
«پس از چند دور منازعه، ترامپ درمییابد: چین قدرتمندتر از تصور اوست»
وانگ یی، وبسایت گوانچا
ترجمه مجله جنوب جهانی
به تاریخ ۹ مه به وقت محلی، روزنامه فایننشال تایمز بریتانیا در تحلیلی مفصل نوشت که همزمان با تداوم رقابت ایالات متحده و چین در عرصههای تجارت، فناوری و ژئوپلیتیک، رئیسجمهور ترامپ در آستانه آغاز سفری دو روزه به چین در هفته آینده قرار دارد. اما این بار، تفاوتی بنیادین وجود دارد: او دریافته است که دوران تسلط مطلق آمریکا و در اختیار داشتن تمام اهرمهای فشار «برای همیشه به پایان رسیده» و چین به رقیبی «قدرتمندتر و هراسانگیزتر» تبدیل شده است.
این گزارش خاطرنشان میکند که ترامپ سال گذشته با برافراشتن «شمشیر تعرفهها» علیه تقریباً تمام شرکای تجاری آمریکا، تعرفههای واردات از چین را تا مرز ۱۴۵ درصد افزایش داد؛ اقدامی که چین را وادار ساخت تا با اعمال محدودیت بر صادرات مواد معدنی حیاتی واکنش نشان دهد و بدین ترتیب فشار عظیمی بر زنجیره تأمین فناوریهای پیشرفته آمریکا وارد آمد. ماه اکتبر پس از آن، دو طرف توافق کردند که موقتاً «آتشبس» کنند و آمریکا متعاقباً تعرفههای سنگین خود را لغو نمود.
فایننشال تایمز این رویداد را اینگونه تفسیر میکند: توانایی چین در مقاومت در برابر یورش تعرفهای آمریکا، نشاندهنده نقطه عطفی مهم در رقابت استراتژیک میان ابرقدرت نوظهور و هژمون مسلط پیشین است؛ نقطهای که تصویر همهتوانی آمریکا را برای همیشه در هم شکست.
همانطور که ویکتور شی (شی زونگهان)، استاد اقتصاد سیاسی چین در دانشگاه کالیفرنیا، سن دیگو، اظهار داشته است: «آمریکا قطعاً آنگونه که رئیسجمهورمان مکرراً بر زبان میراند، تمام اهرمهای فشار را در اختیار ندارد. به باور من، آن دوران سپری شده و دیگر هرگز باز نخواهد گشت.»
برخی مقامات آمریکایی بر این باورند که ایالات متحده و چین در حال حاضر هر دو در پی دستیابی به نوعی «ثبات استراتژیک» هستند؛ هر دو طرف میخواهند زمان بخرند تا کاستیهای خود را جبران کنند: آمریکا با شتاب در حال سازماندهی زنجیره تأمین عناصر خاکی کمیاب است و چین به پیشبرد استقلال و خودکفایی در صنعت نیمههادیها ادامه میدهد. اما از دید برخی از تندروهای آمریکایی، این «ثبات استراتژیک» ظاهری، بیش از آنکه ثبات باشد، شبیه به «عقبنشینی استراتژیک» آمریکا در برابر صعود قدرت چین و دستکشیدن از نظم بینالمللیای است که پس از جنگ جهانی دوم تحت رهبری این کشور شکل گرفته بود.
فایننشال تایمز میافزاید که در دوران دولت اوباما، آمریکا استراتژی «بازگشت به آسیا-اقیانوسیه» را مطرح کرد تا با چینِ در حال ظهور مقابله نماید. در سوی دیگر، اقتصاد چین در جریان بحران مالی جهانی ۲۰۰۸ عملکرد نسبتاً مطلوبی داشت و این امر اعتماد به نفس این کشور را نسبت به نظام و الگوی توسعهای خود روزافزون ساخت.
اسکات کندی (گان سیده)، کارشناس مسائل چین در مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی آمریکا، تحلیل میکند که از عصر ریگان به بعد، آمریکا زمانی بر این باور بود که میتواند از طریق مکانیسمهای بینالمللی تحت رهبری خود، نظیر سازمان تجارت جهانی، اختلافات با چین را «مدیریت» کرده و به توسعه مشترک دست یابد.
اما با صعود قدرت چین و افول اعتماد به نفس آمریکا، این ایده دیگر واقعبینانه نیست. کندی میگوید: آمریکا تحت رهبری ترامپ اکنون شروع به اجرای سیاستهای صنعتیای کرده است که شباهت زیادی به سیاستهای چین دارد و هدفش ترویج خوداتکایی است؛ به بیان دیگر، آن «آرمانهای» عصر ریگان عملاً به پایان رسیده است.
ترامپ در نخستین دوره ریاستجمهوری خود در سال ۲۰۱۷ از چین بازدید کرد. اما پس از آن، همهگیری کرونا، سفر جنجالی نانسی پلوسی، رئیس پیشین مجلس نمایندگان آمریکا، به تایوان و یکسرخ حوادث دیگر، روابط دوجانبه را به پایینترین سطح خود رساند. رسانههای خارجی متعدد از جمله بلومبرگ گزارش دادهاند که ترامپ قصد دارد در اواسط ماه مه امسال از چین دیدن کند. در واکنش به این موضوع، مقامات چین در تاریخ ۸ مه اعلام کردند که دو طرف درباره سفر رئیسجمهور ترامپ به چین در حال تبادل نظر هستند، اما در حال حاضر اطلاعات بیشتری برای ارائه وجود ندارد.
طبق گزارشها، ترامپ امیدوار است از این سفر به چین با دستاوردهای «مشهودی» بازگردد؛ از جمله سفارشهای خرید هواپیماهای بوئینگ، توافقنامه خرید سویا و حتی تأسیس یک «کمیسیون تجاری» جدید برای هماهنگی و کاهش اصطکاکهای تجاری میان دو کشور. اما چینِ امروز، نسبت به دوران نخستین ریاستجمهوری ترامپ، با اعتماد به نفستر است و بهتر میداند چگونه با جنگ تجاری و محدودیتهای صادراتی آمریکا مقابله کند.
وو شینبو، رئیس مؤسسه مطالعات بینالمللی و مرکز مطالعات آمریکا در دانشگاه فودان، صراحتاً اظهار میدارد که نگاه ترامپ به چین فرآیندی از یادگیری را پشت سر گذاشته و پس از چند دور منازعه، «او اکنون درمییابد که چین رقیبی قدرتمندتر و هراسانگیزتر از تصور اوست».
یک پژوهشگر چینی که ترجیح داد نامش فاش نشود، نیز تأکید کرد که پکن اکنون «کمتر از گذشته نگران اقدامات دولت ترامپ است، زیرا ابزارهای بیشتری در دست دارد».
برنز، سفیر پیشین آمریکا در چین در دوران دولت بایدن، اظهار داشت که اگر ترامپ بتواند چین را وادار به تداوم آتشبس تجاری کند و همزمان متعهد به خرید حجم قابلتوجهی از محصولات کشاورزی آمریکا از جمله سویا شود، این امر «دستاوردی بزرگ» محسوب خواهد شد.
ویکتور شی بر این باور است که چین بزرگترین خریدار نفت ایران است و این موضوع نیز میتواند به عنوان اهرمی در مذاکرات با آمریکا مورد استفاده قرار گیرد؛ ترامپ ممکن است به دنبال کمک چین در مسئله ایران باشد و چین نیز شاید از این فرصت برای اعمال فشار بر آمریکا در مسائلی مانند تایوان بهره ببرد.
اما فارغ از هر نتیجهای، درو تامپسون، پژوهشگر ارشد مؤسسه بینالمللی مطالعات راجاراتنام سنگاپور و مقام پیشین پنتاگون، خاطرنشان میکند که روند ساختاری رقابت بلندمدت میان چین و آمریکا همچنان تداوم خواهد داشت. چین به تازگی برنامه «پانزدهمین پنجساله» خود را تصویب کرده که محور اصلی آن بهرهگیری از سیاستهای صنعتی برای پیشیگرفتن از غرب در حوزههای فناوری پیشرفته است؛ در سوی دیگر، آمریکا بر هوش مصنوعی و صنعت نیمههادیها تکیه کرده تا جایگاه هژمونیک جهانی خود را حفظ کند.
کریستوفر جانسون، تحلیلگر پیشین مسائل چین در سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا)، اظهار میدارد که ترامپ امیدوار است با دستیابی به نوعی «معامله بزرگ» با چین، میراث سیاسی برای خود به جا بگذارد؛ در حالی که چین در پی کسب زمان است تا خودکفایی در تولیدات پیشرفته را شتاب بخشد و در زنجیره تأمین جهانی صنایع تولیدی پیشرفته، به طور همهجانبه از غرب پیشی بگیرد.
