
راهنمای مقدماتی پترودلار و جنگ علیه ایران: شانزدهمین نامه خبری (۲۰۲۶)
امآر آنلاین
نوشته ویجی پراشاد
ترجمه مجله جنوب جهانی
دوستان عزیز،
با درود از میز تحریر مؤسسه تحقیقات اجتماعی تریکانتیننتال (Tricontinental).
در حالی که من و شما نگران تأثیرات جنگ و تورم بر خانوادهها و ملتهایمان هستیم، معاملهگران اوراق قرضه به اعداد روی نمایشگرهای خود چشم دوختهاند تا پیامدهای احتمالی را برای ابزارهای مالی که به ظاهر پیچیده و غامض مینمایند، محاسبه کنند. وظیفه آنان صیانت از گنجینههای ثروتمندان است. طی پنجاه سال گذشته، ثبات نسبی دلار ایالات متحده — که بیش از هر چیز در اوراق بهادار خزانهداری آمریکا تجلی یافته — تا حدی بر نظامی استوار بوده است که «پترودلار» (دلار نفتی) نامیده میشود.
هنگامی که قیمت نفت نسبتاً باثبات باشد، هزینههای تولید و حملونقل پیشبینیپذیرتر است، مهار تورم تسهیل میگردد و احتمال نوسانات شدید در قیمت اوراق قرضه و سایر داراییهای مالی کاهش مییابد. در چنین شرایطی، ثروتمندان میتوانند با اطمینانی افزونتر، ثروت کاغذی خود را تکثیر کنند. علیرغم وجود کارتل نفتی سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک) از سال ۱۹۶۰، ایالات متحده همچنان از طریق انحصار خود بر ابزارهای خشونت، شرایط حاکم بر بخش بزرگی از حملونقل، قیمتگذاری و پرداختهای نفتی جهان را تعیین میکند. این امر از طریق ایمنسازی گلوگاههای کلیدی و دولتهای دستنشانده بهوسیله پایگاهها و ناوگانهای نظامی، و نیز بهرهگیری از تحریمها برای دشوار ساختن بیمه، تأمین مالی، ترانزیت و تسویه مالی فروش نفتِ کشورها یا شرکتهای هدف صورت میپذیرد. کودتاها و جنگها نیز ابزاری برای انضباطبخشی به دولتهایی هستند که در پی کنترل بیش از حد بر منابع خویش بوده یا سودای خروج از این نظم دلارمحور را در سر میپرورانند.
تورم — یعنی افزایش مستمر قیمتها در یک بازه زمانی — دشمن ثروت مالی است؛ چرا که قدرت خرید داراییهای مالی را مستهلک میکند. از آنجا که اقتصاد جهانی به انرژی حاصل از نفت وابسته است، افزایش قیمت نفت منجر به افزایش بهای تمام دیگر کالاها و هزینههای کلی تولید و ترابری شده و ارزش اوراق قرضه و سایر داراییهای مالی را که بقایشان در گرو تورم پایین است، تقلیل میدهد. از این رو، صاحبان ثروت مالی تمایل دارند از سیاستهایی حمایت کنند که تورم را از طریق ریاضت اقتصادی، سیاستهای مالی انقباضی و پایین نگه داشتن قیمت نفت — و در نتیجه هزینههای تولید، از جمله دستمزدها — مهار میکند. ثروتمندان نگهداری داراییهایی را ترجیح میدهند که نسبت به قیمت کالاها و دستمزدها باثبات باشند؛ به همین سبب است که دلار آمریکا ارز منتخب آنان برای حفظ ثروت و تعیین ارزش بدهیها و قراردادهای کلان بوده است. ایالات متحده با برونسپاری تولید به کشورهای فقیرتر، سطوح دستمزد و تورم را در داخل پایین نگه داشته و قدرت خرید دلار را حفظ کرده است. اگرچه لحظات بحرانی وجود داشته است، اما هیچ ارز دیگری حتی به جایگاه جایگزینیِ برتریِ دلار آمریکا نزدیک نشده است؛ زیرا هیچ دولت دیگری واجدِ ترکیبِ توانِ نظامی، قدرت تحریمی، شبکههای اتحاد و عمق مالیِ لازم برای فرماندهی بر قیمتگذاری کالاهای کلیدی نظیر نفت نیست.
اکنون معاملهگران اوراق قرضه و مشتریانشان نگراناند؛ زیرا ایران نشان داده است که توانایی محدود ساختن تردد در تنگه هرمز را دارد و بدین ترتیب میتواند توانمندی واشینگتن در پاسداری از جریان نفتی را که از این گلوگاه عبور میکند — یعنی بیش از یکپنجم کل نفت جهان — به چالش بکشد. در سال ۲۰۲۵، روزانه تقریباً ۲۱ میلیون بشکه نفت با میانگین قیمت ۶۹ دلار در هر بشکه از این تنگه عبور کرد که مجموعاً بالغ بر ۵۳۰ میلیارد دلار در سال میشود. ارزش بازار جهانی نفت سالانه بین ۲ تا ۳ تریلیون دلار برآورد میشود. سهم قابلتوجهی از این ذخیره عظیم بهطور سنتی در اوراق قرضه خزانهداری آمریکا و داراییهای مالیِ مبتنی بر دلار بازسرمایهگذاری شده است. چنانچه واشینگتن دیگر نتواند شرایط انتقال این نفت را تضمین کند و بدتر از آن، اگر بخش بیشتری از این عواید به ارزهای غیردلاری (مانند یوان چین که ارز مورد پسند ایران برای تسویه حساب است) نگهداری شود، این امر موجب تلاطم بزرگی در بازار اوراق قرضه دلاری خواهد شد که قلب نظام مالی جهانی محسوب میشود.
ممکن است کسانی که متخصص این حوزه نیستند بپرسند: «بازار اوراق قرضه» دقیقاً چیست؟ «اوراق قرضه دلاری» چیست؟ «پترودلار» یا در واقع «پترویوان» چیست؟ این کل سیستم چگونه عمل میکند؟ بازارهای مالی از نظر مفهومی ساده اما در مقام عمل پیچیدهاند؛ این بازارها اغلب مبهم به نظر میرسند زیرا آکنده از اصطلاحات تخصصی بوده و بازیگران متخصص آن گویی بر اساس انتظارات انتزاعی و قیمتهای نسبی تفسیر و عمل میکنند.
این نامه خبری، مقدمهای است بر برخی مفاهیم کلیدی که برای درک نظام مالی جهانی در بستر جنگ غیرقانونیِ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران ضروری است. برای متخصصان، پاسخ به پرسشهای آتی ممکن است بیش از حد سادهانگاری به نظر برسد، در حالی که برای خوانندگان عمومی، برخی پرسشهای مفهومی ممکن است بهطور کامل پاسخ داده نشود. این محدودیتِ هر نوشتار مقدماتی است؛ لذا پیشاپیش پوزش ما را بپذیرید.
اوراق قرضه چیست؟
اوراق قرضه مقولهای از اوراق بهادار بدهی — یعنی یک ابزار مالی قابل معامله — است. بهترین راه برای درک اوراق قرضه، نگریستن به آن به عنوان یک ادعا (یا سند بدهی) بر جریان پرداختهای آتی است. هنگامی که یک اوراق قرضه برای نخستین بار منتشر میشود، در واقع وامی است که توسط یک سرمایهگذار به یک وامگیرنده، که معمولاً دولت یا شرکت است، پرداخت میشود. در مقابل، وامگیرنده متعهد میشود که سود را در فواصل زمانی منظم (که کوپن نامیده میشود) پرداخت کرده و اصل مبلغ را در یک تاریخ معین در آینده (که سررسید نامیده میشود) بازپرداخت نماید. به عنوان مثال، اگر دولتی اوراق قرضه ۱۰ سالهای به ارزش ۱۰۰۰ دلار با سود ۴ درصد منتشر کند، خریدار ۱۰۰۰ دلار پیشپرداخت به دولت میدهد، سالانه ۴۰ دلار سود دریافت میکند و پس از ده سال ۱۰۰۰ دلار خود را پس میگیرد. اگر دارنده اوراق نخواهد تا پایان دوره منتظر بماند، میتواند آن را در بازار ثانویه به شخص دیگری بفروشد. به زبان ساده: اوراق قرضه شکلی از سرمایه سودآور یا صوری هستند؛ یعنی ادعاهای قانونی بر سودها یا درآمدهای مالیاتی آتی، به جای مالکیت بر خودِ داراییهای تولیدی. در مقابلِ اوراق قرضه، سهام نشاندهنده سهم مالکیت در یک شرکت است. سهامداران ممکن است سود سهام (که تضمینشده نیست) دریافت کنند و ارزش سهام آنها بسته به عملکرد شرکت ممکن است افزایش یا کاهش یابد و حتی احتمال دارد بیارزش شود. اوراق قرضه معمولاً بازدهی کمتر با ریسک پایینتر نسبت به سهام ارائه میدهند، در حالی که سهام دارای ریسک بالاتر اما پتانسیل بازدهی بیشتری است.
بازار اوراق قرضه چیست؟
بازار اوراق قرضه جایی است که دولتها و شرکتها در آن به انتشار و معامله اوراق قرضه میپردازند. از آنجا که بازار اوراق قرضه غیرمتمرکز است، بازار واحدی برای آن وجود ندارد. بیشتر اوراق قرضه بهطور مستقیم میان بانکها، سرمایهگذاران نهادی و سرمایهگذاران انفرادی از طریق مراکز مالی بزرگی همچون نیویورک، لندن، توکیو، هنگکنگ و فرانکفورت معامله میشوند. بازار اوراق قرضه دلاری شامل اوراق منتشر شده به دلار آمریکا است — عمدتاً اوراق خزانهداری آمریکا و سایر اوراق دلاری که توسط شرکتها و دولتهای خارج از ایالات متحده منتشر شدهاند. اوراق خزانهداری ایالات متحده، اوراق قرضهای هستند که توسط دولت آمریکا منتشر میشوند. این اوراق شامل اسناد خزانه (بدهی کوتاهمدت با سررسید کمتر از یک سال)، اوراق میانمدت (با سررسید دو تا ده سال) و اوراق بلندمدت (با سررسید بیست یا سی سال) میباشند. بانکهای مرکزی، بانکهای تجاری، صندوقهای بازنشستگی، بیمهگران، شرکتها و سایر سرمایهگذاران این اوراق را نگهداری میکنند زیرا از جمله نقدشوندهترین و مقبولترین داراییهای مالی در جهان هستند. سهم قابلتوجهی از مازاد دلاری جهانی — از جمله برخی مازادهای صادرات نفت که به آن خواهیم پرداخت — بهطور تاریخی در این اوراق بازیافت (Recycle) شده است. این مکانیسم از طریق خرید اوراق خزانهداری، به تأمین مالی بدهی دولت ایالات متحده (که در حال حاضر به حدود ۳۹ تریلیون دلار رسیده است) کمک میکند و همزمان تقاضای جهانی برای دلار آمریکا را به عنوان ارز ذخیره جهانی تقویت مینماید؛ یعنی جهانیترین ارز پذیرفتهشده برای صورتحسابهای تجاری، تسویه پرداختها و نگهداری ذخایر و ثروت.
نظام پترودلار (دلار نفتی) چیست؟
همانطور که پیشتر ذکر شد، ارزش بازار نفت جهان سالانه حدود ۲ تا ۳ تریلیون دلار است. حال، سود حاصل از تمام این فروشهای نفتی به کجا میرود؟ پس از شوک نفتی ۱۹۷۳-۱۹۷۴، و بهویژه از طریق ترتیبانی که واشینگتن با عربستان سعودی و دیگر پادشاهیهای خلیج فارس بنا نهاد، بخش اعظم تجارت جهانی نفت با دلار صورتبندی و تسویه شد. این بدان معنا بود که کشورهای واردکننده نفت برای خرید آن به دلار نیاز داشتند، در حالی که کشورهای صادرکننده نفت مازادهای دلاری عظیمی انباشتند. سپس کشورهای صادرکننده نفت، بانکهای مرکزی و صندوقهای حاکمیتی، سهم بزرگی از آن مازادها را در داراییهای دلاری بازسرمایهگذاری کردند. این «بازیافت درآمدهای نفتی» در ابزارهای مالی مبتنی بر دلار، بازارهای انرژی را به بازارهای مالی پیوند میدهد، تقاضا برای اوراق قرضه دلاری را تداوم میبخشد، به پایین نگه داشتن هزینههای وامگیری ایالات متحده نسبت به حالت عادی کمک کرده و جایگاه دلار آمریکا را به عنوان ارز ذخیره جهانی تقویت میکند. بخش کلیدی این فرآیند، بازار «یورو دلار» بوده است — بازار فراساحلیِ دلار آمریکا که در آن، دلارها خارج از ایالات متحده سپردهگذاری و وام داده میشوند — که به هدایت مازادهای نفتی به بازارهای مالی جهانی کمک میکند. این کل سیستم را میتوان «مجموعهٔ نفت-دلار-وال استریت» نامید. ایالات متحده از نظام پترودلار به عنوان سلاحی برای تحریم کشورهایی که بر مبنای دلایل سیاسی با سیاست خارجی آمریکا همکاری نمیکنند، بهره جسته است. وزارت خزانهداری آمریکا دسترسی کشورهای هدف به نظام تأمین مالی مبتنی بر دلار را محدود کرده و آنها را به انقیاد در بازارهای تحت سلطه آمریکا واداشته است. کشورهایی که مقاومت میکنند، نظیر ایران، به دنبال جایگزینهایی برای تجارت نفت با دلار بودهاند؛ به همین دلیل است که ایران اعلام کرده کشورهایی که پرداخت خود را با یوان چین انجام دهند، میتوانند با امنیت از تنگه هرمز عبور کنند. مجموعه نفت-دلار-وال استریت قدرت ایالات متحده را (با استفاده از تحریمها) حفظ میکند، حتی زمانی که کشورها را به سمت تنوعبخشی، مدیریت ریسک و ترتیبات ارزی جایگزین سوق میدهد.
اگر سودهای نفتی دیگر به دلار نگهداری نشوند، آیا این امر بر بازار اوراق قرضه دلاری تأثیر خواهد گذاشت؟
اگر درآمدهای نفتی دیگر در داراییهای دلاری نگهداری نشوند، تقاضای جهانی برای داراییهای دلاری — بهویژه اوراق قرضه خزانهداری آمریکا — ممکن است کاهش یابد. این امر میتواند منجر به کاهش خرید خارجیِ اوراق خزانهداری، افزایش هزینههای استقراض ایالات متحده، کاهش ارزش دلار و تضعیف نقش دلار به عنوان ارز ذخیره جهانی شود. اما این فرآیندی ساده یا آنی نخواهد بود. تأثیر کلی چنین فرآیندی به این بستگی دارد که ارزهای جایگزین با چه سرعت و گستردگی جایگزین تجارت نفتِ مبتنی بر دلار شوند. در کوتاهمدت، به جای یک انتقال روان یا فروپاشی فوری هژمونی دلار، شاهد اختلال و تلاطم خواهیم بود.
پترویوان چیست؟
پترویوان به تجارت نفتی اشاره دارد که قیمتگذاری آن با دلار آمریکا اما تسویه آن با یوان چین انجام میشود. این پدیده در سال ۲۰۱۸ پدیدار گشت، زمانی که بورس بینالمللی انرژی شانگهای بازار معاملات آتی نفت خامِ مبتنی بر یوان خود را راهاندازی کرد. تخمین زده میشود که پترویوان سهم کوچکی — نه بیش از ۵ درصد — از تجارت جهانی نفت را دارا باشد. علیرغم ظهور پترویوان، این ارز نمیتواند از پترودلار پیشی بگیرد، زیرا یوان بهطور کامل قابل تبدیل (Convertible) نیست. به دلیل مقررات دولتی چین، یوان نمیتواند آزادانه با نرخهای بازار با سایر ارزها مبادله شود که این امر کاربرد آن را در معاملات جهانی محدود میکند. بازارهای مالی ایالات متحده نقدشوندهتر هستند — به این معنی که داراییهای دلاری بهراحتی میتوانند به نقدینگی تبدیل شوند — زیرا دولت ایالات متحده برای تضمین جریان دلار به اقتصاد جهانی، کسری بودجه بزرگی را حفظ میکند. سیستمهای مالی تثبیتشده، اتحادهای ژئوپلیتیک و نهادهای جهانی همچنان دلار آمریکا را ترجیح میدهند و همین امر گذار کلان به تجارت نفتِ مبتنی بر یوان را کند و محدود میسازد. اگرچه بسیاری از کشورهای طرح «کمربند و جاده» یوان را در معاملات خود پذیرفتهاند، اما دولت چین در درجه نخست علاقهمند است از ارز خود برای حمایت از رشد اقتصادی داخلی و تسهیل تجارت بهره ببرد. چین نه تمایلی به فراهم کردن بستری باثبات و نقدشونده برای نگهداری ثروتِ سرمایهداران بینالمللی دارد، و نه خواستار صنعتزدایی و قطبیشدن داخلی و بینالمللی است که قابلیت تبدیل کامل ارزی به همراه خواهد داشت.
امیدواریم مقدمه فوق به تبیین برخی از بخشهای مبهمترِ وضعیتِ کنونی کمک کرده باشد. درک این مفاهیم و فرآیندها حائز اهمیت است زیرا ایران تجارت نفتِ مبتنی بر یوان را به عبور ایمن از تنگه هرمز پیوند زده تا به عنوان اهرمی علیه ایالات متحده از آن بهره جوید. ایران با کنترل گلوگاهی که جریانهای اصلی نفت جهانی را حمل میکند، میتواند تحریمها را دور بزند، نظام پترودلار را تضعیف نموده و پیوندها با چین را مستحکم سازد. اگرچه این امر به خودی خود ممکن است نظام پترودلار را نابود نسازد، اما هزینههای گزافی را به دلیل عدم تمایل ایالات متحده به یک توافق بزرگ و پایان دادن به منازعهای تقریباً پنجاهساله، بر این کشور تحمیل میکند.
با صمیمیت،
ویجی (Vijay)
