
«میزگرد دو سوی تنگه» | شنگ جیویوان و تانگ شیانگلونگ: «ترامپ که توسط ایران تحقیر شده، برای «رفع نحسی» به چین آمده است»
تانگ شیانگلونگ، روزنامهنگار باسابقه؛ شنگ جیویوان، مدیر مرکز مطالعات تایوانی دانشگاه جیائوتونگ شانگهای
منتشر شده در تارنمای گوانچای چین
ترجمه مجله جنوب جهانی
در تاریخ ۱۱ مه، چین اعلام کرد که «دونالد ترامپ»، رئیسجمهور ایالات متحده، از تاریخ ۱۳ تا ۱۵ مه برای یک سفر دولتی به چین سفر خواهد کرد.
مانند دفعه قبل، ترامپ پیش از چین، برنامه سفر خود را اعلام کرده و بارها بر اشتیاق فراوان خود برای این سفر تأکید کرده است. از نگاه ناظران، این نشاندهنده آن است که ترامپ پس از شکست راهبردی در جبهه ایران، به دنبال یافتن روزنه جدیدی برای حیات سیاسی دشوار خود است.
با این حال، دست برتر ترامپ چندان پر نیست: از یک سو، شرایط نامساعد در میدان نبرد ایران، و از سوی دیگر، فشار دوگانه تورم داخلی و انتخابات میاندورهای. این سفر در واقع بازتابی از محاسبات واقعگرایانه آمریکا برای کاهش تنشها از موضعی راهبردی و انفعالی است. در چنین بستری، مسئله تایوان بار دیگر به کانون توجه تبدیل شده و دو طرف در این موضوع محوری، ناگزیر بار دیگر با هم رودررو خواهند شد.
معادله بازی میان چین و آمریکا چگونه بازتعریف خواهد شد؟ ترامپ چه مواضع و تغییرات تازهای درباره مسئله تایوان مطرح خواهد کرد؟ در این شماره از برنامه «میزگرد دو سوی تنگه»، «شنگ جیویوان»، مدیر مرکز مطالعات تایوانی دانشگاه جیائوتونگ شانگهای، و «تانگ شیانگلونگ»، روزنامهنگار باسابقه تایوانی، به بحث عمیق درباره این موضوعات داغ خواهند پرداخت.
وانگ چیانچیو: تحولات جنگی در ایران، سفر ترامپ به چین را به تأخیر انداخت. با توجه به وضعیت کنونی، آمریکا مدام سیگنالهای مختلفی مخابره میکند مبنی بر اینکه «اوضاع در ایران مدام در حال تغییر است». اما ترامپ اعلام کرده که «توافق در راه است و صلح رسماً آغاز میشود». نخست از آقای تانگ میپرسم: این «فرصت صلح» که ترامپ از آن سخن میگوید، آیا واقعاً شانسی برای تحقق در جنگ ایران دارد؟
تانگ شیانگلونگ: به نظر من در کوتاهمدت بله. دو فروند هواپیمای سی۱۷ آمریکایی در پکن به زمین نشستهاند. بنابر اظهارات خود ترامپ، او فقط دو روز در پکن میماند، اما با آمادگی قابل توجهی به این سفر آمده که نشان میدهد از هر دو جهت موضوعی و امنیتی، برای این دو روز اهمیت زیادی قائل است.
برای ترامپ، این سفر به پکن صرفاً یک دیدار رهبری معمولی نیست، بلکه مسیر «ترامپ ۲.۰» را تعیین خواهد کرد. اینکه ترامپ در پکن به چه دستاوردی برسد و افکار عمومی بینالمللی این دیدار سران چین و آمریکا را چگونه ارزیابی کنند، تأثیر بسیار زیادی بر ترامپ خواهد داشت.
در حال حاضر، سه سطح از گفتوگوهای میان چین و آمریکا به ترتیب در جریان است. سطح اول، وزارت خارجه است: میان «وانگ یی» و «روبیو» گفتوگوی تلفنی انجام شده که پیش از هر دیدار سران امری بدیهی است. سطح دوم، تجاری و اقتصادی است: معاون نخستوزیر «هه لیفنگ» با «بسنت» گفتوگو داشته که به گمان من برای هماهنگی نهایی موضوعات پیش از دیدار سران چین و آمریکا صورت گرفته است.
سطح سوم ظاهراً «روانکننده» است، اما به نظر من اهمیت آن ممکن است روزافزون باشد: سفر هیئت سناتورهای آمریکایی به چین. کنگره آمریکا هرگز با چین دوست نبوده و با توجه به نفوذ و فعالیتهای طولانی تایوان در کنگره، نمایندگان کنگره – به ویژه نمایندگان شاخص – کمتر به چین سفر میکنند تا به تایوان. اما اکنون این هیئت سناتوری به چین سفر کرده، همه اینها نشان میدهد که این سفر زمینهسازی برای سفر ترامپ و همچنین پیامآور رویکرد نسبتاً فروتنانه او در این سفر به چین است.
برای ترامپ، از زمان آغاز عملیات نظامی علیه ایران (از ۲۸ فوریه) دو ماه میگذرد. همانطور که «فریدریش مرتس»، صدراعظم آلمان، توصیف کرد، ترامپ کاملاً از سوی ایران تحقیر شده و اگر بخواهیم ملایمتر بگوییم، سر کار گذاشته شده است.
در میدان ایران، هرچند آمریکا ممکن است از نظر نظامی قدری برتری داشته باشد (چنانچه برتری نظامیاش کماکان پابرجاست)، اما در سطح راهبردی کاملاً شکست خورده است. به دلیل این فروپاشی راهبردی، هماکنون نشانههای برترییافتن اوضاع به نفع آمریکا در عرصه بینالمللی بسیار کمرنگ است و ترامپ برای جبران این شکست در عملیات نظامیای که خود آغاز کرده – و با شکست مواجه شده – عجله دارد.
شکست در این عملیات نظامی علیه ایران، آبروی ترامپ را برده است؛ این نه فقط در نظرسنجیهای داخلی آمریکا، بلکه در فضای افکار عمومی جهان نیز دیده میشود. به ندرت پیش میآید که یک رهبر آمریکایی در یک سیاست یا اقدام خاص به طور همزمان از منظر افکار عمومی داخلی و بینالمللی شکست بخورد. در بیشتر موارد اگر افکار عمومی داخلی نامساعد باشد، افکار عمومی بینالمللی مساعد خواهد بود، اما ترامپ استثناست. او در هر دو سطح داخلی و بینالمللی با انتقادات و تردیدهای بسیار شدیدی روبروست. بنابراین امتیازاتی که ترامپ در اختیار دارد بسیار محدود است. او برای حل بحران فعلی خلیج فارس هیچ نقشه و منطقی ندارد.
او ابتدا سیاست محاصره ایران را در پیش گرفت، سپس ایده اسکورت با کشتیهای جنگی – به اصطلاح «عملیات آزادی» – به ذهنش رسید. اما «عملیات آزادی» تنها یک روز طول کشید تا همه فهمیدند نمیتوان به اهداف تعیینشده رسید. به عبارت دیگر، حرفها را خودش زد و خودش پس گرفت.
آمریکا در چنین موقعیت شرمآوری پس از جنگ جهانی دوم تقریباً بیسابقه بوده است. آمریکا پس از جنگ جهانی دوم جنگهای زیادی راه انداخته و تقریباً همیشه از حمایت متحدانی برخوردار بوده، اما اقدامی مانند این عملیات علیه ایران که آمریکا را تا این حد در تنگنا قرار دهد، واقعاً بینظیر است.
بنابراین اکنون، پیش از سفر به پکن، امتیازاتی که ترامپ در اختیار دارد بسیار اندک است. اگرچه ترامپ غالباً اهل شعار دادن، لاف زدن و ژست گرفتن است، اما در دوره «ترامپ ۲.۰» نسبت به «ترامپ ۱.۰»، فضای حاکم بر روابط چین و آمریکا کاملاً معکوس شده است.
وانگ چیانچیو: «سید عباس عراقچی»، وزیر خارجه ایران، به تازگی از چین بازدید کرده است. ترامپ در حالی که در باتلاق ایران گرفتار آمده، همچنان میخواهد خود را قوی نشان دهد و بگوید «دستش پر است». او مدام تکرار میکند که در سفر به چین به پکن خواهد گفت: فناوری و هوش مصنوعی آمریکا هنوز خیلی قوی است. در بازی چین و آمریکا، ایالات متحده به خاطر اوضاع ایران مدام برگ برندهاش را از دست میدهد و سعی میکند با شعار، جایگاه خود را بالا ببرد. بازی چین و آمریکا از این به بعد چگونه پیش خواهد رفت؟ از نظر ترامپ، آیا چین اکنون تنها شریکی است که میتواند با آن سر یک میز بنشیند؟ این سفر به چین چه تأثیری خواهد داشت؟ این سوالات را از آقای شنگ میپرسم.
شنگ جیویوان: همانطور که مجری اشاره کرد، پیش از سفر ترامپ به چین، چین و آمریکا وارد دور جدیدی از بازی شدهاند. اما به طور کلی، چین همواره در برابر فشار حداکثری آمریکا، اقدامات متقابل منطقی و مشروع انجام داده است.
از یک سو، آمریکا میخواهد از طریق تحریمهای اقتصادی، فشار بر چین را ادامه دهد تا جایگاه برتری خود را در رقابت با چین حفظ کند. اما چین همواره در برابر فشار آمریکا شمشیر کشیده و متقابلاً منطقی پاسخ داده است. بنابراین در سطح راهبردی، هر دو طرف بر اصول و مواضع خود پافشاری کردهاند.
با توجه به وضعیت فعلی، استراتژی دیرینه آمریکا استفاده از تحریم به عنوان اهرم فشار و تقویت روایت رقابتی با چین است. برای نمونه، آمریکا پنج شرکت خصوصی چینی از جمله «هنگلی پتروشیمی» را در فهرست SDN قرار داده است. این اقدامی است پس از ناکامی در عملیات نظامی، برای اعمال فشار بیشتر بر چین در حوزههای مالی و انرژی. هدف نه فقط شبکه نفت ایران، بلکه ضربه زدن به حلقههای کلیدی صنعت انرژی چین و ارسال این پیام است که «هر کس با ایران تجارت کند، با تحریم آمریکا مواجه خواهد شد». این اقدام برای آن است که آمریکا پیش از سفر ترامپ به چین، در مسئله ایران در موقعیتی نسبتاً برتر قرار گیرد.
البته چین نیز قاطعانه شمشیر کشید. وزارت بازرگانی چین حکم مسدودسازی صادر کرد که عملاً «قلمروی دستدرازی فراقلمروی» مورد علاقه آمریکا را شکست. این حکم صراحتاً اعلام میکند که نهادهای داخل خاک چین نباید تحریمهای آمریکا را به رسمیت بشناسند، اجرا کنند یا از آنها تبعیت نمایند. این نخستین باری است که چین در سطحی قانونی، آثار فراقلمروی تحریمهای یکجانبه آمریکا را به طور سیستماتیک نفی میکند. این نه فقط حفاظت از شرکتهای چینی، بلکه پایبندی به قوانین و نظم بینالمللی و نشاندهنده موضع عدم عقبنشینی چین در اصول خود است.
به فاصله کوتاهی پس از این حکم، «مارکو روبیو»، وزیر خارجه آمریکا، گفت که چین ممکن است با تحریمهای بیشتری روبرو شود. اما چین نیز موضعی بسیار سرسختانه اتخاذ کرده و اعلام نموده که در برابر تحریمهای آمریکا قاطعانه پاسخ خواهد داد. به نظر من، رقابت کنونی چین و آمریکا فراتر از اصطکاک صرفاً اقتصادی رفته و به سطح تقابل بر سر قوانین و مقررات رسیده است. این نیز نوعی رویارویی پیش از سفر ترامپ به چین است.
در مورد تأثیرات احتمالی سفر ترامپ به چین، نخست باید گفت که در خود آمریکا بر سر این سفر اختلاف نظرهای زیادی وجود دارد. اما ترامپ با وجود فشارهای سیاسی و اقتصادی داخلی و ابهامات اوضاع ایران، بر سفر به چین اصرار دارد که محاسبهای بسیار واقعگرایانه است. انگیزه او کاملاً روشن است: تورم بالا، نوسانات قیمت انرژی، نزدیک شدن انتخابات میاندورهای و چالشهای دیگر. او پیش از سفر بارها بر اهمیت و جذابیت این سفر تأکید میکند و با این سیگنالها، امیدوار است از طریق این سفر، زنجیره تأمین را تثبیت، فشارهای معیشتی داخلی را کاهش، و دستاوردهایی در حوزه تجاری با چین کسب کند تا سرمایه سیاسی برای انتخابات میاندورهای و ثبات دوره ریاستجمهوری خود فراهم آورد؛ رویکردی بسیار آشکار.
البته، حتی اگر سفر ترامپ انجام شود، برای دستیابی به پیشرفتهای اساسی در روابط دوجانبه و همکاریهای تجاری، چالشهای بزرگی وجود دارد. اما به هر حال، به نظر من این سفر نقشی بسیار مهم و مثبت در تثبیت روابط چین و آمریکا ایفا خواهد کرد. همچنین گمان میکنم دستاوردهای این دیدار سران ابتدا در حوزههایی جزئی مانند تعدیل تعرفهها، مدیریت صادرات مواد معدنی کلیدی و نظارت مالی محقق شود. این دیدار میتواند کانالهایی را برای تعاملات بعدی چین و آمریکا حفظ کند و در نتیجه روابط دو کشور را تثبیت نماید.
وانگ چیانچیو: به راحتی میتوان دریافت که برنامه سفر ترامپ به چین بسیار فشرده است. اما به هر حال، او پس از به تأخیر انداختن دیدار، به این نتیجه رسیده که «سفر به چین ضروری است». او ماجرای جنگ ایران را – چه آتشبس واقعی باشد چه موقت – کنار گذاشته تا اول به چین برود. البته سفر وزیر خارجه ایران و سپس سفر قریبالوقوع پوتین به پکن نیز نشاندهنده روابط پیچیده موجود است.
در سفر ترامپ به چین، طبیعتاً مهمترین دغدغه ما موضوع تایوان است. نام تایوان نیز بارها بر زبان ترامپ آمده؛ او میگوید «تایوان دوباره تراشهها را دزدیده». روبیو هم گفته «طبیعتاً به تایوان خواهیم رسید» و حتی در کنفرانس خبری کاخ سفید اعلام کرده «نمیخواهیم در تایوان یا منطقه هند و اقیانوس آرام هیچ رویداد بیثباتکنندهای رخ دهد». این حرف روبیو خطاب به چه کسی است؟ تایوان چه نقشی ایفا میکند؟ و مهمترین و غیرقابلپیشبینیترین نگرانی این است که آیا ترامپ «تایوان را معامله خواهد کرد یا خیر»؟ این سوالات را از آقای تانگ میپرسم.
تانگ شیانگلونگ: تایوان البته نگران این موضوع است و این نگرانی در «لای چینگ ته» نیز دیده میشود. اخیراً چه در موضوعات مربوط به دو سوی تنگه، چه در مسئله فروش تسلیحات، چه در سفر به اسواتینی، این اضطراب را نشان داده و با هر وسیله ممکن و با رویکردی نسبتاً سرسختانه، موضع خود را برجسته میکند.
به نظر من، موضوع تایوان این بار حتماً در دستور کار چین و آمریکا قرار خواهد گرفت. در گفتوگوی تلفنی «وانگ یی» با «روبیو» و بر اساس بیانیه منتشرشده از سوی چین، مسئله تایوان نقطه کانونی گفتوگوی آنها بود. در واقع از زمانی که «شی جین پینگ» در نوامبر ۲۰۲۳ برای اجلاس آپک به سانفرانسیسکو سفر کرد و با «بایدن» دیدار نمود، چین در بالاترین سطح تعاملات چین و آمریکا، موضوع تایوان را مطرح کرده و خواستار رویکردی سازگار با موضع قانونی آمریکا در قبال تایوان شده است؛ بدین معنا که آمریکا نمیتواند از یک سو مدعی پایبندی به اصل «یک چین» باشد و از سوی دیگر در عمل با فروش تسلیحات و حمایت از «دولت استقلالطلب»، رفتاری دوگانه و متناقض داشته باشد.
ترامپ در وضعیت «شکستخوردهای» که اکنون دارد، باز هم اصرار به سفر پکن دارد. من این سفر را «رفع نحسی» برای ترامپ توصیف میکنم. او امیدوار است در فضایی مثبت و پرجنبوجوش، توجهات را به پیامهای امیدوارکننده جلب کند و نحسی و بدشانسیهای خود را بزداید. ترامپ اکنون سراسر وجودش نحسی و بدشانسی است، بنابراین به گمانم برای او، هر چیزی که به «رفع نحسی» ختم شود، کافی است.
پس قضاوت من این است: در این سفر، در موضوعاتی که چین بسیار به آنها توجه دارد، آمریکا ناچار به نوعی پاسخگویی خواهد بود، اما نباید زیاد خوشبین باشیم. رشد اقتصادی تایوان در سهماهه اول سال جاری ۱۳.۶ درصد بوده و یک سرمایهگذاری ۱۰۰ میلیارد دلاری در صنعت هوش مصنوعی، نیمههادیها و تراشههای آمریکا انجام داده، که بیشتر این خریدها در خود تایوان صورت گرفته است. منطقه تایوان زرادخانه رقابت فناوری چین و آمریکاست. چه آسانی میشود از آمریکا خواست به راحتی از زرادخانه خود دست بکشد؟ بنابراین برای درخواست چین از آمریکا برای شفافسازی موضع خود درباره جایگاه تایوان، حتماً پاسخهای طفرهآمیز و مماشاتآمیز زیادی از سوی آمریکا خواهیم شنید؛ و این دقیقاً نقطه کانونی مذاکرات و چانهزنیهای دیپلماتیک است.
از دیدگاه چین، برای مسئله دو سوی تنگه باید راهحلی نهایی یافت. «ژنگ لیون» به پکن سفر کرد و با «شی جین پینگ» دیدار نمود. رفتن دو سوی تنگه به سوی یکدیگر و نزدیک شدن ضروری است، اما اگر فقط به تبدیل افکار عمومی درون تایوان تکیه کنیم، این هدف بیشک دور از دسترس است. بنابراین اگر بتوان از طریق واشنگتن این مسئله را حل کرد، رویکردی راهبردی و در سطحی بالاست.
اما حرف من این است که این مسائل یکباره حل نمیشوند. پیشبینی من این است که ترامپ پس از پایان سفر به چین و بازگشت به آمریکا، نیمه باقیمانده سال را تماموقت روی انتخابات میاندورهای متمرکز خواهد کرد؛ چراکه برای او موضوع مرگ و زندگی است. اما به نظر من، اجلاس آپک امسال در پایان سال در شنژن برگزار میشود؛ بنابراین اگر ترامپ واقعاً روابط چین و آمریکا را مهم بداند، احتمالاً در آن زمان دوباره به چین سفر خواهد کرد. حتی اگر به شنژن نیاید، اجلاس G۲۰ امسال در میامی، فلوریدا برگزار میشود. چین برای G۲۰ اهمیت زیادی قائل است، بنابراین به طور حتم در آن شرکت خواهد کرد.
علاوه بر این، توافقات حاصلشده در مذاکرات بعدی چین و آمریکا، احتمالاً نزدیک به زمان انتخابات میاندورهای یا پس از آن عملی خواهد شد. اگر من مسئول مرتبط با چین بودم، حتماً منتظر میماندم ببینم نتیجه انتخابات جمهوریخواهان چه میشود. اگر نتیجه انتخابات پایان سال برای جمهوریخواهان بد باشد، ترامپ در اجلاس G۲۰ امسال «نیمهلنگ» خواهد بود و شاید چین دیگر آنچنان برایش اهمیتی قائل نشود.
موضوع مهم دیگری هم باید حل شود: روابط چین و ژاپن. ژاپن عضو G۲۰ و آپک است، بنابراین «تاکائو سانائه» حتی اگر به G۲۰ نرود، به آپک خواهد رفت؛ یعنی در شنژن حاضر خواهد شد. در نتیجه تنشهای کنونی روابط چین و ژاپن نیز تا پایان سال باید مدیریت شود. همه این مسائل در طول تحولات سال ۲۰۲۶ ادامه مییابند؛ نباید فقط به دیدار پیشروی چین و آمریکا در پکن نگاه کرد. این مسائل تداوم خواهند یافت و تا پایان امسال نتیجه روشنتری پیدا خواهند کرد.
وانگ چیانچیو: آقای تانگ اشاره کردند که در ۳۰ آوریل، «وانگ یی» با «مارکو روبیو» تلفنی گفتوگو کرد و به دو موضوع اشاره نمود: یکی دیپلماسی سران و دیگری مسئله تایوان. برای آمریکا و چین، موضوع تایوان دو لایه دارد: برای آمریکا مسئله منافع است، اما برای چین بسیار فراتر از آن است. در موضوع تایوان، دیدگاه چین چیست؟ در این گفتوگوها، جهتگیری صحبتها و اهداف اصلی چین چه خواهد بود؟
شنگ جیویوان: همانطور که پیشتر گفتم، هرچند دستاوردهای احتمالی سفر ترامپ به چین ممکن است به اندازه تصورات ظاهری نباشد، اما حداقل نقش رهبری بسیار مثبتی خواهد داشت. کانون این دیدار در این است: هرچند هر طرف ممکن است به تمام اهداف خود نرسد، اما خود دیدار فرصتی عالی برای تماسهای بعدی و رفتوآمدهای سطح بالا فراهم کرده و فضای بسیار خوبی ایجاد نموده و شرایطی را برای توسعه آینده روابط چین و آمریکا مهیا ساخته است.
همانطور که مجری اشاره کرد، موضوع تایوان برای هر دو طرف در روابط چین و آمریکا اجتنابناپذیر است. برای چین، همواره تأکید کردهایم که مسئله تایوان هسته اصلی منافع حیاتی چین، پایه و اساس سیاسی روابط چین و آمریکا و خط قرمزی است که در روابط دو کشور نمیتوان از آن عبور کرد. در برابر موضع مبهم آمریکا در قبال تایوان، چین همواره بر تفکر مبتنی بر خطوط قرمز پایبند بوده و همزمان استحکام راهبردی چشمگیری از خود نشان داده است.
با توجه به اظهارات بعدی ترامپ پیش از سفر به چین، احتمالاً آمریکا تعدیلاتی کوچک انجام خواهد داد. اما بر اساس فضای سیاسی کنونی آمریکا و واقعیتهای سیاسی آن، به ویژه با توجه به محدودیتهای کنگره، ترامپ در مسئله تایوان قادر به امتیازدهی راهبردی یا تعدیل کامل راهبردی نخواهد بود.
البته، ترامپ شخصیتی معاملهگر دارد. از این منظر، احتمال دارد آمریکا در بخشی از اظهارات خود تعدیل ایجاد کند و حتی گامهایی فراتر از مخالفت صرفاً لفظی با استقلال تایوان بردارد تا در مقابل، همکاری چین در زمینههایی مانند خرید محصولات کشاورزی، سیاست انرژی و مواد معدنی کلیدی را به دست آورد. اما قاطعانه بگویم: انتظار تغییر راهبردی در موضع ترامپ درباره تایوان بسیار دشوار است. به نظر من، احتمال تعدیل تاکتیکی در این زمینه بیشتر است. این نکته اول.
نکته دوم: از منظر آمریکا، طبیعتاً نمیخواهد در مسئله تایوان با چین درگیر مستقیم شود، بنابراین سعی میکند فضایی مبهم حفظ کند. اما به نظرم آنچه بعداً بیش از همه باید بر آن تمرکز کنیم، خرید تسلیحات به ارزش ۱.۲۵ هزار میلیارد دلاری (۱۲۵۰ میلیارد دلاری؟ که باید بررسی شود) است که تایوان در حال دنبال کردن آن است. برای ترامپ، بر اساس منافع سیاسی داخلی و منافع مجموعه نظامی-صنعتی، کنار گذاشتن فروش تسلیحات به تایوان یا قطع رفتآمدها کار سادهای نیست. آمریکا به احتمال زیاد همچنان موضعی مبهم اتخاذ خواهد کرد: ممکن است اظهارات علنی خود را ملایمتر کند، اما در پشت پرده به تعهدات امنیتی خود نسبت به منطقه تایوان ادامه دهد.
نکته سوم: به غیر از روابط چین و آمریکا، به نظر من چین در پیشبرد روابط دو سوی تنگه، مجموعه اقدامات بیشتری انجام خواهد داد؛ از جمله تأکید و تکمیل بیشتر نظام حقوقی و سیاسی، خواستار مخالفت صریح آمریکا با استقلال تایوان، و محدودسازی بیشتر به اصطلاح «گفتوگوها و رفتآمدهای سطح بالا» میان آمریکا و منطقه تایوان. پس از سفر «ژنگ لیون»، به نظرم این نکته کاملاً روشن است که سیاست چین در تداوم همگرایی اقتصادی دو سوی تنگه و توجه بیشتر به رفاه و معیشت مردم در دو طرف، تغییری نخواهد کرد؛ از جمله اجرای بیشتر ایده بازار مشترک دو سوی تنگه، گسترش بیشتر ورود محصولات کشاورزی تایوان، و ارتقای همکاریهای صنعتی میان دو سوی تنگه.
همزمان، نکتهای که باید به آن توجه ویژه داشت، تأکید فعلی چین بر مقابله قویتر با دخالت خارجی است. در این زمینه، چین در آینده اقدامات بیشتری خواهد داشت، از جمله اعمال تحریم علیه شرکتهای آمریکایی مشارکتکننده در فروش تسلیحات به تایوان، و قطع قلمروی دستدرازی فراقلمروی آمریکا از طریق احکام مسدودسازی. به نظر من، از این پس به تدریج و از طرق مختلف حقوقی، جلوی دخالت نیروهای خارجی گرفته خواهد شد و اقدامات مرتبط نیز پیوسته رو به جلو حرکت خواهند کرد.
