
کوان شیاشینگ: نگاهی گذرا به اعتصاب سامسونگ: برداشتن نقاب از شعار «مسئله واقعی در عصر هوش مصنوعی نابرابری است، نه کمبود»
کوان شیاشینگ پژوهشگر مدعو در مرکز مطالعات شبهجزیره کره در دانشگاه تجارت و اقتصاد بینالمللی، و نخستین خبرنگار مقیم چینی در کاخ ریاستجمهوری (بلو هاوس) است.
نوشتهٔ کوان شیاوشینگ، ستوننویس اوبزرور چین
ترجمه مجله جنوب جهانی
در صبحگاه ۲۷ مه ۲۰۲۶، رأیگیری از اعضای اتحادیههای کارگری سامسونگ الکترونیکس درباره توافق موقت کارگری-کارفرمایی پایان یافت. در نگاه نخست، این پیروزی تقریباً بدون رقیب به نظر میرسید: از میان بیش از شصت و پنج هزار عضو واجد شرایط، نرخ مشارکت ۹۵.۵ درصد و آرای موافق بیش از ۴۶ هزار بود. این توافق با ۷۳.۷ درصد آرا به تصویب رسید و بدینسان، بحران اعتصابی که میتوانست زنجیرۀ تأمین نیمهرساناهای جهان را به لرزه درآورد، ظاهراً مهار شد.
اما هنگامی که این ارقام کلی میان سه اتحادیۀ مستقر در سامسونگ تجزیه شد—که به سبب «نظام چنداتحادیایی» کره جنوبی ممکن است—تصویری کاملاً متفاوت نمایان گردید. بزرگترین اتحادیه، «فرا-شرکتی» با بیش از ۵۷ هزار رأیدهنده، ۸۰.۶ درصد موافق داد و با برتری عددی محض، سرنوشت نهایی را رقم زد. در نقطۀ مقابل، دومین اتحادیه بزرگ یعنی «اتحادیۀ ملی سامسونگ الکترونیکس»، از حدود ۷۰۰۰ عضو خود، تنها ۲۱.۱ درصد رأی مثبت دادند؛ یعنی نزدیک به هشتاد درصد صراحتاً با همان توافق مخالفت کردند.
این شکافِ آینهوار، تمام ماجرا نیست. سومین اتحادیه به نام «همراهان» که متشکل از نزدیک ۱۳ هزار کارمند بخش گوشی هوشمند، تلویزیون و لوازمخانگی است، پیش از رأیگیری از مذاکرات مشترک خارج شد و با استناد به «طرد شدن از فرایند رأیگیری»، از دادگاه درخواست دستور موقتِ منع رأیگیری کرد.
پس چرا یک توافق کارگری واحد، در نگاه یک اتحادیه «سازشِ قابلقبول» است، برای اتحادیهای دیگر «غیرقابلقبول» و از دید اتحادیۀ سوم، اساساً «بیاعتبار»؟ وچرا در افکار عمومی کره جنوبی، اعتصاب کارکنان سامسونگ نه تنها حمایتی جلب نمیکند، بلکه حتی مایۀ دلزدگی است؟ پاسخ را نه در صندوق رأی، که بیرون از آن باید جست: در گزارشهای مالی خیرهکننده و سرگیجهآور سامسونگ الکترونیکس؛ در شکاف عمیق میان سیلاب سود در عصر هوش مصنوعی و سهم کارکنان عادی؛ و در فاصلۀ شگرف میان غولهای فناوری و جامعۀ عمومی از حیث احساس بهرهمندی.
تحریکِ «همراهان»
ریشههای این مناقشه هرگز صرفاً به درخواست ساده برای افزایش حقوق بازنمیگشت. در سطح، سؤال «چقدر تقسیم کنیم؟» بود، اما در عمق، پرسش «چگونه تقسیم کنیم؟». در سۀ اول ۲۰۲۶، سامسونگ الکترونیکس تحت محرک عظیم تقاضای محاسباتی هوش مصنوعی، به درآمد ۱۳۳.۹ هزار میلیارد و سود عملیاتی ۵۷.۲ هزار میلیارد وونی دست یافت که ۷۵۶ درصد نسبت به سال قبل رشد داشت. در این میان، بخش دستگاههای نیمهرسانا (DS) با ۹۴ درصد سهم در سود، تقریباً یک تنه تمامی امپراتوری سامسونگ را بر دوش کشید. اما تحت نظام «پاداش سود مازاد» که دیرباز در سامسونگ اجرا میشود، سقف پاداش عملکرد کارکنان به ۵۰ درصد حقوق سالانه محدود شده است. بدین ترتیب، هنگامی که سود شرکت بر امواج هوش مصنوعی چندبرابر میشود، درآمد واقعی کارگران خط مقدم به سقفی نهادی برخورد میکند.
این نابرابری زمانی طاقتفرساتر میشود که با پاداشهای اسکی هاینیکس در همسایگی مقایسه شود. اکنون شکاف میان سامسونگ و اسکی هاینیکس را هرگز نمیتوان با تعبیر مبهم «نوسانات رونق صنعتی» توجیه کرد. اگرچه سامسونگ از اسکی هاینیکس بسیار بزرگتر است، اما در مسیر تراشههای هوش مصنوعی، اسکی هاینیکس با شرطبندی زودهنگام روی حافظه پهنایباند بالا (HBM) و اتصال عمیق با انویدیا، پیشدستی را از آن خود کرد. در سۀ اول ۲۰۲۶، سود عملیاتی اسکی هاینیکس ۴۰۵ درصد نسبت به سال قبل جهش یافت. برآوردهای سرمایهگذاری نشان میدهد در صورت تحقق رشد پیشبینیشده، میانگین پاداش سالیانۀ کارکنان اسکی هاینیکس به ۶۷۰ میلیون تا ۱.۲۹ میلیارد وون (حدود ۳.۱۲ تا ۶.۱ میلیون یوان چین) خواهد رسید. شگفتآورتر آنکه این شرکت در سپتامبر ۲۰۲۵ با اتحادیههای خود به توافقی بیسابقه رسید: ۱۰ درصد کامل سود عملیاتی سالانه مستقیماً به صندوق پاداش عملکرد کارکنان تزریق شود و سقف «ده برابر حقوق پایه» حذف گردد؛ این توافق برای ده سال معتبر است.
تأثیر اجتماعی پاداشهای بالای اسکی هاینیکس نه فقط در دادههای اقتصادی، که به شکلی بسیار ملموس و «زمینی» در بازتعریف ارزشهای اجتماعی کره جنوبی خود را نشان داده است. در بازار ازدواج کرهای، کارکنان اسکی هاینیکس از «کارمند عادی اداری» به «معیار برتر همسرگزینی» ارتقا یافتهاند. آژانسهای همسریابی محلی صراحتاً میگویند بازار به وضوح به مهندسان تراشهای تمایل دارد که درآمد واقعی آنان بسیار بالاتر از حرفههای سنتیِ سطحبالاست. برنامههای طنز تلویزیونی کره، جلیقههای نشاندار اسکی هاینیکس را «کیف پول راهرونده» خطاب میکنند. این قضاوتهای اجتماعی، بازتعریف ارزش شغل و جایگاه انسانی را در جامعۀ کره نشان میدهد.
اتحادیۀ «فرا-شرکتی» سامسونگ حسابی سرانگشتی کرده: اگر شیوۀ محاسبه تغییر نکند، پاداش امسال کارکنان سامسونگ ممکن است تنها یکهشتم رقیب، یعنی اسکی هاینیکس، باشد. این مقایسه از سر حرص نیست؛ واقعیت تلخ نگرانی از فرار مغزهاست، دردی جانکاه ناشی از دیدن همکارانی که با حقوقهای نجومی از کنارمان ربوده میشوند. بهویژه در حساسترین زمینِ تخصصی تراشههای هوش مصنوعی یعنی حافظه HBM، سهم بازار سامسونگ تنها ۱۷ تا ۲۲ درصد است که بسیار عقبتر از ۵۷ تا ۶۲ درصد اسکی هاینیکس قرار دارد. سهم سامسونگ در بازار حافظه فلش NAND نیز پیوسته در حال کاهش و فاصله با اسکی هاینیکس رو به افزایش است. از دست رفتن هستههای دانش، موقعیت سامسونگ را در رقابت بلندمدت به طور فزایندهای منفعل میکند و زیان در سطح بنگاه، زمینۀ کاهش منافع فردی را بیش از پیش فراهم میآورد.
یخِ سهسالۀ این مناقشه یکشبه نبسته است. در ژوئیه ۲۰۲۴، سامسونگ نخستین اعتصاب تاریخ خود از زمان تأسیس را تجربه کرد که حدود ۶۰۰۰ نفر در آن شرکت داشتند. پس از آن، چندین دور مذاکره انجام شد و دو طرف در فوریه ۲۰۲۵ بر سر افزایش ۵.۱ درصدی حقوق به توافق رسیدند که شامل افزایش ۳ درصدی حقوق پایه، ۲.۱ درصد افزایش عملکرد و اعطای ۳۰ سهم سامسونگ به هر کارمند بود. اما این توافق تنها آرامشی کوتاه مدت و صوری به ارمغان آورد. در نوامبر ۲۰۲۵، چندین اتحادیۀ سامسونگ تیم مذاکره مشترکی تشکیل دادند و با مدیریت وارد گفتوگو شدند. مدیریت سامسونگ طرحی ارائه کرد: اجازه داده شود اتحادیهها ۱۰ درصد از سود عملیاتی را به عنوان وجوه تشویقی سود مازاد برداشت کنند، به اضافۀ افزایش ۶.۲ درصدی حقوق، اعطای ۲۰ سهم و بهبود مزایایی مانند مرخصیهای بلندمدت. اما اتحادیهها بر حذف سقف ۵۰ درصدی پاداش، افزایش سهم از سود به ۱۵ درصد بدون هرگونه سقف پافشاری کردند. مذاکرات به بنبست کامل رسید. پس از حدود سه ماه، در ۱۹ فوریه امسال، طرفین اعلام شکست مذاکرات کردند. در ۱۸ مارس، ۶۶,۰۱۹ عضو اتحادیه رأی دادند و ۹۳.۱ درصد از اعتصاب حمایت کردند. بدین ترتیب بزرگترین رویارویی کارگری-کارفرمایی در تاریخ صنعت الکترونیک کره جنوبی رسماً آغاز شد.
نکته شایان توجه آنکه زبان مذاکرات اتحادیهها از «کسب منفعت» به «محاسبۀ ضرر» تغییر یافته است؛ یعنی با نشان دادن «زیان بالقوۀ مشترک» به طرف مقابل، او را به میز مذاکره بازگردانند. رسانههای کرهای فاش کردند که طرفین یک بار تا آستانۀ توافق پیش رفته بودند: شرکت قصد داشت ۱۳ درصد از سود عملیاتی را به عنوان پاداش توزیع کند (حدود ۳۴۰ هزار دلار برای هر نفر) اما مدیریت از گنجاندن این نسبت در توافقی بلندمدت خودداری و بر یکجا بودن آن تأکید کرد. این جزئیات، جوهر اختلاف را نشان میدهد: کارکنان خواهان پولِ دلداری نیستند، بلکه خواهان نظام توزیعی قابل پیشبینی و پایدارند.
اما گره عمیقتر در «شکاف پاداش» میان بخشهای مختلف سامسونگ نهفته است. توافق موقت تصویبشده، لایۀ سختِ طبقهبندی سود در درون بنگاههای متنوع را به طور کامل عیان کرد. «نظام چنداتحادیایی» کره جنوبی نیز یکی از محرکهای این رویداد بوده است.
«فقرِ نسبی» در برابر فراوانی مطلق
در نظام چنداتحادیایی کره، کارگران در یک بنگاه یا محل کار مجازند آزادانه به دو یا چند اتحادیه بپیوندند. قانون اصلی این نظام، «قانون تنظیم روابط کارگری و تعدیل مناقشات» از ۱ ژوئیه ۲۰۱۱ اجرایی شده است. پیش از آن، کره جنوبی وجود چند اتحادیه در یک بنگاه را برای حفظ ثبات روابط کار و نمایندگی اتحادیهها ممنوع کرده بود. این تحول، شرکتی مانند سامسونگ را که همواره «عدم تشکیل اتحادیه» یا «تضعیف نقش اتحادیه» را به عنوان یک اصل برای افزایش بهرهوری دنبال میکرد، ناگزیر به استقبال از چندین اتحادیه کرد. مشکل بزرگ نظام چنداتحادیایی نحوۀ انجام مذاکرات جمعی با کارفرماست. اگر هر اتحادیه جداگانه مذاکره کند، هم بار کارفرما افزایش مییابد و هم ممکن است شرایط کار بر اساس اتحادیه تفاوت کند و درگیری میان اتحادیهها بروز کند. به همین دلیل، قانون کره مقرر کرده که تمام اتحادیههای یک بنگاه باید از طریق فرایند یکپارچگی مشورتی، اتحادیهای را برای مذاکره تعیین کنند.
سه اتحادیۀ بزرگ در سامسونگ الکترونیکس عبارتند از: «فرا-شرکتی» (بزرگترین با حدود ۷۰ هزار عضو که حدود ۹۰ درصد آنان از بخش نیمهرسانا DS هستند)، «ملی سامسونگ الکترونیکس»، و «همراهان». در این رویداد، اتحادیۀ «فرا-شرکتی» سازماندهی اعتصاب و مذاکرات را بر عهده داشت. بر اساس توافق حاصله، کارکنان بخش حافظه میتوانند حداکثر ۶ میلیارد وون (حدود ۲.۷ میلیون یوان) پاداش ناخالص دریافت کنند؛ کارکنان بخش سفارشیسازی و سامانههای LSI حدود ۲۱۰ میلیون وون (حدود ۹۵۰ هزار یوان)؛ و حاشیهایترین بخش یعنی DX (تجربه دستگاه) که گوشی، تلویزیون و لوازمخانگی میسازد، تنها حدود ۶ میلیون وون (حدود ۲۷۰ هزار یوان) سهم میبرد. این شکاف عظیم باعث شد شماری از کارکنان سایر بخشها در آستانۀ رأیگیری از اتحادیۀ «فرا-شرکتی» خارج و به اتحادیههای «همراهان» و «ملی سامسونگ» بپیوندند که هستۀ آنان را بخشهای غیرنیمهرسانا تشکیل میدهند. در نتیجه، عضویت اتحادیۀ «همراهان» از حدود ۲۲۰۰ به نزدیک ۱۲۸۰۰ نفر و اتحادیۀ «ملی سامسونگ الکترونیکس» از ۱۶۰۰۰ به حدود ۱۹۰۰۰ نفر افزایش یافت. همزمان، این دو اتحادیه کمپینی مشترک برای رد توافق به راه انداختند و برخی کارکنان روبان سیاهی بر سینه زدند. تالارهای گفتوگوی داخلی شرکت نیز پر از صداهای مخالف بود و «همراهان» حتی از سازوکار مشورتی خارج و راه قانونی را در پیش گرفت و از دادگاه خواست از طرح تصویبشده توسط اتحادیۀ «فرا-شرکتی» حمایت نشود.
بنابراین، رأی ۲۷ مه تنها یک مسکن بود و هرگز درمانی نیست. نرخ ۷۳.۷ درصد موافق، این واقعیت تلخ را نمیپوشاند که در دو اتحادیۀ دیگر، هشتاد درصد مخالف بودند و اتحادیۀ سوم اساساً از معادله خارج شد. در این توافق، تفاوت صدبرابری پاداش، نشاندهندۀ میزان تلاشِ بیشترِ یک گروه نیست، بلکه گویای این است که کدام گروه دقیقاً بر موج هوش مصنوعی سوار شده و کدام یک در سرزمین بیرشدِ محصولات الکترونیک مصرفی سنتی گرفتار مانده است. احساس «یک سامسونگ اما دو سرنوشت متفاوت» بسیار بیشتر از عدد مطلق درآمد، بنیان سازمان را زخمی میکند.
نگارنده به تازگی با چند تن از دوستان شاغل در بخشهای گوناگون سامسونگ به گفتوگوی عمیق نشستم و به وضوح دریافتم که درون شرکت، اعتصاب یکپارچه نیست و شکاف دمایی میان بخشها بسیار بیشتر از تصور بیرون است. یکی از دوستان در بخش MX (محصولات موبایل) کار میکند که پس از بخش نیمهرسانا دومین بخش بزرگ است و او خود عضو ارشد اتحادیۀ «همراهان» محسوب میشود. از نظر او، توافق حاصل از این اعتصاب در حکم «پیمان ننگین» است که با قربانی کردن منافع سایر بخشها به سود یک بخش بسته شده است. لحن او بیش از هر چیز سرشار از ناچاری و بیگانگی بود: «میدان اصلی نبرد این اعتصاب، بخش نیمهرساناست؛ در گروه ما حتی کسی در کانالهای گفتوگو حرف نمیزند.» به اعتقاد او، تیم گوشیهای هوشمند همواره در نبردی تنبهتن با اپل و برندهای چینی است و چرخۀ عرضۀ محصول جدید هیچ خطایی را برنمیتابد؛ بیشتر از هر چیز میترسند اعتصاب روند عرضه را مختل کند و بر ارزیابی عملکرد آیندهشان تأثیر منفی بگذارد. او حتی اشاره کرد که برخی همکارانش گلایه دارند که نیمهرساناها در سالهای قبل چندان رونقی نداشتند و اکنون عصر هوش مصنوعی آنها را روی موج سوار کرده؛ اما هوش مصنوعی فقط به بخش نیمهرسانا وابسته نیست و نمیتوانند تمام پاداش را برای خود بردارند. از این رو، این همکاران به نوعی «کارشکنی منفعلانه» در همکاریهای داخلی روی آوردهاند تا به بخشهای خودخواه دیگر «درس بدهند». او خود این طرز تفکر را تأیید نمیکند، اما به شدت از اقدام قانونی برای اعتراض به این توافق حمایت میکند.
اما در میان کارکنان سامسونگ، همه چنان «خشمگین» نیستند. یکی دیگر از دوستان در بخش لوازمخانگی که به تازگی خروج از بازار چین را تجربه کرده، بسیار آرامتر است. از دیدگاه او، اگر اعتصاب تنها یک اقدام نمادین کوتاهمدت باشد و بتواند نظام خشک و منجمد مزدی را به تغییر وادارد، از آن استقبال میکند. اما اگر به درازا بکشد و به منافع شرکت و برند لطمه بزند، تمایل به خروج سریع از آن دارد. این نوسان روانی سبب شده که حضور کارکنان لوازمخانگی در تجمعات «هر بار کمتر از بار قبل» شود.
رسانههای کرهای گزارش دادهاند که کارکنان تازهثروتمند صنعت تراشه کره، دیوانهوار به خرید خودروهای اسپورت لوکس روی آوردهاند. یک فروشنده خودروهای لوکس میگوید تعداد کارکنان سامسونگ و اسکی هاینیکس که برای خرید خودروهای اسپورت سطحبالا مراجعه میکنند به شدت افزایش یافته: «در یک ماه گذشته، روزانه دهها تماس مشاوره داشتیم. بیشتر مشتریانی که وارد فروشگاه میشدند از سامسونگ و اسکی هاینیکس بودند و تعداد کسانی که خودروهای بالای ۱۰۰ میلیون وون (حدود ۴۵۰ هزار یوان) میدیدند به وضوح زیاد شده است.» این روند در فضای مجازی نیز تأیید میشود: روند جستجوی گوگل کره نشان میدهد که عبارت «نمایندگی فروش فراری» به شدت داغ شده است. روزنامۀ اقتصادی کره مینویسد بحثهایی که پیرامون پرداخت پاداشهای کلان این دو غول نیمهرسانا در جامعه کره در گرفته، به حدی گسترده است که حتی این ضربالمثل رواج یافته: «به محض واریز پاداش، برو قرارداد پورشه را امضا کن.»
اما دوستی که در بخش نیمهرسانا کار میکند، در تماس تلفنی به من گفت که ابتدا با شنیدن خبر پاداش، سرچ پورشه هم کرده، اما بعد از شنیدن برنامه همسرش تصمیم گرفته این پول را صرف خانواده کند: «در نهایت تصمیم گرفتیم اول یک آپارتمان بخریم تا از ناامنی اجارهنشینی رها شویم، بعد برای تحصیل فرزندمان پول بگذاریم شاید بتواند از رقابت طاقتفرسای آموزشی کره خارج شود، باقیاش را هم به دو خانواده بدهیم تا سفر بروند. این طور که حساب کردم، پولمان تقریباً تمام میشود.»
چندین جبهه، اختلافی بیپایان
فراتر از مناقشه میان بخشها، نکتۀ کلیدی آن است که اختلاف کارگر و کارفرما اساساً نه فقط مسئله «بیشتر یا کمتر» پول، بلکه مسئلۀ تغییر همیشگی یا نشدن قواعد بازی است. اتحادیهها اصرار دارند سقف پاداش برداشته شود و ۱۵ درصد از سود عملیاتی سالانه شرکت به صندوق پاداش کارکنان تزریق گردد و اینها در قالب نظامنامه درآید. در مقابل، مدیریت سامسونگ تنها حاضر به پرداخت پاداش ویژه و یکجا بوده و با تغییر دائمی منطق توزیع سود مخالفت کرده است. دلیل شرکت روشن است: پذیرش این خواستهها با اصل «هر نتیجهای پاداش خود را میطلبد» و همچنین با نیاز به سرمایهگذاری مجدد در تحقیق و توسعۀ آینده و ساخت کارخانههای جدید در تضاد است. در پشت صحنۀ رأیگیری اعتصاب، پرسشی بر روی میز قرار گرفته که تاکنون به این تیزی مطرح نشده بود: سود کلان عصر هوش مصنوعی را تا چه اندازه باید به کارگرانی که آن را خلق کردهاند اختصاص داد و چه اندازه را برای بازگشت سرمایه و شرطبندی بر آینده نگه داشت؟ در نظام اقتصادی کنونی کره که در تسلط بنگاههای بزرگ است، این پرسش بیسابقه است.
در سطح سهامداران و حقوقی، پس از اعلام توافق، گروه اقدام سهامداران کره (که نماینده سهامداران است) در مقابل اقامتگاه «لی میونگ باک» رئیس سامسونگ الکترونیکس دست به اعتراض زد و توافق را «غیرقانونی» خواند و تهدید کرد در صورت تصویب، درخواست دستور منع خواهد کرد. این موضوع ریشه در رویۀ دیرین بنگاههای کرهای دارد که در توزیع سود میان سهامداران فردی خساست میورزند و پس از توسعۀ هستۀ اصلی کسبوکار، تمایل به جداسازی شرکت دارند که این امر به نوبۀ خود بر سرمایهگذاری ارزشی سهامداران خرد کرهای تأثیر گذاشته است. در حال حاضر، گروه ACT که نماینده بخشی از منافع سهامداران اقلیت سامسونگ است، با موافقت سامسونگ اجازه یافته دفاتر سهامداران را بازبینی و کپی کند و قصد دارد پس از آن، خواستار برگزاری مجمع عمومی فوقالعاده و درخواست دستور موقت برای تعلیق اثر توافق و نیز اقامۀ دعوای ابطال آن شود. حتی اگر اتحادیهها توافق را تصویب کنند، کشمکشهای حقوقی بعدی میتواند عدم قطعیت ایجاد کند.
در سطح قیمت سهام و بازار، پس از اعلام خبر توافق در آخرین لحظات پیش از اعتصاب، سهام سامسونگ روز بعد بیش از ۷ درصد رشد کرد و نگرانی بازار از اختلال در تولید تراشه به وضوح کاهش یافت. اما در طول اعتصاب، پدیدۀ کار کُندی در بخشهای ویفر سفارشی و بستهبندی و آزمایش رواج یافت. این دو مرحله، دقیقاً هستۀ فرایند بستهبندی و آزمایش نهایی در حافظه HBM هستند. مثلاً اختلال در بستهبندی و آزمایش، به طور مستقیم ظرفیت تولید HBM4 سامسونگ را که برای نسل جدید شتابدهندههای هوش مصنوعی انویدیا تأمین میشود، با ضربه مواجه خواهد کرد.
اقتصاد کره و زنجیرۀ تأمین جهانی به لرزه افتاد
تأثیر اعتصاب سامسونگ فقط به صنعت نیمهرسانا محدود نمیماند. اهمیت سامسونگ الکترونیکس برای اقتصاد کره به گونهای است که پیامدهای این ماجرا بسیار فراتر از دیوارهای کارخانه خواهد رفت. سامسونگ الکترونیکس به تنهایی نزدیک به ۲۳ درصد از کل صادرات کره، ۲۶ درصد از ارزش بازار بورس کره را در اختیار دارد و درآمد آن معادل حدود ۱۲.۵ درصد از تولید ناخالص داخلی کل کشور است. از این میان، بخش نیمهرسانای سامسونگ ۳۵ درصد از صادرات کره را تشکیل میدهد. رسانههای کرهای محاسبه کردهاند که هر ۱۰ درصد کاهش در صادرات نیمهرسانا، تولید ناخالص داخلی کره را ۰.۷۸ درصد کوچک میکند. تعریف یک کشور به دست یک بنگاه، هم افتخار آن بنگاه و هم آسیبپذیری آن کشور است. برآوردهای صنعتی نشان میدهد اگر اعتصاب سامسونگ به حقیقت میپیوست، زیان اقتصادی تا ۶۶.۷ میلیارد دلار میرسید که در بدترین حالت میتوانست ۰.۵ درصد از رشد پیشبینیشده تولید ناخالص داخلی سالیانۀ کره را محو کند. به همین دلیل، بحران اعتصاب سامسونگ از همان ابتدا یک رویداد اقتصادی در سطح ملی بود. معاون نخستوزیر و وزیر دارایی کره علناً هشدار داد، نخستوزیر جلسه اضطراری تشکیل داد و رئیسجمهور «لی میونگ باک» شخصاً از هر دو طرف خواست خویشتنداری کنند. اما بحران اعتصاب تنها دکمه توقف را فشرد و تضاد بنیادین نهادی دستنخورده باقی ماند. تا زمانی که بخش نیمهرسانا با سرعتی سرسامآور پیش میتازد و دهها هزار کارمند دیگر همچنان در حاشیۀ توزیع سود قرار دارند، شکافهایی که در درون سامسونگ رشد کرده دیر یا زود دوباره سر بر خواهند آورد. برای اقتصاد کره، ریسک سیستمی «وابستگی به سامسونگ» بسیار هشداردهندهتر از هر اعتصابی است.
زنجیرۀ تأمین جهانی نیمهرسانا نیز به خود لرزید. سامسونگ بزرگترین تولیدکننده حافظه در جهان است و حافظههای DRAM و NAND فلش آن به عمق هر اینچ از سرورهای هوش مصنوعی، مراکز داده ابری، گوشیهای هوشمند و الکترونیک خودرو نفوذ کرده است. هر گونه نوسان در تأمین، زنجیرهای از واکنشهای غیرقابل تصور در صنعت فناوری جهانی برمیانگیزد. در واقع، انویدیا، رهبر تراشههای هوش مصنوعی، نگرانی خود را از کاهش بازده و تأخیر در تحویل احتمالی ناشی از اعتصاب سامسونگ ابراز کرد و حتی به رد محصولات تولیدشده در طول اعتصاب فکر کرد. اتاق بازرگانی آمریکا-کره نیز با صدور بیانیهای هشدار داد هر گونه اختلال عمده در تولید میتواند گلوگاه تأمین، نوسانات قیمت و عدم قطعیت در خرید حافظه جهانی را تشدید کند. در جهانی که از نظر ژئوپلیتیک به شدت تحت فشار است، تمرکز بالای تأمین قطعات کلیدی در دست چند شرکت کرهای، خود آسیبپذیرترین نقطه ضعف ساختاری زنجیره تأمین است. برای چین، این صحنه هشداری شفاف دارد: امنیت زنجیرۀ تأمین هرگز صرفاً مسئله هزینه نیست، بلکه خط قرمز امنیت ملی است. در سالهای اخیر، تولید پایدار چانگجیانگ استورج در زمینۀ حافظه 3D NAND و پیشرفت کلیدی چانگشین در حافظه DRAM، اگرچه هنوز به مرحلۀ جایگزینی کامل سامسونگ و اسکی هاینیکس نرسیده، اما به اندازه کافی میتواند در زمان تنش تأمین جهانی، ضربهگیری مهمی برای زنجیرۀ صنعتی داخل چین فراهم کند. بحران اعتصاب سامسونگ از زاویه معکوس ثابت میکند که خودکفایی در نیمهرسانا هرگز یک مسئله انتخابی نیست، بلکه ضرورتی جبری است.
پس از اعتصاب: بازتوزیع سود هوش مصنوعی
اعتصاب سامسونگ و ماجرای تقسیم سود اسکی هاینیکس، تصویری از جامعۀ کره ارائه داد که جامعه را به اندیشیدن دربارۀ بازتوزیع سود در عصر هوش مصنوعی وامیدارد. در ۱۱ مه، «کیم یونگ بوم» رئیس ستاد سیاستگذاری کاخ آبی چونگ واده در شبکۀ اجتماعی شخصی خود طرحی تحت عنوان «سود شهروندی» (یا «سود ملی») مطرح کرد. به وضوح، این طرح در پاسخ به موضوع عدالت توزیعی در پسپشت انفجار هوش مصنوعی بود. هوش مصنوعی رفاه بیسابقۀ غولهای فناوری را رقم زده، اما سود رشد اقتصادی به شدت در دست معدودی از بنگاههای پیشرو و دارندگان دارایی متمرکز شده است. توزیع نابرابر پاداش، اعتصاب گسترده و شکاف داخلی میان کارکنان سامسونگ را برانگیخت. شهروندان عادی کره نه تنها احساس بهرهمندی نمیکنند، بلکه با اضطراب جایگزینی شغل توسط هوش مصنوعی و نارضایتی از نابرابری توزیعی روبرویند. بر این اساس، طرح «سود شهروندی» کیم یونگ بوم سه هستۀ اصلی دارد: اول، تقسیم مساوی سود بنگاه نیست، بلکه «استفاده معقول از مالیات مازاد» است؛ منبع تأمین مالی این طرح، مالیات مازاد ناشی از شکوفایی صنعت هوش مصنوعی است، نه وضع مالیات جدید بر سود بنگاهها. دوم، مقابله با تحول ساختاری و ایجاد پیمانی تازه؛ منطق اصلی آن پذیرش این واقعیت است که اقتصاد کره از الگوی صادراتی دورهای به «اقتصاد انحصار فناوری» که پیوسته سود مازاد تولید میکند، تغییر شکل داده و از «پیمان اجتماعی جدیدی» حمایت میکند که همگان از ثمرات شکوفایی پایههای صنعتی کشور بهرهمند شوند. سوم، تأکید بر نقش زیرساخت ملی و کاربردهای گوناگون: موفقیت بنگاه بدون سرمایهگذاری بلندمدت کشور در زیرساختهای صنعتی ممکن نیست؛ سود حاصله میتواند صرف صندوقهای استارتاپی جوانان، درآمد پایه روستایی، حمایت از هنرمندان، تقویت صندوق بازنشستگی یا صندوق آموزشی تحول هوش مصنوعی شود و فقط محدود به پرداخت نقدی نیست. با اینکه کیم یونگ بوم این طرح را نخست در فضای شخصی مطرح کرد و نه به صورت سند یا بیانیه دولتی، اما به سبب موقعیت او، همین طرح بلافاصله با واکنش شدید بازار و فشار از سوی بازار سرمایه و بنگاههای محوری مواجه شد. در نهایت، کاخ آبی چونگ واده ناگزیر به میانجیگری آمد و اعلام کرد این طرح صرفاً نظر شخصی کیم یونگ بوم است و احتمال تبدیل آن به قانون یا سیاست اجباری در کوتاه مدت کم است. با این حال، همان طور که یک شبکه تلویزیونی کره در گزارش تحلیلی خود اشاره کرد: «سود کلان شرکتهای فناوری و دادگان با کیفیت از مردم نشأت میگیرد.» افکار عمومی کره ارادۀ قوی دارد که مسئلۀ توزیع ثروت در عصر هوش مصنوعی را در دستور کار سیاستگذاری قرار دهد و راهحلهای آزمایشی ارائه کند.
آینهای در برابر چهرۀ همگان
خلاصه آنکه در پس بحران اعتصاب سامسونگ چهار لایۀ گرهخورده وجود دارد:
نخست، معمای تقسیم سود که «در سختی شریکیم اما در خوشی نه». بخش نیمهرسانای سامسونگ در روزهای رکود صنعت، اغلب توسط سایر بخشها «کمک» میشد، اما اکنون که چرخۀ رونق حافظه با محرکیت هوش مصنوعی فرا رسیده، سازوکار تقسیم سود، مناقشهای شدید داخلی برانگیخته است. همان طور که یک فعال صنعتی میگوید: آیا کارگران حافظه به سبب توانمندی بیشتر سهم بزرگتری میبرند یا صرفاً در موقعیت درست انقلاب هوش مصنوعی قرار گرفتهاند؟ چگونگی تقسیم منصفانۀ سود کلان، نه فقط مسئلۀ سامسونگ که مسئلهای جهانی است.
دوم، الگوی «N درصد سود عملیاتی» ممکن است دوگانگی صنعتی را تشدید کند. الگوی تقسیم سود سامسونگ و اسکی هاینیکس احتمال دارد به سرعت در صنایع کره گسترش یابد و شکاف دستمزد میان بنگاهها را افزایش دهد. جز صنایع رونقیافته مانند نیمهرسانا، کشتیسازی، تسلیحات و ادوات برقی، بسیاری از صنایع دیگر توانایی تکرار این الگو را ندارند و به احتمال قریب، صداهای خواهان پرداخت پاداش عملکرد اضافی رو به افزایش خواهد بود و در نتیجه شکاف دوگانه در بازار کار عمیقتر میشود.
سوم، صلح کارگری-کارفرمایی مستلزم ایجاد سازوکارهای دائمی مشورتی است. تجربۀ سایر بنگاههای کره نشان میدهد اتحادیههای کارگری از اختیار مذاکره جمعی که قانون کار به آنها اعطا کرده، بهره میبرند و این امر بسامد مناقشات کارگری-کارفرمایی را افزایش میدهد. بنابراین، ایجاد سازوکار مشورتی دائمی ضروری است تا هنگام بروز مناقشه، میانجیگری معقول توسط نهاد داوری متشکل از کارشناسان بیرونی انجام شود. افزون بر این، «مناقشه میان خود کارکنان» که ناشی از شکاف پاداش است، هستۀ اصلی دیگری است که سامسونگ و تمام بنگاههای متنوعمحور باید مستقیماً به آن بپردازند.
چهارم، این رویداد مسئلۀ مرزهای «حقوق تقسیم سود» را بر سر سفره آورده است. سهامداران مدعیاند حق تصمیمگیری دربارۀ پاداش عملکرد با سهامداران است و خواستار برگزاری مجمع عمومی فوقالعاده برای بررسی اعتبار توافق شدهاند. در مقابل، اتحادیهها سهمبردن از سود را در حوزۀ مشروع مذاکره جمعی کارگری میدانند. این تقابل نوید آن را میدهد که در صنایعی که سود با سرعت عصر هوش مصنوعی متمرکز میشود، جدال بر سر مرز تقسیم سود میان سرمایه و کار بیش از پیش شعلهور شود و بنگاههای بزرگ فناوری در کره و جهان باید خود را برای مناقشات مشابه بازتوزیع منافع آماده کنند.
ذاتاً در این اعتصاب، سه لایۀ تنش روی هم انباشته شده بود: لایۀ سطحی، فقدان احساس بهرهمندی کارکنان در برابر سودهای کلان و خواهش بازتوزیع منافع؛ لایۀ میانی، تفاوت پاداش با اسکی هاینیکس که باعث فرار مغزها شده و کارکنان خواستار بازارزیابی مبتنی بر ارزش بازارند؛ و لایۀ عمیق، گسست منافع میان بخش نیمهرسانا (DS) و بخش DX که معمای ساختاری تقسیم سود در بنگاههای متنوع را عیان میکند. خودداری مدیریت از اصلاح نظام، آخرین کاه بر شتر بود.
برای سامسونگ الکترونیکس، توانایی بازسازی سازوکاری عادلانهتر برای توزیع ارزش از دل این بحران، نه تنها مسیر آیندۀ این غول جهانی را تعیین میکند، بلکه برای ثبات ساختاری صنعت نیمهرسانای جهان نیز یادداشتی مهم خواهد بود. برای جامعۀ کره، عصر هوش مصنوعی عظیمترین سیلاب ثروت تاریخ بشر را آفریده، اما شکافهای توزیعی از مرزهای سنتی کارگر-کارفرما فراتر رفته، به میان بخشهای درون یک بنگاه و حتی به کل جامعه سرایت کرده است. «فقرِ نسبی در برابر فراوانی مطلق» این دغدغۀ کهن، در اتاقهای تمیز فناوریبالای قرن بیست و یکم پژواکی تازه یافته است.
