
سفر هیأت پیمان دفاعی مکه به تهران
ا. م. شیری
این سفر که در روزهای ۴ و ۵ آبان ١۴٠۵ به تهران انجام گرفت، اولین سفر مشترک ۳ کشور عضو «پیمان دفاعی مکه» به ایران بعد از تشکیل این پیمان در اوت ۲۰۲۵ در مکه است.
طبق این پیمان، حمله به هر یک از اعضای پیمان به منزلۀ حمله به همۀ آنهاست، مشابه مادۀ ۵ پیمان تروریستی ناتو.
اما چه کسانی بعنوان نمایندگان پیمان مکه به تهران آمدند؟
از عربستان، شاهزاده خالد بن سلمان، وزیر دفاع؛ از پاکستان، ژنرال عاصم منیر، فرمانده ارتش؛ از ترکیه، ابراهیم کالین، رئیس سازمان اطلاعات این کشور.
لازم به یادآوری است که عاصم منیر، مهمان ویژۀ کاخ سفید و نورچشمی ترامپ در ۳۰ مهر ۱۴۰۵، یعنی یک روز بعد از سفر سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجۀ روسیه به میهن ما نیز به تهران آمده بود. به این ترتیب، او در مدت کمتر از یک هفته (۳۰ مهر- ۴ آبان)، دو بار با رئیس جمهور، دبیر شورای عالی امنیت ملی و وزیر خارجۀ کشور ما دیدار داشت.
«هیأت مکه» نیز با محسن رضایی دبیر شورای عالی امنیت ملی، مسعود پزشکیان، رئیس جمهور و عباس عراقچی وزیر امور خارجه دیدار کردند.
هدف سفر این هیأت از دو زاویۀ متفاوت روایت شده است:
۱– روایت رسمی ایران- شورای عالی امنیت ملی: بگفتۀ علی باقری، معاون رضایی این سفر با دو هدف صورت گرفته است:
اول- تبریک به محسن رضایی برای احراز سمت دبیری شورا. این گفته بیشتر به شوخی شباهت دارد تا هدف سفر یک هیأت بلندپایه.
دوم -رایزنی دربارۀ «امنیت درونزا» – یعنی امنیت منطقه باید توسط خود کشورهای منطقه، بدون دخالت آمریکا و اسرائیل تامین شود.
سرلشکر محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی نیز سفر «هیأت مکه» به تهران را چنین توصیف کرد: «جنای آقای عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان در ملاقاتی که در سفر قبلی، تقریبا یک هفته-ده روز پیش داشتند، به من گفتند که اگر شما موافق هستید، من و آقای امیرخالد، وزیر دفاع عربستان و جناب آقای ابراهیم کالین مسئول امنیت ملی ترکیه بیاییم، که هم انتصاب شما را تبریک بگوییم و هم روی مسائل منطقهای صحبت کنیم. من پذیرفتم و این آقایان امروز آمدند و بحثهای خیلی خوبی بین ما صورت گرفت. فضای جدیدی را من احساس میکنم در منطقه شکل گرفته به برکت مقاومت ملت ایران و اقتدار نیروهای مسلح، من فضای مثبتی را در گفتگوی آقایان احساس کردم. هر سه نفر اعتقاد داشتند اگر ما چهارتا کشور با هم بشیم (باشیم)، بسیاری از مشکلات منطقه قابل حل خواهد بود. به همین دلیل ما توافق کردیم که این جلسات برای توسعۀ همکاریهای منطقهایی و رسیدن به ترتیبات امنیتی ادامه پیدا بکند و یک کارگروهی تشکیل دادیم که این کارگروه روی مسائل کارشناسی کار بکنه (بکند)، که اینا بیان هر دو جلسه ارائه بدن و ما تصمیم بگیریم، پیش بریم. از نتایجی که ما رویش توافق داشتیم، این بود که امنیت منطقهای که زندگی میکنیم، در آن هستیم، بایست «درونزا» باشد. یعنی به توسط خود کشورها حاصل بشود و از هر نوع مداخلۀ خارجی ما باید در این منطقه جلوگیری بکنیم. بویژه روی مسئلۀ اشغال خیلی از مناطق توسط اسرائیل تأکید شد که اسرائیل باید از جنوب لبنان، از جنوب سوریه، از غزه، از کرانۀ غربی رود اردن عقبنشینی کنه (کند)، و دست از تجاوزات باید برداره (بردارد)».
اگرچه همۀ ملاقاتها و جلسات «هیأت مکه» با مقامات و مسئولان ایران بدون اعلامیۀ نهایی پایان یافت، اما بگفتۀ محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، «نتیجۀ جلسه بسیار خوب بوده و فقط توافق شد گفتگوها ادامه یابد».
۲– روایت رسمی عربستان:
معاون وزیر خارجۀ عربستان، رائد قَرَمَلی (کرمعلی) گفت: این سفر بخشی از تلاشها برای «کاهش تنش میان طرفهای بحران فعلی و تشویق راهحل دیپلماتیک» است و هدف از آن، حمایت از میانجیگری قطر و پاکستان بین ایران و آمریکا میباشد.
پشت پرده واقعی چیست؟ چرا بعد از سفر لاوروف؟
هدف نخست: در آستانۀ انتخابات اسرائیل و آمریکا و در روند موج جدید حملات موشکی و پهپادی انصارالله یمن متحد ایران به عربستان سعودی بهعنوان یکی از اعضای پیمان مکه، جلوگیری از شروع مجدد حملات آمریکا و اسرائیل به ایران هدف اصلی شمرده میشود. اگرچه، شروع چنین حملات از منظر توانایی نظامی و اقتصادی مهاجمان محتمل به نظر نمیرسد، اما آنها بر این گمانند که «کار از محکمکاری عیب نمیکند». طرفه اینکه در جریان حملات خرداد و اسفند ماه سال گذشته به میهن ما، پاسخ قدرتمند نیروهای دفاعی ایران تمام رشتههای آنها را پنبه کرد. بنابراین، «واسطهها» بدرستی میدانند که اگر چنانچه حملات مجدداً صورت گیرد، پاسخ نیروهای دفاعی ما شدیدتر خواهد بود. به همین دلیل، آنها سعی میکنند بدون اعتراف رسمی و علنی به شکست سنگین مهاجمان، یک نوع سیاست «نه جنگ و نه صلح» در منطقه را تثبیت کنند.
هدفت دوم- کمکها و تلاشهای روسیه برای تشنجزدایی و برقراری آرامش در منطقه را به سایه ببرند؛ در روابط بین ایران و روسیه و اجرای قرارداد راهبردی فیمابین آنها اختلال ایجاد کنند؛ از گشایش کامل سه مسیر گذرگاه بینالمللی شمال-جنوب ممانعت نمایند و در نهایت، کشور ما را در دایرۀ نفوذ دنیای غرب نگه دارند.
دلیل این مدعا روشن است. بگفتۀ سرلشکر محسن رضایی «… هر سه نفر اعتقاد داشتند اگر ما چهارتا کشور با هم بشیم (باشیم)»… چهار تا کشور: ترکیه عضو پیمان تروریستی ناتو (داستان بدون شرح)؛ عربستان سعودی، گاو شیرده آمریکا که بر پایۀ نفت آن «دلار طلا، دلار نفتی شد» و در جریان حملات آمریکا و اسرائیل، قلمرو هوایی، دریایی و زمینی خود را در اختیار نیروهای مهاجم قرار داد؛ پاکستان که وابستگی آن به آمریکا مثل روز روشن است و هدف این یادداشت نیست، هم میان آمریکا و ایران میانجیگری میکند و هم به دستور آمریکا مرزهایش را به روی کشور ما میبندد و در نهاین، ایران که از نیم قرن پیش در زیر فشار تحریمها، محاصره و تهدیدهای آمریکا به سر میبرد، کشوری کاملاً متفاوت! بنابراین، بنظر میرسد «اعتقاد هر سه نفر مبنی بر اگر با هم بشیم»، یعنی همگرایی «آب و آتش»، با وجود ترور رهبر، فرماندهان و مقامات تأثیرگذار کشور، در نوع خود یک شیوۀ «یتیمنوازی» ریاکارانه و تلاشی است برای تقویت مواضع و موقعیت جریانهای غربگرا در کشور.
یک ضربالمثل ملی میگوید: «با گرگ دوستی کن، اما چماقت را هرگز بر زمین نگذار». با وجود تضاد منافع، موقعیت مواضع چهار کشور فوقالذکر، طبیعتا نباید حتی بر کمترین تلاش برای ایجاد موانع در مقابل شروع مجدد درگیریهای منجر به ویرانی و کشتار چشم پوشید و نباید به دوستان و متحدان روزهای دشوار پشت کرد.
۶ آبان-عقرب ١۴٠۵
