
هوش مصنوعی نظامی چین پیشتر در مناقشه سال ۲۰۲۵ میان هند و پاکستان اعتبار خود را به اثبات رسانده است و پیشبینی میشود که تا سال ۲۰۳۰ چین را به یکی از سه صادرکننده برتر تسلیحات در جهان تبدیل کند؛ آن هم با سیستمهایی که به هوش مصنوعی مجهز هستند.
آنیس رایس، تحلیلگر ژئوپلیتیک هلندی
ترجمه مجله جنوب جهانی
در داستان هانس کریستیان آندرسن، امپراتور برهنه در شهر رژه میرود تا اینکه کودکی آنچه را دیگران از گفتنش میترسند، بر زبان میآوَرَد. در تاریخ ۱۸ آوریل ۲۰۲۶، الکس کارپ، مدیرعامل پالانتیر، رژه اختصاصی خود را ترتیب داد. پالانتیر مانیفست ۲۲ مادهای خود را در شبکه اجتماعی ایکس منتشر کرد و ظرف چند روز به ۳۲ میلیون بازدید دست یافت. کارشناسان این را «تکنوفاشیسم» نامیدند.
در بیرون از فضای کلاسهای درسِ حلقه آتلانتیستها، قضاوت بسیار سادهتر بود: دکترین هوش مصنوعی امپراتوری برای همگان آشکار شده بود.
مانیفست مذکور همچون یک خطای سیستمی، زاییده نظمی در حال فروپاشی بود؛ نظمی که سلطه الگوریتمی را دقیقاً در زمانی به فروش میرساند که جهان چندقطبی ثابت کرده بود دیگر نمیتوان از واشنگتن، تلآویو یا سیلیکونولی هدایت شود.
در پس این تکبر، ترسی سادهتر نهفته بود. ماشینهای امپراتوری دیگر یگانه ماشینهای فعال در میدان نیستند. وحشت در یقینِ صیقلخورده این سند نهفته است؛ در باوری که گمان میکند کُد میتواند انضباطی را بازآفریند که ناوگانها، تحریمها و کارزارهای بمباران دیگر قادر به اعمال آن نیستند.
در ادامه مطلب خواهیم آورد که خود مانیفست به چه چیز معترف است.
فاشیسم در زبان محصولات
۲۲ ماده تصادفی نبودند. آنها خلاصه کتاب کارپ در سال ۲۰۲۵ با عنوان «جمهوری فناورانه» بودند؛ کتابی که به همراه نیکلاس زامیسکا، رئیس امور شرکتی پالانتیر، نوشته شده و توسط کراون کارنسی منتشر گردید.
تیم ارتباطات پالانتیر این خلاصه را از طریق حساب شرکتی خود در ایکس منتشر ساخت و دهها میلیون بازدید به دست آورد.
کاس موده، یکی از پراستنادترین دانشگاهیان در زمینه راست افراطی جهان، آن را «تکنوفاشیسم ناب!» خواند. یانیس واروفاکیس، اقتصاددان یونانی، با یک جمله پاسخ داد: «اگر شر میتوانست توئیت کند، دقیقاً این را مینوشت!» مارک کوکلبرگ، فیلسوف اتریشیِ مقیم وین، به همان تشخیص رسید.
سلین کاسته-رنار، استاد پژوهشی کانادا در حقوق بینالملل هوش مصنوعی در اتاوا، فراتر رفت و آن را «چشماندازی دیستوپیک و تکنوفاشیستی از جهان» نامید. تیم اسکوایرل از فاکسگلاو به روزنامه گاردین گفت که این سند به مثابه «هذیانهای یک ابرشرور» به نظر میرسد.
تاریک سیریل آمار، مورخ، حتی از این هم فراتر رفت و مانیفست را به نام پیشین ساختاری خود نامگذاری کرد: «مینآی الکس کارپ»؛ نسخه بهروزرسانیشده «مین کامپف» هیتلر برای عصر الگوریتم.
کنایه تقریباً بیش از حد آشکار است. کارپ در سال ۲۰۰۲ دکترای خود را در نظریه اجتماعی از دانشگاه گوته فرانکفورت دریافت کرد؛ زادگاه فکری آدورنو و هابرماس، مکتبی که ژرفترین تحلیلها را درباره چگونگی ریشهدواندن فاشیسم ارائه داده است؛ از «شخصیت خودکامه» تا «دیالکتیک روشنگری». مانیفستی که شرکت کارپ منتشر کرده، دقیقاً همان چیزی است که دانشگاهیان همان مکتب بهعنوان جدیدترین چهره فاشیسم بازمیشناسند.
نخستین جنگ هوش مصنوعی
برای خوانش درست مانیفست، باید دانست پالانتیر در هفتههای پیش از انتشار آن توسط کارپ چه میکرد.
در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶، ایالات متحده و دولت اشغالگر «عملیات خشم حماسی» را آغاز کردند؛ نخستین کارزار نظامی در مقیاس بزرگ که بهطور قابلتوجهی توسط هوش مصنوعی هدایت میشد.
تا ۹ آوریل، فرماندهی مرکزی ایالات متحده گزارش داد که بیش از ۱۳۰۰۰ حمله علیه اهداف ایرانی انجام شده است که ۱۰۰۰ مورد از آنها تنها در روز نخست صورت گرفت. پلتفرم مورد استفاده، «سامانه هوشمند ماون» پالانتیر بود که تصاویر ماهوارهای، ضبطهای پهپادی و اطلاعات سیگنال را ترکیب میکرد تا «اهداف نظامی، تأسیسات هستهای و مقاصد رهبری ایران را شناسایی، اولویتبندی و بستههای حملات را توصیه نماید».
شیام سانکار، مدیر فناوری پالانتیر، در ماه مارس به بلومبرگ تیوی گفت که این جنگ بهعنوان «نخستین مناقشه بزرگ که در آن هوش مصنوعی نقشی مرکزی ایفا کرد» در تاریخ ثبت خواهد شد.
براد کوپر، دریاسالار و فرمانده سنتکام، بهطور رسمی تأیید کرد: «نیروهای رزمنده ما از ابزارهای پیشرفته گوناگون هوش مصنوعی استفاده میکنند. این سامانهها در عرض چند ثانیه به ما در تحلیل حجم عظیمی از دادهها کمک میکنند.»
ماون در فاز اولیه، طی ۲۴ ساعت بیش از ۳۰۰۰ گزینه حمله علیه ایران تولید کرد. کریگ جونز، متخصص زنجیره حمله، به ویژن آو هیومنیتی گفت که این سامانه تصمیمات حمله را به سرعتی «از برخی جهات فراتر از سرعت فکر» تسریع کرده است.
الکه شوارتس، فیلسوف، در گفتوگو با فرانس ۲۴ تخمین زد که در ۲۴ ساعت نخست، نیروهای آمریکایی به ازای هر ساعت تقریباً ۴۱ موشک شلیک میکردند که این وضعیت «نظارت معنادار انسانی را عملاً غیرممکن میسازد».
دقت طبقهبندی هدف ماون حدود ۶۰ درصد برآورد شد، در حالی که این رقم برای تحلیلگران انسانی آموزشدیده ۸۴ درصد بود. مدرسه ابتدایی شجره طیبه در میناب در جریان همین کارزار هدف حمله قرار گرفت. دستکم ۱۷۵ نفر جان باختند که اکثرشان دخترانی هفت تا دوازده ساله بودند.
آیا این یک طبقهبندی اشتباه از سوی ماون بود؟ پنتاگون در این باره اظهارنظری نکرده است. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران در ۳۱ مارس با انتشار فهرستی از ۱۸ شرکت فناوری آمریکایی از جمله پالانتیر، گوگل، مایکروسافت و انویدیا، تأسیسات آنها در غرب آسیا را «اهداف مشروع» اعلام کرد.
این جنگی است که مانیفست در آن منتشر شد. کارپ ۲۲ ماده خود را با دستانی هنوز آغشته به خون نگاشت.
جایی که دکترین عریان میشود
ماده ۱۲ مانیفست میگوید: «عصر اتمی به پایان خود نزدیک میشود. عصری از بازدارندگی، عصر اتمی، رو به پایان است و عصری نوین از بازدارندگی مبتنی بر هوش مصنوعی در آستانه آغاز است.»
جنگ ۵۶ روزهای که کارپ در آن مشارکت داشت، جنگی بر سر تأسیسات اتمی ایران بود. اگر این دو رویداد را در کنار هم قرار دهیم، تناقضی آشکار پدیدار میشود. اگر عصر اتمی به پایان رسیده، چرا واشنگتن و تلآویو جنگی ۵۶ روزه بر سر اتم ایران به راه انداختند؟ اگر آن تأسیسات به اندازهای مهم بودند که بمباران شوند، ماده ۱۲ زیر بار فرضیه خود فرو میریزد. کارپ نمیتواند این دو ادعا را بدون آنکه یکی از آنها را متهم به نادرستی کند، با هم سازگار سازد.
مواد ۲۱ و ۲۲ پاسخ را ارائه میدهند. «برخی فرهنگها پیشرفتهای حیاتی تولید کردهاند؛ برخی دیگر همچنان ناکارآمد و قهقرایی باقی ماندهاند،» مانیفست اعلام میکند. «باید در برابر وسوسه سطحیِ کثرتگرایی تهی و بیمحتوا مقاومت کنیم.»
جنگ هرگز بر سر اورانیوم نبود. ایران عضو معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای است؛ دولت اشغالگر چنین نیست. ایران بهخاطر برنامه هستهای خود بمباران شد؛ دولت اشغالگر بیش از ۹۰ کلاهک هستهای را دستنخورده حفظ کرده است.
ماده ۲۱ توجیه فلسفی این نامتقارنی را فراهم میآورد. تأسیسات هستهای ایران بهدلیل آنکه نماد حاکمیت ملی این کشور بودند، اهداف نظامی قلمداد شدند. مانیفست به حق تمدنهایی که ماده ۲۱ آنها را «ناکارآمد و قهقرایی» مینامد برای برابری خواهی، حمله میکند. این دکترین بهاندازه کافی روشن است. این همان دکترین است. تناقض ماده ۱۲ نه نقص سند، بلکه اعتراف صریح خود آن است.
دو کد منبع، جهانی در حال محوشدن
مانیفست قادر به تشخیص خودفریبی خویش نیست؛ چه اینکه همین خودفریبی است که کل سند را کنار هم نگه داشته است. کارپ چنان مینویسد که گویی غرب هنوز مالک کد منبع جهان است. صدای او چون رانندهای است که سالها در آینهها نگاه نکرده، در حالی که جهان چندقطبی از نقطه کور او را پشت سر گذاشته است؛ با چین در صدر، روسیه و ایران در کنار آن، و آسیای مرکزی در لاینهایی که او خالی میپنداشت.
ایران سه سال گذشته را صرف ساخت ساختاری کرده است که مانیفست کارپ قصد برچیدنش را دارد. تهران در سال ۲۰۲۳ به سازمان همکاری شانگهای و در سال ۲۰۲۴ به بریکس+ پیوست. در ژانویه ۲۰۲۵ پیمان راهبردی با روسیه امضا کرد و در سال ۲۰۲۱ موافقتنامه چارچوب ۲۵ ساله با چین منعقد ساخت. پاکستان آتشبسی را میانجیگری کرد که به «عملیات خشم حماسی» پایان داد. دیپلماسی چندقطبی جنگی را به پایان رساند که قرار بود ماون پیروز آن باشد.
در پشت این معماری سیاسی، معماری موازی فناورانهای پنهان است. شرکت «ماینینگ لمپ» که از سال ۲۰۱۴ توسط تن سنت تأمین مالی شده، در حال ساختن چیزی است که ساوت چاینا مورنینگ پست آن را «پالانتیر چین» مینامد؛ با بیش از ۲۰۰ مشتری از فهرست فورچون ۵۰۰ و عنوان «قهرمان ملی هوش مصنوعی» که توسط پکن همراه با هواوی اعطا شده است.
«استارگیت» که در سال ۲۰۱۸ تأسیس شد، سامانههایی را توسعه میدهد که اسناد شرکتی خود آن را «سامانههای خودتولیدکننده راهبرد رزمی در سطح تاکتیکی» برای ارتش آزادیبخش خلق مینامند: نوعی ماون بدون مانیفست. در پشت آنها شرکتهایی قرار دارند چون ۴پارادایم، دیپایکسی، جینگآن، یوتنت و استونهنج، بهعلاوه برنامههای هوش مصنوعی دفاعی در مقیاس بزرگ هواوی و بایدو.
مطبوعات اقتصادی چین به همین تشخیص رسیدهاند. در مارس ۲۰۲۶، روزنامه اکونومیک آبزرور پالانتیر را بهعنوان نمونه اولیه «هژمونی الگوریتمی» تحلیل کرد و نوشت که سرمایه، تقدم هژمونی الگوریتمی بر سیلهای فولاد را اعلام کرده است.
هوش مصنوعی نظامی چین پیشتر در مناقشه سال ۲۰۲۵ میان هند و پاکستان اعتبار خود را اثبات کرده است، بیش از ۳۰ درصد از بازار پهپادهای مجهز به هوش مصنوعی در غرب آسیا و آفریقا را در کنترل دارد و در مسیر تبدیل چین به یکی از سه صادرکننده برتر تسلیحات تا سال ۲۰۳۰ حرکت میکند؛ آن هم با سامانههای مبتنی بر هوش مصنوعی که بیش از ۴۰ درصد از این سهم را به خود اختصاص خواهند داد.
مدل چینی بهگونهای قابلتوجه متفاوت است. منگلین لی، معاون رئیس ماینینگ لمپ، مستقیماً این تفاوت را تأیید میکند و توضیح میدهد که پالانتیر مهندسان خود را درون آژانسهای دولتی آمریکا جای میدهد و شرکت را به بخشی از دستگاه دولتی تبدیل میکند. شرکتهای چینی قادر به انجام این کار نیستند، چه اینکه ارتش آزادیبخش خلق اجازه آن را نمیدهد. آنها نرمافزاری را توسعه میدهند که با نیازهای مشتری سازگار شود، بدون دخالت ارائهدهنده خدمات. ژانگ چی، تحلیلگر صنعت، میافزاید که هیچ شرکت چینی قراردادهای مشاورهای میلیارد دلاریِ مرتبط با مدل استقرار پالانتیر را امضا نخواهد کرد.
چین بهجای کپی پالانتیر، مسیری موازی ارائه میدهد. برای ایران، پاکستان، الجزایر و همه دولتهایی که مانیفست کارپ آنها را در زمره «قهقراییها» طبقهبندی میکند، این موضوع از آن رو حائز اهمیت است که اکنون میتوانند هوش مصنوعی درجه نظامی را بدون آنکه نخست شهروندی تمدنی را از واشنگتن درخواست کنند، تهیه نمایند. این همان شکست ساختاری است که ۲۲ ماده نمیتوانند به آن معترف شوند.
وُلفوویتز در قالب کد منبع
کارپ این دکترین را به ارث برد و آن را خصوصیسازی کرد.
در فوریه ۱۹۹۲، پال ولفوویتز، معاون وقت وزیر دفاع، «راهنمای برنامهریزی دفاعی» برای سالهای مالی ۱۹۹۴-۱۹۹۹ را تدوین کرد. این سند ماه بعد به نیویورک تایمز درز کرد. دستورالعمل اصلی آن قاطع بود: «نخستین هدف ما جلوگیری از ظهور دوباره یک رقیب جدید است.» متن ولفوویتز پس از خشم عمومی بازنویسی شد. اصل سند اما به منطق راهنمای سیاست خارجی آمریکا برای سه دهه تبدیل گردید.
ولفوویتز آن را در قالب یک یادداشت نوشت. کارپ آن را در کد منبع مینویسد. دکترین همچنان بر جلوگیری از چندقطبی شدن به هر وسیله ممکن متمرکز است. اما مجری تغییر کرده است. ولفوویتز به سیاستمداران، ژنرالها و سفرا نیاز داشت. شرکت کارپ دکترین را بهتنهایی در ۶۰ درصد موارد اجرا میکند. آن ۴۰ درصد دیگر به جایی ختم میشود.
به گزارش ایبیتایمز، این سامانه در تشخیص زیرساخت نظامی از غیرنظامی در مناطق شهری با تراکم جمعیت بالا دشواری بیشتری دارد. مدرسه ابتدایی شجره طیبه در میناب در چنین منطقه شهری با تراکم بالا قرار دارد.
کودک داستان آندرسن نیازی به فریاد زدن ندارد. تنها باید آنچه هست را بر زبان آورد. جهان چندقطبی این حقیقت را در ۳۱ مارس بر زبان آورد، هنگامی که ایران پالانتیر را هدفی مشروع اعلام کرد. در ۸ آوریل دوباره آن را تکرار کرد، هنگامی که جنگ بدون نتیجه وعدهدادهشده کارپ به پایان رسید. و هر روز که ایران همچنان پابرجاست و هر روز که چین جایگزین را میفرستد، این حقیقت را بازمیگوید.
