
کیت کلارنبرگ
المیادین انگلیسی
ترجمه مجله جنوب جهانی
کیت کلارنبرگ شرح میدهد که چگونه نقشهی مشترک آمریکا و «اسرائیل» برای تغییر رژیم در ایران – که بر پایهی عملیات پنهان، ترور و شورش طراحی شده بود – در پی محاسبات اشتباه و اعتمادبهنفس کاذب فروریخت و توهمات راهبردی عمیقی را در واشنگتن و تلآویو بر ملا ساخت.
«اسرائیل» در جستوجوی بیپروایانهی تغییری آشکاراً دستنیافتنی در نظام ایران، تنها به شتاب نابودی همیشگی خویش دامن زده است.
گزارشی تحقیقی از رسانهی اسرائیلی «یدیعوت آحارونوت» (Ynet) فاجعهبار بودنِ نهتنها جنگ آمریکا و «اسرائیل» علیه ایران، بلکه تلاش بیوقفهی این رژیم برای براندازی جمهوری اسلامی از طریق عملیاتهای نظامی و اطلاعاتیِ آشکار و پنهان را عیان ساخته است. برپایی اعتراضات خیابانی با هدایت موساد، ترور سید علی خامنهای (رهبر ایران) و یک حملهی کردی، همگی برای تحقق تغییر رژیم و «پیروزی کامل» بر تهران طراحی شده بودند. با این حال، به گزارش «یدیعوت آحارونوت»، «آنچه به عنوان اقدامی دور از انتظار از سوی اسرائیل و سرشار از تخیل و راهحلی نهایی آغاز شد، به حسرت و درد پایان میبرد».
این گزارش با جزییات دقیق روایت میکند که چگونه نقشهی جنونآمیز رژیم صهیونیستی در ذهن مقامات ارشد اطلاعاتی، نظامی و سیاسی «اسرائیل» جوانه زد و سپس دولت ترامپ کاملاً قانع شد تا در این توطئه مشارکت کند. در این مسیر، «یدیعوت آحارونوت» سطوح فوقالعاده و خطرناکی از خودفریبی و تکبر امپریالیستی را در بالاترین سطوح تلآویو و واشنگتن افشا میکند. برای نمونه، بنیامین نتانیاهو صادقانه – و به تمامی اشتباه – باور داشت که حملهی جنایتکارانهی سپتامبر ۲۰۲۴ «اسرائیل» به لبنان، و جنگ ۱۲ روزهی ژوئن ۲۰۲۵، حزبالله و ایران را در هم کوبیده است.
این دیدگاه با نظر موساد همسو بود؛ موساد از سال ۲۰۲۲ ارتشی عظیم و کاملاً وفادار برای مبارزه با دولت ایران در تهران شکل داده بود. رژیم صهیونیستی قاطعانه متقاعد شده بود که قادر به فروپاشی تماموکمال نظام جمهوری اسلامی است. «برانگیختن اعتراضات تودهای» و تشویق «مقاومت مسلحانهی اقلیتها» – بهویژه کردها در داخل و خارج ایران – بهطور «همزمان» با ترور رهبر، بخشی از یک راهبرد سهوجهی برای کودتا بود. نتانیاهو باور داشت که «پیروزی مطلق» بر محور مقاومت در هر جبههای دستیافتنی است. «یدیعوت آحارونوت» گزارش میدهد:
«سرنگونی رژیم، هستهٔ اصلی نقشهٔ جنگی اسرائیل بود.»
قرار بود این عملیات در ژوئن امسال (۲۰۲۶) به اجرا گذاشته شود. با این حال، در ژانویه، درحالیکه «دهها هزار» شورشی تحت هدایت موساد در خیابانهای تهران و دیگر شهرهای ایران به خیابان آمده بودند، رژیم صهیونیستی معتقد بود شرایط برای انجام یک اقدام قاطع به اندازهٔ کافی «رسیده» است. «سازمان نفوذ» موساد در سال ۲۰۲۲ متولد شد و «دو سال و نیم پیش به بلوغ عملیاتی رسید». «یدیعوت آحارونوت» با لحنی تلخ و تهدیدآمیز از «تلاش و پیچیدگی» ارتش پنهان و مسلحِ شورشیان ضدحکومت در تهران چنین میگوید:
«اسرائیل ماشین زهر خود را ساخته است. این یک سامانهٔ تسلیحاتی جدی است که اگر کاملاً عملیاتی شود، میتواند مرگبار باشد.»
موساد نقشهٔ احمقانهی تغییر رژیم خود را مستقیماً به سیا ارائه داد؛ فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) نیز توسط رئیس ستاد نیروهای اشغالگر صهیونیست، ایال زامیر، از آن مطلع شد و خود ترامپ شخصاً مورد لابی نتانیاهو قرار گرفت. رئیسجمهور آمریکا – که پس از ربوده شدن نیکولاس مادورو در ۳ ژانویه، «متقاعد شده بود هیچ محدودیتی برای تواناییهای سامانهٔ نظامی تحت فرمان او وجود ندارد» – و دولت او، مخاطبانی بسیار پذیرا بودند. ترامپ در تاریخ ۱۳ ژانویه تأیید ضمنی خود را از این توطئه اعلام کرد و علناً به ایرانیان گفت: «کمک در راه است.»
بلافاصله یک آرایش نظامی عظیم آمریکایی در غرب آسیا آغاز شد، در حالیکه مذاکرات بهاصطلاح صلح با تهران همچنان ادامه داشت. این مذاکرات بیشک یک فریب بود تا مقاومت را پیش از مرحلهی بعدی کودتای طراحیشده توسط «اسرائیل» در غفلتی امنیتی فرو برد. در ۲۸ فوریه، بمبارانهای هوایی مشترک «اسرائیل» و آمریکا تهران را درنوردید. «اسرائیل» و آمریکا قاطعانه باور داشتند که رهبری ایران یا حذف شده و یا پراکنده شده، و سیستم فرماندهی و کنترل جمهوری اسلامی «به شدت آسیب دیده است». اما در این نقطه بود که فاجعه رخ نمود.
«قیام مردمی»
اگرچه سید علی خامنهای ترور شد و به قتل رسید – تروری که رسانههای غربی با شیطنت تمام از آن به عنوان «ترور قرن» یاد کردند – و رهبری ایران موقتاً به زیرزمین رفت، اما «تغییر منظم دولت، مطابق با وصیتنامهی خامنهای» با موفقیت اجرا شد. سیستم فرماندهی و کنترل ایران دچار اختلال جدی نشد و طی ساعاتی به ظرفیت کامل خود بازگشت. هیچ شکستی و فراری در صفوف رخ نداد. با این حال، «سرخوشی» در واشنگتن و تلآویو حکمفرما بود. ترامپ – که خصوصاً «از ضربهٔ اسرائیل استقبال کرده بود» – در بیانیهای تصویری از مردم ایران خواست تا با خشونت قدرت را به دست گیرند و هشدار داد:
«امشب به اعضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نیروهای مسلح و تمام پلیس میگویم: سلاحهای خود را زمین بگذارید تا مصونیت کامل داشته باشید، در غیر این صورت با مرگ حتمی روبرو خواهید شد.»
نتانیاهو نیز به این فراخوان شورش پیوست. اما مشکل آنجا بود که «جمعیت ترجیح داد در خانه بماند» – که بیارتباط با بمبارانهای نسلکشانهی آمریکا و «اسرائیل» از آسمان نبود. حملهای عمدی به یک دبستان، ۱۶۵ دختربچه را به قتل رساند که با محکومیتهای آتشین بینالمللی، سوگواری انتقامجویانه در سراسر غرب آسیا و تحقیقات سازمان ملل همراه شد. در عوض، ایرانیان با شمار قابل توجهی به خیابانها آمدند تا برای خامنهای سوگواری کنند و در همان حال، صعود پسرش سید مجتبی خامنهای به رهبری را جشن گرفتند. بلافاصله، سپاه پاسداران اقدام به بستن تنگهی هرمز کرد.
«یدیعوت آحارونوت» گزارش میدهد با وجود آنکه بسته شدن تنگه، پیامدی کاملاً حتمی و اجتنابناپذیر از تجاوز جنایتکارانهی صهیونیستها و آمریکا علیه ایران بود – موضوعی که ارزیابیهای اطلاعاتی غرب مدتها پیش آن را پیشبینی کرده بودند – اما آمریکا «برای این اقدام و پیامدهای ویرانگر اقتصادی آن آماده نبود». تهدیدهای ترامپ مبنی بر نبستن تنگه نادیده گرفته شد. پاسخ معمای اینکه چرا واشنگتن تا این حد غافلگیر شد را شاید بتوان در تضمینهای نتانیاهو به ترامپ پیدا کرد که جمهوری اسلامی ظرف تنها چند روز فرو خواهد پاشید. به طرز حیرتآوری، هیچ طرح پشتیبانی فراتر از آن وجود نداشت.
در همین حال، چرخدندهی دیگر عملیات تغییر رژیم مشترک صهیونیستها و آمریکا در تهران نیز با شکستی مرگبار مواجه میشد: «پس از ۱۰۰ ساعت فعالیت هوایی… قرار بود تهاجم زمینی از سوی شبهنظامیان کرد مستقر در عراق آغاز شود». یک نیروی مهاجم طی هفتههای پیش از آن در آنجا آموزش دیده بود تا «به منطقهی کردنشین ایران برسد» و با جنگجویان محلی پیوند بخورد و سپس «راهپیمایی عظیم» به سوی تهران را آغاز کند. الهامبخش تلآویو، تصرف دمشق توسط نیروهای تحریرالشام (تحت پشتیبانی امآیس) در عرض چند روز در دسامبر ۲۰۲۴ بود.
اما «یدیعوت آحارونوت» گزارش میدهد که اطلاعات ایران «از قبل از حملهی برنامهریزی شده مطلع شد» و ظاهراً آنکارا را نیز در جریان گذاشت، که باعث شد رجب طیب اردوغان شخصاً از ترامپ بخواهد این طرح را لغو کند. کل این پیشنهاد در هر صورت آشکارا جنونآمیز بود. پس از آنکه در اوایل مارس گزارشهایی منتشر شد مبنی بر همکاری سیا با شبهنظامیان کرد «با هدف ایجاد قیام مردمی در ایران»، حتی کارشناسان اندیشکدههای صهیونیستی و فعالان دیاسپورا هشدار دادند چنین اقدامی یک فاجعهی حتمی است که ایرانیان را از هر قشر و طایفهای در مقابل آن متحد خواهد ساخت.
با این حال، تهاجم کردی همچنان جزئی اساسی از راهبرد تغییر رژیم «اسرائیل» در تهران در طول جنگ باقی ماند. زمانی که پس از ۴۰ روز حملات ویرانگر ایران، در ۷ آوریل آتشبسی موقت برقرار شد، «یدیعوت آحارونوت» گزارش میدهد که مقامات اسرائیلی از خود میپرسیدند چرا این تهاجم هرگز رخ نداد. آیا آمریکا هرگز به چنین عملیاتی باور نداشت؟ شاید ترامپ پس از تماس تلفنی اردوغان نظرش تغییر کرد؟ یا اینکه «کل این ایده یک خیال واهی بود با شانسی صفر برای تحقق»؟
«پیامدهای ناخواسته»
اینکه رژیم صهیونیستی تا این حد متقاعد شده بود که مأموریتِ آشکاراً نادرستش میتواند موفق شود، با توجه به محتوای گزارش ژوئیه ۲۰۲۵ از مؤسسهی بسیار تأثیرگذار مطالعات امنیت ملی (INSS) در تلآویو، به مراتب نکوهیدهتر است. این اندیشکده در ارزیابی تند و سوزناک خود از جنگ ۱۲ روزه، اذعان کرده بود که تغییر رژیم ایران از همان آغازِ این درگیری، هدفی اعلامی برای رژیم صهیونیستی بوده که به طرز تماشایی ناکام مانده است. با این حال، این گزارش همچنان بر تعقیب نابودی جمهوری اسلامی از طریق یک کودتای کاخمانند، توسط رژیم صهیونیستی توصیه میکرد.
هرچند، INSS به صراحت نسبت استفاده از دقیقاً همان تاکتیکهای تغییر رژیمی که نیروهای اشغالگر صهیونیست و موساد در آخرین جنگ مشترک صهیونیستها و آمریکا علیه ایران برای رسیدن به این هدف به کار گرفته بودند، هشدار داده بود. برای نمونه، این اندیشکده به درستی پیشبینی کرده بود هر تلاش نظامی اسرائیل – از جمله بمباران غیرنظامیان – برای برافروختن آتش اعتراضات تودهای علیه دولت، هیچ شانسی برای موفقیت ندارد. چنین اقداماتی در طول جنگ ۱۲ روزه در واقع «موجی شدید ضداسرائیلی» در میان ایرانیان ایجاد کرده بود که در پاسخ، «درجهٔ قابل توجهی» «همبستگی ملی در پشت پرچم کشورشان» از خود نشان داده بودند.
عزم ایرانیان «برای دفاع از میهن خود در یک لحظهٔ حساس در برابر یک دشمن خارجی» حتی پس از پایان جنگ ۱۲ روزه نیز پایدار ماند، به گونهای که تمام آثار نارضایتی عمومی در جمهوری اسلامی در پی آن درگیری «تقریباً به طور کامل ناپدید شد». INSS همچنین به شدت در برابر تشویق «تمایلات تجزیهطلبانه» در ایران – مانند شبهنظامی کردی – هشدار داده بود. به دلیل «حساسیت شدید عمومی نسبت به هر گونه تلاش خارجیِ دریافتی برای ترویج تفرقه قومی»، یک شورش تجزیهخواهانه، چه رسد به یک تهاجم خارجی، «بخشهای بزرگی» از مردم ایران را «علیه اسرائیل» متحد خواهد کرد.
علاوه بر این، بخشی شگفتآور و پیشگوییگونه از گزارش INSS صراحتاً نسبت به ترور رهبر، سید علی خامنهای، هشدار داد، زیرا چنین اقدامی «ضرورتی برای تغییر رژیم ندارد» و ناگزیر با واکنش معکوس مواجه خواهد شد. این اندیشکده دقیقاً پیشبینی کرد که تهران «احتمالاً در انتخاب جانشینی که ممکن است افراطیتر یا تواناتر باشد، دشواری چندانی نخواهد داشت.» INSS همچنین پیشبینی کرد که دولت ایران بهجای تضعیف، تقویت خواهد شد و احساسات ضدصهیونیستی در ایران و فراتر از آن سر به فلک خواهد کشید و هرگونه «تلاش بعدی برای بیثباتسازی رژیم از طریق اعتراضات مردمی» از همان ابتدا ناکام خواهد ماند.
تمامی این نتایج تحقیرآمیز به وقوع پیوست. هنوز پیشبینی INSS مبنی بر اینکه تلاشهای نظامی اسرائیل برای تغییر رژیم در ایران، جمهوری اسلامی را برای دستیابی به توانایی تسلیحات هستهای «به عنوان یک بیمهنامهی وجودی» مجبور خواهد کرد، محقق نشده است – هرچند مقامات غربی اکنون به طور گسترده از تحقق آن بیم دارند. در همین حال، از زمان اجرای آتشبس، مذاکرات واشنگتن و تهران در بنبستی به ظاهر غیرقابل عبور گرفتار آمده است. در حالی که مقامات آمریکایی همچنان به اعمال محدودیتهای شدید بر تحقیقات هستهای ایران متعهد هستند، جمهوری اسلامی حتی از مذاکره بر سر این موضوع نیز سر باز میزند.
بهعلاوه، تهران روشن ساخته که گلوگاه تنگهی هرمز را تنها زمانی شل خواهد کرد که امپریالیسمِ محاصرهی این کشور را بردارد و به منازعه پایان دهد. اگرچه نتانیاهو هنوز رؤیاهای درهم کوبیدن جمهوری اسلامی را در سر میپروراند، اما امپراتوری فاقد توانمندی اقتصادی و نظامی لازم برای این کار است. در همین حین، تلآویو بیش از حد گسترش یافته، در لبنان به دام عظیمی افتاده است و مقاومت با دقت در حال تماشا و انتظار است. رژیم صهیونیستی در جستوجوی بیپروایانهی تغییر حکومتی آشکاراً دستنیافتنی در ایران، تنها نابودی همیشگی خویش را شتاب بخشیده است.
