
لولا در اجلاس بریکس غایب بود، اما برزیل از صحنه خارج نشده است: بریکس، حاکمیت و «ترامپگرایی»
سارا ویواکوا – پکن ریویو چینی
ترجمه مجله جنوب جهانی
در یک نگاه
هجدهمین نشست سران کشورهای بریکس در دهلی نو برگزار شد، اما لوئیز ایناسیو لولا داسیلوا، رئیسجمهور برزیل و یکی از رهبران بنیانگذار بریکس، در آن حضور نداشت. با این حال، نویسنده تأکید میکند که این غیبت را نباید نشانه عقبنشینی برزیل از بریکس یا تضعیف گرایش این کشور به سوی جهان چندقطبی دانست. از نگاه او، مسئله اصلی در واقع در داخل برزیل و در آستانه انتخابات اکتبر جریان دارد؛ انتخاباتی که عملاً به همهپرسی درباره دو مسیر متفاوت برای آینده کشور تبدیل شده است: ادامه سیاست چندقطبیگرایانه لولا، یا نزدیکشدن جناح راست افراطی و خانواده بولسونارو به واشنگتن.
مقاله استدلال میکند که فشارهای فزاینده آمریکا بر آمریکای لاتین، از جمله فشارهای تجاری و تعرفهای، مسئله حاکمیت ملی را برای برزیل به مسئلهای فوری تبدیل کرده است. در این شرایط، همکاری بریکس و تعمیق روابط برزیل با چین برای لولا به ابزارهای اصلی دفاع از استقلال تصمیمگیری برزیل تبدیل شدهاند. در مقابل، خانواده بولسونارو خواهان نزدیکشدن بیشتر برزیل به آمریکا و فاصلهگرفتن از چین هستند و از آنچه مقاله «ترامپگرایی» مینامد، حمایت میکنند؛ رویکردی که آمریکای لاتین را حیاط خلوت آمریکا تلقی میکند.
نویسنده همچنین تأکید میکند که چندقطبیگرایی برای برزیل دیگر صرفاً یک انتخاب در سیاست خارجی نیست، بلکه به پیششرط حفظ حاکمیت ملی و استقلال راهبردی کشور تبدیل شده است. نمونههای عملی این روند، تلاش برای اصلاح صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی، ایجاد سامانههای پرداخت فرامرزی مستقلتر، توسعه زیرساختهای مالی بریکس، افزایش نقش کشورهای جنوب جهانی در نهادهای بینالمللی و حمایت از نقش بیشتر برزیل و هند در عرصه جهانی است. از دید نویسنده، تغییر رویکرد برزیل بیش از آنکه ناشی از تغییر ایدئولوژیک شخص لولا باشد، نتیجه دگرگونی محیط ژئوپلیتیکی جهان است.
آخر هفته گذشته، هجدهمین نشست سران کشورهای بریکس در دهلی نو، پایتخت هند، برگزار شد. لوئیز ایناسیو لولا داسیلوا، رئیسجمهور برزیل، بهعنوان یکی از چهار کشور بنیانگذار بریکس، در این اجلاس حضور نداشت. لولا طی دو دهه گذشته همواره تلاش کرده است برزیل را بهعنوان یکی از ستونهای نظام چندقطبی معرفی کند. شماری از رسانههای برزیلی نزدیک به واشنگتن تلاش کردند غیبت او را نشانهای از سستشدن انسجام بریکس، یا دلیلی بر کاهش نقش برزیل بهعنوان میانجی در روند ایجاد نظم چندجانبه جهانی، تفسیر کنند.
با این حال، چنین برداشتی برنامهریزی زمانی را با انتخاب راهبردی اشتباه میگیرد. دلیل اینکه لولا، مائورو وییرا، وزیر امور خارجه، و لیریو، هماهنگکننده امور بریکس، را برای رهبری هیئت برزیلی به اجلاس اعزام کرد، دقیقاً این است که مبارزه مهمتر بر سر جایگاه برزیل در نظم چندقطبی، اکنون در داخل برزیل و در پای صندوقهای رأی انتخابات اکتبر در جریان است.
در ۷ سپتامبر، رئیسجمهور برزیل، لولا، و همسرش در مراسم جشن روز استقلال در برازیلیا، پایتخت برزیل، شرکت کردند. (شینهوا)
انتخابات ریاستجمهوری برزیل عملاً به یک همهپرسی سراسری تبدیل شده است؛ همهپرسیای برای انتخاب میان دو چشمانداز ناسازگار از توسعه ملی: یک مسیر، مسیر چندقطبیگرایی است که لولا نمایندگی میکند؛ مسیر دیگر، رویکرد خانواده بولسونارو در جناح راست افراطی برای جلب رضایت و نزدیکشدن به واشنگتن است. خانواده بولسونارو برای اعمال تحریمهای دولت آمریکا علیه نهادهای خود برزیل لابی کردهاند و همچنین آشکارا از آنچه «ترامپگرایی» نامیده میشود استقبال کردهاند؛ دیدگاهی که آمریکای لاتین را «حیاط خلوت» آمریکا میداند. خانواده بولسونارو میخواهند نقش برزیل در نظم چندقطبی را از درون تهی کنند و برزیل را از چین دور سازند.
حمله کنونی آمریکا به آمریکای لاتین و فشارهای تعرفهای این کشور، مسئله حاکمیت ملی را بیش از هر زمان دیگری واقعی و فوری کرده است. همگرایی راهبردی نیروهای راست افراطی برزیل با دولت آمریکا، در مقابل، باعث شده است سازوکار همکاری بریکس و روابط مشارکت میان برزیل و چین که پیوسته در حال تعمیق است، به محور راهبرد لولا تبدیل شود؛ راهبردی که هدف آن مقابله با «مداخله خارجی در تصمیمگیری مستقل برزیل» است. بحث داخلی برزیل درباره حاکمیت ملی اکنون بیش از هر زمان دیگری دارای ابعاد همزمان انتخاباتی، اقتصادی و رقابتهای بینالمللی است.
بریکس و مسئله حاکمیت ملی
غیبت لولا در این اجلاس را نمیتوان نشانه عقبنشینی موضع برزیل تلقی کرد. در مجمع تجاری بریکس، مائورو وییرا، وزیر امور خارجه برزیل، در واکنش به حمله تعرفهای واشنگتن، موضعی کمسابقه و قاطع اتخاذ کرد و گفت: «در شرایطی که اقتصاد جهانی با حمایتگرایی، اجبار اقتصادی و تهدید تحریمهای یکجانبه روبهروست، تقویت پیوندها میان بخشهای مولد کشورهای عضو، بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد.»
در شرایطی که دولت آمریکا فشار بر آمریکای لاتین را افزایش داده است، نیروهای مترقی داخل برزیل به یک اجماع رسیدهاند: چندقطبیگرایی دیگر صرفاً یک ترجیح در سیاست خارجی نیست، بلکه پیششرط ضروری برای تضمین حاکمیت ملی برزیل است؛ بدون این پیششرط، استقلال راهبردی اساساً امکان تحقق ندارد. بهویژه حزب کارگران، همواره همکاری در چارچوب بریکس را یکی از ستونهای راهبرد ملی کشور دانسته است؛ این حزب مهمترین بستر سازمانی برای اجرای این نقشه راه محسوب میشود و بر این باور است که همکاری بریکس باید به سطح سیاست ملی ارتقا یابد و با تغییر دولتها متوقف نشود.
ستاد انتخاباتی لولا اکنون آشکارا بر این موضع تأکید میکند که پیروزی لولا تعیین خواهد کرد آیا نظم چندقطبی میتواند به تکامل خود ادامه دهد یا اینکه سرانجام آمریکای لاتین تسلیم «ترامپگرایی» خواهد شد. شعار «برزیل متعلق به برزیلیهاست» (O Brasil é dos brasileiros) به شعار انتخاباتی لولا تبدیل شده است. او در سخنرانی خود به مناسبت روز استقلال برزیل در ۷ سپتامبر گفت: «هیچ حاکم خارجی حق ندارد تعیین کند که ما از چه کسی خرید کنیم و کالاهایمان را به چه کسی بفروشیم. ما کشوری دارای حاکمیت هستیم.» او یک گام فراتر رفت و خطاب به مردم اعلام کرد که برزیل «دیگر هرگز مستعمره هیچکس نخواهد شد».
با این حال، نامزد دیگر ریاستجمهوری، فلاویو بولسونارو، در جهت کاملاً مخالف در حال لابیگری و مذاکره است. او پیوسته در حال بررسی امکان سوقدادن برزیل به پیوستن به طرح «سپر قاره آمریکا» به رهبری آمریکا بوده است؛ ابتکاری امنیتی در نیمکره غربی که آمریکا در مارس ۲۰۲۶ آغاز کرد و از سوی ناظران بهعنوان ابزار جدیدی برای تقویت سلطه آمریکا در منطقه آمریکای لاتین تلقی شده است. همزمان، او پیشنهاد ایجاد یک مشارکت بلندمدت با واشنگتن در زمینه عناصر نادر خاکی و مواد معدنی حیاتی را نیز مطرح کرده است.
چندقطبیگرایی فقط در حد حرف نیست
در ۱۰ سپتامبر، در دومین مجموعه نشستهای سال ۲۰۲۶ وزیران دارایی و رؤسای بانکهای مرکزی کشورهای بریکس، کشورهای عضو خواستار اصلاح صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی شدند تا نمایندگی، شفافیت و پاسخگویی اقتصادهای در حال توسعه در این نهادها افزایش یابد. آنها همچنین از ادامه تحقیق و توسعه سامانههای پرداخت فرامرزی با هزینه کمتر و کارایی بیشتر حمایت کردند.
در محل برگزاری اجلاس دهلی نو، طرفهای شرکتکننده بهطور مشترک پیام روشنی ارسال کردند: آنها اقدامات یکجانبه اجباری و محدودیتهای تجاری مغایر با مقررات سازمان تجارت جهانی را محکوم کردند و خواستار اصلاح شورای امنیت سازمان ملل شدند تا آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین از کرسیهای نمایندگی بیشتری برخوردار شوند. چین و روسیه نیز بار دیگر موضع روشن خود را در حمایت از ایفای نقش بزرگتر برزیل و هند در عرصه بینالمللی اعلام کردند.
این مدل هواپیمای E190-E2 در غرفه برزیل در نمایشگاه انقلاب صنعتی جدید کشورهای بریکس در سال ۲۰۲۴ به نمایش گذاشته شده بود. (شینهوا)
هند که امسال ریاست دورهای بریکس را بر عهده دارد، در حال پیشبرد اتصال و هماهنگسازی ارزهای دیجیتال بانکهای مرکزی کشورهای عضو بریکس است؛ هدف این است که کشورهای عضو هنگام انجام تسویهحسابهای تجاری، دیگر مجبور نباشند از زیرساختهای مالی تحت کنترل غرب عبور کنند. سازوکار همکاری بریکس همچنین با سرعت در حال پیشبرد ساخت زیرساختهای مالی فیزیکی و عملیاتی است؛ از جمله تأمین مالی توسعه، سامانههای پرداخت بههمپیوسته و انتقال دانش و فناوری. هدف از این اقدامات آن است که اقتصادهای نوظهور از توانایی بیشتری برای اقدام برخوردار شوند و از قیدوبند مراکز سنتی قدرت جهانی رهایی یابند.
برای برزیل، اهمیت سازوکار بریکس در شرایط کنونی بیش از هر زمان دیگری است. برزیل در سنت دیپلماتیک خود، برای مدت طولانی در پی دستیابی به سازش با آمریکا بوده و سیاست خارجی وزارت امور خارجه برزیل نیز همواره بیش از آنکه به اردوگاه جنوب جهانی گرایش داشته باشد، به نزدیکی با اروپا تمایل داشته است. آنچه واقعاً تغییر کرده است، بیش از آنکه ایدئولوژی شخصی لولا باشد، محیط ژئوپلیتیکی زیر پای اوست. لولا بهخوبی دریافته است که اگر برزیل همچنان در نظم قدیمیای باقی بماند که واشنگتن درصدد کنترل یکجانبه آن است، اساساً امکان تحقق نقشه توسعه ملی برزیل وجود نخواهد داشت.
نویسنده: سارا ویواکوا (Sara Vivacqua)، وکیل برزیلی و روزنامهنگار مستقل تحقیقی
