
سخنرانی میگل ماریو دیاس-کانل برمودس، دبیر اول کمیته مرکزی حزب کمونیست کوبا و رئیسجمهور این کشور، در مراسم شصت و پنجمین سالگرد اعلام ماهیت سوسیالیستی انقلاب کوبا
ترجمه مجله جنوب جهانی
✧✧✧
زنده باد کوبای آزاد! (فریاد جمعیت: «زنده باد!»)
مرگ بر محاصره! (فریاد جمعیت: «مرگ بر!»)
رزمندگان قهرمان خلیج خوکها (گیرون) که در میان ما حضور دارید؛
دوستداران گرامیِ همبستگی با کوبا، شرکتکنندگان در پنجمین همایش بینالمللی «پاتریا»؛
ای مردم عزیز و قهرمان کوبا؛
هممیهنان عزیز: (تشویق حاضران)
شصت و پنج سال پیش، زنانی و مردانی که دستکم به اندازهی همهی ما که امروز این خیابانها را پر کردهایم جوان بودند – چه بسا مادربزرگان و پدربزرگان و پدران و مادران برخی از ما – در همین مکان گرد هم آمدند تا فصلی واقعاً حماسی در تاریخ معاصر جهان بنویسند.
آن روز، نه تنها برای کوبا، که برای تاریخ جهان نقطهی عطفی بود. درست زمانی که تهاجم دشمن به سواحل ما نزدیک میشد، بیآنکه هنوز مطمئن باشیم از کجا پیاده خواهند شد، اما با این آگاهی که پشت سر مهاجمان، حمایت کامل دولت قدرتمند آمریکا قرار دارد، صدای فرماندهی کل، فیدل کاسترو روز – صدایی که از بیخوابیها و تنشهای ساعتها تقریباً شکسته بود – بر فراز انبوه جمعیتی که این گوشهی تاریخی را لبریز کرده بود، بلند شد تا اعلام کند آنچه بودیم، همان هستیم: انقلابی سوسیالیستی درست در دماغهی امپریالیسم! (تشویق)
این اعلامیه در تاریخ کوبا نقشی سرنوشتساز دارد؛ زیرا مسیر نهایی فرآیند انقلابی را که با پیروزی ۱۹۵۹ آغاز شده بود و تا سال ۱۹۶۱ به نفع همیشه محرومان رادیکال شده بود، برای همیشه تعیین کرد.
مزدوران آماده میشدند تا به مادرزاد خود حمله ور شوند، از روی یقین که هیچ چیز در برابر حمایت امپراتوری نمیتواند قد علم کند. اما تاریخ با آنان بیرحم بود.
آنان انتظار ترس داشتند، اما با شجاعت روبرو شدند. روی به خیانت آوردند، اما با مردمی متحد و یکپارچه مواجه گشتند. به دروغهای خود ایمان داشتند، اما حقیقت با تفنگهای آماده بهدست و سرود ملی بایامو در انتظارشان بود.
مردم کوبا از همینجا به سوی نبرد حرکت کردند، و از نبرد به سوی پیروزی! یک ملت کوچک و تازه از جنگ بیرون آمده، کمتر از هفتاد و دو ساعت بعد، اولین شکست بزرگ را بر پیکر امپریالیسم در آمریکا وارد آورد! (تشویق)
از همان آوریلِ مردمی (آوریل ۱۹۶۱) بود که همهی ملتهای منطقه اندکی آزادتر شدند.
کوبا برای همیشه دگرگون شد. مردمی که در شنهای خلیج خوکها (گیرون) برای سوسیالیسم جنگیدند، تا آن زمان جنبش دگرگونی فرهنگی خود را با کارزار ریشهکنی بیسوادی آغاز کرده بودند و رویاهای مستضعفان را تا کلاسهای درس دانشگاه بالا برده بودند.
توسعهی انسانی به سطوحی رسید که تنها یک جامعهی عادل میتواند تضمین کند. این انقلابِ از آنِ مستضعفان، با مستضعفان و برای مستضعفان چنان پیش رفت که یک پسر واکسیکنندهی کفش در روزگار سرمایهداری، به نخستین فضانورد آمریکای لاتین بدل شد؛ جوانانی از آفریقا و سراسر جهان سوم در مدارس کوبا حرفهآموز شدند؛ و خون و سرنوشت خود را با همیشه فراموششدگان و حقیرشمردگان شریک ساختیم. (تشویق)
و ما آپارتاید را شکست دادیم، بیسوادی را در هم کوبیدیم، و بیماریهای قابل درمان را در دیگر سرزمینهای جهان ریشهکن کردیم؛ به جاهایی که پزشک بردیم نه بمب، آموزگار بردیم نه بمب. این همان سوسیالیسم است: جامعهای که در آن انسان برادر انسان است، نه گرگ انسان! (تشویق)
در سالهای سیاه و دشوار دههی نود، هنگامی که تجربهی سوسیالیستی در اروپا – با توطئههای پلید دشمنان امپریالیستش – خود-تخریب شد، کوبا مقاومت کرد و دگرگون شد تا با نیروی خود و پشتیبانی همبستگی بینالمللی از جای برخاست.
آن زمان هنوز چاوز در ونزوئلا به پیروزی نرسیده بود، و دههی همگرایی که انقلاب بولیواری بیدارش کرد، تازه در پیش بود.
فیدل، باز هم فیدل – درست مانند روزهای خلیج خوکها (گیرون) که هدایت نبرد را بر عهده داشت و سوار بر تانک در خط مقدم پیش میتاخت – رهبری آن نبرد فراتر از توان انسانی را برای حفظ سوسیالیسم کوبایی در عصری از پیشروی تبآلود نئولیبرالیسم و تکقطبیگرایی بر عهده گرفت.
در حالی که دیگران حتی گورستانها و پارکها را خصوصی میکردند و کورکورانه به افسانهی بازار به عنوان حاکم مطلق ثروتی ایمان داشتند که هرگز محقق نشد، این کشور – با تکیه بر علم و توانمندی نیروی کار و دانشِ پروردهشده در انقلاب، و با تکیه بر قهرمانی و مقاومت خلاقانهی مردم کوبا – بنای عظیمی را برافراشت. (تشویق)
و ارتش مردمی ما به کشت و سازندگی رفت تا ثابت کند، چنان که رائول گفت: «آری شدنی است! همیشه شدنی است!» و ما شدنی کردیم! این همان سوسیالیسم است! (تشویق)
در تمام آن سالها، بارها و بارها، در حالی که کشور در تلاش بود تا اقتصاد آزرده و محاصرهشده را اصلاح، بهبود و با شرایط وفق دهد، تهاجمات خاموش بیشماری رخ داد: قوانینی برای تدوین محاصره، حملات تروریستی، کارزارهای بدنامسازی، خرابکاریهای مداوم علیه تمامی طرحهای همگرایی، همبستگی و همکاری.
هر بمب خاموشی که بر پروژههای توسعه فرود آمد، زخمی در پیکرهی جامعهی کوبا بر جای گذاشته است. یکی از دردناکترین آنها، مهاجرت جوانان مستعدی است که رایگان در مدارس و دانشگاههای ما آموزش دیدهاند؛ سرمایهداری استعداد و توانایی آنان را – که در آنها سرمایهگذاری نکرده – میرباید، و در عین حال جامعهای را که پرورشان داده به باد انتقاد میگیرد که نتوانسته آنچه بازار غارتگر عرضه میکند، برایشان فراهم آورد.
حقیقت باید گفته شود: آن توانمندی انسانی که در هر کشوری که پا میگذارد، فضا و اهمیت خود را میگشاید و همه را مسحور میکند، پروردهی سوسیالیسم است! (تشویق) تنها سوسیالیسم بود که فرزندان کارگران و کشاورزان را به متخصصان درجهیک تبدیل کرد، نه به طور استثنایی – چنان که در سرمایهداری میگذرد – بلکه به شکلی انبوه و همگانی. (تشویق)
برای پنهان کردن ماهیت نسلکش و چندبعدی محاصرهای شصتساله که تمام ملت را خفه میکند و فقط در اسناد اعمالکنندگانش میتوان آن را «تحریم» نامید، روایتی دروغین و بس بیپروا ساخته شده است: «کوبا به عنوان دولتی شکستخورده».
آثار دههها محاصره و تعقیب مالی در خانهها، صنایع و کمبود کالاها – حتی ضروریترین آنها – و نبود تقریباً همه چیز، حتی ابتداییترین و حیاتیترین ملزومات زندگی، به وضوح دیده میشود.
نیز کاستیهای خودمان در این فرآیندِ برساختن اجتماعی با ویژگیهای خاص و بسیار کوبایی، که برخلاف جریان اصلی و با دستوپنجه نرم کردن با موانع بیپایان در آن میکوشیم، آشکار است. اما تا زمانی که محاصره چون طناب خفهکنندهای بر گردن اقتصاد سفت باقی بماند، هیچکس نمیتواند انکار کند – و تکرار میکنم، هیچکس نمیتواند انکار کند – گناه مطلق آن را در رنج خانوادههای کوبایی! اصلیترین عامل مشکلات ما، محاصرهی نسلکش دولت آمریکا علیه مردم ماست! (تشویق و فریاد جمعیت: «مرگ بر محاصره!»)
دروغگویان همچنین به بیحسی القاشده در اذهان جهانی تکیه دارند که از روزی که انقلاب اکتبر آفرینندگان ثروت را به قدرت رساند، با پیشداوریها آلوده و با زهر ضدکمونیسم مسموم شده است.
بر ضد تمام تجربههای سوسیالیستی، تهاجمات و محاصرههای وحشیانهای برافراشته شده، با این حال انکار همهی آنچه در تعادل و رفاه به بشریت افزودهاند ناممکن است. نه میتوان سهم عظیم اتحاد جماهیر شوروی را در شکست فاشیسم و فتح فضا از تاریخ زدود، و نه میتوان از توسعهی خیرهکنندهی ملتی عظیم که از قحطی و فقر گسترده سر برآورد، یعنی جمهوری خلق چین، و نیز از کشور کوچک اما دلاوری که سه جنگ را تاب آورد و امروز با رشد پویای خود تحسین همگان را برانگیخته، یعنی ویتنام برادر و قهرمان، چشم پوشید. (تشویق)
سوسیالیسم تنها تضمینکنندهی عدالت اجتماعی است، تنها راه رهایی حقیقی همهی انسانها؛ و در مورد ما، گذشته و حال، همچنین امکان واقعی پاسخ جمعی به مجازات جمعی است که در تمام این سالها بر ما تحمیل شده است.
نه، آقایان دستکاری و دروغ؛ کوبا دولت شکستخورده نیست. کوبا دولت محاصرهشده است. کوبا دولتی است که با تهاجمی چندبعدی روبروست: جنگ اقتصادی، محاصرهی تشدیدشده و محاصرهی انرژی. کوبا دولتی تهدیدشده است که تسلیم نمیشود! (تشویق) و با وجود همهی اینها – و به لطف سوسیالیسم – کوبا دولتی است که مقاومت میکند، میآفریند، و – تردید نکنید – دولتی است که پیروز خواهد شد! (تشویق)
رفقا و همکاران:
امروز، شانزدهم آوریل، دو نقطهعطف اساسی از تاریخ اخیر خود را گرامی میداریم: پاسخ قهرمانانه و انبوه مردمی به پیشدرآمد تهاجم مزدورانه با بمبارانهای جنایتکارانهی ۱۵ آوریل، و اعلام ماهیت سوسیالیستی انقلاب از سوی فیدل در مراسم خاکسپاری نخستین قربانیان تجاوز در حال وقوع. در همان روز – هرچند بسیاری از مردم هنوز نمیدانستند – حزب کمونیست ما زاده شد، چنان که پیشتر توضیح داده شد.
فیدل گفته است: «در گیرون (خلیج خوکها) ماهیت سوسیالیستی انقلابمان اعلام شد؛ در گیرون بود که حزب عملاً شکل گرفت.» به همین روست که شانزدهم آوریل را روز تأسیس حزب میدانیم؛ حزب وحدت، حزب ملت کوبا، حزب ساماندهی و هدایت کوششهای همگان به سوی خیر همگان. (از میان جمعیت: «زنده باد حزب کمونیست کوبا!» – همراه با فریادهای «زنده باد!»)
اما تاریخ ارزش چندانی نخواهد داشت اگر در درسهایش توقف نکنیم، اگر از نظم و قاعدهمندیهایش یادداشت برنداریم و آنها را به آموزههای قطعی بدل نکنیم.
حملات به فرودگاههای «سیوداد لیبرتاد»، سانتیاگو د کوبا و سن آنتونیو د لوس بانیوس در پیشدرآمد تهاجم – با ضربات دقیق و با استفاده از هواپیماهایی با علائم جعلی کوبایی – و نیز استفادهی مستمر از دروغپراکنی و فریب از طریق رسانههایی که هدفشان سردرگم کردن مردم است، همراه با جنگ اقتصادی، فشارهای دیپلماتیک برای منزوی کردن انقلاب و تهدیدهای مداوم، همگی نشانهی رویهها و روشهای پلیدی هستند که مهاجمان هیچگاه رهایشان نکردهاند و امروز نیز در جهان تکرارشان میکنند.
آنان آن فرمول تجاوزکارانه و دخالتجویانه را چنان بارها تکرار کردهاند، و ملتها و فرآیندهای مورد تهدید و تجاوز در طول این سالها چنان پرشمارند، که با وجود همهی ولخرجی فناورانه، نظامی و رسانهایشان به چپ و راست، موج همبستگی با کوبا همچنان برمیخیزد و گواهی است بر انزوای سیاست امپراتوری که میخواهد با خفهکردن ما را به زانو درآورد.
از این تریبون تاریخی – که همچنان طنین سخنان فیدل در آن زنده است، آنگاه که مردم را فرامیخواند تا جای خود را برای نبرد پیشرو بیابند، و امروز نیز در آن، ادای احترام سزاواری به قهرمانان و شهیدان آن روزی میکنیم که میهن با ارادهای راسخ، لباس شبهنظامیان را پوشید –، ما فرامیخوانیم به یک جنبش همبستگی ملی و بینالمللی که حقیقت کوبا، رنج مردم از اقدامات محاصره و جنگ اقتصادی چندبعدی را که با محاصرهی انرژی تشدید شده – و به سبب سطح افراطی محرومیتهایی که همهی زنان و مردان کوبایی بدان دچار آمدهاند، مصداق نسلکشی است – به هر گوشهای از سیاره برساند.
زندگی روزمرهی کوبایی درد دارد: از استراحت حیاتیای که نخست با خاموشی برق قطع میشود و سپس با بازگشت جریان پس از ساعاتی طولانی – که کار خانه را به ساعات پیش از صبح کشانده – تا تعطیلی صنایع، حملونقل، خدمات حیاتی و تولیدات به دلیل کمبود مطلق سوخت برای تقریباً همه چیز.
فهرست بسیار بلند است و همهی اینها از یک دستور اجرایی سرچشمه گرفت که ما را «تهدیدی غیرعادی و فوقالعاده» اعلام کرد – دقیقاً همان چیزی که نیستیم.
هممیهنان:
لحظه به غایت چالشبرانگیز است و بار دیگر، درست مانند آن ۱۶ آوریل ۱۹۶۱، ما را فرا میخواند که برای رویارویی با تهدیدات جدی – از جمله تجاوز نظامی – آماده باشیم. ما آن را نمیخواهیم، اما وظیفهی ماست که برای جلوگیری از آن آماده شویم و اگر اجتنابناپذیر شد، در آن پیروز شویم! (تشویق) ما ایمان به پیروزی را داریم که فیدل در ما نهاد.
ما به گفتوگو و به قدرت فوقالعادهی صلح برای پاسداشت زندگی در سیاره باور داریم. تاریخ اختلاف کوبا و آمریکا نشان داده که دستیابی به صلح ممکن است. باید اندیشید که اگر دو ملت ما به سوی مناقشهای بیمعنا و بیمنطق کشیده شوند – آن هم مناقشهای که با توجه به همهی کارهایی که میتوانیم با هم انجام دهیم، نه بهانهای برای آن وجود دارد و نه توجیهی – چه آسیبهایی به جان انسانهای دو کشور وارد خواهد آمد.
به فرماندهی کل، فیدل کاسترو روز – که صدمین سالگردش را در سال ۲۰۲۶ جشن میگیریم – در این شصت و پنجمین سالگرد حماسهی بزرگ، بزرگترین ادای احترام را تقدیم میداریم (تشویق). (فریاد از میان جمعیت: «زنده باد فیدل!» همراه با فریادهای «زنده باد!»)
فیدل تنها نبرد پلایا گیرون (خلیج خوکها) را رهبری نکرد. فیدل خود گیرون بود و هست! (تشویق) فیدل همان اعتقاد راسخ است که یک ملت متحد میتواند امپریالیسمی را شکست دهد! (تشویق)
مقاومت در برابر توفانهای تهاجمات روزمره، حماسهای است که ما امروز مینویسیم؛ بهترین میراث برای درگذشتگان، برای آنان که در آن آوریل ۱۹۶۱ جان خود را برای استقلال و برای سوسیالیسم نثار کردند. تا هنگامی که یک زن و یک مرد حاضر باشند جان خود را برای انقلاب فدا کنند، ما در حال پیروزی خواهیم بود! (تشویق)
ماهیت سوسیالیستی انقلاب ما جملهای از گذشته نیست؛ سپر امروز و ضمانت آینده است! (تشویق)
گیرون، امروز است و همیشه!
کوبا تسلیم نمیشود! (تشویق)
اینجا هیچکس تسلیم نمیشود! (تشویق)
اینجا مبارزه خواهیم کرد!
اینجا، چنان که ترانه میگوید: آتش خواهیم بارید! (تشویق)
زنده باد عزت سرکش مردم ما! (فریاد جمعیت: «زنده باد!»)
زنده باد سوسیالیسم! (فریاد جمعیت: «زنده باد!»)
یا وطن یا مرگ!
پیروز خواهیم شد!
(تشویق ایستاده و بلند حاضران)
این متن از دفتر ریاستجمهوری کوبا برگرفته شده است.
