بهره‌گیری آمریکا از هوش مصنوعی برای دستکاری ذهن و شعور بشریت – پراخواتیلوف – ا. م. شیری

در

,

بهره‌گیری آمریکا از هوش مصنوعی برای دستکاری ذهن و شعور بشریت

تمام بشریت در حال تبدیل شدن به یک محیط بسته و کنترل شده است.

ولادیمیر پراخواتیلوف(Vladimir PROKHVATILOV)، استاد علوم سیاسی، کارشناس نظامی

ا. م. شیریهوش مصنوعی مانند اغلب اختراعات و کشفیات انسان، می‌تواند استفادۀ دوگانه داشته باشد و دارد: در دست برخی دولت‌ها، اساساً برای احیای دوران‌ برده‌داری، تشدید استثمار، تحمیق توده‌ها، تأمین منافع و مشروع و نامشروع خود؛ در دست آحاد جامعه، اساساً برای دل‌مشغولی، سرگرمی و تقویت تمایل به برده شدن و تن دادن به استثمار شدید.

اکنون اگر سری به شبکه‌های به‌اصطلاح اجتماعی بزنی، به برکت هوش مصنوعی، اطلاعات و اخبار درست و غلط، لازم و غیرلازم، نظرات «صدتا یه ثنار» و غیره مثل مور و ملخ از سر و روی آن‌ها بالا می‌رود. ویدئوهایی ساخته می‌شود همه با یک صدا، لحن و چهرۀ کاملاً مشابه! در زمینۀ هنر و موسیقی نیز که هیچ نگویی بهتر است و الی‌اخر. در یک کلام، خیلی دور نیست که هوش مصنوعی عقل و شعور، استعداد و خلاقیت‌های بشری را بطور کامل به تاریخ بسپارد و نظام‌های قرون و اعصار گذشته، بویژه برده‌داری را به طرز باشکوهی تزیین نموده، در جامعۀ بشری برقرار سازد. شما بگویید: چه باید کرد و این تناقض را چگونه می‌توان حل کرد تا سرکردۀ امپریالیسم جهانی خلع سلاح شود و در عین حال، هم دستاوردهای علمی- فنی بشر سر جای خودش باشد و هم، عقل و شعور، استعداد و توانایی‌ انسان!

*-*-*

اختراع ثبت‌شدۀ فرد کوهن، دانشمند مشهور آمریکایی در حوزۀ علوم رایانه، با عنوان «نظام و روش کگنولوژی و کگنومتریک»، در ۱۳ اوت در آمریکا منتشر شد.

«شناخت‌سنجی تعمیم روان‌سنجی (علم اندازه‌گیری) است».

در توضیح این اختراع ثبت‌شده آمده است: «کگنومتریک، تعمیم‌یافتهٔ روان‌سنجی (علم اندازه‌گیری توانایی‌ها و فرایندهای ذهنی) است که به تعریف گسترده‌تر تبدیل شده است: علم اندازه‌گیری توانایی‌ها و فرایندهای شناختی و همچنین نتایج به‌کارگیری این علم. به‌طور مشخص‌تر، این اختراع به اندازه‌گیری شاخص‌های قابل مشاهده برای پیش‌بینی و تبیین رفتار نظام‌های شناختی، از جمله انسان‌ها، حیوانات، سامانه‌ها و شبکه‌های رایانه‌ای، گروه‌ها و ترکیب‌هایی از این نظام‌های شناختی و دیگر نظام‌ها مربوط می‌شود.

کگنولوژی، تعمیم‌یافتهٔ روان‌شناسی- مطالعه علمی ذهن انسان و کارکردهای آن، به‌ویژه آن دسته از کارکردهایی که در این زمینه بر رفتار تأثیر می‌گذارند، است و در اینجا به مطالعۀ نظام‌های شناختی و کارکردهای آن‌ها، به‌ویژه آن دسته از کارکردهایی که در این زمینه بر رفتار تأثیر می‌گذارند، اطلاق می‌شود».

همچنین گزارش شده است که «در عصر اطلاعات، پژوهش‌های کگنومتریک دربارۀ رفتار انسان‌ها، گروه‌ها و سامانه‌های خودکار، در مجموع بخشی از تحقیقات در حوزه‌های گوناگونی همچون اطلاعات و ضد اطلاعات، کارزارهای نفوذ سیاسی، کنترل ناآرامی‌های جمعی، اثربخشی آموزش و بسیاری از زمینه‌های دیگر به شمار می‌روند».

در سال ۱۹۸۳، فرد کوهن، زمانی که دانشجوی دانشکدۀ مهندسی دانشگاه کالیفرنیای جنوبی بود، برنامه‌ای نوشت که می‌توانست با «آلوده» کردن رایانه‌ها، از خود نسخه‌هایی ایجاد کند و از یک دستگاه به دستگاه دیگر گسترش یابد. این بدافزار درون یک برنامۀ بزرگتر و قانونی که از طریق یک دیسک نرم در کامپیوتر بارگذاری می‌شد، پنهان شده بود.

در سال ۱۹۸۴، او اصطلاح «ویروس رایانه‌ای» را وارد ادبیات تخصصی کرد.

یکی از مهم‌ترین دستاوردهای نظری در حوزهٔ مطالعهٔ ویروس‌های رایانه‌ای، اثباتی است که فرد کوهن در سال ۱۹۸۷ ارائه کرد. بر اساس این اثبات، هیچ الگوریتمی وجود ندارد که بتواند تمامی ویروس‌های ممکن را به‌طور کامل و بی‌نقص شناسایی کند؛ نتیجه‌ای که از منظر نظری با قضیهٔ ناتمامیت گودل در ریاضیات قابل قیاس است.

مسیر حرفه‌ای کوهن از همان ابتدا با ساختارهای نظامی و دفاعی آمریکا پیوند خورده است. او در سال ۱۹۷۴، زمانی که هنوز دانشجو بود، در پروژهٔ «HearSay» (شنیده‌ها، اظهارات خارج از دادگاه که به عنوان مدرک برای اثبات صحت موضوع مورد ادعا، در دادگاه ارائه می‌شود) وابسته به سازمان پروژه‌های پژوهشی پیشرفتهٔ دفاعی آمریکا، پروژه‌ای که از آن به‌عنوان نخستین سامانهٔ خودکار تشخیص گفتار در جهان یاد می‌شود، فعالیت می‌کرد. کوهن بعدها به سمت مهندس ارشد در آزمایشگاه‌های ملی ساندیا (Sandia National Laboratories)  آزمایشگاه ملی و محرمانه که یکی از مراکز اصلی آمریکا در حوزهٔ امنیت هسته‌ای به شمار می‌رود، منصوب شد.

در سال ۱۹۹۳، کوهن برای آژانس سامانه‌های اطلاعات دفاعی آمریکا یک سند راهبردی با عنوان «مبانی برنامه‌ریزی جنگ اطلاعاتی- دفاعی» تدوین کرد. او امروز نیز یکی از بنیان‌گذاران مؤسسهٔ علوم کالیفرنیا، مرکزی علمی که در حوزهٔ امنیت ملی، در مقاطع کارشناسی ارشد و دکترا، متخصص تربیت می‌کند، محسوب می‌شود.

حق اختراعی که کوهن در ماه اوت به ثبت رساند، ادامهٔ منطقی همین مسیر پژوهشی و حرفه‌ای، یک فناوری‌ است که با پیوند دادن هوش مصنوعی مولد به جنگ اطلاعاتی، چشم‌انداز به‌کارگیری این ابزارها در مقیاسی جهانی را ترسیم می‌کند.

این مسیر البته به سال‌های اخیر محدود نمی‌شود. کوهن در سال ۲۰۱۱ نیز در توسعهٔ برنامهٔ «تشخیص ناهنجاری در مقیاس‌های چندگانه» (ADAMS) متعلق به آژانس «پروژه‌های تحقیقاتی پیشرفتۀ دفاعی» پنتاگون (DARPA)، برنامه‌ای با عنوان «تشخیص ناهنجاری در مقیاس‌های چندگانه» مشارکت داشت.

سامانهٔ «پروژه‌های تحقیقاتی پیشرفتۀ دفاعی» پنتاگون با نام «تشخیص ناهنجاری در مقیاس‌های چندگانه» برای شناسایی «تهدیدهای داخلی» در میان نیروهای نظامی و کارکنان دولتی طراحی شده است. در عمل، این سامانه نوعی روان‌کاوی الگوریتمی است که ویژگی‌های نحوهٔ فشردن کلیدهای صفحه‌کلید توسط کاربر، محتوای ایمیل‌ها و لحن مکاتبات الکترونیکی و کوچک‌ترین انحراف‌ها از رفتار «عادی» کاربر را بررسی می‌کند تا پیش‌بینی کند چه زمانی ممکن است یک کارمند «تغییر موضع دهد» و به افشای اسرار برای دشمن شروع کند، حتی پیش از آنکه خود فرد تصمیم نهایی را گرفته باشد. در واقع، این سامانه نوعی دروغ‌سنج (پلی‌گراف) دیجیتال و دائماً فعال است.

پروژۀ «تحقیقاتی پیشرفتۀ دفاعی» پنتاگون با نام «تشخیص ناهنجاری در مقیاس‌های چندگانه» (ارتباطات راهبردی در شبکه‌های اجتماعی) که در سال ۲۰۱۱ آغاز شد، برای مطالعه و مدل‌سازی انتشار الگوریتمی تبلیغات و اطلاعات در شبکه‌های اجتماعی طراحی شده بود، در برخی منابع با پژوهش‌های مرتبط با کوهن پیوند داده می‌شود. اهداف آن شامل ردیابی شکل‌گیری و گسترش «میم‌ها» (ایده‌ها و روایت‌ها) در شبکه‌های اجتماعی، شناسایی نقاط آسیب‌پذیر مخاطبان و بررسی روش‌های تولید و انتشار روایت‌های متقابل برای تأثیرگذاری بر نگرش و رفتار مخاطبان هدف بود.

در توضیح این پروژه در وب‌سایت آژانس پروژه‌های پژوهشی پیشرفته دفاعی آمریکا آمده است: «پژوهشگران ارتباطات راهبردی، یک محیطی بسته و تحت کنترل در شبکه‌های اجتماعی ایجاد خواهند کرد که در آن حجم زیادی از داده‌ها جمع‌آوری شود و همچنین آزمایش‌هایی برای پشتیبانی از توسعه و آزمون انجام گیرد. یک شبکۀ اجتماعی بسته با ۲۰۰۰ تا ۵۰۰۰ عضو می‌تواند نمونۀ چنین محیطی  باشد، که موافقت کرده‌اند در فعالیت‌های شبکه‌های اجتماعی شرکت کنند و در جمع‌آوری داده‌ها و انجام آزمایشات مشارکت داشته باشند. این شبکه می‌تواند در چارچوب یک سازمان واحد تشکیل شود یا چندین سازمان را دربرگیرد. نمونۀ دیگری می‌تواند یک بازی نقش‌آفرین باشد که در آن استفاده از شبکه‌های اجتماعی عنصر اصلی بازی است و بازیکنان نیز با مشارکت در جمع‌آوری داده‌ها و انجام آزمایش‌ها موافقت کرده‌اند».

پروژه‌های «تشخیص ناهنجاری در مقیاس‌های چندگانه» و «رسانه‌های اجتماعی در ارتباطات راهبردی» (SMISC) متعلق به آژانس پروژه‌های پژوهشی پیشرفته دفاعی آمریکا، از نظر مفهومی شباهت عمیقی با فناوری رفتارگرایانهٔ «تلنگر» یا «هل‌دادن» (Nudge) دارند که تبار فکری آن را می‌توان تا مؤسسهٔ تاویستاک انگلیس برای روابط انسانی دنبال کرد. زیرا همهٔ آن‌ها با هدف هدایت و کنترل نرم، غیرمستقیم و رفتاریِ اقدامات انسان‌ها، بدون استفاده از اجبار مستقیم یا ممنوعیت‌های سخت‌گیرانه طراحی شده‌اند.

اختراع ثبت‌شدهٔ کوئن در ماه اوت، «تشخیص ناهنجاری در مقیاس‌های متعدد» و «رسانه‌های اجتماعی در ارتباطات راهبردی» را در یک سامانهٔ بسته و یکپارچه متحد کرد.

پروژۀ «تشخیص ناهنجاری در مقیاس‌های چندگانه» منطقِ پروفایل‌سازی روان‌سنجی را فراهم می‌کند. به بیان دیگر، اطلاعات دربارۀ انگیزه‌ها، عواطف، آسیب‌پذیری‌ها و گرایش‌های رفتاری فرد را استخراج می‌کند. پروژۀ «رسانه‌های اجتماعی در ارتباطات راهبردی» (SMISC) منطقِ تأثیرگذاری اطلاعاتی را، یعنی شناسایی روایت‌ها و راهبردهای ارتباطی قادر به تأثیرگذاری بر مخاطبان را فراهم می‌آورد.

و نکته اینجاست که اکنون تمام بشریت به یک «محیط بسته و تحت کنترل» تبدیل شده است.

سامانه‌ای که در ثبت اختراع ماه اوتِ کوهن توصیف شده است، می‌تواند داده‌های مربوط به هدف را از شبکه‌های اجتماعی، ارتباطات، پیام‌های صوتی و منابع دیگر جمع‌آوری کرده، سپس این اطلاعات را با استفاده از ارزیابی شناختی، از جمله تحلیل احساسات و ویژگی‌های عاطفی، پردازش نماید و مشخص کند که کدام نوع تأثیرگذاری یا «محرک» مناسب‌تر است. بر این اساس، پیام یا میم (meme) متناسب با آن را با کمک هوش مصنوعی مولد ایجاد کند و در نهایت آن را به مخاطبان هدف موردنظر ارسال نماید.

ساختن چنین سامانه در سال ۲۰۱۱، به صدها تحلیلگر، روان‌شناس، زبان‌شناس و ریاضی‌دان نیاز داشت.

کوهن با استفاده از هوش مصنوعی مولد، عامل انسانی را حذف کرده است. هوش مصنوعی که اکنون کل فرایند را، از تفسیر داده‌ها گرفته تا تولید و ترکیب میم را پردازش می‌کند، دیگر نیازی به انسان نیست.

به محض اینکه ارتش آمریکا بتواند با کمک هوش مصنوعی برای خودکارسازی دستکاری رفتار انسان استفاده کند، ممکن است مردم بالاخره بفهمند که خطرناک‌ترین ویروس‌ها، دیگر برای آلوده کردن رایانه‌ها طراحی نشده‌اند.

بنیاد فرهنگ راهبردی

٢٠ شهریور-سنبله ١۴٠۵

 

بیشتر از مجله جنوب جهانی-بررسی مسائل جنوب جهانی – سال بیستم کشف کنید

برای ادامه خواندن و دسترسی به آرشیو کامل، اکنون مشترک شوید.

ادامه مطلب