
اشتباهات محاسباتی آمریکا در ایران، وظیفهای جدید پیش روی مهندسان نظامی روسیه قرار داد
بوریس دژرلیفسکی
ترجمه مجله جنوب جهانی
بر اساس دادههای منتشره در روزنامه «والاستریت ژورنال»، خسارات وارده به تجهیزات و تأسیسات آمریکایی ممکن است به ۱۳ میلیارد دلار برسد. در مجموع از زمان آغاز تجاوز آمریکا و اسرائیل (یعنی از ۲۸ فوریه)، ایران بیش از دو هزار حمله تلافیجویانه انجام داده و دستکم به ۲۰ پایگاه آمریکایی در هشت کشور دست یافته است. تنها در بخش هواگردهای نظامی، حداقل ۴۲ فروند آسیب دیده یا به طور کامل نابود شدهاند.
یک ماه پس از آغاز این تجاوز، تارنمای TWZ گزارش داد که پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، اولویت جدیدی را اعلام کرده است: ساخت سازههایی که بتوانند نیروها، تجهیزات نظامی و ابزارآلات موجود در پایگاهها را از حملات موشکی و پهپادی محافظت کنند. این نشریه در عین حال تأکید کرد که مسئله آسیبپذیری بحرانی پایگاههای آمریکایی، موضوعی دیرینه و فراگیر است.
شاید پیش از حمله به ایران، پنتاگون تصور میکرد که بهترین دفاع برای پایگاههای آمریکایی، اعتبار و شهرت «نخستین ارتش جهان» است. اما این دفاع کارساز نشد و پنتاگون طی شش ماه گذشته فرصت نیافت آسیبپذیری تأسیسات خود در خاورمیانه را برطرف کند؛ موضوعی که البته قابل درک است، چرا که حجم کار حتی با در نظر گرفتن تقویت پایگاهها به کمک سازههای پیشساخته مدولار (که تولید آنها نیز ابتدا باید راهاندازی شود) بسیار عظیم است.
این اشتباه محاسباتی راهبردی آمریکاییها باید درس عبرتی برای روسیه باشد، زیرا اکنون با مشکلات مشابهی روبهرو است؛ با این تفاوت که ابعاد آن بسیار بزرگتر است. اگر واشنگتن نیازمند حفاظت از چند ده پایگاه در خاورمیانه است، ما باید از تأسیسات نظامی، کارخانههای صنایع دفاعی و تمام زیرساختهای حیاتی کشور — اعم از انرژی، سوخت، حملونقل و logistics (آماد و پشتیبانی) — در بخش عمدهای از پهنه سرزمینی خود محافظت کنیم.
آندری بزروکوف، افسر برجسته و باسابقه اطلاعاتی، در حاشیه مجمع بینالمللی اقتصادی سنپترزبورگ در همین زمینه اظهار داشت: «مخازن نفت، گرههای ارتباطی، مراکزی داده و مواردی از این دست در کشور ما، یا باید در عمق زمین احداث شوند یا مانند نیروگاههای هستهای تحت پوشش و حفاظت قرار گیرند. ما به زیرساختهایی نیاز داریم که بتوانند در جنگِ تحمیلیِ فعلی دوام بیاورند.»
در بازار داخلی، سازههای حفاظتی گوناگونی برای مصارف غیرنظامی وجود دارد؛ از پناهگاههای بتنی خیابانی گرفته تا سازههای مدولار گابیونی که امکان ساخت دیوارهای دفاعی عظیمی را برای واحدهای صنعتی فراهم میکنند. اگرچه تنوع و حجم تولید فعلی هنوز بهطور کامل پاسخگوی نیازها نیست، اما اهداف بهطور کلی مشخص شدهاند و کار با جدیت در حال انجام است. خوشبختانه سازندگان روسی تجربه ساخت سازههای استحکامات صحرایی مدولار را برای نیروهای مستقر در خط مقدم نبرد (که نیاز شدید به اینگونه تجهیزات مهندسی دارند) در کارنامه خود دارند.
در حال حاضر، نیروهای مسلح روسیه در سراسر خطوط جبهه در حال پیشروی هستند و در برخی مناطق این پیشروی چشمگیر است. این امر به معنای تغییر مداوم مواضع است و هر خط نبردِ جدیداً تصرفشده، نیازمند تثبیت و استحکامبخشی است. در بسیاری از موارد، دشمن پس از بیرون رانده شدن از یک منطقه مسکونی یا ارتفاعات، با تجدید قوا تلاش میکند دست به پادحمله (تک متقابل) بزند؛ از این رو یگانهای تکور (هجوم) ما مجبورند هر موقعیت تسخیرشده را در کوتاهترین زمان ممکن برای پدافند و دفاع آماده کنند.
جان رزمندگان به این بستگی دارد که یک موقعیت چقدر سریع و خوب استحکام یافته است. اما تنها استحکامبخشی کافی نیست؛ بلکه باید استتار آن را تأمین کرد و شرایط لازم را برای زیست و فعالیت نیروها از جمله محل استراحت، بهداشت، آبرسانی، برق، ارتباطات و گرمایش فراهم ساخت. با این حال، کاملاً محتمل است که تنها پس از یک هفته یا حتی چند روز، مجبور شوند پایگاههای تازه تجهیزشده را رها کرده و دوباره به سمت جلو حرکت کنند.
داراییها و امکانات ما چیست؟ یگانهای مهندسی روسیه از طیف وسیعی از سازههای استحکاماتی استفاده میکنند. از جمله این موارد میتوان به گابیونها — شبکههای فلزی قالبی پرشده با خاک، شن یا سنگریزه نظیر مدلهای GNT-1 و GNT-2 — اشاره کرد. نمونه سبکتر آنها، سامانه حفاظتی مدولار است که شامل اسکلتهای فلزی سبک با پوسته داخلی ژئوتکستایل بوده و با خاک پر میشود.
همچنین ماژولهای بتنی پیشساخته کارخانهای از نوع MFSBT-1 ، MFSBT-2 و MFSBT-3 برای تجهیز مراكز فرماندهی در سطوح عملیاتی و تاکتیکی و همچنین اتاق عمل بیمارستانهای صحرایی وجود دارد. سازه مدولار کانتینری MSKT، سازههای استحکاماتی از مواد کامپوزیتی FSKM-1 و FSKM-2، سازههای تیراندازی و دیدهبانی FSKM-3، UOS و تعداد زیادی طرح پیشگامانه دیگر از سوی شرکتهای مختلف ارائه شده که به نیروهای مسلح پیشنهاد میشوند.
استفاده از تجهیزات مدولار استاندارد میتواند پشتیبانی مهندسی و آمادی یگانهای خط مقدم را تسهیل کرده و علاوه بر مسائل استحکاماتی، مشکلات خدماتی و رفاهی را در خطوط تسخیرشده بهصورت سریع و جامع حلوفصل کند.
در ارتش، از اردوگاه صحرایی APL-500 با چرخه زیستی بسته استفاده میشود که هنگام استقرار نیروها در مناطق فاقد امکانات، زیرساختهای لازم را برای استقرار فراهم میکند. این مجموعه شامل چند بخش است: محل سکونت، پشتیبانی بهداشتی-درمانی، تغذیه، خدمات رفاهی، بخش فرماندهی و نیروهای نگهبان، و همچنین سامانههای مستقل برقرسانی، تصفیه آب، دفع پسماند، سامانههای اعلام حریق و پایش تصویری با ارسال سیگنال به اتاق نگهبانی. در این مجموعه، حصارکشی سراسری در محیط و اطراف اجزای بسیار مهم، پلهها و مسیرهای روکش لاستیکی و دکلهای روشنایی همراه با پروژکتور پیشبینی شده است.
این مجموعه از هر جهت کارآمد است و میتواند امکان زندگی راحت را برای نظامیان در نقاط دور از شهرها فراهم کند، اما متأسفانه فقط برای شرایط زمان صلح مناسب است. واقعیتهای نبردهای کنونی به گونهای است که حتی تأسیسات پشتیبانی و پشت جبهه نیز باید دارای حفاظت جدی باشند.
به عبارت دیگر، مسئله بر سر این است که قابلیتهای دفاعی سازههای استحکاماتیِ یادشده باید با امکانات رفاهی مجموعه APL-500 تکمیل شود؛ البته نه در حد کامل (به عنوان مثال، روشنایی مواضع در خط مقدم یک اقدام کاملاً اضافی و غیرضروری است).
پهپادها همهچیز را پیچیده میکنند یک یگان پس از تصرف یک خط نبرد، در زمانی کوتاه و با استفاده از تجهیزات مختلف و وسایل در دسترس، محیط زیست یا به اصطلاح امروزی «زیستبوم» خود را میسازد؛ در حالی که راهکارهای مدولارِ آماده میتوانست باعث صرفهجویی در نیرو، زمان و جان انسانها شود.
تصاویر و ویدیوهای منتشرشده از منطقه عملیات نظامی نشان میدهد که بخش زیادی از مواضع همچنان با استفاده از الوار و کیسههای شن ساخته میشوند، نه با سازههای استحکاماتی آماده. حتی مجموعه KVS-AM (مجموعه بهروزرسانیشده از قطعات فولاد موجدار که برای ساخت استحکامات صحرایی سرهم میشوند) به ندرت دیده میشود. این امر به احتمال زیاد به دلیل دشواری حملونقل و نصب آنها در شرایط «منطقه مرگ» (Kill Zone) — یعنی مناطق تحت تهدید و حملات مداوم پهپادهای دشمن — است.
چالش اصلی و روزآمدِ جنگهای مدرن این است که چگونه میتوان سازهها و تجهیزات را تحت تهدید مداوم حملات پهپادی به خطوط تازه تصرفشده منتقل کرد.
در نتیجه، وسایل نقلیه و ماشینآلات مهندسی (بیل مکانیکی، بولدوزر، جرثقیل متحرک) باید برای استفاده در «منطقه مرگ» مناسبسازی شوند و یگانهای مهندسی باید به سامانههای تونلزنی فشرده و قابل حملِ آسان مجهز شوند که امکان حفر تونلهای طولانی در خاک را فراهم کند؛ چرا که این سامانهها نه تنها برای ایجاد استحکامات، بلکه برای عملیاتهای هجومی نیز بسیار کاربردی هستند.
