فراخوان برای محور جهانی مقاومت: جنبش حاکمیت مردمی

در



فراخوان برای محور جهانی مقاومت: جنبش حاکمیت مردمی
«خونِ هر فرد به همگان تعلق دارد و خونِ جمع، داراییِ تک‌تکِ افراد است.» — فیدل کاسترو


تارنمای فراخوان در اینجا



دیباچه: هنگامۀ حسابرسی
ما به نقطۀ بی‌بازگشت رسیده‌ایم.
جهان ما در حال سقوط به ورطۀ آشوب است – اگر نگوییم با خطر نابودی کامل روبروست. برای بقای ما، بیداری جهانی دیگر یک امید نیست؛ بلکه یک ضرورت است.
۱. وضعیت موجود
نقطۀ عطفی فرا رسیده است.
«اتحاد آنگلو-آمریکایی-صهیونیستی» چهره واقعی خود را از طریق سلسله‌ای از اقدامات نمادین نمایان ساخته است:
* احیای عمدی نازیسم در اوکراین؛
* نسل‌کشی در غزه (که همچنان ادامه دارد)؛
* قتل‌عام نزدیک به ۲۰۰ دختر دانش‌آموز ایرانی در بمب‌گذاری دقیق و محاسباتیِ «ضربۀ سه‌گانه» به مدرسه‌شان؛ تاکتیکی که برای بیشینه‌سازی تلفات از طریق هدف قرار دادن امدادگران، غیرنظامیان، پرسنل اورژانس و اعضای خانواده‌هایی طراحی شده است که به صحنه می‌شتابند؛
* فسادهای آیینی خاندان اپستین که با مصونیت علیه کودکان مرتکب شدند و همچنان بی مجازات باقی مانده است (و ادامه دارد).
ماشین تبلیغاتی غرب می‌خواهد ما باور کنیم که این‌ها درگیری‌هایی منزوی و فردی هستند. اما چنین نیست. این جنگ‌ها همگی از مدت‌ها پیش به دقت برنامه‌ریزی شده‌اند. آن‌ها یک جنگ واحد و مستمر را تشکیل می‌دهند.
این جنگ جهانی سوم است.
هر کشور مستقل و خودکفا یک دشمن قلمداد می‌شود… هر ملتی که در برابر خواسته‌های یک هژمون امپریالیست که در پی برتری مطلق است مقاومت کند، باید تحت سلطه درآید.
تار و پود نظم مالی جهانی در خطر است – وضعیتی که پرداخت‌های بین‌المللی، شبکه‌های انرژی، امنیت غذایی و استقلال تکنولوژیک را تهدید می‌کند.
این جنگی بر سر حاکمیت است:
* علیه آزادی سیاسی و آزادی‌های فردی؛
* علیه حقوق بین‌الملل، آن‌گونه که در منشور سازمان ملل تدوین شده است؛
* علیه پوشش قانونی تمدن؛
* علیه حقیقت؛ علیه همبستگی.
این در نهایت جنگی علیه بشریت است؛ جنگی که توسط یک نیروی واحد، وحشی و لگام‌گسیخته علیه خودِ مفهوم «ما» به راه افتاده است.
۲. «محور بربریت»
این نیرو جدید نیست. این نیرو نقاب باستانی ارباب استعمارگر، برده‌دار و صلیبی را بر چهره دارد. اما اکنون، ما نامی بر آن می‌نهیم:
محور بربریت
این محور، دو هیولاست که در یک بستر مردار در کنار هم خفته‌اند:
«الیگارش‌ها»: کاهنان اعظم «داووس» و پاناپتیکون (دیده‌بانِ) دیجیتال؛ کسانی که به شما نه به مثابۀ یک روح، بلکه به عنوان منبعی برای مدیریت و بهره‌کشی می‌نگرند؛ رعیتی در کشتزار تکنوکراتیک آن‌ها.
«آرماگدونیست‌ها»: متعصبان صهیونیست انجیلی و تلمودی که ولعِ «پایان روزها» را دارند؛ کسانی که حاضرند تمام جهان را به آتش بکشند تا دست خدای خود را برای مداخله باز کنند.
آن‌ها بمب‌های اتمی، کبر و غرور، و الگوریتم‌ها را در اختیار دارند و بر این باورند که ما گوسفندانی هستیم که در انتظار چیدن پشم و ذبح شدن نشسته‌ایم.
۳. محور مقاومت
اما سال‌هاست که در برابر این بربریت، سدی استوار ایستاده است.
از قلب غرب آسیا، «محور مقاومت» اصلی متولد شد. این محور که ریشه در ایران داشت، به سرعت به فلسطین، لبنان، یمن و عراق گسترش یافت…
این بنا بر خون شهدا و حکمت باستانی استوار گشت که: دشمن تو دشمن من است، و درد تو درد من. این محور خط مقدم را حفظ کرد و آتش را روشن نگه داشت.
بنی‌آدم اعضای یکدیگرند / که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگار / دگر عضوها را نماند قرار
تو کز محنت دیگران بی‌غمی / نشاید که نامت نهند آدمی — سعدی شیرازی

اکنون آن آتش در خانه زبانه می‌کشد… در ایران.
و این آتش به سوختن ادامه خواهد داد، صرف‌نظر از اینکه «بربرها» چه استراتژی خروجی را دنبال کنند. آتشفشان فوران کرده است. اکنون دیگر بازگشتی در کار نیست.
چرا محور بربریت ایران را هدف قرار داد؟ زیرا آن‌ها می‌دانند. آن‌ها می‌دانند که اگر ایران سقوط کند، ستون فقرات هرگونه مقاومت جهانی در آینده شکسته خواهد شد. ایران قلبِ «هارتلند» (قلب زمین) است. ایران دروازه است. اگر دروازه شکسته شود، دژ مستحکم محکوم به فناست. اگر ایران سقوط کند… همۀ ما سقوط می‌کنیم.
گمان نکنید که ضربه در آنجا متوقف خواهد شد. وقتی بمب‌ها بر تهران فرود آیند، موج انفجار آن به آستانۀ درِ خانۀ شما خواهد رسید. این موج به صورت تاریکی در زمستانتان، گرسنگی در خانه‌تان و فروپاشی نظم در خیابان‌هایتان ظاهر خواهد شد.
هنگامی که اقتصاد جهانی، که اکنون پیش چشمان ما در حال فروپاشی است، سرانجام از درون منفجر شود، «مادر تمام هراس‌ها» — قحطی و آشوب — به سراغ همۀ ما خواهد آمد؛ و قدرتمندان از پناهگاه‌های خود تماشا خواهند کرد که چگونه ما برای تکه‌ای نان یکدیگر را می‌دریم.
آیا این جهانی است که برای نسل‌های آینده باقی خواهیم گذاشت — اگر اصلاً کسی زنده بماند؟ چگونه می‌توانیم چنین ساکت و بی‌تحرک باشیم؟
۴. این جنگ ماست
ما نمی‌توانیم از ایران بخواهیم که به تنهایی در این جنگ بجنگد. ما نمی‌توانیم از روح‌های شجاع مقاومت بخواهیم که سپر بلای ما باشند، در حالی که ما در گوشی‌های خود مشغول گشت‌زنی هستیم.
بسیارانی پیش از این شهید شده‌اند. بسیارانی نجیبانه جان خود را فدای همۀ ما کرده‌اند! خون آن‌ها در روزهای ما جاری است…
پس مسئولیت خود ما کجا نفهته است؟ عزت ما چه شد؟ آیا ما نیز از اهل این زمین نیستیم؟
اکنون تنها دو انتخاب وجود دارد: تسلیم یا مقاومت.
زمان دیر است، اما ساعت هنوز به نیمه‌شب نرسیده است. ما باید بپا خیزیم. نه به عنوان ملت‌ها، نه به عنوان دولت‌ها، بلکه به عنوان «مردمان»، به عنوان «انسان‌هایی» که هنوز جریان خون زنده را در رگ‌های خود حس می‌کنند.
همین حالا.
محور جهانی غیرنظامیان.
۵. یک راه…
ما باید شبکه‌ای از همبستگی ببافیم، چنان متراکم که برای هیچ بربری نفوذپذیر نباشد.
بیایید از «استراتژی موزاییکی» ایران بیاموزیم — کوچک، تاب‌آور و متصل. بیایید در محله‌های خود شوراها، در شهرهایمان شبکه‌ها و در فراسوی مرزهایمان پیوندها را شکل دهیم. به جای نشستن در خانه و خیره شدن به گوشی‌هایمان، خیابان‌ها و اماکن عمومی را اشغال کنیم. بیایید جرأت کنیم مستقیماً با «رهبران» خود سخن بگوییم.
باشد که الیگارش‌ها از دیدن توده‌های متحد جهان به لرزه درآیند.
باشد که آرماگدونیست‌ها در موعظه‌های هذیان‌آلود خود خفه شوند.
بیایید با صدایی واحد، مسائل را روشن کنیم:
شما بمب‌های اتمی دارید، اما ما لشکری پرشماریم!
شما سرمایه دارید، اما ما نیروی حیات داریم!
شما قدرت تخریب دارید، اما ما ارادۀ مقاومت داریم… و قدرت سلب قدرت از شما را!
«خون یک تن به همگان تعلق دارد. خون همگان از آنِ هر یک از ماست.»

موزاییک مقاومت مردمی
راه‌اندازی یک محور جهانی مقاومت باید تلاشی جمعی باشد. ما معتقدیم این تلاش به بهترین وجه می‌تواند از طریق یک مجمع آغاز شود — فضایی که در آن شهروندان جهان و رهبران عادل بتوانند علیه محور بربریت متحد شوند و با هم راهکارهای استراتژیک را پی‌ریزی کنند.
ما نمی‌توانیم این مسئله را تنها به صاحبان قدرت واگذار کنیم. حتی رهبران عادل و نیک‌خواه نیز اغلب توسط خط‌مشی‌های حزبی، برنامه‌های سیاسی و منافع ملی محدود شده‌اند. تاریخ نشان می‌دهد که رهبران به ندرت در برابر «مطالبات رادیکال» تسلیم می‌شوند، مگر آنکه با قیام مردمی روبرو شوند — به ویژه زمانی که برنامه‌های سیاسی خودشان در خطر باشد.
کارشناسان ژئوپلیتیک بحران‌های امروز را تحلیل می‌کنند و به رهبران مشاوره می‌دهند، اما هنوز هیچ نهاد صاحب‌صلاحیتی وجود ندارد که به بررسی گزینه‌های موجود برای شهروندان عادی اختصاص یافته باشد… گزینه‌هایی که شامل تبادل مستقیم با رهبران است.
بنابراین، ما یک «مجمع مردمی» را پیشنهاد می‌کنیم: «موزاییک مقاومت مردمی»، گشوده به روی همگان.
خطاب به مردمان جهان…
برداشت ایده‌ها:
ما صفحه‌ای را برای «موزاییک مقاومت مردمی» اختصاص داده‌ایم، جایی که افراد از سراسر جهان می‌توانند «ورودی‌های» (دیدگاه‌های) خود را ارائه دهند. هر متن ارسالی شامل نام نویسنده، تاریخ و مکان (اختیاری) خواهد بود.
ما نیازمند این موارد هستیم:
* بیانیه‌های متقاعدکننده؛
* مطالبات واقع‌بینانه از صاحبان قدرت؛
* ایده‌های سازنده؛
* پیشنهادهای عملی؛
* لینک‌ها و اطلاعات تماس سازمان‌های مرتبط؛
* لینک‌ها و اطلاعات تماس شخصیت‌های عمومی.
از داده‌ها محافظت خواهد شد.
استراتژی توزیع و شبکه‌سازی:
ما از تمامی حامیان و پیروان محور جهانی مقاومت می‌خواهیم که این «فراخوان برای اقدام» و لینک وب‌سایت را با گروه‌های زیر به اشتراک بگذارند:
* رسانه‌های مستقل؛
* روزنامه‌نگاران؛
* سازمان‌های فعال (اکتیویست)؛
* تحلیل‌گران؛
* پادکسترها؛
* اینفلوئنسرها؛
* شخصیت‌های عمومی در سراسر جهان.
در میان آشنایان خود و در جوامع و کشورهای خود شبکه بسازید. به «استراتژی موزاییکی» ایران بیندیشید.
فشار، فشار، فشار:
ما از تمامی حامیان و پیروان محور جهانی مقاومت و شبکه‌های آن‌ها می‌خواهیم که حداکثر فشار را بر سیاستمداران و دیگر چهره‌های صاحب قدرت در جوامع و کشورهای خود اعمال کنند. تمامی تحولات و به‌روزرسانی‌ها باید در صفحۀ «موزاییک مقاومت مردمی» به اشتراک گذاشته شود.
مرزها ترسیم شده‌اند
در زمانه‌های خطر جهانی، دستِ قدرت باید توسط قلبِ مردم هدایت شود. ما وارد یک پارادایم کاملاً جدید شده‌ایم.
* نسل‌کشی در غزه بدون وقفه ادامه دارد. قتل‌عام بی‌گناهان در ایران و لبنان روزانه رخ می‌دهد.
* بیروت در حال نابودی است.
* حملاتی به سایت نیروگاه اتمی بوشهر صورت گرفته است.
* آرماگدونیست‌ها ممکن است هر لحظه به گزینۀ هسته‌ای متوسل شوند.
* توزیع جهانی انرژی به یک نقطۀ عطف بحرانی رسیده است.
* کشورها برای حفظ اقتصاد، سیستم‌های پرداخت و شبکه‌های انرژی خود دیگر راهکاری ندارند.
* با به خطر انداختن کالاهای اساسی کشاورزی – مانند کودها برای تولید غذا – ما در حال بازی با فروپاشی سیستمیک جهانی هستیم.
به وضوح آشکار شده است که محور بربریت با فقدان تکان‌دهندۀ خویشتنداری عمل می‌کند و هیچ ابایی از به ویرانی کشاندن کل جهان ما ندارد. آن‌ها برنامه‌های خود را با بی‌تفاوتیِ بی‌باکانه نسبت به نظم جهانی و خودِ زندگی پیش می‌برند.
و با این حال، واکنش بخش بزرگی از جامعۀ بین‌المللی – از جمله قدرت‌های بزرگی که اگرچه عضو رسمی محور مقاومت نیستند، اما به وضوح مخالف این نیروهای وحشی‌اند – مطالعه‌ای در باب فلج‌شدگی است. این ملت‌ها در تبیین، چه رسد به حمایت از هرگونه راهکار عینی یا پیشنهادهای عملی، ناتوان بوده‌اند. در عوض، آن‌ها به اتاق پژواکِ توخالیِ تعارفات دیپلماتیک پناه می‌برند؛ شعارهایی که دهه‌هاست بدون تأثیر بازگو می‌شوند. آن‌ها همچنان در بندِ برساخته‌ای از «نزاکت» سیاسی و «رسوم» دیپلماتیکِ متولدِ قرون گذشته گرفتارند – چارچوبی از خویشتنداریِ نمایشی که بربرها نه تنها آن را نادیده می‌گیرند، بلکه فعالانه از آن سوءاستفاده می‌کنند.
باید پرسید: آیا آن‌ها در درک وخامت این ساعت ناتوان بوده‌اند؟
جنگ دیگر یک درگیریِ مهارشده نیست. این جنگ در تمام جهات در حال متاستاز است — حریقی که با سرعتی هولناک گسترش می‌یابد. حتی اگر این وضعیت به یک فاجعه هسته‌ای جهانی ختم نشود — احتمالی که جرأت نادیده انگاشتن آن را نداریم — پیامدهای جانبی آن به تنهایی فاجعه‌بار خواهد بود. فروپاشی اقتصادی و ویرانی گسترده میراث اکولوژیک ما، برای تمام بشریت و برای بافت ظریف زندگی بر روی زمین، مرگبار خواهد بود.
ما نمی‌توانیم – ما نخواهیم پذیرفت – این فلج‌شدگی را!
این لحظه چیزی بیش از دیپلماسی آیینی می‌طلبد؛ این لحظه نیازمند شجاعت، صراحت و اقدام قاطع و جمعی است. زمان تردید به پایان رسیده است.
به چالش کشیدن صاحبان قدرت…
با توجه به شرایط و فقدان اقدام از سوی اکثریت قاطع اهرم‌های قدرت، پرسش‌های دردناکی مطرح می‌شود – پرسش‌هایی که باید پرسیده شوند:
* آیا زمان آن فرا نرسیده که شورای امنیت سازمان ملل متحد را به عنوان یک سازمان کاملاً بی‌ربط و ناتوان به رسمیت بشناسیم؟ آیا زمان ایجاد یک جایگزین اضطراری فرا نرسیده است — نهادی که در آن هیچ ملتی برتر از دیگری نباشد؟
* آیا زمان آن نرسیده که دیپلمات‌ها قوانین نزاکت را بشکنند؟ آیا وقت آن نیست که از هر تریبون و نهاد جهانی که در اختیار دارند برای محکومیت بی‌قید و شرط این جنایات جنگیِ مستمر و نقض حقوق بین‌الملل استفاده کنند؟ (کشورهایی که روابط خود را با «اسرائیل» قطع یا تعلیق کرده‌اند شامل مالی، نیجر، موریتانی، مالدیو، ونزوئلا، بلیز و بولیوی هستند. کلمبیا در می ۲۰۲۴ روابط دیپلماتیک خود را قطع کرد، زمانی که رئیس‌جمهور گوستاوو پترو اقدامات نظامی «اسرائیل» در غزه را «نسل‌کشی» توصیف کرد.)
* آیا زمان تأسیس یک نهاد بین‌المللی مؤثر برای محاکمۀ جنایتکاران جنگی و استخراج غرامت از ایالات متحده فرا نرسیده است؟
* آیا زمان توقف تمامی تجارت‌ها و معاملات با کسانی که مرتکب جنایات جنگی شده و حقوق بین‌الملل را نقض کرده‌اند فرا نرسیده است؟ (مالزی پیش از این صلابت خود را نشان داده و به اولین کشوری تبدیل شد که تجارت با ایالات متحده را متوقف کرد — و به هژمون در جایی که دردناک است ضربه زد.)
* آیا زمان آن نرسیده که نه تنها تمامی نیروهای اشغالگر و سفارتخانه‌های آمریکا از غرب آسیا اخراج شوند، بلکه تمامی نزدیک به هشتصد پایگاه نظامی که آمریکا در سراسر جهان اشغال کرده است، بسته شوند؟
* آیا زمان آن نرسیده که از تمامی نشست‌ها و اجلاس‌های دیگر – موضوع ظاهری آن‌ها هر چه باشد – برای رسیدگی به این وضعیت اضطراری استفاده شود؟
* آیا زمان اعلام تعلیق کامل تمامی وظایف غیرضروری تا اطلاع ثانوی فرا نرسیده است؟
* آیا زمان فراخوان برای تعلیق فوری بدهی‌های جهانی فرا نرسیده است؟ آیا وقت آن نیست که تمامی پرداخت‌ها به بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول متوقف شود؟
* آیا زمان آن نرسیده که آن‌ها تمامی «بدهی‌های منفور» (Odious Debts) را که قابل پرداخت نیستند، رد کنند؟ آیا زمان آن نرسیده که لوح را پاک کنند؟
* آیا زمان آن نرسیده که آن‌ها از قدرت خود – که توسط ما، مردم، به آن‌ها اعطا شده – برای یافتن فعالانه راهکارهایی برای وضعیت وخیمی که جهان ما در آن قرار دارد استفاده کنند؟
و فراتر از همه:
آیا زمان آن نرسیده که به یاد آورند وظیفه‌شان خدمت به مردم است؟
اکنون پرسش بر سرِ «ماندن یا رفتن» (حیات و ممات) است…
«خونِ هر فرد به همگان تعلق دارد و خونِ جمع، داراییِ تک‌تکِ افراد است.»

این تنها آغاز است — بیایید شتاب بگیریم!
ساعت آرماگدون  تیک‌تاک میکند…


موزاییک مقاومت مردمی – وقایع‌نگاری

طنین صداها از سراسر جهان

​اینجا مکانی است که افراد از اقصا نقاط جهان، بیانیه‌های متقاعدکننده، مطالبات واقع‌بینانه، ایده‌های سازنده و پیشنهادهای عملی خود را برای «محور جهانی مقاومت» به اشتراک می‌گذارند.

هر مشارکت شامل نام نویسنده، تاریخ و مکان (اختیاری) است. تمامی تحولات و به‌روزرسانی‌ها در همین صفحه منتشر می‌شود. در اینجا


لطفاً در پخش و گسترش این فراخوان بکوشید

بیشتر از مجله جنوب جهانی-بررسی مسائل جنوب جهانی – سال بیستم کشف کنید

برای ادامه خواندن و دسترسی به آرشیو کامل، اکنون مشترک شوید.

ادامه مطلب