آیا همه چیز در کوبا قدیمی است؟: جنگ شناختی در ساعت‌های ایدئولوژیک بورژوازی

در


آیا همه چیز در کوبا قدیمی است؟: جنگ شناختی در ساعت‌های ایدئولوژیک بورژوازی

آیا همه چیز در کوبا قدیمی است؟: جنگ شناختی در ساعت‌های ایدئولوژیک بورژوازی

۳ ژوئن ۲۰۲۶ 

فرناندو بویناباد

کوبادباته

ترجمه مجله جنوب جهانی

«همه چیز در کوبا قدیمی است »، این را مسلسل استعماری با تیک تاک ساعت ایدئولوژیک خود تکرار می‌کند. با این حال، شاید وحشت واقعی ساعت‌های ایدئولوژیک بورژوازی ناشی از کهنگیِ فرضی‌ای که علیه کوبا ساخته‌اند نباشد، بلکه از احتمال دیگری، بسیار نگران‌کننده‌تر برای «نظم» مسلط سرمایه‌داری باشد: اینکه میلیون‌ها انسان ممکن است کشف کنند که ارزش یک جامعه را نمی‌توان صرفاً با سرعت جایگزینی کالاها سنجید. زیرا وقتی طبقات کارگر کشف می‌کنند که کرامت انسانی دارای زمان‌مندی متمایزی از زمان‌مندی بازار است، زمان‌سنج سرمایه اقتدار خود را از دست می‌دهد. و در آن لحظه، تاریخ به عنوان قلمرو مبارزه آگاهانه، نه به عنوان ویترینی که توسط سوداگران زمان اداره می‌شود، بازگشایی می‌شود.

این شکل از جنگ شناختی بورژوازی، که برای تولید دشمنان «پیر» طراحی شده است، در تیترها، مکالمات توریستی، گزارش‌های تجاری، برنامه‌های رادیویی تولید شده برای صادرات ایدئولوژیک و آزمایشگاه‌های دیجیتال اختصاص داده شده به تولید صنعتی دلسردی ظاهر می‌شود. این ادعا با ترکیبی از خودبزرگ‌بینی انسان‌شناختی و تحقیر طبقاتی بیان می‌شود، مانند کسی که زوال یک شیء تزئینی را تشخیص می‌دهد و عمداً فراموش می‌کند که تاریخ بشر نه در ویترین‌ها، بلکه در میدان‌های نبرد اقتصادی، فرهنگی و نمادین آشکار می‌شود. این ادعا در چارچوب معنایی یک محاصره جنایی شصت ساله عمل می‌کند که حیله‌گری آن در جابجایی تحلیل تاریخی به سطح بت‌واره کالاها نهفته است.

«قدیمی» دیگر به زمان‌مندی ملموس اشیاء تحت تأثیر محاصره‌ها، کمبودها، تجاوز مالی و آزار و اذیت تجاری اشاره ندارد. «قدیمی» به یک مقوله اخلاقی تبدیل می‌شود که هدف آن طبیعی جلوه دادن سرمایه‌داری به عنوان جوانی ابدی چیزها و نشان دادن هرگونه تجربه رهایی‌بخش به عنوان فرسودگی زودرس زمان است. آنها رگبار کهنه‌گی خود را به یک معیار هستی‌شناختی حقیقت تبدیل می‌کنند. و افراد ناآگاه یاد می‌گیرند که یک ماشین مدل ۱۹۵۷ را به عنوان نمادی از عقب‌ماندگی ببینند، حتی اگر دهه‌ها خفقان اقتصادی تحمیل‌شده برای جلوگیری از جایگزینی آن را نادیده بگیرند.

این جنگ شناختی معاصر، کنترل ادراکات زمانی را تا حد بسیار زیادی اصلاح کرده است. دیگر بمباران قلمروهای فیزیکی کافی نیست؛ اکنون ضروری است که تجربه زمان را تنظیم کنیم. سرمایه‌داری متاخر برای مشروعیت بخشیدن به مصرف دائمی، نیاز به تحمیل حس شتاب بی‌نهایت دارد. در نتیجه، هر جامعه‌ای که سرعت روان‌رنجور جایگزینی کالا را نشان ندهد، به عنوان فسیل تاریخی شناخته می‌شود. مشکل در این واقعیت نهفته است که بورژوازی جهانی سیستم‌های زندگی را مقایسه نمی‌کند؛ بلکه ریتم‌های گردش کالا را مقایسه می‌کند. در اینجا یکی از بزرگترین مثله‌سازی‌های معرفت‌شناختی زمانه ما نهفته است.

کوبا هدف اصلی این کمین گاه‌شمارانه است، زیرا با تمام تناقضاتش، نمایانگر انقلابی تاریخی است که برای سرمایه‌داری غیرقابل تحمل است. تداوم انقلاب کوبا تابع منطق فاسد سرمایه مالی که با تحریک هیستریک واکنش نشان می‌دهد، نبوده است . بنابراین، آنها لفاظی‌هایی تولید می‌کنند که قادر به ایجاد یک معادل خودکار بین سوسیالیسم و ​​ویرانی موقت است. نماهای رنگ‌پریده به استدلال‌های فلسفی تبدیل می‌شوند؛ مشکلات حمل و نقل جایگاه متافیزیکی پیدا می‌کنند؛ کمبود مادی القایی به جوهره انسان‌شناختی مردم کوبا تبدیل می‌شود. هیچ برنامه خبری بورژوایی با شور و اشتیاق یکسانی خشونت ساختاری محاصره اقتصادی، جریمه‌های چند میلیون دلاری علیه بانک‌هایی که با جزیره تجارت می‌کنند، آزار و اذیت کشتی‌های حمل و نقل، ممنوعیت‌های تکنولوژیکی یا انسداد سیستماتیک سوخت، دارو و اعتبار را توضیح نمی‌دهد. وخامت اوضاع به عنوان یک علت مستقل ارائه می‌شود، هرگز به عنوان پیامد یک استراتژی بین‌المللی خفقان اقتصادی که طی بیش از شش دهه طراحی شده است، مطرح نمی‌شود.

این لفاظی در مورد پیری، به عنوان مرحله‌ای از جنگ شناختی، بنابراین یک کارکرد سیاسی دقیق را انجام می‌دهد: تاریخ‌زدایی و پنهان کردن تجاوز امپریالیستی و اخلاقی جلوه دادن پیامدهای فقر القایی. ساختمان‌های قدیمی با همان لحنی که برای توصیف میوه‌های گندیده استفاده می‌شود، مورد بحث قرار می‌گیرند، گویی مادیت شهری نتیجه تجاوز ژئوپلیتیکی مجرمانه نیست. «تماشاگر» بدون درک دستی که شرایط آن ویرانی را با دقت مدیریت کرده است، به ویرانی می‌اندیشد. از این رو، اثربخشی ایدئولوژیک خارق‌العاده عبارت «همه چیز قدیمی است» آشکار می‌شود. تنها در سه کلمه، یک عملیات پیچیده و خشونت‌آمیز فریب تاریخی خلاصه شده است.

در نظام سرمایه‌داری، قدیمی‌ترین دستگاه‌های سلطه برای «پیر کردن» کل جمعیت‌ها، نوسازی می‌شوند. از سوی دیگر، کوبا دهه‌هاست که شاخص‌های بهداشتی، آموزشی و علمی را حفظ کرده است که به طرز بی‌رحمانه‌ای کاریکاتور استعماری عقب‌ماندگی مطلق را رد می‌کند. طول عمر فکری نظام آموزشی آن، عمق فرهنگی مباحث آن، گسترش قابلیت‌های پزشکی بین‌المللی آن و حفظ اشکال همبستگی اجتماعی که اندازه‌گیری آنها با اصطلاحات تجاری غیرممکن است، زمان‌بندی تاریخی متفاوتی را آشکار می‌کند.

یک خیابان مخروبه که به طور استراتژیک عکاسی شده باشد، برای تبلیغات، ارزش بیشتری از صدها مطالعه در مورد اجبار مالی بین‌المللی دارد. نقشه آنها مهار تفکر تاریخی است. به همین دلیل است که ویدیوها تکثیر می‌شوند، جایی که گردشگران نیمه‌استعماری با صدایی دلسوزانه و نگاهی جانورشناسانه در محله‌های کوبا گشت می‌زنند و زندگی روزمره را به یک نمایش انسان‌شناسی برای مصرف‌کنندگان دیجیتال تبدیل می‌کنند. فلاکت عجیب و غریب به کالاهای صوتی و تصویری بسیار سودآور تبدیل می‌شود. هر نما قصد دارد یک نکته اخلاقی را زمزمه کند: “این سرنوشت اجتناب‌ناپذیر کسانی است که از نظم سرمایه‌داری سرپیچی می‌کنند.” این عملیات زمانی به سطوح وقیحانه می‌رسد که بیش از چند “گردشگر” ساکن شهرهایی که از فقر گسترده، قاچاق مواد مخدر، مراقبت‌های بهداشتی خصوصی و بدهی مزمن رنج می‌برند، احساس می‌کنند که مجازند درس‌های متمدنانه را به مردمی که دهه‌ها در معرض طولانی‌ترین محاصره اقتصادی در قاره بوده‌اند، دیکته کنند.

چیزهای واقعاً جدیدی برای گونه‌های انسانی که نسل به نسل در کوبا شکوفا می‌شوند، از قلم افتاده‌اند؛ سوادآموزی انتقادی، سازماندهی اجتماعی، حاکمیت فناوری، بهداشت عمومی، حافظه تاریخی و دموکراتیزاسیون فرهنگی، همگی از صحنه غایب هستند. این نکته آشکار می‌کند که همان رسانه‌هایی که شیفته «سالخوردگی» کوبا هستند، سلطنت‌های موروثی، اشرافیت‌های مالی و شرکت‌های بزرگ را که منطق انباشت آنها سازوکارهای مشخصه غارت استعماری کلاسیک را حفظ می‌کند، ستایش می‌کنند.

واضح است که نبرد معاصر برای معنا، پیرامون تجربه زمان نیز در جریان است. سرمایه‌داری با معرفی خود به عنوان تنها شکل ممکن از سازمان اجتماعی، در پی انحصار آینده است. هر جایگزینی حتی قبل از اینکه به طور کامل توسعه یابد، باید منسوخ به نظر برسد. از این رو، اصرار بیمارگونه بر به تصویر کشیدن کوبا به عنوان یک موزه یخ‌زده وجود دارد. با این حال، تفسیر دیگری نیز امکان‌پذیر است: انقلاب کوبا یک رسوایی تاریخی برای سیستمی است که به نابودی سریع هرگونه پروژه حاکمیت مردمی در آمریکای لاتین عادت کرده است. تداوم صرف یک تجربه مقاومت‌جویانه، این دگم نئولیبرالی را به چالش می‌کشد که هیچ مردمی نمی‌تواند به طور نامحدود در برابر فشار ترکیبی سرمایه مالی، محاصره رسانه‌ای و عملیات بی‌ثبات‌سازی مقاومت کند. نفرت تبلیغاتی و چرکین علیه کوبا نیز از این مقاومت نمادین ناشی می‌شود.

و سوال اساسی هرگز نباید این باشد که آیا ماشین‌ها قدیمی هستند یا جدید، و یا اینکه آیا نماها مطابق با استانداردهای بین‌المللی گردشگری بازسازی شده‌اند یا خیر. سوال اساسی این است که یک جامعه چه روابط ظالمانه و ناعادلانه‌ای را برای دهه‌ها تحمل می‌کند، چه توزیع دانشی تولید می‌کند، چه کرامتی را برای کارگران خود تضمین می‌کند، چه حاکمیتی را در برابر قدرت‌های مالی نسل‌کش حفظ می‌کند و چه افق اخلاقی را در مواجهه با بربریت رقابتی و ایدئولوژیک بازار جهانی ارائه می‌دهد. یک جامعه می‌تواند به آسمان‌خراش‌های درخشان خود ببالد، در حالی که همزمان میلیون‌ها انسان را به محرومیت از مراقبت‌های بهداشتی، نژادپرستی ساختاری و بی‌ثباتی مطلق محکوم می‌کند. جامعه‌ای دیگر می‌تواند از محدودیت‌های شدید مادی رنج ببرد، در حالی که بخش‌هایی از همبستگی انقلابی را که سرمایه‌داری به طرز جنایتکارانه‌ای برچسب‌گذاری می‌کند، حفظ کند. مفهوم بورژوایی مدرنیته سزاوار نقد دقیق است. و هیچ کس بهتر از کوبا برای رهبری چنین مبارزه‌ای برای معنا مناسب نیست.

فرناندو بویناباد

فیلسوف و نویسنده مکزیکی.

بیشتر از مجله جنوب جهانی-بررسی مسائل جنوب جهانی – سال بیستم کشف کنید

برای ادامه خواندن و دسترسی به آرشیو کامل، اکنون مشترک شوید.

ادامه مطلب