داد.

فیدل اصول سیاست خارجی کوبا را طراحی کرد و یک سیستم فرهنگی و ورزشی استوار ساخت و آن‌ها را به مرجعی برای جهان تبدیل نمود.

یکی از فصل‌های بنیادی میراث او در سطح قاره، در امیدبخش‌ترین دورهٔ تاریخ آمریکای ما رخ می‌دهد؛ زمانی که همراه با هوگو چاوز، رنسانس پروژهٔ همگرایی سیمون بولیوار را رهبری کرد، که رؤیای بزرگ خوسه مارتی نیز بود.

البته ما فقط از اندیشه‌ها سخن نمی‌گوییم. رویدادهایی که ظرف مدت بسیار کوتاهی روابط بین حکومت‌ها و ملت‌های نابرابرترین منطقهٔ سیاره را دگرگون ساخت، قطعاً به عنوان لحظات تعیین‌کننده در تکامل بعدی خود وارد تاریخ قرن بیست‌ویکم شد.

در سال ۱۹۹۸ برنامهٔ جامع سلامت ایجاد شد که کوبا با آن به درام ملت‌های ضربه‌خورده از طوفان‌ها در آمریکای مرکزی و کارائیب پاسخ داد. در سال ۱۹۹۹ مدرسهٔ آمریکای لاتینی پزشکی تأسیس شد؛ هر دو از اندیشه‌های فیدل بودند که در عمل، ارزش جهانی همکاری و همبستگی را نشان دادند؛ مسیری ناشناخته از رهایی در آن زمان که بعداً با آلمبا-پتروکاریبه (ALBA-Petrocaribe)، مأموریت‌های پزشکی و آموزشی، عملیات معجزه (Operación Milagro) با بیش از ۳ میلیون جراحی چشم، برنامهٔ سوادآموزی «من می‌توانم» (Yo sí puedo) و گروه برجستهٔ هنری ریف (Contingente Henry Reeve) که کار فوق‌العاده‌اش در مقابله با بلاهای طبیعی شایستهٔ نامزدی جایزه صلح نوبل شد، تاج‌گذاری کرد.

همان‌طور که می‌توانید ملاحظه کنید، برنامه‌های دارای جهت‌گیریِ روشنِ عدالت اجتماعیِ یادشده، با هر آنچه راست‌گرایان افراطیِ جدیدِ منطقه که توسط واشنگتن سازمان‌دهی و هدایت می‌شوند و می‌خواهند با همان کینه‌ای که امپراتوری می‌کوشد کوبا را دوباره از محیط منطقه‌ای‌اش جدا کند، از تاریخ آمریکای ما پاک کنند، مرتبط است.

ما امروز در اینجا، در فاصله‌ای کوتاه تا ۱۳ اوت گِرد هم آمده‌ایم؛ تاریخی که فرمانده کل ما در آن ۱۰۰ ساله می‌شد، نه برای برگزاری یک یادبود تشریفاتی، بلکه برای عمل به یک تکلیف: تکلیف اندیشیدن به فیدل نه به عنوان گذشته، بلکه به عنوان استراتژیستی فراتر از زمان خود. اندیشیدن به میراث او نه به عنوان گنجینه‌ای از نقل‌قول‌ها برای یادآوری در سالگردها، بلکه به عنوان راهنمایی برای غلبه بر چالش‌هایی که امروز، در کوبای واقعی، در سال ۲۰۲۶ پیش رو داریم.

نمی‌توانیم از فیدل سخن بگوییم بدون اینکه به جهانی نگاه کنیم که او آن‌قدر مطالعه کرد و ما به ارث بردیم؛ و جهان، همان‌طور که او می‌گفت، گردابی از تناقضات است. بحران ساختاری سرمایه‌داری به حادترین نقطهٔ خود رسیده است: جنگ‌های منطقه‌ای که تهدید به گسترش می‌کنند، بحران اقلیمی که دیگر پیش‌بینی نیست بلکه فاجعهٔ روزمره است، قحطی‌های ناشی از سودجویی مالی، مهاجرت‌های اجباری که دریاها را به قبرستان تبدیل می‌کند، و یک گسل اجتماعی که در آن ثروت معدودی بر فقر و سیه‌روزی بسیاری انباشته می‌شود.

نظم بین‌المللی در حال مناقشه است. یک‌جانبه‌گرایی امپریالیستی قصد دارد قانون خود را با زور تحمیل کند، اما جهان چندقطبی آمده است تا بماند. با این حال، امپراتوری حملات خود را دوچندان می‌کند، به دنبال بهانه‌های جدید می‌گردد، دشمن می‌سازد و حکومت‌هایی را که تسلیم نمی‌شوند ناپایدار می‌کند.

در این صفحهٔ شطرنج جهانی، کوبا همچنان یکی از اهداف محبوب خشم امپریالیستی است. تصادفی نیست که در سال سدهٔ میلاد فیدل، واشنگتن تهاجم خود را شدت بخشیده است: تقویت محاصره با اقدامات فراسرزمینی که روابط تجاری و مالی را تعقیب می‌کند؛ گنجاندن خودسرانه در فهرست دولت‌های حامی تروریسم، یک طنز تاریخی برای کشوری که خود برای دهه‌ها قربانی تروریسم دولتی بوده است؛ کمپین‌های رسانه‌ای گسترده که می‌کوشند کوبا را به عنوان یک «رژیم شکست‌خورده» تصویر کنند، در حالی که دستاوردهای سلامت، آموزش، فرهنگ، علم و ورزش ما را سکوت می‌نمایند؛ و برای تکمیل آن، اتهام مضحک «قدرت جاسوسی» یا مرکز براندازیِ به‌اصطلاح چپ افراطی تروریستی را اختراع کرده‌اند – که به نظر می‌رسد همهٔ ما حاضران در اینجا بخشی از آن هستیم –؛ نامی آسیمه‌سر و خیالی که تنها در ذهن‌های کج‌اندیش آن‌ها باورپذیر است، اما از آن برای گمراه کردن، توجیه مجازات‌های بیشتر و مشروعیت بخشیدن به تجاوزهای خود استفاده می‌کنند.

در کنار تجاوز اقتصادی و سیاسی، جنگ ایدئولوژیک و فرهنگی، براندازی دیجیتال و بودجه‌دهی به مزدوران داخلی را اجرا می‌کند که با بودجه‌های آژانس‌های آمریکایی قصد دارند وحدت ما را بشکنند. این یک راز نیست که ایالات متحده میلیون‌ها دلار برای ترویج «تغییر رژیم» از طریق شبکه‌های اجتماعی، سازمان‌های غیردولتی و پلتفرم‌هایی اختصاص داده که در پوشش «مدافعان حقوق بشر» ظاهر می‌شوند، اما در واقع در خدمت منافع ژئوپلیتیک امپراتوری هستند.

افشاگری‌های روزهای اخیر رسانه‌های بزرگ آمریکایی دربارهٔ افزایش عملیات سیا در کوبا برای براندازی نظم داخلی، اصلاً ما را شگفت‌زده نمی‌کند. این‌ها افشاگری‌های تصادفی نیستند، آن‌گونه که نمایش می‌دهند، بلکه بخشی از طرح تعمدی رژیم آمریکا برای جنگ روانی علیه کوبا هستند.

در اوج وقاحت و خباثت، وزیر امور خارجه اخیراً اعلام کرده است که تحریم‌های آمریکا علیه کوبا تنها سخت‌تر خواهد شد. او گفت: آنچه ما می‌کوشیم به آن‌ها آموزش دهیم این است که هیچ سوپاپ اطمینانی وجود ندارد.

این یک اعترافِ بدون ابهام به وجود شرایط سخت در کوبا به عنوان نتیجهٔ یک جنگ اقتصادی بی‌سابقه است. این اظهارات، تهدید آشکار به نابودیِ نسل‌کشانهٔ یک ملت کامل است، اگر در برابر خواسته‌های امپراتوری تسلیم نشود.

دربارهٔ این موضوع، کارشناسان سازمان ملل متحد تأکید کردند که اقدامات قهرآمیز یک‌جانبه و غیرقانونی ایالات متحده علیه کوبا مغایر با ماده ۲ منشور ملل متحد است و بخشی از استراتژی گسترده‌تر تغییر رژیم است که دهه‌ها تحریم کوبا را در بر می‌گیرد.

کارشناسان گفتند: «حکومت ایالات متحده باید به تمامی تهدیدها و اقدامات خصمانه علیه حاکمیت کوبا پایان دهد و تمامی اقداماتی را که بر این کشور تحمیل کرده و مغایر با حقوق بین‌الملل است لغو کند».

و آن‌ها همچنین افزودند: «شورای امنیت و مجمع عمومی باید به طور اضطراری به این تهدیدها به عنوان یک مسئلهٔ صلح و امنیت بین‌المللی بپردازند».

هیچ اقدام ریاکارانه‌تری از این وجود ندارد که آسیب‌رسان بخواهد خود را قربانی نشان دهد، در حالی که شرارت‌هایش طی دهه‌ها علنی و آشکار بوده است. ایالات متحده هیچ صلاحیت اخلاقی و هیچ حقی برای اشاره به کوبا ندارد؛ کشوری که احتمالاً بیش از هر ملت دیگری توسط آن‌ها مورد جاسوسی قرار گرفته و بیشترین بودجه‌ها برای براندازی اقتصادی و ایدئولوژیک آن اختصاص یافته است.

محاصرهٔ شدت‌یافته در سال‌های اخیر تنها یک اقدام اقتصادی نیست، بلکه یک اقدام جنگیِ اعلام‌نشده علیه ملتی است که تصمیم گرفت آزاد باشد. این یک تلاش سیستماتیک برای تسلیم کردن یک ملت از طریق گرسنگی و ناامیدی است؛ ملتی که طی بیش از شش دهه نشان داده است که کرامت قابل معامله نیست.

مبالغه نمی‌کنم اگر بگویم این هم‌اندیشی در یکی از دشوارترین لحظاتی برگزار می‌شود که انقلاب تجربه کرده است، اما ما اینجا نیستیم تا نوستالژی را مدیریت کنیم. ما اینجا هستیم زیرا اندیشهٔ فیدل کاسترو همچنان دقیق‌ترین قطب‌نمایی است که برای navigation و عبور از طوفانی که مردم کوبا در آن زندگی می‌کنند در اختیار داریم! (تشویق حضار). و طوفان واقعی است، مردم ما هر روز آن را زندگی می‌کنند: در خاموشی‌هایی که زندگی خانوادگی، روز کاری، و آموزش کودکان و جوانان ما را مختل می‌کند؛ در تورمی که قدرت خرید دستمزد را فرسایش می‌دهد؛ در کمبود سوختی که اقتصاد و حمل‌ونقل را فلج می‌کند؛ در دشواری‌های تکمیل سبد اصلی کالا؛ در مهاجرتی که جوانان را از ما می‌رباید. ما اینجا نیستیم تا آن واقعیت را انکار کنیم، بلکه برای درک آن در ابعاد واقعی‌اش و یافتن کلیدهای تحول آن در اندیشهٔ فیدل اینجاییم.

چند داده از تأثیرات محاصره بر جامعهٔ کوبا به شما ارائه می‌دهم.

به ویژه در بخش انرژی: ما در این سال‌ها با تلاشی عظیم، بیش از ۱,۴۰۰ مگاوات ظرفیت تولید برق را در گروهی از جزایر تولید پراکنده بازیافته بودیم. این نیروگاه‌ها به دلیل کمبود سوخت، بدون تولید انرژی هستند؛ آن‌ها با دیزل و نفت کوره کار می‌کنند. اگر ما هر روز آن ۱,۴۰۰ مگاوات را در اختیار داشتیم، خاموشی‌های آزاردهنده در کوبا تنها سه ساعت طول می‌کشید، نه بیست ساعت یا بیشتر که امروز مردم ما از آن رنج می‌برند.

در حوزهٔ سلامت، موضوعی چنان حساس که شما از تمامی ظرفیت‌های سیستم همگانی و رایگان ما با فرصت‌ها برای همگان و کارهایی که می‌دانیم چگونه انجام دهیم آگاهید: ۹۸,۵۰۰ بیمار در لیست انتظار جراحی قرار دارند و در میان آن‌ها ۱۲,۰۰۰ کودک وجود دارند؛ عمل‌هایی که ما می‌توانیم در کوبا انجام دهیم، اما امکانات نداریم، انرژی برای تأمین برق اتاق‌های عمل نداریم.

۳۴,۰۰۰ زن باردار وجود دارند که نمی‌توانیم سونوگرافی‌های پیش از زایمان کافی را در طول این دورهٔ بارداری برای آن‌ها انجام دهیم.

۶۷,۰۰۰ نوزاد زیر یک سال در این ماه‌ها بدون جدول واکسیناسیون به‌روز به دنیا آمده‌اند، در حالی که واکسیناسیون در کوبا و سیستم ایمن‌سازی ما همواره به‌روز بود.

۱۱۷,۰۰۰ بزرگسال و ۱,۲۰۰ کودک مبتلا به سرطان وجود دارند که درمان‌های اولیهٔ مناسب را ندارند و ما مجبوریم به فرمول‌های ثانویه یا ثالثیه متوسل شویم.

۱۶,۰۰۰ بیمار وجود دارند که با خدمات مورد نیاز پرتوپزشکی مشکل دارند، ۱۲,۴۰۰ نفر در شیمی‌درمانی و ۳,۰۰۰ نفر در دیالیز.

تنها ۳۰ درصد از جدول داروهای پایه در دسترس است، در حالی که ما قادر به تولید داروهای مورد نیاز هستیم.

ضریب دسترسی فنی آمبولانس‌ها به دلیل کمبود قطعات یدکی تنها به ۲۲ درصد می‌رسد.

عدم امکان خرید منابع کوبالت ۶۰ برای درمان‌های انکولوژی وجود دارد، و تاخیر در مجوزها برای ترخیص کالاهای پزشکی در بنادر وجود دارد، آن هم به دلیل امتناع شرکت‌های کشتیرانی بین‌المللی که تحت فشار امپریالیسم آمریکا قرار گرفته‌اند تا کالاهای مورد نیاز ما را به کوبا نیاورند.

و انگار این‌ها کافی نیست، ما همواره نرخ مرگ‌ومیر کودکان را بین ۴ و ۵ حفظ کرده بودیم که نرخ مرگ‌ومیر کودکان کشورهای توسعه‌یافته است؛ با این حال، در این سال‌ها این نرخ برای ما دو برابر شده و در حال حاضر بیش از ۹.۸ است و این به معنای مرگ کودکانی است که می‌شد نجات یابند.

از این نسل‌کشیِ با دقت محاسبه‌شده، هر کجا که گشایش یا تسکینی به چشم بخورد یا دنبال شود، دژخیمان این سیاست شرم‌آور در آنجا خواهند بود تا طناب خفه کردن را یک دور دیگر سفت کنند.

کوبا در برابر این طوفان چه کرده است؟ ما با آنچه فیدل به ما آموخت پاسخ داده‌ایم: مقاومت منفعلانه نیست، خلاقانه است. در میان فشارها، ما واکسن‌های بومی خود را توسعه دادیم که به ما اجازه داد با حاکمیت با پاندمی مقابله کنیم؛ ما کشاورزی، کشاورزی شهری و حومه شهری را با آگرواکولوژی تقویت کرده‌ایم تا با وجود کمبود سوخت و کود، غذا را تأمین کنیم؛ ما سیستم‌های دفاعی خود را با میلشیای مردمی تقویت کرده‌ایم که برای دفاع از سرزمین خود نیازی به تانک و هواپیما ندارد، زیرا با قلب خود و با پیوستگی نیروهایش از آن دفاع می‌کند.

ما توانسته‌ایم سختی را به فرج، و بحران را به فرصت تبدیل کنیم؛ بحران ما را ملزم می‌کند که کارآمدتر، نوآورتر و مشارکتی‌تر باشیم. دانشمندان، معلمان، پزشکان، کشاورزان و کارگران ما نشان داده‌اند که هوش جمعی می‌تواند بر پول امپراتوری غلبه کند. و بالاتر از همه، ما از انترناسیونالیسم دست نکشیده‌ایم؛ ما همچنان تیپ‌های پزشکی را به فقیرترین نقاط جهان اعزام می‌کنیم و روش‌های آموزشی و علمی خود را به اشتراک می‌گذاریم؛ ما همچنان جزیره‌ای هستیم که پل‌های برادری برپا می‌کند.

بله، ما کمبودهای زیادی داریم. خاموشی‌ها، کمبود آب، تورم و صف‌ها ما را آزار می‌دهد؛ اما هیچ کمبود مادی مشعل همبستگی را که فیدل ما را در آن تربیت کرد خاموش نکرده است (تشویق حضار).

واقعیتی که آن را تأیید می‌کند این است که در روزهای پایانی سال تحصیلی گذشته، پرتنش و دشوار مانند هیچ سال دیگری، از دانشگاه‌های کوبا ۳۰,۱۸۵ فارغ‌التحصیل جوان متخصص خارج شدند که ۷۳۵ نفر از آن‌ها از ۶۲ کشور بودند که در کوبا آموزش دیده‌اند (تشویق حضار). و داده‌ای که نشان دادن آن باعث افتخار ماست: بیش از بیست پزشک جدید فلسطینی و پنج پزشک آمریکایی (تشویق حضار).

پاسخ مردم تحت هدایت حزب کمونیست کوبا، مقاومت استوار و خلاقانه، وحدت، دفاع از دستاوردها و به‌روزرسانی مدل اقتصادی و اجتماعی بوده است، بدون اینکه هرگز از اصول سوسیالیسم دست بکشد و بدون اینکه تسلیم فشارها یا باج‌خواهی‌ها شود. برای دستیابی به این هدف، ما در حال اجرای مجموعه‌ای از تحولات اقتصادی و اجتماعی هستیم. این ظرفیتِ مقاومت و تحول، استوارترین ریشه‌های خود را بیش از هر زمان دیگری در اندیشه و عمل فرمانده کل، فیدل کاسترو روز دارد.

مسئله عبارت است از ادامهٔ ساختار سوسیالیستی در یک جزیرهٔ کوچک که توسط بزرگ‌ترین امپریالیسم تاریخ بشریت تهدید شده و کاملاً محاصره شده است؛ دولتی که تمامی منابع، بودجه‌ها و تجارت آن قطع شده است.

در برابر این دو راهی، تولید و ایجاد ثروت برای بازتوزیع با تمام عدالت اجتماعی ممکن و حفظ دستاوردهای تاریخی و اساسی انقلاب در حوزه‌های استراتژیک مانند سلامت، آموزش، فرهنگ، علم، انرژی و ارتباطات مورد نیاز است.

انجام این کار وظیفهٔ همگان خواهد بود، از بنگاه‌های دولتی و غیردولتی، همراه با سایر اشکال مدیریت اقتصادی که در مجموع بافت بنگاهی کوبا را تشکیل می‌دهند، با تمرکز بر یک هدف واحد: ساخت سوسیالیسم شکوفا و پایدار که شایستهٔ مردم قهرمان کوباست.

می‌خواهم تأکید کنم که این روندی برای پویا کردن اقتصاد است، نه برای استقرار سرمایه‌داری؛ هیچ خصوصی‌سازی مفرطی وجود نخواهد داشت، ابزارهای اصلی تولید همچنان در دست مردم باقی می‌ماند و بالاتر از همه، حاکمیت و استقلال ملی حفظ می‌شود.

برای چنین روند پیچیده‌ای، حزب کمونیست کوبا به عنوان نیروی هدایت‌کنندهٔ عالی دولت و جامعه، به عنوان مسئول اصلی هدایت، هماهنگی و کنترل آن و به عنوان نگهبان هوشیار منافع مردم، طبقهٔ کارگر، دستاوردهای اجتماعی و عدالت اجتماعی که انقلاب را از آغاز به تحرک وا داشته، قرار می‌گیرد.

رفقا:

فیدل انحصاریِ کوبایی‌ها نیست. فیدل متعلق به همهٔ کسانی است که برای جهانی بهتر می‌جنگند. و شما، شرکت‌کنندگان در این هم‌اندیشی، روشنفکران و فعالانی که اندیشهٔ او را از آنِ خود کرده‌اید، نقشی تعیین‌کننده بر عهده دارید.

ما شما را فرا می‌خوانیم تا حقیقت کوبا و تمامی ملت‌های مقاوم را نشر دهید. در جهانی که رسانه‌های بزرگ دروغ‌ها و روایت‌های دلخواه را تولید می‌کنند، شما مسئولیت دارید که سخنگوی واقعیتی باشید که ما کوبایی‌ها زندگی می‌کنیم: واقعیتی از کمبودها، بله؛ اما همچنین از دستاوردها، همبستگی و امید.

هر کتابی که بنویسید، هر مقاله‌ای که منتشر کنید، هر کنفرانسی که در کشورهای خود ارائه دهید، سنگری علیه گمراه‌سازی است. نبرد اندیشه‌ها امروز در عرصهٔ دیجیتال علیه بی‌سوادی تکنولوژیک و اشکال جدید استعمار فرهنگی در جریان است.

شما باید شبکه‌های همبستگیِ مؤثری را پیوند دهید؛ تنها ایراد سخنرانی‌های حمایتی کافی نیست. باید همبستگی را به اقدامات عینی ترجمه کرد: کمپین‌ها برای لغو محاصره، پیشنهادات همکاری علمی و فرهنگی، پروژه‌های تجارت عادلانه، افشاگری‌ها در برابر نهادهای بین‌المللی.

شما باید تفکر انتقادی دربارهٔ سوسیالیسم قرن بیست‌ویکم را تعمیق ببخشید. فیدل برای ما پرسش‌های باز باقی گذاشت، نه پاسخ‌های آماده. چگونه قدرت مردمی را در عصر دیجیتال بسازیم؟ چگونه برنامه‌ریزی متمرکز را با خودمختاری منطقه‌ای سازگار کنیم؟ چگونه با تغییرات اقلیمی از یک چشم‌انداز سوسیالیستی مواجه شویم؟ شما از رشته‌های خود این مأموریت را دارید که پاسخ‌های خلاقانه و واقع‌بینانه بدهید و باید وحدت جنبش‌های پیشرو را تقویت کنید.

فیدل استادی در هنر جمع کردن اراده‌ها، برپایی پل‌ها میان بخش‌های گوناگون و یافتن نقاط مشترک بدون دست کشیدن از تفاوت‌ها بود.

من تمامی پیروان و پژوهشگران میراث او را فرا می‌خوانم تا برای وحدت کار کنند، تا بر تقسیم‌بندی‌های ثانویه غلبه کنیم و بر امر اساسی تمرکز نماییم: مبارزه علیه سرمایه‌داری و امپریالیسم.

انقلاب بیشترین تلاش خود را وقف جوانان کرده و بزرگ‌ترین امیدهای خود را در آن‌ها قرار داده است. فیدل همواره به نقش جوانان در روند انقلابی اعتماد داشت.

باور داشتن به جوانان، دیدنِ ظرفیت در آن‌ها علاوه بر شور و شوق است؛ مسئولیت علاوه بر انرژی؛ پاکی، حماسه‌آفرینی، شخصیت، اراده، عشق به میهن و ایمان به میهن علاوه بر جوانی. این یعنی داشتن این باور عمیق که جوانی می‌تواند، جوانی قادر است و می‌توان وظایف بزرگ را بر دوش جوانان قرار داد (تشویق حضار).

این جوانان بودند که فیدل را در بر گرفتند تا رؤیاهای تحقق‌پذیر را در زمانی که میهن به آن نیاز داشت مفهوم‌سازی کنند. از جلسات طولانی او با جوانان، دستاوردهای بزرگ اجتماعی شکل گرفت: جهش در توسعهٔ مربیان هنر، معلمان جامع، و مددکاران اجتماعی. این جوانان بودند که در سیرا سلاح به دست گرفتند، در کوهستان‌ها سواد آموختند، بازیگران اصلی در مأموریت‌های شکوهمند انترناسیونالیستی بودند، گروه‌ها را ساختند و علم و تکنولوژی را پیش بردند.

امروز، در سال سدهٔ میلاد او، جوانان کوبایی فراخوانده شده‌اند تا خود را با همان تراز تاریخی بسازند. چالش‌هایی که پیش رو داریم عظیم هستند: اقتصاد ضربه‌خورده از محاصره، تحولات ساختاری که باید اجرا کنیم، ضرورت تولید غذای بیشتر، دستیابی به گذار انرژی، جایگزینی واردات، و ساخت جامعه‌ای با رفاه بیشتر برای همگان. هیچ چالشی وجود ندارد که جوانان نتوانند با آن مواجه شوند اگر برای آن اراده کنند.

رفقا:

اجازه دهید سخن را با اطمینانی به پایان ببرم که فیدل برای ما به یادگار گذاشت: آینده نوشته نشده است، ما قدرت نوشتن آن را داریم.

بله، امپراتوری قدرتمند است، اما تاریخ در سمت ملت‌هاست. هر کودکی که امروز در یک مدرسهٔ کوبایی در زمان قطعی برق خواندن می‌آموزد، هر کشاورزی که با آگرواکولوژی کشت می‌کند، هر دانشمندی که بدون ثبت اختراع پژوهش می‌کند، هر جوانی که در یک جنبش اجتماعی فعالیت می‌کند، هر مادری که از فرزندانش در برابر خشونت دفاع می‌کند، یک پیروزیِ از پیش‌به‌دست‌آمده است.

سدهٔ میلاد فیدل یک نقطهٔ آغاز است. زمان آن است که بپذیریم میراث او در گذشته نیست، بلکه در حال و آینده‌ای است که در حال ساخت آن هستیم. یادآوری او کافی نیست، باید او را مطالعه کرد! تمجید از او کافی نیست، باید از او سرمشق گرفت! (تشویق حضار).

می‌خواهم بار دیگر از اعماق وجودم از حضور شما سپاسگزاری کنم. شما سفیران حقیقت، شاهدان تسلیم نشدن کوبا و همسفران انقلابی هستید که از مرزها فراتر می‌رود.

در سخنانم از اشاره به تجربیات شخصی‌ام با او خودداری کردم؛ با این حال، می‌خواهم تأکید کنم که از مکتب فیدل، وفاداری او و تصمیمش برای مواجهه با امپریالیسم به عنوان سرنوشت زندگی‌اش، دیدگاه او دربارهٔ وحدت، الگوی همواره حاضر بودن در نامساعدترین صحنه‌ها بدون تسلیم شدن در برابر بدبینی، حساسیت نسبت به نیازمندترین افراد، مفهوم او از عدالت اجتماعی و ارزشی که در مفهومِ کامل او از انقلاب نهفته است، بر من تأثیری عمیق گذاشته است.

می‌خواهم در آغاز جشن این ۱۰۰ سالی که شریک آن هستیم، بر تعهد عظیم رهبری حزب و حکومت به اثر بیکران فیدل گواهی دهم؛ اثری که مسئولیت داریم آن را از بادهای تهدیدکننده‌ای که از هر سو می‌وزند و با شهوت فتح و مجازاتی که امپراتوری برای ما اندوخته تغذیه می‌شوند، نجات دهیم.

اجازه می‌خواهم همان‌طور که فیدل بیش از یک بار گفت به پایان ببرم: «ما آماده‌ایم تا سال‌ها که لازم باشد با عزت و فداکاری در برابر محاصرهٔ امپریالیستی مقاومت کنیم. اگر دیگران سازش کنند، اگر دیگران رشوه بپذیرند، اگر دیگران خیانت کنند، کوبا خواهد دانست چگونه خود را به عنوان الگوی انقلابی که تسلیم نمی‌شود حفظ کند» (تشویق حضار و فریادهای: «من فیدل هستم!»).

تکرار می‌کنم: «کوبا خواهد دانست چگونه خود را به عنوان الگوی انقلابی که تسلیم نمی‌شود، فروخته نمی‌شود، و زانو نمی‌زند حفظ کند!» (تشویق حضار و فریادهای: «زنده باد!»)

فیدل یک کشور است، فیدل کوباست! (تشویق حضار).

برای کوبا، با فیدل، تا پیروزی همیشه!

زنده باد فیدل برای همیشه! (فریادهای: «زنده باد!»)

سوسیالیسم یا مرگ!

یا میهن یا مرگ!

پیروز خواهیم شد! (فریادهای: «پیروز خواهیم شد!»)

(تشویق پرشور حضار.)

بیشتر از مجله جنوب جهانی-بررسی مسائل جنوب جهانی – سال بیستم کشف کنید

برای ادامه خواندن و دسترسی به آرشیو کامل، اکنون مشترک شوید.

ادامه مطلب