ترامپ پیش از سفر به پکن، ناگزیر از پایان جنگ با ایران

در


ترامپ مشتاق پایان دادن به جنگ است، در غیر این صورت مجبور خواهد شد از چین بخواهد مداخله کند.

لیو چنگ‌هوی
رسانه چینی ابزرور

با نزدیک شدن به تاریخ سفر از پیش اعلام‌شدۀ «ترامپ» به پکن، گفت‌وگوها درباره پیوند میان تحولات خاورمیانه و رقابت آمریکا و چین داغتر شده است. «وال‌استریت ژورنال» ششم مه به نقل از یکی از مقامات پیشین آمریکا در امور خاورمیانه گزارش داد که به دلیل نزدیکی سفر «ترامپ» به چین (نیمۀ مه)، دولت او مصمم است هرچه سریع‌تر توافقی برای پایان جنگ با ایران نهایی کند؛ چراکه اگر آتش جنگ شعله‌ور بماند، «ترامپ» ناگزیر در قامت یک خواهان (و نه یک ابرقدرت متکی بر زور) پا به پکن می‌گذارد و از چین می‌خواهد تا ایران را برای پذیرش شروط آمریکا تحت فشار قرار دهد.

بااین‌حال، «نیو سونگ» (Niu Song)، پژوهشگر «انستیتو خاورمیانه دانشگاه مطالعات بین‌المللی شانگهای»، در گفت‌وگو با «ناظر» (گوانچا) اظهار داشت که هستۀ اصلی سفر «ترامپ» به چین، خودِ مناسبات پکن‑واشنگتن است. مسئلۀ ایران هرچند بر ریتم دیپلماتیک و فضای حاکم بر این سفر تأثیر می‌گذارد، اما محور اصلی رابطۀ چین و آمریکا به‌شمار نمی‌رود. به گفتۀ او، چین مطابق «سناریوی» از پیش تعیین‌شدۀ «ترامپ» در خاورمیانه قدم برنخواهد داشت و هرگز در منطق «دیپلماسی ارعابی» که آمریکا به کار می‌بندد، گرفتار نخواهد آمد.

«دانیل شاپیرو» (Daniel Shapiro)، معاون پیشین دستیار وزیر دفاع آمریکا در امور خاورمیانه و سفیر اسبق این کشور در «اسرائیل»، ابراز عقیده کرده که تداوم درگیری در خاورمیانه، اهرم فشار چین در برابر آمریکا را افزایش می‌دهد. به گفتۀ شاپیرو، «ترامپ» پیش از سفر به پکن انگیزۀ بسیار زیادی برای خاتمۀ جنگ دارد؛ در غیر این صورت، در جایگاه یک خواهان به چین سفر خواهد کرد تا از پکن بخواهد ایران را وادار به پذیرش شروطش کند. شاپیرو افزوده است که اگر جنگ پایان یابد، «ترامپ» می‌تواند بر مهم‌ترین اولویت خود یعنی توافقات اقتصادی متمرکز شود؛ درحالی‌که ایرانی‌ها به‌خوبی از این بازی منطقی آگاه‌اند و از همین رو تنها به دنبال توافقی محدود هستند.

به گفتۀ شاپیرو، ادامۀ درگیری در منطقۀ خلیج‌فارس، قدرت بازدارندگی آمریکا در منطقۀ «هند‑آرام» (Indo‑Pacific) در برابر چین را تضعیف کرده و عملاً به پکن کمک می‌کند تا آمریکا را به عنوان «نیروی برهم‌زنندۀ ثبات» و خود را به عنوان «قدرتی مسئولیت‌پذیر» معرفی کند.

شاپیرو در پستی دیگر در شبکۀ اجتماعی «ایکس» (X) نوشت که «ترامپ» اخیراً با اقداماتی نظیر به‌تعویق انداختن تصویب فروش تسلیحات به تایوان، خودداری از حمایت علنی از ژاپن در مناقشات با چین، و اظهارنظر نکردن درباره فعالیت‌های چین در دریای جنوبی، در تلاش برای کاهش تنش با پکن بوده است.

نکتۀ قابل توجه آنکه «ترامپ» و «مارکو روبیو» (Marco Rubio)، وزیر خارجه آمریکا، پس از دو ماه و اندی از شروع حملات علیه ایران، به‌طور جداگانه اعلام کرده‌اند که عملیات نظامی به پایان رسیده است. «ترامپ» ششم مه گفت در صورت پذیرش شروط آمریکا از سوی ایران، عملیات «خشم حماسی» (Epic Fury) پایان خواهد یافت. «روبیو» نیز اذعان کرد که حملات موسوم به «خشم حماسی» که اواخر فوریۀ گذشته علیه ایران آغاز شد، اکنون خاتمه یافته و «ما این مرحله از مأموریت را به پایان رسانده‌ایم».

از نگاه «نیو سونگ»، عجله «ترامپ» برای خاتمۀ عملیات نظامی علیه ایران ریشه‌های گوناگونی دارد: نخست، طرح او برای شکست سریع و قاطع ایران و وادارکردن این کشور به تسلیم کامل، با بن‌بست مواجه شده است. تقابل ایران و آمریکا در تنگۀ هرمز و اقدامات متقابل برای مسدودسازی، آمریکا را در وضعیت دشواری قرار داده؛ نه توانسته به توافقی دست یابد و از ورود به آتش‌بسی شکننده نیز ناگزیر است. دوم، فشارهای داخلی و فضای انتخاباتی میان‌دوره‌ای، مسئلۀ ایران را به یکی از محورهای مناقشه میان جمهوری‌خواهان و دموکرات‌ها تبدیل کرده است.

دیدگاهی مشابه «شاپیرو» که مسئلۀ ایران را به رابطۀ چین و آمریکا پیوند می‌زند، چندان نادر نیست. مثلاً نشریۀ بریتانیایی «ده ویک» (The Week) ششم مه در گزارشی نوشت که در دستورکار سفر «ترامپ» به چین، تحولات ایران می‌تواند همۀ دیگر موضوعات را تحت‌الشعاع قرار دهد؛ چراکه هر دو کشور خواهان جلوگیری از «سقوط اقتصادی جهان به ورطۀ نزدیک» هستند.

«براهما چلانی» (Brahma Chellaney)، تحلیلگر «هیل» (The Hill)، نیز در یادداشتی صریحاً اعلام کرد که «ترامپ» در این سفر «با دست خالی» به پکن می‌رود و تصمیم او برای اقدام نظامی علیه ایران «نتیجه‌ای معکوس» داشته و «شوک انرژی جهانی» ایجاد کرده است؛ سفری که قرار بود قدرت «رئیس‌جمهور آمریکا» را به رخ بکشد، اکنون بیشتر شبیه «مدیریت بحران» شده است. چلانی تأکید کرد که این جنگ، ذخایر تسلیحاتی آمریکا را تحلیل برده، اقتصاد این کشور را تضعیف کرده و رابطۀ چین و آمریکا را از «رقابت برابر» به رابطه‌ای شبیه «طلبکار و بدهکار» تبدیل کرده است.

با وجود این، «نیو سونگ» بر این باور است که مسئلۀ ایران هرگز توأم با «خواهش و تمنا» از چین نخواهد بود و چنین تحلیل‌هایی وزن واقعی موضوع ایران در مناسبات چین و آمریکا را بیش از حد برآورد می‌کنند. به گفتۀ او، فارغ از سفر یا عدم سفر «ترامپ»، چین نقش ممکن و متناسب خود را در تحولات کنونی خاورمیانه -به‌ویژه منطقۀ خلیج‌فارس- ایفا خواهد کرد. رفتار آمریکا در خاورمیانه سرشار از منطق یک‌جانبه‌گرایی و سلطه‌جویی است، درحالی‌که تعامل چین با کشورهای منطقه بر پایۀ اصول بنیادین روابط بین‌الملل استوار است: نه «جانشین» می‌گیرد، نه «دورهای بسته» تشکیل می‌دهد و نه به دنبال پرکردن «خلأ قدرت» است.

به گفتۀ این پژوهشگر، اگر تنش ایران فروکش کند، طبیعتاً «ترامپ» فضای مساعدتری برای سفر خود خواهد داشت. در شرایط کنونی، مسئلۀ ایران زمان و انرژی زیادی از «ترامپ» گرفته، اما این بدان معنا نیست که موضوع ایران با خودِ مناسبات چین و آمریکا گره‌خورده است. هستۀ اصلی رابطۀ پکن‑واشنگتن، ایران نیست. تحولات خاورمیانه متغیری تعیین‌کننده برای مناسبات دو کشور محسوب نمی‌شود. چین همچنان به‌طور مستقل و بر مبنای سیاست‌های خود، در جهت صلح‌جویی و میانجی‌گری در خاورمیانه گام برمی‌دارد.

نکتۀ حائز اهمیت آنکه یک هفته پیش از سفر برنامه‌ریزی‌شدۀ «ترامپ» به پکن، «سید عباس عراقچی» (Seyyed Abbas Araghchi)، وزیر امور خارجه ایران، به چین سفر کرد. او ششم مه در پکن اعلام کرد که تجربه ثابت کرده بحران‌های سیاسی با ابزار نظامی حل نمی‌شوند؛ ایران قاطعانه از حاکمیت و عزت ملی خود دفاع خواهد کرد، اما همزمان از راه مذاکرات مسالمت‌آمیز، زمینۀ همگرایی و دستیابی به راه‌حلی جامع و دائمی را فراهم خواهد آورد.

«وانگ یی» (Wang Yi)، وزیر امور خارجه چین، نیز در دیدار با عراقچی تأکید کرد که از آغاز درگیری‌ها، چین همواره نقش فعالی در صلح‌جویی و میانجی‌گری داشته است. او به‌ویژه خاطرنشان ساخت که چین بر این باور است کشورهای منطقۀ خلیج‌فارس و خاورمیانه باید سرنوشت خود را به دست خود رقم بزنند؛ چین ایران را به گفت‌وگو با دیگر کشورهای منطقه تشویق می‌کند و از ایجاد ساختاری منطقهای برای صلح و امنیت حمایت می‌نماید که در آن همۀ کشورهای منطقه مشارکت داشته باشند و منافع مشترک خود را تأمین کنند.

«نیو سونگ» در تفسیر این موضع گفت: «خاورمیانه از آنِ مردم خاورمیانه است». چین با هرگونه دخالت خارجی در امور منطقه مخالف است و معتقد است کشورهای منطقه، همسایگانی همیشگی‌اند که تنها از طریق گفت‌وگو -نه تقابل- می‌توانند مشکلات خود را حل‌وفصل کنند؛ حضور قدرت‌های خارجی غالباً به تشدید تقابل‌های جناحی دامن می‌زند.

در میدان دیپلماسی نیز، آمریکا و ایران هر یک طرح خود را برای توقف جنگ ارائه داده‌اند؛ اما فاصلۀ عمیقی میان مواضع دو طرف دیده می‌شود و مسیر مذاکره با ابهامات زیادی روبه‌روست. آمریکا طرحی ۹ ماده‌ای ارائه کرده، ایران نیز در تازه‌ترین طرح خود ۱۴ پیشنهاد مطرح ساخته است. آمریکا خواستار آتش‌بسی دوماهه است، اما ایران بر حل همۀ مسائل ظرف ۳۰ روز و تمرکز بر «پایان جنگ» -نه تمدید آتش‌بس- تأکید دارد. از جمله محورهای پیشنهادی ایران می‌توان به تضمین عدم تجاوز نظامی، خروج نیروهای آمریکایی از پیرامون ایران، رفع محاصرۀ دریایی، آزادسازی دارایی‌های مسدودشده، پرداخت غرامت، لغو تحریم‌ها، برقراری صلح در همۀ جبهه‌ها (از جمله لبنان)، و ایجاد سازوکاری تازه برای مدیریت تنگۀ هرمز اشاره کرد.

«نیو سونگ» معتقد است فاصلۀ ۹ پیشنهاد آمریکا و ۱۴ پیشنهاد ایران بسیار زیاد است. «ترامپ» آشکارا طرح ایران را نپذیرفته، اما در عین حال از ایران خواسته طرح خود را تکمیل کند. اگرچه برخی گزارش‌ها از احتمال دستیابی به نوعی «یادداشت تفاهم» حکایت دارند، اما هنوز خبر قطعی در این باره منتشر نشده است.

از منظر او، گره اصلی مذاکرات ایران و آمریکا در دو سطح قابل بررسی است: یکی «تناقضات بنیادین ساختاری» و دیگری «تعارضات فوری میدانی». در سطح نخست، اختلاف دو کشور بر سر برنامۀ غنی‌سازی و توان موشکی دوربرد ایران است. آمریکا بهدنبال حذف حداکثری توانایی ایران برای ساخت سلاح هسته‌ای است، حال آنکه ایران بر حق خود برای استفاده صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای تأکید دارد. از نگاه آمریکا، توانمندی موشکی دوربرد ایران نه‌تنها امنیت خود آمریکا، بلکه امنیت متحدان منطقه‌ای‌اش را نیز تهدید می‌کند و بیم آن می‌رود که این توانمندی با قابلیت هسته‌ای تلفیق شود. در سطح دوم، مناقشه بر سر تردد در تنگۀ هرمز، آمریکا را در مخمصه‌ای قرار داده است. دو طرف با اهرم قراردادن این آبراه حیاتی، سعی در وادارکردن طرف مقابل به امتیازگیری به نفع خود دارند.

بیشتر از مجله جنوب جهانی-بررسی مسائل جنوب جهانی – سال بیستم کشف کنید

برای ادامه خواندن و دسترسی به آرشیو کامل، اکنون مشترک شوید.

ادامه مطلب