پنتاگون پس از پاکسازی هگزسِث: جایی برای مهار ترامپ نمانده

در


زنگ‌های خطر به صدا درآمده‌اند! «پاکسازی بزرگ» در پنتاگون به دست وزیر دفاع آمریکا؛ «کمربند ایمنی» هسته‌ای از کار افتاد؟

نوشته‌ی روآن جیاچی
منتشر شده در گوانچای چین
ترجمه مجله جنوب جهانی

«پس از آنکه پیت هگزسِث، وزیر دفاع آمریکا، دست به یک «پاکسازی بزرگ و بی‌سابقه» میان ژنرال‌ها زد، درون پنتاگون زنگ‌های خطر به صدا درآمد.» روز سوم مه (۱۳ اردیبهشت)، روزنامه‌ی انگلیسی گاردین گزارش داد از ژانویه‌ی سال گذشته که دونالد ترامپ به کاخ سفید بازگشته، هگزسِث ۲۴ تن از فرماندهان و مقامات ارشد نظامی را بدون ارائه‌ی هیچ دلیلی مبنی بر ناتوانی در انجام وظیفه، مجبور به استعفا یا بازنشستگی اجباری کرده است.

بر اساس این گزارش، با تشدید حملات دولت ترامپ به سیاست‌های «تنوع، برابری و شمولیت» (DEI)، حدود شصت درصد از مقامات پاک‌سازی‌شده را سیاه‌پوستان یا زنان تشکیل می‌دهند؛ از جمله چارلز براون، رئیس پیشین ستاد مشترک ارتش آمریکا، و لیسا فرانکتی، فرماندهٔ پیشین نیروی دریایی این کشور.

گاردین به نقل از منابع آگاه نوشته است که این مقامات بلندپایه‌ی نظامی که از اعتبار بالایی برخوردار بودند، همواره به عنوان «ریش‌سفیدان اتاق» مایه‌ی دلگرمی و امنیت خاطر به شمار می‌رفتند و آخرین سنگر دفاعی در برابر اقدامات سلیقه‌ای رئیس‌جمهوری صاحب اختیار پرتاب کلید هسته‌ای بودند. اما پس از این موج بی‌پیشینه‌ی برکناری‌ها، نقش سنتی ارتش به عنوان آخرین ضربه‌گیر قدرت رئیس‌جمهوری تقریباً به کلی نابود شده است.

برخی تحلیلگران نظامی به رسانه‌های انگلیسی گفته‌اند که این پاکسازی به شدت به همبستگی درونی نیروهای مسلح و نظام تخصصی آن لطمه می‌زند، چنان که هر یک از افسران ارشد خود را در معرض خطر می‌بینند و از ترس حذف و تصفیه‌حساب، نه جرات اظهار نظر صریح دارند و نه تمایلی به مقابله با تصمیمات نسنجیده‌ی فرماندهان.

برخی دیگر نگران‌تر هم هستند؛ آنان بر این باورند که هم هگزسِث با پیشینه‌ی کاریِ محل تردید، و هم دن کِین که با شتاب جانشین رئیس ستاد مشترک شده و خود نیز از تجربه‌ی کافی بی‌بهره است، توانایی مهار احتمالی رئیس‌جمهوری را ندارند و چه بسا که دستورهای نظامی افراطیِ خلاف قانون یا اخلاق را توجیه کنند. به وضوح می‌توان دید که هگزسِث همواره بدون چون و چرا خواسته‌های ترامپ را برآورده کرده و در موضوع ایران نیز بارها با لحن جنگ‌طلبانه‌ی رئیس‌جمهوری هم‌صدا شده است.

این وضعیت، پیشکسوتان پنتاگون را که سال‌ها ناظر رقابت غیرنظامیان و فرماندهان نظامی بوده و به حل نسبتاً عاقلانه‌ی اختلافات عادت کرده بودند، شگفت‌زده و متحیر ساخته است.

کوین کرول، سرهنگ بازنشسته‌ی ارتش آمریکا، با ابراز تاسف گفت: «سال ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۳ که در ستاد مشترک خدمت می‌کردم، وزارت دفاع و ستاد مشترک بر سر زمان و نحوه‌ی جنگ عراق نیز اختلاف نظر شدید داشتند. اما همه چیز کاملاً حرفه‌ای و متمدنانه بود. حالا فقط آشوب و دیوانگی مانده است.»

«مقاماتی که از پاکسازی جان سالم به در برده‌اند نیز هر کدام در ترس و وحشت به سر می‌برند»

به گزارش گاردین، این موج اخراج‌های گسترده از فوریه‌ی سال گذشته آغاز شد؛ زمانی که چارلز براون از سمت رئیس ستاد مشترک ارتش برکنار شد؛ جایگاهی که پل ارتباطی اصلی میان نیروهای مسلح و رهبری غیرنظامی به شمار می‌رفت.

ژنرال براون که آفریقایی‌تبار بود، فرمانده‌ای شاخص در نیروی هوایی محسوب می‌شد. جای او به دن کِین، سپهبد سه‌ستاره داده شد. کِین پیشتر بازنشسته شده بود و برای آنکه به درجه‌ی چهارستاره‌ی لازم برای تصدی در سنا برسد، به شکلی شتاب‌زده و خارج از قاعده ترفیع گرفت.

در میان افسران زن برکنار‌شده، دریابد لیسا فرانکتی توجه ویژه‌ای را برانگیخت. او نه تنها نخستین زن فرمانده‌ی نیروی دریایی آمریکا بود، بلکه نخستین عضو زن ستاد مشترک ارتش نیز به شمار می‌رفت.

درست در ماه گذشته، هگزسِث دو مقام ارشد نظامی دیگر را نیز برکنار کرد: رندی جرج، فرماندهٔ نیروی زمینی، و جان فِرِن، وزیر نیروی دریایی.

پنتاگون علت مشخصی برای این جابه‌جایی‌ها اعلام نکرده، اما برخی منابع می‌گویند جرج فقط به این دلیل برکنار شد که از دستور هگزسِث برای حذف چهار افسر (دو مرد سیاهپوست و دو زن) از فهرست نامزدهای ترفیع سر باز زد. فرِن نیز ظاهراً درگیر ماجرای «جنگ قدرت داخلی» شده است؛ گفته می‌شود هگزسِث از کندی پیشرفت اصلاحات در صنعت کشتی‌سازی ناراضی بود و از اینکه فِرِن بدون هماهنگی با او مستقیماً با ترامپ در میان می‌گذاشت، دلگیر شده بود.

آوریل سال گذشته، هگزسِث و فرِن در کنار طرحی از نبردناوهای کلاس ترامپ کنفرانس خبری برگزار کردند. کاخ سفید

هفته‌ی گذشته، در جلسه‌ی استماع کمیته‌ی نیروهای مسلح سنا، جک رید، سناتور دموکرات از رود آیلند، از هگزسِث پرسید که آیا به دستور ترامپ عمداً افسران سیاهپوست و زن را حذف می‌کند یا نه. هگزسِث پاسخ داد: «البته که نه.»

اما سخنان بعدی او تأمل‌برانگیزتر بود: «اعضای این کمیته و همچنین رهبری پیشین وزارت دفاع، بیش از حد بر روی قد کارمندان، مهندسی اجتماعی، نژاد و جنسیت متمرکز شده‌اند که از نگاه ما رویکردی ناسالم است.»

تحلیلگران نظامی بر این باورند که عملیات «پاکسازی» اخیر هگزسِث هماهنگی بالایی با نقشه‌ی راهبردی به نام «پروژه ۲۰۲۵» دارد.

«پروژه ۲۰۲۵» که با عنوان «برنامه‌ی انتقال قدرت ریاست‌جمهوری» نیز شناخته می‌شود، به سرپرستی بنیاد هریتیج (بنیاد سنت‌گرایان محافظه‌کار) تهیه شده و شامل مطالبی چون تضعیف حقوق شهروندی اقلیت‌ها، محدودیت سقط جنین، تشدید سیاست‌های ضد مهاجرتی و خصوصی‌سازی آموزش است؛ هدف نهایی آن بازسازی دولت فدرال اعلام شده است.

ترامپ در جریان رقابت‌های انتخاباتی ۲۰۲۴ چندین بار کوشید خود را از این طرح جدا کند و آن را «برنامه‌ی افراطی راست‌گرایانه» خواند، اما از ژانویه‌ی سال گذشته (بازگشت به قدرت) بخش بزرگی از محتوای آن به سرعت به واقعیت پیوسته است. آمارهای داخلی آمریکا نشان می‌دهد تا فوریهٔ امسال، دولت ترامپ ۵۳ درصد از توصیه‌های اجرایی این طرح را آغاز یا به پایان رسانده است.

پل ایتون، سرتیپ بازنشسته‌ی ارتش آمریکا، گفت: «این گزارش از پاکسازی افسران و برخورد با افسران بلندپایه‌ی به‌اصطلاح “بیدار” سخن می‌گوید. آنان می‌خواهند ارتشی از نظر ایدئولوژیک خالص بسازند که کاملاً مطیع رئیس‌جمهوری و وزیر دفاع باشد؛ ارتشی که بیعت آن نه با قانون اساسی، که با افراد خواهد بود.»

ایتون هشدار داد که این آشفتگی پایدار در نیروی انسانی می‌تواند توان عملیاتی آمریکا را در جنگ احتمالی با ایران تحت تأثیر قرار دهد. او صریحاً گفت: «سلسله‌فرماندهی عالی ارتش آمریکا به شدت آسیب دیده است.»

«در این تراز از قدرت، تازه می‌فهمی که شکاف‌های همبستگی درون تیم چقدر عمیق شده. مقاماتی که از پاکسازی جان سالم به در برده‌اند، هر کدام در ترس و لرزند؛ می‌ترسند مبادا کوچکترین گفتار یا رفتاری باعث رنجش همکاران شود و سپس از سوی وزیر دفاع یا رئیس‌جمهوری سرکوب گردند.»

او افزود: «وقتی آدم‌ها جرأت بیان نظر واقعی خود را نداشته باشند، نه تنها نمی‌توانند از قدرت‌های خودکامه انتقاد کنند، بلکه حتی جرات دفاع از ارتش را در برابر تصمیمات احمقانه ندارند، دیگر واقعاً محیطی بسیار ناسالم پیدا می‌کند.»

فرماندهان عالیرتبه‌ی ارتش آمریکا توان مهار رئیس‌جمهوری را از دست داده‌اند

گاردین اشاره کرده که ترامپ این اواخر بارها تهدید به نابودی زیرساخت‌های غیرنظامی ایران کرده و حتی سخنی بسیار جنجالی به زبان آورده مبنی بر اینکه اگر رهبران ایران کوتاه نیایند، «تمامی تمدن ایران را از بین خواهد برد». همچنین شایعاتی وجود دارد که ترامپ در جلسات اخیر کاخ سفید احتمال استفاده از سلاح هسته‌ای علیه ایران را بررسی کرده است.

هرچند برخی منابع مطلع از این جلسات گفته‌اند که ترامپ صرفاً «بحثی مقدماتی» داشته و «دستوری برای حمله» صادر نکرده، اما یکی از مقامات ارشد دوران اول ریاست‌جمهوری ترامپ تصریح کرده که رئیس‌جمهوری همواره به سلاح هسته‌ای «دلبستگی وسواس‌گونه» داشته. ترامپ در سال ۲۰۱۷ نیز مصمم به استفاده از سلاح هسته‌ای علیه کره شمالی بود و تنها پس از اصرار فراوان دیگران منصرف شد. او همواره سلاح هسته‌ای را برگ برنده‌ی نهایی برای نمایش موضعی قدرتمندانه می‌دانست.

این رسانهٔ انگلیسی می‌نویسد در چنین شرایطی، توانایی ارتش برای مهار رئیس‌جمهوری و جلوگیری از تجاوز او از چارچوب‌ها، اهمیتی بی‌سابقه یافته است. اما پس از این «پاکسازی بزرگ» در رأس هرم قدرت، این پرسش بزرگ مطرح است که آیا پنتاگون امروز هنوز چنین توانی برای مهار و اعتراض دارد یا نه.

در میان کهنه‌سربازان نگرانی عمیقی از این بابت وجود دارد که اظهارات ترامپ –چه بسا نزدیک به توجیه جنایت جنگی و حتی نسل‌کشی– در میان سربازان عادی تأثیر سوء بگذارد. همچنین آنان در تردیدند که آیا فرماندهان جدیدی چون کِین توانایی مهار رفتارهای تکانشی رئیس‌جمهوری را دارند یا خیر.

کرول که در دفتر وزیر دفاع و ستاد مشترک خدمت کرده، صریحاً گفت: «همه افسران بازنشسته‌ای که می‌شناسم از این اظهارات رهبری به شدت نگرانند. و نکته اینجاست که هیچ مقام عالیرتبه‌ای در ارتش جرأت رد و ابرام این سخنان را ندارد. به گمان من این موضوع یک تهدید واقعی و درازمدت برای اخلاق و روحیهٔ ارتش است.»

در گفتگو با گاردین، بسیاری از منتقدان بر این باورند که هگزسِث با سابقهٔ سروانی در گارد ملی و حضور در میدان نبرد عراق و افغانستان، به هیچ وجه صلاحیت وزارت دفاع را ندارد.

به گفتهٔ منابع مطلع از این رسانهٔ انگلیسی، هگزسِث همواره در هراس از برکناری توسط ترامپ به سر می‌برد و سرشار از ناامنی و بدگمانی است. با خروج شماری از فرماندهان بلندپایه و محبوب، او در درون دستگاه عظیم پنتاگون بیش از پیش تنها مانده و تنها گروه کوچکی از نزدیکان و خویشاوندانش او را احاطه کرده‌اند.

گفته می‌شود حلقهٔ نزدیکان هگزسِث شامل این افراد است: فیل هگزسِث (برادرش) که مشاور ارشد او شده؛ تیم پالاتوره (وکیل اسبق هگزسِث و ترامپ) و ریچ بریا (نیروی دریایی اسبق و مقام باقی‌مانده از دولت بایدن که روابط دوستانه‌اش با هگزسِث روز به روز بیشتر شده).

عجیب‌تر آنکه هگزسِث اغلب در جلسات رسمی با همسرش شرکت می‌کند؛ این تهیه‌کنندهٔ سابق فاکس نیوز همیشه در ردیف پشتی سالن می‌نشیند.

هگزسِث بیشتر از پرداختن به امور راهبردی پنتاگون، به موضوعاتی علاقه دارد که خود شخصاً دنبال می‌کند؛ مثلاً سروسامان دادن به خدمات کشیشی در وزارت دفاع. حال آنکه ادارهٔ امور جاری حدود ۲/۱ میلیون پرسنل نظامی و ۷۷۰ هزار کارمند غیرنظامی را تقریباً تماماً به استیو فنبرگ، معاون وزیر دفاع، واگذار کرده است.

صلاحیت دن کِین نیز به شدت زیر سؤال است. او هیچگاه فرماندهی رزمی عالیرتبه نداشته و بسیاری معتقدند او فاقد شهامت و اقتداری چون مارک میلی (رئیس پیشین ستاد مشترک) است. میلی پس از حادثهٔ حمله به کنگره در ۲۰۲۱، از زیردستان خود خواسته بود هر دستور نظامی مشکوکی از سوی رئیس‌جمهوری را فوراً گزارش دهند تا از پیش از ورود رئیس‌جمهوری به مرزهای اقدام خودسرانه جلوگیری شود.

کرول می‌گوید: «پیشینه‌ی کِین بسیار خاص است و در میان رؤسای ستاد مشترک ارتش سابقه ندارد. این موضوع فقط سبب می‌شود کِین احساس کند جایگاهش همواره در معرض خطر است، زیرا می‌بیند که ترامپ و هگزسِث افرادی مانند براون، فرانکتی یا جرج را با آن سوابق درخشان برکنار کرده‌اند.»

ایتون نیز گفت: «شنیده‌ام که او ( کِین) آدم خوبی است، اما وقتی یک سپهبد سه‌ستاره ناگهان چهار‌ستاره می‌شود، تغییراتی در او رخ می‌دهد. زبان بدن او در جلسات توجیهی با هگزسِث هیچ‌گونه شادابی و راحتی درونی را نشان نمی‌دهد.»

او افزود: «نمی‌دانم او در مقام مشاور ارشد نظامی رئیس‌جمهوری، پشت درهای بسته چه می‌گوید. اما اگر رئیس‌جمهوری آمریکا تا مرتکب شدن جنایت جنگی راهبردی تنها نود دقیقه یا دو ساعت فاصله داشته باشد، این خود نشانهٔ قطعیِ وجود مشکل در روابط غیرنظامیان و نظامیان ماست.»

جو سیریچیو، تحلیلگر ارشد امنیت ملی آمریکا و متخصص منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای، خواستار وضع قواعد جدیدی برای فرماندهی حمله هسته‌ای در آمریکا شده است.

او گفت: «سال‌ها به ما گفتند لازم نیست نگران رئیس‌جمهوری دیوانه‌ای باشیم که می‌خواهد جنگ هسته‌ای راه بیندازد، زیرا ارتش هیچ دستور غیرقانونی را اجرا نخواهد کرد. اما واقعیت چیز دیگری است. در یک سال گذشته، شاهد بودیم که ارتش آمریکا بارها دستورهای غیرقانونی را اجرا کرده است: ضربه زدن به قاچاقچیان مواد مخدر در دریای کارائیب و اقیانوس آرام، یورش به ونزوئلا و ربودن رئیس‌جمهوری مادورو، و جنگ علیه ایران. همهٔ این اقدامات غیرقانونی بود، با این حال ارتش بی‌چون و چرا انجامشان داد.»

او تأکید کرد: «مردم نمی‌فهمند که رئیس‌جمهوری قدرت نامحدودی دارد تا هر لحظه و به هر دلیلی دستور حمله هسته‌ای بدهد، و زنجیره فرماندهی بسیار کوتاه است.»

سیریچیو در پایان گفت: «این واقعیت که تکیه بر خودداری ارتش از اجرای فرمان غیرقانونی رئیس‌جمهوری به هیچ وجه برای ایجاد یک خط دفاعی ایمن کافی نیست، ثابت شده. ما به سازوکارهای بازدارنده‌ای بسیار قوی‌تر از این نیاز داریم.»

بیشتر از مجله جنوب جهانی-بررسی مسائل جنوب جهانی – سال بیستم کشف کنید

برای ادامه خواندن و دسترسی به آرشیو کامل، اکنون مشترک شوید.

ادامه مطلب