افشای «سپر قاره آمریکا»: چهرهٔ تازهٔ فاشیسم در قارهٔ آمریکا

نویسنده: اونیسون چاتویه
ترجمه مجله جنوب جهانی

یک ضدّانقلاب در قارهٔ آمریکا در حال تثبیت جایگاه خود است – شلیک پهپاد و موشک به سوی کشاورزان و ماهیگیران، طراحی کمپین‌های بی‌ثبات‌سازی داخلی علیه دولت‌های سرکش، و تولید دروغ و رویاهای تب‌آلود دربارهٔ مزخرفاتی که آن‌ها را «تروریسم مواد مخدر» می‌نامند. این تاکتیکِ نو-قدیمی، تلفیقی است از «جنگ علیه تروریسم» و «جنگ علیه مواد مخدر» که برای توجیه جنگ علیه غیرنظامیان توسعّه یافته، چرا که تجارت بین‌المللی مواد مخدر با حمایتِ تمام‌وتمامِ طبقهٔ حاکم جهانی، نهادها و بانک‌هایشان، فقرا و طبقهٔ کارگر را نابود می‌کند.

در ۷ مارس ۲۰۲۶، در شهر دورالِ فلوریدا، چهرهٔ عمومی این ضدّانقلابِ در حالِ تحکیم، در جلسهٔ افتتاحیهٔ «سپر قاره آمریکا» (Hemispheric Shield) قد برافراشت: ائتلافی از دولت‌های دست‌نشاندهٔ راست‌گرا و فاشیست از سراسر «جزیرهٔ لاک‌پشت» (Turtle Island)*، و شاخهٔ نظامی آن، «ائتلاف ضدّکارتل آمریکا» (A3C) که به طور انحصاری توسط ایالات متحده جمع‌آوری و رهبری می‌شد.

نمایندگان امپراتوریِ شریر، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور نژادپرست و رو به زوال آمریکا؛ پیت هگست، وزیر جنگِ ذاتاً پوچ؛ «نارکو روبیو»، وزیر خارجهٔ متوهم؛ کریستی نوئم، وزیر پیشین امنیت داخلی؛ اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری؛ هاوارد لوتنیک، وزیر بازرگانی؛ و جیمیسون گیر، نمایندهٔ تجاری ایالات متحده با سابقهٔ عضویت در کلیسای مورمون و تجربهٔ گسترده در حقوق استعماری که در جریان اشغال نظامی گستردهٔ عراق توسط آمریکا کسب کرده بود، در این نشست حاضر بودند.

عروسک‌های به نمایش درآمده از آرژانتین، به نمایندگی از خاویر میلی، رئیس‌جمهورِ ویرانگرِ اقتصاد آرژانتین، آمده بودند. از بولیوی، رودریگو پاز، رئیس‌جمهوری که هم‌اکنون با بسیج مردمی گسترده‌ای در سراسر کشور مواجه است و از او می‌خواهند کونِ نئولیبرالش را از کرسیِ ریاست بیرون بکشد. خوزه آنتونیو کاست، رئیس‌جمهورِ منتخب شیلی، جایگزینی بهتر برای ترامپ نسبت به گابریل بوریکِ دموکرات. نایب بوکله، آن دلقکِ فرصت‌طلب و کمپرادورِ فلسطینیِ اهل السالوادور، شبیه به دریک. آخرین همدستِ جنایات جنگیِ آمریکا، رئیس‌جمهور اکوادور، دانیل نوبوآ. ناصری آسفورا، رئیس‌جمهور هندوراس، ذی‌نفعِ دخالتِ انتخاباتیِ آمریکا و قهرمانِ نخبگانِ قاچاقِ مواد مخدر. کامل‌اً پرساد-بیسه‌سار، نخست‌وزیر ترینیداد، یکی دیگر از همدستانِ جنایات جنگی و قتل‌های فراقضاییِ کارفرمایانش. لوئیس ابینادر، رئیس‌جمهور جمهوری دومینیکن، مخالفِ همیشگی از یک ملتِ همیشه مخالف. آن دلقکِ رام، عرفان علی، رئیس‌جمهورِ فعلی گویان. همچنین حاضر در این جمع: خوزه رائول مولینو، رئیس‌جمهور پاناما؛ سانتیاگو پنا، رئیس‌جمهور پاراگوئه؛ رودریگو چاوز روبلز، وزیر ریاست‌جمهوری کاستاریکا.

در مجموع، این مجمع که خود را نوعی «انتقام‌جویانِ» خودخواندهٔ نیمکره معرفی می‌کرد، نمایندهٔ دوازده کشور بود – تنها یک سوم از کشورهای «جزیرهٔ لاک‌پشت». نکتهٔ قابل تأمل این که تقریباً تمام دولت‌های مترقی منطقهٔ ما – از جمله برخی از بزرگترین اقتصادهای آن – یعنی مکزیک، کلمبیا و برزیل، به ترتیب به رهبری کلودیا شینباوم، گوستاوو پترو و لولا داسیلوا، از این مجمع کنار گذاشته شده بودند. همچنین کوبا به رهبری مردم سازمان‌یافته‌اش تحت رهبری حزب کمونیست کوبا و نمایندهٔ منتخبشان، رئیس‌جمهور میگل دیاز-کانل، غایب بودند. نیکاراگوئه به رهبری جبههٔ آزادی‌بخش ساندینیستا و رئیس‌جمهور دانیل اورتگا. ونزوئلا به رهبری حزب متحد سوسیالیست ونزوئلا و رئیس‌جمهور موقت، دلسی رودریگز. این حذف‌ها هدفمند و عمدی بودند – هر رهبری که حتی یک انتقادِ اسمی از ترامپ کرده بود، حتی نرم‌ترین شکل مقاومت را آزموده بود، از این مجمع کنار گذاشته شد. دولت‌های سرسختِ ضدّامپریالیست، سوسیالیست و مترقی منطقه از این مجمع اخراج شدند. به عبارت روشن‌تر، هر کس که از نظر ایدئولوژیک با جناحِ راستِ افراطی هم‌راستا نبود، از این مجمع طرد شد. واضح است که «سپر آمریکا» هیچ ربطی به اتحاد و امنیت ملت‌های قارهٔ آمریکا نداشت، بلکه هدفش ارسال این پیام به نیروهای مترقی بود که سرکوب خشونت‌بارِ جنبش‌های مردمی اکنون در مقیاسی قاره‌ای در جریان است.

هدف این ضدّانقلاب، ایجاد تفرقه میان ملت‌های «نوئسترا آمریکا» (America ما)، ارائهٔ حمایت نظامی و سیاسی به دولت‌های راست‌گرای تمامیت‌خواهِ به شدت نامحبوب، و استفاده از این اتحادِ ارتجاعی برای منزوی کردن، حمله و سرنگونی دولت‌هایی است که تسلیم نمی‌شوند. این اقدام، بیانگرِ استقرارِ سیستماتیکِ ارتش آمریکا در سرکوب داخلیِ منطقه‌ای و طرحی برای بازگرداندنِ دیکتاتوری‌های نظامیِ مورد حمایتِ آمریکا به سبکِ باتیستا، پاپا داک، بیبی داک و پینوشه در سراسر منطقه است. این همچنین نشان‌دهندهٔ تلاشِ محکوم به شکستِ دیگری برای مقابله با چین است.

طبق گزارش مؤسسهٔ «چینِ معاصر و جهان»، سپر قارهٔ آمریکا «هدف اصلی‌اش مهارِ سیستماتیکِ نفوذِ کشورهای غیرمنطقه‌ای در آمریکای لاتین است. این طرح تلاش می‌کند از دورهٔ پنجرهِٔ تغییر به راست در سیاست‌های آمریکای لاتین برای تغییر شکل نظمِ ژئواکونومیک و امنیتی در نیمکرهٔ غربی بهره‌برداری کند.» یا به عبارت دیگر، آمریکا قادر به رقابت اقتصادی با توسعۀ وعده‌داده‌شده توسط پروژه‌هایی چون ابتکار «کمربند و جاده» چین نیست، بنابراین در عوض از آخرین انعطاف‌پذیریِ باقی‌مانده‌اش – هژمونی نظامی، تعهد به نژادپرستیِ خشونت‌بار و حمایت از مزدورانِ مشتاق – برای بیرون راندن چین استفاده می‌کند. امپراتوری آمریکا با «سپر قارهٔ آمریکا» و دست‌نشانده‌هایش به دنبال بازپس‌گیریِ کنترلِ منابع و زمین، تضمینِ بازار برای محصولاتِ درجه‌دوِم آمریکایی مثل نفت، گاز و فناوری، و استفاده از آن فرصت‌های بازار برای به چنگ آوردنِ کنترلِ دارایی‌های راهبردیِ کلیدی مانند مواد معدنیِ کمیاب و زیرساخت‌های داده توسط آمریکاست. و اما این که چرا مخالفان ترامپ حاضر به همکاری می‌شوند: در حالی که دولت ترامپ کمک‌های خارجی را در سراسر منطقه و جهان کاهش داده، کیف پولِ بابا برای کشورهایی مثل السالوادور، اکوادور و آرژانتین که مایل‌اند مطیعانه پشت سیاست‌های امپریالیستی او راه بیفتند، کاملاً باز است.

لازم نیست حتماً به سخنرانیِ مقدماتیِ پرپیچ‌وخم ترامپ در اجلاس گوش کنید تا به این نتیجه برسید. فقط کافی است به توسعۀ عملیات‌های نظامی آمریکا در قاره، به این که چه کسی کمک می‌کند و چه کسی هدف قرار می‌گیرد، توجه کنید.

«عملیاتِ نیزهٔ جنوبی» (Operation Southern Spear) یک کمپین نظامیِ آمریکایی است که توسط دولت ترامپ در اواخر تابستان ۲۰۲۵ آغاز شد. در اواسط اوت، در بحبوحهٔ تشدیدِ حملات آمریکا به ونزوئلا، ایالات متحده شروع به استقرار نیروهای نظامی در سراسر کارائیب کرد، ظاهراً به عنوان تلاشی برای کند کردن جریانِ مواد مخدر به سمت آمریکا. چند هفته بعد در سپتامبر، ارتش آمریکا شروع به انجامِ حملاتِ پهپادی به قایق‌های ماهیگیری کرد. از آن زمان تاکنون، این حملات متوقف نشده است. تا همین حالا نزدیک به ۲۰۰ نفر در ۵۸ حملهٔ هواییِ آمریکا کشته شده‌اند. هیچ‌کس به هیچ جرمی متهم نشده است. هیچ مدرکی دال بر تأیید این ادعا که آن قایق‌ها حاملِ قاچاقچیان مواد مخدر بوده‌اند، ارائه نشده، و نه این که چنین مدرکی بتواند وضعیت را موجه جلوه دهد. معدود بازماندگانِ این حملات به طرز وحشتناکی دچار نقصِ عضو و سوختگی شده‌اند، در بیمارستان بستری بوده‌اند و نهایتاً به کشورهایشان آزاد شده‌اند؛ این خود اعترافِ ضمنیِ مقامات آمریکایی است که با وجود شلیک موشک به سوی آن‌ها، هیچ دلیلی برای متهم کردنشان به جرمی ندارند.

لازم به ذکر است که این جنایات علیه بشریت و خود سیارهٔ زمین بدون حمایت سیاسی و مادیِ دولت‌های دست‌نشانده در منطقه، در درجهٔ نخست ترینیداد و همچنین جمهوری دومینیکن، امکان‌پذیر نبود. نخست‌وزیر ترینیداد، پرساد-بیسسار، به ارتش آمریکا اجازهٔ استفادهٔ گسترده از خاک و آب‌های ترینیداد را داد و همچنین با صدایی بلند و خون‌نوش، حملات پهپادی علیه شهروندان خود را ستود. نیروی دریایی جمهوری دومینیکن پس از یکی از این حملات، برای کمک به «بازیابی مواد مخدر» وارد عمل شد و پوششِ رواییِ لازم برای حملات آمریکا علیه غیرنظامیانی که متهم به هیچ جرمی نشده بودند را فراهم کرد.

در نوامبر ۲۰۲۵، دولت ترامپ، سازمانی را که به معنای واقعی کلمه توسط سیا برای بی‌ثبات‌سازیِ داخلیِ ونزوئلا ساخته شده بود، به نام «کارتل دِ لوس سولِس» (Cartel de los Soles)، به عنوان یک «سازمان تروریستی خارجی» اعلام کرد. همزمان، ارتش آمریکا شروع به افزایش نیروهای خود در کارائیب کرد و پورتوریکویِ بی‌میله را به پایگاهِ عملیاتیِ خود تبدیل نمود. جنبش استقلالِ پورتوریکو به مدت ۶۰ سال برای بستنِ پایگاه نظامیِ آمریکا در جزیرهٔ ویکس (Vieques) تلاش کرد، اما در پاییز ۲۰۲۵ شاهد بازگشایی و اشغالِ اجباریِ آن توسط همان ارتش بود. اندکی پس از آن، ایستگاهِ دریایی «جادهٔ روزولت» (Roosevelt Roads) که مدت‌ها تعطیل شده بود نیز دوباره فعال شد و ناوگانی از هواپیماهای اف-۳۵ (F-35) در فرودگاهِ غیرنظامیِ «خوزه آپونته دِ لا توره» در سیبا (Ceiba) مستقر گشتند. برخلاف خواست مردم پورتوریکو، این مجمع‌الجزایر به عنوان ستون فقراتِ لجستیکیِ اشغالِ نظامیِ گستردهٔ آمریکا در کارائیب ظاهر شد.

تا پایان نوامبر ۲۰۲۵، ۱۴ درصد از کل دارایی‌های نیروی دریایی آمریکا در فرماندهیِ جنوبیِ ارتش ایالات متحده (SOUTHCOM) و بیش از ۱۵۰۰۰ سرباز به منطقه منتقل شده بودند. در دسامبر ۲۰۲۵، وقتی دولت ونزوئلا به عنوان یک «سازمان تروریستی خارجی» اعلام شد و حملات هوایی به خاک ونزوئلا آغاز گردید، دلیلِ این استقرارِ عظیم آشکار شد. تنها یک ماه بعد، ایالات متحده شبکهٔ برق و پدافند هوایی کاراکاس را از کار انداخت، حملات هوایی را در مناطق شهری برای ایجاد وحشت و سردرگمیِ مردم اجرا کرد و سپس با چتر نجات فرود آمد، ۱۰۰ نفر (از جمله ۳۲ کوباییِ شجاع) را در عرض ۴۵ دقیقه به قتل رساند، بازوی «سیلیا فلورِس» ۶۹ ساله را شکست، و او و رئیس‌جمهورِ منتخبِ دموکراتیکِ ونزوئلا، نیکولاس مادورو، را به اتهاماتی که – باید دوباره تأکید کنم – کاملاً ساختگی بودند، ربود. ارتش آمریکا این جنایت را «عملیاتِ عزمِ راسخ» (Operation Resolute Determination) نامید – حملهای به اصطلاح «سربریدن» که علیه جمعیتی خلع‌سلاح و بی‌دفاع در تاریکی انجام شد. استراتژیِ موردِ نظرِ ایالات متحده.

تنها چهار روز پیش از اجلاس «سپر قارهٔ آمریکا»، در ۳ مارس ۲۰۲۶، ارتش‌های آمریکا و اکوادور، خانه‌های دهقانان و کشاورزان خرده‌پا را در «ساکومبیوس» (Sucumbíos)، روستایی کوچک در مرز اکوادور با یکی دیگر از اهدافِ دولت ترامپ – کلمبیا – بمباران کردند. کارگران کشاورزی که از حملات هوایی جان سالم به در برده بودند، علاوه بر از دست دادن تمام دارایی‌شان، در معرض دستگیری، بازجویی و شکنجه قرار گرفتند؛ طی این شکنجه، نیروهای نظامی اکوادور آن‌ها را تحت فشار گذاشتند تا به جنایاتی که مرتکب نشده بودند اعتراف کنند و در نهایت بدون هیچ اتهامی آزاد شدند. دولت دانیل نوبوآ، رئیس‌جمهور اکوادور، ادعا کرد این حملات هوایی، حمله‌ای علیه «گروه‌های مسلحِ قاچاقِ مواد مخدر» بوده که بخشی از «عملیاتِ نابودیِ کامل» (Operation Total Annihilation) با همکاری دولت آمریکا انجام می‌شود. تاکتیکِ بمبارانِ غیرنظامیان در «عملیاتِ نیزهٔ جنوبی» حالا به خشکی هم رسیده بود.

در «عملیاتِ نیزهٔ جنوبی»، «عملیاتِ عزمِ راسخ» و «عملیاتِ نابودیِ کامل»، ما شاهد تثبیتِ ضدّانقلاب در عمل هستیم – ائتلافی نظامی و سیاسی از دولت‌های فاشیست در سراسر قارهٔ آمریکا که برای هدف قرار دادنِ ملت‌ها و مردمی که جرأتِ مقاومت دارند، مسلح شده‌اند و خود را در پوششی از «قانون و نظم» و «دفاع از میهن» برای کسب مشروعیت، پنهان می‌کنند. آنچه در اجلاس «سپر آمریکا» به جهانیان اعلام شد، یک اختراعِ جدید نبود، بلکه بازویِ روابط عمومیِ چیزی بود که از پیش در حال حرکت بود و کمونیست‌ها، ماهیگیران، کشاورزان و مدافعانِ زمین را به نامِ «دکترینِ دونروئه» (Donroe Doctrine) – کمپینِ احیاشدۀ آمریکا برای تسلطِ خشونت‌بار بر اکثریتِ جمعیتِ نیمکرهٔ غربی به خاطر کسب سرمایه – می‌کشت.

مهم است بدانیم که این تازه آغاز کار است – آنها هرگز قرار نبود در ونزوئلا متوقف شوند. یک ماه پس از سال ۲۰۲۶، دولت ترامپ محاصرهٔ نفتیِ کوبا را اعلام کرد و در هفته‌های پس از آن، تهدیدهای نظامی و یک کمپینِ هماهنگ‌شدهٔ «گوسانو» (Gusano)* با فرکانسی فزاینده به کار گرفته شده‌اند. هفتهٔ پیش، منابعِ وزارت دادگستری اعلام کردند که کیفرخواستیِ جنایی علیه رائول کاسترو، قهرمان ۹۴ سالهٔ انقلاب کوبا، قریب‌الوقوع است. بهانهٔ قانونی در حال چیده‌شدن است، روایتِ «تهدیدِ وجودی» تثبیت شده، و واضح است که امپراتوری آمریکا به فکرِ حملهٔ بعدی به کوباست، حتی اگر نتواند از خوردن یک «ال» (L) دیگر در ایران و چین دست بردارد.

پس چه باید کرد؟

اول: دفاع از کوبا. اولویتِ فوریِ نیروهای مترقی در «جزیرهٔ لاک‌پشت» در حال حاضر باید دفاع از کوبا و دولت‌های ضدّامپریالیست و سوسیالیست در منطقهٔ ما و سراسر جهان باشد. یک کمپینِ بین‌المللی به نام #NoWarOnCuba (#جنگ_با_کوبا_نه) با رفقایی از سراسر سیاره در حال سازماندهی است. ما باید خطِ مقدمِ مقاومت در برابر تجاوزِ امپریالیستی را ایجاد کنیم و از اعمالِ مدلِ تروریسمِ به‌کاررفته در ونزوئلا به کوبا جلوگیری کنیم.

دوم: برای پورتوریکو بجنگید. نمونه‌های «عملیاتِ نیزهٔ جنوبی» و «عملیاتِ عزمِ راسخ»، ضرورتِ حمایتِ سیاسی و مادی از مبارزۀ آزادی‌بخشِ ملیِ پورتوریکو را نشان می‌دهند – زیرا تا زمانی که این ملت تحت کنترلِ قانونیِ مردم خودش درنیاید، امپراتوری آمریکا همچنان از آن به عنوان یک ناوِ هواپیمابرِ ناخواسته برای ضدّانقلاب استفاده خواهد کرد. از تشکل‌هایی مانند «جمع دیاسپورا پالانته» (Junta Diáspora Palante)، «جوانان متحد برای استقلال» (United Youth for Independence) و «اربابان جوان» (Young Lords) به عنوان نیروهایی که برای متحد کردن و سازماندهیِ مردم پورتوریکو جهت آزادسازیِ سرزمینشان می‌جنگند، پیروی و حمایت کنید.

سوم: «سپر قارهٔ آمریکا» را افشا و با آن مخالفت کنید. ما باید «سپر قارهٔ آمریکا» و دروغ‌های «جنگ علیه تروریسم» و «جنگ علیه مواد مخدر» را برملا کنیم. ما باید تاریخ خود را مطالعه کنیم، آموزش سیاسی ببینیم و دربارهٔ پیشینۀ این جنایات – مانند «عملیاتِ کُندور» (Operation Condor) و این که چگونه شکست خوردند – بیاموزیم. ما باید تشخیص دهیم که همان منطقِ ضدّانقلابی که پینوشه را مسلح کرد، هم‌اکنون نتانیاهو را مسلح می‌کند و هر دو در «سپر قارهٔ آمریکا» آرمانی مشترک یافته‌اند. ما باید از تلاش‌ها برای مستندسازی و انتشارِ تلفاتِ غیرنظامیانِ این جنایات حمایت کنیم و نگذاریم که آن‌ها اعضای طبقهٔ ما – ماهیگیران فقیر، کشاورزان و افرادِ زحمت‌کشی که درست مثل ما تلاش می‌کنند زندگی کنند و زنده بمانند – را ترورِ شخصیت کنند. و از همه مهم‌تر، ما باید به اعضایِ فعال، متعهد و منضبطِ سازمان‌ها و احزابی تبدیل شویم که برای عدالتِ اجتماعی تلاش می‌کنند و میان آن‌ها وحدت و ائتلاف ایجاد کنیم.

اگر مرتجعین، فاشیست‌ها و صهیونیست‌ها در نیمکرهٔ غربی و سراسر جهان دارند اتحادی را برای شکستِ ما ایجاد می‌کنند، ما باید ائتلافِ بین‌المللیِ نیرومندتری را فراتر از همهٔ مرزها بسازیم تا جنبشی را بنیان نهیم که نخست آن‌ها را شکست دهد. ما باید مبارزات را در سراسرِ زبان‌ها، در سراسرِ مناطق، در سراسرِ اقیانوس‌ها – از «جزیرهٔ لاک‌پشت» گرفته تا «کنفدراسیونِ اتحادِ کشورهای ساحل» (AES) تا فلسطین – به هم پیوند بزنیم و مقاومتی سازمان‌یافته، جمعی و منضبط را در برابر امپریالیسم و نابودی به راه اندازیم.

ایالات متحده از همه جا بیرون رانده خواهد شد.

همیشه به پیش، هرگز به عقب نمی نشینیم.

بیشتر از مجله جنوب جهانی-بررسی مسائل جنوب جهانی – سال بیستم کشف کنید

برای ادامه خواندن و دسترسی به آرشیو کامل، اکنون مشترک شوید.

ادامه مطلب