گفتمان راست افراطی ونزوئلا، نژادپرستی و طبقه‌گرایی را دامن می‌زند

سردبیر ام‌آر آنلاین
ترجمه مجله جنوب جهانی

در تاریخ ۱۸ آوریل ۲۰۲۶، پوئرتا دل سول تاریخی مادرید، صحنه‌ی تظاهراتی سیاسی شد که کینه‌ی نژادی عمیقِ مشخصه‌ی اپوزیسیون ونزوئلا را برملا ساخت.

در یک گردهمایی سیاسی با ماریا کورینا ماچادو، کارلوس باوته، خواننده‌ی ونزوئلایی، آنچه را جمعیت شعار می‌دادند، پشت میکروفون تکرار کرد: «میمون را بیرون کنید»؛ اشاره‌ای به دلسی رودریگز، رئیس‌جمهور موقت ونزوئلا.

درک این نکته ضروری است که این نخستین بار نیست چنین رویدادی رخ می‌دهد؛ این تنها تازه‌ترین نمونه از یک برنامه‌ی بیست‌وهفت‌ساله است. از آغاز انقلاب بولیواری در سال ۱۹۹۹، جناح راست ونزوئلا همواره از نژادپرستی و طبقه‌گرایی برای غیرانسانی جلوه‌دادن جنبش چاوریستا و نامشروع نشان‌دادن رهبری آن بهره گرفته است.

حیوان‌انگاری هوگو چاوز

انتخاب هوگو چاوز در سال ۱۹۹۸، دگرگونی عمیقی در چشم‌انداز اجتماعی و سیاسی ونزوئلا رقم زد. نخبگان سنتی کشور برای مدتها این باور را القا کرده بودند که ونزوئلا دموکراسی‌ای نژادی دارد؛ بدین معنا که این کشور آمیزه‌ای هماهنگ از فرهنگ‌های گوناگون است، در حالی که قدرت در دست گروهی کوچک از افراد سفیدپوست و اروپامحور باقی می‌ماند.

چاوز نخستین کسی بود که آشکارا خود را زامبو (به‌معنای کسی با تبار مختلط آفریقایی و بومی) معرفی کرد. او به ویژگی‌های ظاهری و میراث خود افتخار می‌کرد. آنچه را نخبگان صفاتی «پایین‌تر» می‌پنداشتند، به نمادهایی از غرور ملی تبدیل کرد.

طرف مقابل بلافاصله کارزار تخریب خود را آغاز کرد. در دوران ریاست‌جمهوری او (۱۹۹۹–۲۰۱۳)، رسانه‌های خصوصی و سخنگویان سیاسی برای توصیف چاوز از زبان حیوانات استفاده می‌کردند. او اغلب در کاریکاتورها و مقالات روزنامه‌ها به‌صورت «میمون»، «گوریل» یا موجوداتی مشابه تصویر می‌شد. این تنها قلدریِ مدرسه‌ای نبود؛ بلکه تاکتیکی روانشناختیِ حساب‌شده بود که هدفش فروکاستن رئیس‌جمهور به مرتبه‌ای فروتر از انسان بود.

زیبایی‌شناسی تحقیر: تفکیک اجتماعی و «هوردها» (انبوه‌های وحشی)

با ادامه‌ی انقلاب بولیواری، نفرت اپوزیسیون از فرد به گروه منتقل شد. این کار از طریق آنچه جامعه‌شناسان «زیبایی‌شناسی تحقیر» می‌نامند، محقق گردید. این راهبرد، استفاده از ظاهر، پوشش و تمیزی افراد را برای نشان‌دادن پستی اخلاقی و فکری آنان به کار می‌گرفت.

نقطه‌ی عطفی در سال ۲۰۱۶ رخ داد، زمانی که دیانا دآگوستینو، شخصیتی شناخته‌شده در مخالفت با دولت و نیز همسر هنری راموس آلویوپ، سیاستمدار، در مجموعه‌ای از مصاحبه‌های مهم علیه زنان چاوریستا سخن گفت. او ظاهر «ناپاک» آنان را با استانداردهای آراسته‌ی زیبایی بورژوازی ونزوئلا مقایسه کرد.

این بحث در تلاش بود تا طبقۀ اجتماعی را به چیزی منفی تبدیل کند. اپوزیسیون با «ناپاک» خواندن زنان طبقه‌ی کارگر، القا می‌کرد که آنان برای زندگی عمومی مناسب نیستند.

این روایت را برخی روزنامه‌ها و ایستگاه‌های تلویزیونی نیز پشتیبانی می‌کردند که اغلب از اصطلاح «هورد» (انبوه وحشی) برای توصیف جمعیت‌های عظیم مردم استفاده می‌کردند. واژه‌ی «هورد» بار استعماری شدیدی دارد و ذهن را به سوی توده‌ای آشفته و تمدن‌نیافته می‌کشاند که به فضاهای «پاک» و «منظم» بورژوازی یورش می‌برد.

جناح راست با ترسیم چاویسم به‌عنوان تهدیدی اخلاقی و زیستی برای جامعۀ «متمدن»، در میان هواداران خود این احساس را ایجاد کرد که توسل به اقدامات غیردموکراتیک، به‌نام نجات کشور از «بربریت»، موجه است.

طبقه‌گرایی و بیگانه‌هراسی علیه نیکلاس مادورو

پس از مرگ چاوز در سال ۲۰۱۳، گفتمان اپوزیسیون به طبقه‌گراییِ سرشتی روی آورد که متوجه نیکلاس مادورو بود. مردم از سابقۀ مادورو به‌عنوان راننده‌ی اتوبوس متروی کاراکاس و رهبر برجسته‌ی اتحادیه‌های کارگری استفاده می‌کردند تا او را از نظر «فکری پایین‌تر» و «از نظر اجتماعی نالایق» برای ریاست‌جمهوری جلوه دهند.

واژۀ «راننده» به‌گونه‌ای منفی به کار می‌رفت تا القا کند فردی که کار یدی می‌کند، دارد کاخ ریاست‌جمهوری را تصاحب می‌کند. این نشان می‌داد که ثروتمندان و قدرتمندان بر این باورند که تنها پزشکانِ دارای مدرک دانشگاهی از خانواده‌های خاص، شایستۀ قدرت هستند.

این حمله همچنین جنبه‌ای نژادپرستانه نیز داشت و برخی محل تولد مادورو را زیر سؤال می‌بردند و می‌گفتند او در کلمبیا به دنیا آمده است. اپوزیسیون با رفتارِ «بیگانه» با او و نیز کارگرِ بی‌سواد خواندنش، می‌کوشید حکومتش را نامشروع جلوه دهد.

این روایت اغلب در مطبوعات بین‌المللی نیز تکرار می‌شد که از تیترهایی چون «دیکتاتور رانندۀ اتوبوس» بهره می‌گرفتند.

آموزش وحشت: خشونت در «گواریمباس»

رفتار کلامیِ ناشایست با چاویستاها سرانجام به خشونت فیزیکیِ افراطی در جریان اعتراضات خیابانی موسوم به «گواریمباس» در سال‌های ۲۰۱۴ و ۲۰۱۷ انجامید. سخنگویان جناح راست و تأثیرگذاران شبکه‌های اجتماعی اغلب چاویستاها را «انگل»، «مهاجم» یا «طاعون» می‌خوانند. هنگامی که با گروهی از مردم چنان رفتار شود که گویی انسان نیستند، کشتن آنان روا دانسته می‌شود.

بدترین نمونۀ این وضع، اعدام خودسرانۀ اورلاندو فیگوئرا در سال ۲۰۱۷ بود، مردی ۲۱ ساله و سیاهپوست در منطقۀ ثروتمند آلتامیرا. گروهی از مخالفان، فیگوئرا را محاصره کردند، با چاقو زدند و به آتش کشیدند. شاهدان و بازپرسان گفتند که مهاجمان فریاد می‌زدند: «ببینید، یک چاویستا!» – فقط به دلیل رنگ پوست و ظاهر او.

قربانیان دیگر عبارت بودند از دنی سوبرو، افسر سابقی که توسط جمعیتی به قتل رسید و افراد گوناگونی که به دلیل «شبیه» به حامیان دولت به تیرها بسته و تحقیر شدند.

در طول این دوره‌های خشونت، بیش از ۵۰ مرکز بهداشتیِ دولتی مورد حمله قرار گرفتند. اپوزیسیون تأسیسات مراقبت‌های بهداشتی را که به فقرا خدمت می‌رساندند، نابود می‌کرد، چراکه قصد تنبیه مردم را به‌خاطر وفاداری سیاسیشان داشت.

حادثۀ مادرید: نژادپرستی جهانی‌شده

حادثۀ سال ۲۰۲۶ در پوئرتا دل سول مادرید نشان می‌دهد که این ایدئولوژی نه تنها باقی مانده، بلکه به عرصۀ بین‌المللی نیز صادر شده است. ناسزای «میمون» که متوجه دلسی رودریگز، رئیس‌جمهور موقت زنِ رنگین‌پوست، شد، ادامه‌ی مستقیم همان زبان حیوانی است که علیه چاوز به کار می‌رفت.

دخالت کارلوس باوته و مشارکت پرشور جمعیت نشان می‌دهد که بخشی از ونزوئلایی‌های خارج از کشور همچنان غیرانسانی‌سازی نژادی را شکلی معتبر از بیان سیاسی می‌بینند.

واکنش به حادثۀ مادرید دو قطبی بود. شوراهای بوم‌سوسیالیستی ونزوئلا و احزاب مترقی اسپانیایی مانند ماس مادرید و پودموس این اقدام را جنایت فاشیستیِ نفرت‌آمیز محکوم کردند. آنان هشدار دادند که چنین شعارهایی، کیفیت دموکراسی را تنزل می‌دهد و تمام افراد رنگین‌پوست در اروپا را در معرض خطر قرار می‌دهد.

در مقابل، گروه‌های رادیکال ونزوئلایی خارج از کشور و متحدان جناح راستشان در اسپانیا از این ناسزا به‌عنوان «آزادی بیان» دفاع کردند. این رویداد، روندی نگران‌کننده را برجسته می‌سازد: جهانی‌شدن نژادپرستی استعماری ونزوئلا که زمینۀ مشترکی با جنبش‌های رو به رشد راست افراطی در غرب پیدا می‌کند.

پایداری کرامت مردمی

تاریخچۀ گفتمان جناح راست ونزوئلا از ۱۹۹۹ نشان‌دهنده‌ی الگویی روشن است: هنگامی که استدلال‌های سیاسی در جلب نظر اکثریت ناکام می‌ماند، نخبگان برای فرونشاندن مردمِ صرفاً بر اساس نژاد و طبقه، به رفتار غیرانسانی با آنان روی می‌آورند.

از تبدیل شدن هوگو چاوز به حیوان، تا به آتش کشیده شدن اورلاندو فیگوئرا و تا توهین‌های اخیر در مادرید، همۀ این اقدامات بخشی از کوششی آشکار برای بازگرداندن نظم اجتماعیِ استعماری هستند.

اما این طرح نتوانسته روح جنبش بولیواری را درهم بشکند. در عوض، غرور مردم ونزوئلا را نسبت به تاریخ خود بیشتر کرده است. وقتی ثروتمندان و قدرتمندان از واژه‌های رکیکی چون «میمون» یا «راننده» استفاده می‌کنند، مردم به شکاف طبقاتی در کشور خود پی می‌برند.

این کشوری است که تصمیم گرفته دیگر نادیده گرفته نشود. برای حرکت به سوی آینده، ونزوئلا باید به رهاسازی گفتگوی سیاسی خود از نفوذ گفتمان سفیدپوستان ادامه دهد.

منابع: میسیون ورداد – لا ایگوانا – تله‌سور – آرانسی – ال پرو ی لا رانا

بیشتر از مجله جنوب جهانی-بررسی مسائل جنوب جهانی – سال بیستم کشف کنید

برای ادامه خواندن و دسترسی به آرشیو کامل، اکنون مشترک شوید.

ادامه مطلب