
سرگئی اوبوخوف: دکترای علوم سیاسی، متخصص فرآیندهای اجتماعی-سیاسی
برگردان: م .چابکی
سرگئی اوبوخوف، معاون اول حزب کمونیست فدراسیون روسیه نماینده فراکسیون حزب کمونیست فدراسیون روسیه دردومای دولتی، مصاحبه با کانال تلویزیونی «رد لاین»، در مورد آمار پراهمیت۶۴ درصد حمایت از«و. ای. لنین» درمیان شهروندان روسیه و جوانان اظهارنمود:
سرگئی اوبوخوف می گوید این تنها آمار نیست، بلکه پیروزی حزب کمونیست فدراسیون روسیه و مطالبه برای چشم انداز آینده است که در آن عدالت اجتماعی به ارزش های اصلی کارگران تبدیل می شوند.وی همچنین توضیح داد چرا مردم اتحاد شوروی دهه های 1970 و 1980 را تحت پوشش ” سنتی” درک می کنند،چگونه عینک خوش بینی لبیرال ها با واقعیت بحران سرمایه داری شکسته شد چرا یک دوجین قایق تفریحی الیگارشی می توانند هواپیماهای بدون سرنشین را برای جبهه فراهم کنند.
دو سوم شهروندان طرفدار لنین هستند این پیروزی حقانیت تاریخی است.
پرسش: خبر فوقالعادهای است میخواهم دوباره به اشتراک بگذارم. شصت و چهار درصد از هموطنان ما، چه جوان و چه پیر، با لنین همراهی میکنند. این آمار بر اساس دادهها که چند هفته پیش به دست آمد. معتقدم این یک پیروزی مشترک برای ماست. به شما چه چیز را نشان می دهد؟
پاسخ : س.پ. اوبوخوف؛ بله، طبق گزارش۶۴درصد نسبت همراهی به لنین با درجات مختلف اجتماعی نگرش مثبت است. این نه تنها نسل مسن تر، بلکه شامل جوانان نیز میشود.آماردر کل دو سوم جمعیت فدراسیون روسیه را نشان میدهد. این به چه معناست؟ این نشان دهنده پیروزی خطی است که حزب کمونیست فدراسیون روسیه، وجامعه میهنپرست و چپگرای روسیه دنبال می کنند حقانیت تاریخی مسیر لنینی را نشان میدهد.
لنین چیست وکیست؟ لنین پدرجمهوری سوسیالیستی شوروی روسیه بود. او بنیانگذار اولین دولت جهانی است که در آن کار بر سرمایه پیروز شد. تقدم منافع کارگران بر منافع انواع انگلها، استثمارگران به عبارت دیگر، این اولین دولت، درکشوری ایجاد شد که هدف تضمین حفاظت از منافع کارگران را داشته است.
لنین کیست؟ لنین نماینده جامعه ایی است که در آن رویای بشریت به درجات مختلف محقق شد، بدون استثنا یک جامعه عادلانه است. بنابراین، من با آقای« فدوروف»، رئیس مرکز تحقیقات افکار عمومی سراسری روسیه موافقم که می گوید زمان آن فرا رسید که بحث ها در مورد به فراموشی سپردن لنین در جامعه معاصر روسیه درست مانند بحث های تدفین مجدد می باشد : آیا او یک دیو است، یا چیز دیگری. لنین صرفاً با عنوان گذشته درک نمیشود؛ او نماینده مطالبه برای چشم انداز آینده که در آن کارگران در مرکز منافع برای دولت عدالت اجتماعی باید در اولویت باشد، هدف آیندهای است که باید برای آن تلاش کرد. این به معنای داشتن دو سوم آمار شهروندان برای همزبانی با لنین است.
چگونه ارزشهای سنتی، شوروی دهههای ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ هستند.
پرسش: موسسه جامعهشناسی آکادمی علوم روسیه در تحقیقات خود خاطرنشان میکند که در طول جنگ جهانی دوم، نسبت شهروندانی که خود را به گرایشهای چپ سوسیالیستی و کمونیستی اعلام میکنند، افزایش یافته است. در عین حال، نسبت کسانیکه خود را ملیگرا یا لیبرال طرفدارغرب اعلام میکنند، کاهش یافته است. حزب حاکم به طور فعال ارزشهای به اصطلاح سنتی را ترویج میکند، در حالی که مردم ارزشهای سوسیالیستی را میپذیرند؟ چگونه این پدیده را در آگاهی عمومی توضیح میدهید؟
پاسخ :س.پ. اوبوخوف: من با نظر دانشمندان موسسه جامعه شناسی آکادمی علوم روسیه موافقم. گفتگوهای درمورد ارزشهای سنتی وجود دارد که همان ارزشهای زمان« پدرتزار» یا «زمانهای نخود تزار» باستانی گفته می شود. برای جامعه معاصر روسیه، ارزشهای سنتی، ارزشهای شوروی دهههای 1970 و 1980 هستند. اینها ارزشهایی هستند که در حافظه نسلهای فعلی زندهاند. آنها از پدربزرگها، پدران و حتی به نوههای امروزی منتقل میشوند. اینها ارزشهای سنتی شوروی شامل یک میراث تاریخی هستند.
قانون اخلاق سازنده کمونیستی چیست؟
ارزشهای اخلاقی سنتی ادیان هم هستند که دولت شوروی و جامعه شوروی به آنها متعهد شد و شروع به اجرای آنها در عمل روزانه خود کرد. «نباید سارق وانسان کش بود ، باید اخلاق را رعایت و دوستی بین مردم را تقویت کرد». اینها ارزشهایی هستند که با آموزههای ادیان جهانی، در درجه اول ارتدکس و مسیحیت… مغایرت ندارد و با آنها سازگار هستند. بله، حکومت شوروی اجرای این ارزشها را بر عهده گرفت. اتفاقاً جای تعجب نیست که کسانی اکنون میگویند مشکل این است که امروزه همه سخنرانیها به طرفداری از ارزشهای سنتی”شوروی سوسیالیستی” اشاره میکنند که گریزنا پذیراست.
خوشبینی لیبرالها با بحران سرمایهداری شکسته شد.
پرسش: دیمیتری مدودف، اخیراً در سخنرانی خود برای جوانان، گفت که قبلاً به روابط با غرب از نگاه خوش بینانه به عینک دوستی اعتقاد داشت، اما اکنون متوجه شده است که درگیری ما وجودی است. اما کمونیستها همیشه این را درک میکرده اند. اکنون معلوم می شود آیا رهبران کشورما این را نفهمیده اند؟ ویا اینکه آکنون واقعاً اکنون متوجه شده اند؟
پاسخ :س.پ. اوبوخوف: خب، شاید عینک خوشبینی که برخی از رهبران ما به چشم دارند، یعنی نحوه نگاه طولانی مدت آنها به غرب، قابل توضیح باشد. دیمیتری مدودف، که زمانی عضو کمیته کامسومول در مدرسه، مسئول دیسکوهای جوانان بود چه میگوئید، …او همه چیز را از طریق عینک دی جی میدید. سپس، ظاهراً، این دیدگاه به او منتقل شد. اما در زمان ریاست جمهوری دیمیتری مدودف – که او در واقع رهبر روسیه متحد است(حزب حاکم) – تنظیم روابط روسیه و آمریکا آغاز شد. در واقع، عشق پرشور به ایالات متحده در زمان حکومت او به اوج خود رسید. آن جلسات «بین مدودف و اوباما» را به خاطر دارید: آنها دکمه تنظیم را فشار دادند، که این روابط، “صلح، دوستی” در زمان دیمیتری مدودیف بود.
آیا اکنون «مدودیف» نوررا دیده است؟ خب، حدس میزنم که دیده است. چرا نور را دید؟ چون معلوم می شود که هیچ جریانی آنچه را که حزب کمونیست فدراسیون روسیه در قطعنامهها کنگره ها و سخنرانیهای گنادی زیوگانف (صدرکمیته مرکزی حزب کمونیست فدراسیون روسیه) در مورد بحران عمیق سرمایهداری جهانی گفته است دیده شده. همین الان، زمانی که بقای شرکتهای فراملی و سخنگویان آنها، از جمله دولتهای ایالات متحده و اروپا، مستلزم قتل عام با مرغهای طلایی هستند. چه مرغهایی؟ شرکای ضعیف تر سرمایهداری که با ازبین بردن دارای های روس ها آغاز شد. گذشته از همه اینها، چه چیزی درآسمان سیاست روشن شده است؟ اینکه سرمایهداری و لیبرالیسم، درجامعه دیگرکار نمیکنند: شرکتهای فراملی نیازی نیست و یا دارایی الیگارشی محلی را ملی وسپردههای بانکی را مصادره میکنند. با این حال، به ما گفته شد: سرمایهداری چیست؟ این حق مقدس مالکیت خصوصی است. وقتی یک غارتگر سرمایهدار قوی صرفاً نیاز دارد که یک غارتگر سرمایه دار ضعیف تر را ببلعد، هیچ حق مقدسی برای مالکیت خصوصی وجود ندارد.
وقت آن رسیده است الیگارشی را از قدرت خلع کنیم آنها فرار می کنند.
الیگارشی روسیه به دولت روسیه، به پوتین روی آورده است. می گویند بیایید، دولت را تقویت کنید، بیایید، از منافع ما محافظت کنید.یک دولت ضعیف، رقبای ما را خواهند بلعید، و همین الان هم دارند ما را میبلعند. مصادره نه تنها ۳۰۰ میلیارد روبل از ذخایر ارزی ملی فدراسیون روسیه، بلکه اموال الیگارشی نیز چه معنایی دارد؟ آنها دویدند. اما عینک خوشبینیشان از چشم افتاد. این یک بینش ایدئولوژیکی خودخواهانه و عملگرایانه آنان است. آنها میبینند که توسط یک رقیب سرمایهدار قدرتمند ترغارت میشوند و برای کمک به مردم روسیه، به دولت روسیه، روی آوردهاند. که آنان محافظت کنید.
اما عملیات ویژه نظامی چیست؟ این یک اقدام متقابل در برابر فشار جهان غرب، از جمله فشار ژئوپلیتیکی است.
ما در نتایج سیاست اجتماعی-اقتصادی چه میبینیم؟
از یک طرف، با غرب مقابله میکنیم و از طرف دیگر، الیگارشی ما در حال فربه شدن است. مشکل اصلی چیست؟ ما صرفاً باید این الیگارشی را ازمیان بداریم و اهداف یک عملیات نظامی ویژه را به نفع کل جامعه اجرا کنیم. ما کسری بودجه داریم، اما ثروت الیگارشی افزایش یافته است. این ارتباط دادخواهی برای ثروت آنها بیش از ۱۵۰ میلیون شهروند افزایش یافته است، در حالی که ما به کسری بودجه رسیده ام.
آقایان، لطفاً مهربان تر باشیم اما آنها مشتاق نیستند. اختلاف خانم« ماتوینکو»(رئیس شورای فدراسیون مجمع فدرال فدراسیون روسیه) با شرکت سورستالِ «مورداشوف »(الیگارشی شغل: متالورژیست، معدنچی طلا، مهندس مکانیک، مدیر…- م )را به یاد بیاورید، وقتی که او گفت: آیا وقت آن نرسیده که پول را از حسابهای خارج از کشور به فدراسیون روسیه برگردانیم؟ آقای «مورداشوف» و شرکت سورستال او چطور زوزه کشیدند؟ خب، مثلاً قایق تفریحی را بفروشند؟. من فکر میکنم اگر دوازده قایق تفریحی الیگارشی ما مصادره و فروخته شود، مشکل تأمین پهپاد برای کل خط مقدم یک عملیات ویژه نظامی را حل خواهیم کرد.
برگرفته از کانال «سرخ خبری» حزب کمونیست فدراسیون روسیه
م. چابکی:27 اردیبهشت 1405 برابر با 17می 2026
توضیح:
سرگئی پاولوویچ اوبوخوف، دکترای علوم سیاسی، متخصص فرآیندهای اجتماعی-سیاسی و موقعیتهای بحرانی در اروپای شرقی و مرکزی و روسیه، مدیر کمپینهای انتخاباتی و تحقیقات افکار عمومی است. او یکی از اولین کسانی بود که روابط عمومی و کار رسانهای را در نهادهای دولتی سازماندهی کرد. (شورای عالی و دادگاه قانون اساسی RSFSR)
منبع:
