اعتمادبه‌نفسی که از ایستادگی زاده شد – محمد حقیقت


اعتمادبه‌نفسی که از ایستادگی زاده شد

همبستگی ملی؛ پشتوانۀ دفاع و شرط صلح پایدار

محمد حقیقت

مهاجم برای پیروزی به چیزی بیش از ویران‌کردن نیاز دارد: باید مردمی را که هدف حمله قرار گرفته‌اند، به بی‌فایده‌بودن ایستادگی متقاعد کند. شهرها ممکن است آسیب ببینند، زیرساخت‌ها تخریب شوند و زندگی‌های بسیاری از دست بروند؛ اما تا زمانی که کشور توان دفاع و تصمیم‌گیری مستقل خود را حفظ کرده و مردم ارادۀ حفاظت از میهن را دارند، قدرت تخریب هنوز به پیروزی سیاسی تبدیل نشده است.

اهمیت ایستادگی ایران در برابر تجاوز آمریکا و اسرائیل در همین‌جاست. جلوگیری از تحقق همۀ خواسته‌های مهاجم، برای مردم و نیروهای مدافع کشور معنایی فراتر از نتیجۀ یک رویارویی دارد: آنان در عمل درمی‌یابند که توانشان در سرنوشت کشور اثر می‌گذارد و برتری تسلیحاتی دشمن، اختیار نامحدودی برای تحمیل اراده به او نمی‌دهد. این آگاهی، اعتمادبه‌نفس ملی را تقویت می‌کند؛ اعتمادی که از تجربۀ مشترک دفاع نیرو می‌گیرد و زمینۀ همبستگی استوارتری را فراهم می‌سازد.

این دستاورد در دل رنج و خسارت به دست آمده است و ارزش آن نیز به همین دلیل باید شناخته شود. اکنون که تهدید ادامه دارد، حفظ این اعتماد و تبدیل آن به توان پایدار دفاعی، مسئولیتی مشترک برای مردم، نیروهای مسلح و دولت است.

شکستن باور به بی‌فایده‌بودن مقاومت

بخشی از فشار روانی علیه ایران می‌کوشد قدرت مهاجم را چنان بزرگ نشان دهد که دفاع از کشور ناممکن به نظر برسد. در این روایت، هر آسیب نشانه نزدیک‌شدن فروپاشی است، هر دشواری اثبات ناتوانی، و هر کوشش برای ایستادگی اقدامی بی‌نتیجه. پذیرش خواسته‌های دشمن نیز تنها راه جلوگیری از خسارت بیشتر معرفی می‌شود.

هدف چنین روایتی، فرسودن ارادۀ جامعه و محدودکردن تصور مردم از امکان‌های خویش است. جامعه‌ای که پیشاپیش خود را شکست‌خورده بداند، انگیزۀ کمتری برای مشارکت در دفاع خواهد داشت. این احساس می‌تواند به عرصۀ تصمیم‌گیری نیز راه یابد و امتیازهایی را ضروری جلوه دهد که ضرورت و پیامدشان به‌درستی سنجیده نشده است.

ایستادگی مؤثر، این باور را از راه تجربه به چالش می‌کشد. در چنین رویارویی‌ای، ناکامی مهاجم در تحمیل خواسته‌هایش، خود بخشی از دستاورد دفاع است. دوام سازمان دفاعی و حفظ توان پاسخ‌گویی، محدودیت قدرت او را آشکار می‌کند. مردم درمی‌یابند که دانش، ابتکار، فداکاری و همراهی آنان می‌تواند بر نتیجۀ رویارویی اثر بگذارد. اعتمادبه‌نفس حاصل از این شناخت، پایه‌ای واقعی دارد: کشور قدرت عمل دارد و ایرانیان می‌توانند در تعیین سرنوشت آن نقش ایفا کنند.

مردم ایران، صاحب ارادۀ دفاع از میهن‌اند

محاسبۀ مهاجم بر برتری نظامی، بهره‌برداری از نارضایتی‌های داخلی و امید به فروپاشی کشور در پی حمله استوار بود. حوادث خونین سال ۱۴۰۴، که در بستر اعتراض‌ها و مطالبات اقتصادی آغاز شد و به کشته‌شدن مردم و شماری از نیروهای انتظامی و بسیج انجامید، زخم‌هایی بر جامعه گذاشت و به اعتماد میان بخش‌هایی از مردم و حاکمیت آسیب زد.

نشانه‌های تلاش قدرت‌های خارجی برای تأثیرگذاری بر تحولات داخلی ایران را نمی‌توان نادیده گرفت. حساب فارسی موساد در آغاز اعتراض‌ها، همراهی خود را فراتر از حمایت لفظی اعلام کرد و از حضور در میدان سخن گفت.]۱[ ترامپ نیز در آوریل ۲۰۲۶ مدعی شد آمریکا از طریق گروه‌های کرد برای معترضان سلاح فرستاده است؛ ادعایی که فرماندهان دو گروه بزرگ مسلح کرد، با رد دریافت سلاح آمریکایی، آن را تأیید نکردند.]۲[ این مواضع و اظهارات، ضرورت بررسی نقش مداخلات خارجی در بحران داخلی را نشان می‌دهند، اما اثبات نقش عوامل خارجی در هر رویداد خشونت‌آمیز، نیازمند شواهد مشخص همان رویداد است.

خطای اساسی در این محاسبه، یکی‌گرفتن نارضایتی با آمادگی برای همراهی با تجاوز بود. مردم صاحب اراده‌اند. می‌توانند به وضع معیشت، عملکرد مسئولان و سیاست‌های کشور اعتراض داشته باشند و در برابر بمباران شهرها، تهدید تمامیت ارضی و تحمیل ارادۀ بیگانه بایستند. مطالبات آنان، به قدرت خارجی حق تصمیم‌گیری درباره آیندۀ ایران نمی‌دهد.

حافظۀ تاریخی در این انتخاب اهمیت دارد. تجربۀ مداخلات خارجی در ایران و مشاهدۀ سرنوشت عراق، لیبی و سوریه، دلایل نیرومندی برای بی‌اعتمادی به وعده‌های نجات از بیرون فراهم کرده است. این تجربه‌ها، با همۀ تفاوت‌هایشان، خطرهای جنگ، فروپاشی نظم عمومی و گسترش درگیری داخلی را پیش چشم می‌گذارند. برای ایرانیان، دفاع از میهن با حفظ خانۀ مشترک، پیوندهای اجتماعی و امکان ساختن آینده‌ای به ارادۀ خودشان گره می‌خورد.

ارزش همبستگی شکل‌گرفته نیز در همین‌جاست: همراهی برای دفاع از کشور با حفظ دیدگاه‌ها و انتقادهای متفاوت امکان‌پذیر شد. اختلاف‌ها موضوعی در مناسبات داخلی باقی ماندند و تعلق به میهن، زمینۀ ایستادن در برابر مهاجم را فراهم کرد. این انتخاب، تلاش برای تبدیل شکاف‌های اجتماعی به پشتوانۀ تجاوز را با مانعی جدی روبه‌رو ساخت.

چگونه همبستگی و توان دفاعی یکدیگر را تقویت می‌کنند؟

همبستگی به دفاع توان می‌دهد و تجربۀ دفاع مؤثر، اعتماد به قدرت همبستگی را افزایش می‌دهد. مردم هنگامی که اثر همراهی و ایستادگی را می‌بینند، به توان جمعی خویش آگاه‌تر می‌شوند. نیروهای مدافع نیز از این پشتوانه نیرو می‌گیرند: آنان می‌بینند که مأموریتشان با ارادۀ جامعه برای حفظ میهن پیوند دارد. در سوی دیگر، توان و فداکاری مدافعان، اطمینان مردم به امکان حفاظت از کشور را بیشتر می‌کند.

برای نیروهای مسلح، ایستادگی در برابر قدرتی بزرگ‌تر، آزمونی عملی برای فرماندهی، سازمان‌دهی، ابتکار و دانش دفاعی است. شناخت آنچه در میدان مؤثر بوده، اعتماد به توان خویش را تقویت می‌کند و زمینۀ یادگیری و آمادگی بیشتر را می‌سازد. همکاری با متخصصان، مراکز فناوری و صنایع دفاعی، این تجربه را به رفع ضعف‌ها، تکمیل تجهیزات و ارتقای بازدارندگی پیوند می‌دهد.

قدردانی مردم، به این کوشش معنایی اجتماعی می‌بخشد. مدافع کشور باید همراهی جامعه و توجه به زندگی خود و خانواده‌اش را احساس کند. جامعه نیز باید نقش انسان‌هایی را بشناسد که در میدان، در مراکز علمی و صنعتی، در امدادرسانی و در حفظ خدمات ضروری، بار دفاع را بر دوش می‌کشند.

رسانه‌ها در استوارکردن این شناخت مسئولیت دارند. بازگویی مستند تجربۀ مدافعان، امدادگران و متخصصان، اعتماد ملی را به واقعیت پیوند می‌دهد و زمینۀ انتقال این تجربه‌ها به نسل‌های بعد را فراهم می‌سازد. در برابر تحریف و جنگ روانی، اعتبار رسانه به بیان دقیق و صادقانۀ دستاوردها، دشواری‌ها و خسارت‌ها وابسته است. تقویت توان مردم در سنجش خبرها نیز بخشی از حفظ همین اعتماد عمومی است.

پشتوانه‌ای برای دفاع از حقوق ملی

اعتمادبه‌نفس حاصل از ایستادگی، بر توان تصمیم‌گیری سیاسی کشور نیز اثر می‌گذارد. دولتی که به ظرفیت دفاعی و همراهی مردم متکی است، امکان بیشتری برای حفظ حقوق اساسی ایران در برابر فشار پیدا می‌کند. چنین پشتوانه‌ای به دیپلماسی نیرو می‌دهد و مجال ارزیابی سنجیدۀ پیشنهادها و پیامدهای توافق را گسترش می‌دهد.

حمایت از دولت در دفاع از استقلال و منافع ملی، بخشی از حفظ این دستاورد است. تصمیم‌گیران باید اطمینان داشته باشند که ایستادن بر حقوق مردم، همراهی آنان را در پی دارد. این حمایت، برای دولت نیز مسئولیت می‌آفریند: توضیح روشن تصمیم‌ها، صداقت در بیان مسائل و پاسخ‌گویی درباره تأثیر سیاست‌ها بر امنیت و زندگی مردم.

همراهی ملی به کشور اختیار بیشتری برای انتخاب می‌دهد. حفظ این اختیار مستلزم آن است که تصمیم‌ها بر شناخت توانایی‌ها، محدودیت‌ها و منافع مردم استوار باشند. هدف، دستیابی به امنیتی پایدار و صلحی است که استقلال کشور و حقوق ملت را محفوظ بدارد.

معیشت مردم، بخشی از امنیت ملی است

پشتوانۀ مردمی دفاع باید در زندگی روزمره نیز حمایت شود. فشار اقتصادی، تحریم و اختلال ناشی از جنگ، بر همۀ مردم یکسان اثر نمی‌گذارد. کارگران، بازنشستگان، حقوق‌بگیران و خانواده‌های کم‌درآمد، امکان کمتری برای تحمل گرانی و کمبود دارند. تداوم فقر و نگرانی از تأمین نیازهای ضروری، توان جامعه را فرسوده می‌کند و حفظ همبستگی را دشوارتر می‌سازد.

از کارکردهای راهبردی فشار اقتصادی، فراهم‌کردن زمینۀ بهره‌برداری از همین نارضایتی‌هاست. مهاجم می‌کوشد دشواری زندگی را به شکاف اجتماعی و بی‌ثباتی تبدیل کند و از این مسیر، خواسته‌هایی را پیش ببرد که با تجاوز نظامی نتوانسته به تمامی محقق سازد. مقابله با این فشار، به سیاست‌هایی نیاز دارد که زندگی مردم را حمایت کند و امکان سوءاستفاده از رنج آنان را کاهش دهد.

از این‌رو، مطالبۀ تغییر جهت سیاست‌های اقتصادی به سود توده‌های زحمتکش و اقشار کم‌درآمد، مستقیماً با استحکام دفاع ملی پیوند دارد. تأمین کالاها و خدمات ضروری، حمایت از قدرت خرید مزدبگیران و بازنشستگان، مقابله با احتکار و فساد و تأمین عادلانۀ منابع حمایت اجتماعی باید در مرکز تصمیم‌گیری قرار گیرد. سهم گروه‌های برخوردار در تأمین این منابع باید با توان اقتصادی آنان متناسب باشد تا بار بحران بر دوش کسانی نیفتد که کمترین امکان تحمل آن را دارند.

مردمی که برای حفظ کشور ایستاده‌اند، حق دارند از دولتمردان بخواهند امنیت زندگی آنان را نیز جدی بگیرند. انتظار فداکاری عمومی، مسئولیت حمایت مؤثر از معیشت را به همراه می‌آورد. همبستگی هنگامی ریشه‌دارتر می‌شود که جامعه ببیند بار دفاع و فشار عادلانه‌تر توزیع می‌شود و منافع مشترک بر سودجویی گروه‌های برخوردار تقدم دارد.

همیاری مردم نیز در همین زمینه اهمیت پیدا می‌کند: پشتیبانی از آسیب‌دیدگان، مراقبت از خانواده‌های جان‌باختگان و مدافعان کشور و مشارکت در حفظ خدمات ضروری. این کوشش‌ها، همراهی ملی را در زندگی روزمره ملموس می‌سازند؛ حمایت اجتماعی و سیاست اقتصادی عادلانه نیز به آن دوام می‌دهند.

تا صلح پایدار، این پشتوانه باید حفظ شود

اکنون که بیش از دویست و بیست روز از آغاز جنگ اخیر گذشته، تهدید را نمی‌توان پایان‌یافته دانست. گزارش رویترز در ۱۲ اکتبر ۲۰۲۶ از فروپاشی آتش‌بس موقت ژوئن، ازسرگیری حملات مقطعی و توقف پیشرفت مذاکرات خبر می‌دهد. به‌رغم تداوم تماس‌ها از طریق میانجی‌ها، اختلاف‌ها بر سر شرایط توافق همچنان پابرجاست.]۳[ این وضعیت، اهمیت حفظ آمادگی دفاعی و پشتوانۀ اجتماعی آن را یادآوری می‌کند.

مردم نباید با فروکش‌کردن موقت حملات، میدان همبستگی و مشارکت را ترک کنند. تا دستیابی به صلحی پایدار و رفع تهدید تجاوز، حفظ هوشیاری، همیاری و آمادگی ضرورتی ملی است. حضور مردم باید در پشتیبانی از مدافعان کشور، مراقبت از پیوندهای اجتماعی و مطالبۀ تصمیم‌هایی که امنیت و معیشت را تقویت می‌کنند، ادامه یابد.

نیروهای دفاعی نیز باید تجربۀ ایستادگی را به آموزش، ترمیم آسیب‌ها و افزایش توان بازدارندگی تبدیل کنند. دولت مسئول است با سیاست‌های سنجیده، حمایت از زندگی مردم و دفاع از حقوق ملی، این کوشش مشترک را استوار سازد. به این ترتیب، دستاورد مقاومت در تصمیم‌ها و عملکرد امروز ادامه پیدا می‌کند.

اعتمادبه‌نفس زاده‌شده از ایستادگی، سرمایه‌ای است که باید در عمل حفظ شود. مردم قدرت همراهی خود را بشناسند، مدافعان کشور پشتوانۀ انسانی مأموریتشان را احساس کنند و دولتمردان مسئولیت خویش را در برابر این فداکاری به جا آورند. ایران را می‌توان دفاع کرد؛ استواری این باور در آن است که توان و ارادۀ حفظ میهن، هر روز با دانش، عدالت و مشارکت مردم تقویت شود.

منابع

۱. هرب کینون، «چرا آمریکا و اسرائیل هنوز برای کمک به معترضان ایران منتظرند؟»، جروزالم پست، ۱۳ ژانویۀ ۲۰۲۶؛ گزارش پیام حساب فارسی موساد در آغاز اعتراض‌ها.

https://www.jpost.com/middle-east/iran-news/article-883264

۲. جان دیویسون و رایان مک‌نیل، «پیام‌های متناقض ترامپ و بمباران‌های ایران، نیروهای کرد را از ورود به جنگ بازداشت»، رویترز، ۸ آوریل ۲۰۲۶، به‌روزرسانی ۹ آوریل؛ شامل ادعای ترامپ درباره ارسال سلاح و تکذیب دریافت آن از سوی فرماندهان دو گروه.

https://www.reuters.com/investigations/trumps-mixed-messages-irans-bombs-kept-kurds-out-war-2026-04-08/

۳. «ایران می‌گوید پس از پایان بررسی، به پاسخ آمریکا درباره پیشنهاد هرمز پاسخ خواهد داد»، رویترز، ۱۲ اکتبر ۲۰۲۶.

https://www.reuters.com/world/middle-east/iran-says-it-will-reply-us-response-hormuz-proposal-once-review-over-2026-10-12/

بیشتر از مجله جنوب جهانی-بررسی مسائل جنوب جهانی – سال بیستم کشف کنید

برای ادامه خواندن و دسترسی به آرشیو کامل، اکنون مشترک شوید.

ادامه مطلب