
دنیس پارفنوف:دانشمند علوم سیاسی، نماینده دومای دولتی از حزب کمونیست فدراسیون روسیه
برگردان: م.چابکی
دنیس پارفنوف، معاون حزب کمونیست فدراسیون روسیه، در میزگرد دومای دولتی با عنوان «حمایت قانونی از مردم دولت ساز روسیه» سخنرانی کرد.
پارفنوف در سخنرانی خود تأکید کرد که سرمایهداری مستقیم علت اصلی انقراض مردم روسیه است . لذاهنجارهای قانون اساسی بدون محتوای واقعی اقتصادی، صرفاً اعلامیه ایی بیش نیست. این نماینده خواستاراجتماعی سازی صنایع کلیدی، توزیع مجدد درآمد ملی به نفع کارگران و توسعه ایده عدالت اجتماعی سوسیالیستی شد.
رفقای عزیز! ما در حال گفتگو درباره بقای فیزیکی، عاملیت سیاسی و دیدگاه تاریخی مردم روسیه هستیم – هسته اجتماعی و فرهنگی که سرزمین چند ملیتی ما طی قرنها پیرامون آن شکل گرفته است. یک ملت، قبل از هر چیز، خون یا خاک نیست، بلکه جامعهای پایدار و تاریخی از مردمی است که با وحدت سرزمینی، حیات اقتصادی، زبان و فرهنگ و همچنین وحدت منافع طبقاتی به هم پیوند خوردهاند. وقتی طبقه حاکم منافع ملی را بیان میکند، اقدامات آن میتواند برای مردم مفید و مترقی باشد. آیا میتوانیم ادعا کنیم که فرماندهی روسیه از طبقه سرمایه دار، آیا منافع ملی ومنافع مردم روسیه را نمایندگی میکنند؟
سرمایه داران منافع طبقاتی خود را به جای منافع ملت معرفی میکنند.
آنها منافع طبقاتی خود را به عنوان منافع کل ملت و با انجام این جابجای به سیاستهای مخرب اجتماعی-اقتصادی ادامه میدهند: صادرات مداوم منابع طبیعی به خارج از کشور، سطح بسیار پایین مستمریها، حقوق بازنشستگی و بسیاری از انتقالهای اجتماعی دیگر…، هزینههای بالای زندگی، نرخهای بهره گزاف وامها، وضعیت وحشتناک بازار املاک و مستغلات – اینها و بسیاری از عوامل دیگر به تعمیق بیشتر شکاف جمعیتی کمک میکنند.
آنچه شاهد آن هستیم، یک بحران سیستماتیک ناشی از احیای سرمایهداری در روسیه است. کارگران، ومردم زحمتکش دراین بحران قرار دارند.
وقتی از مردم روسیه صحبت میکنیم، باید از هسته کارگر آن – طبقه کارگر، زحمتکشان روستایی، پزشک و معلم، کارگر فرهنگی و ملوان، مهندس و تکنسین آزمایشگاه، کارگر ساختمانی و پیک، برنامهنویس و راننده – و خلاصه، از همهی کارگران صحبت کنیم. آنها مردم حقیقی و دولت ساز، یعنی مردم زحمتکش، که حامل فیزیکی ودارای ویژگیهای ملی و فرهنگی ما هستند.
هنجار قانون اساسی یک نکتهی کلیدی است، اما بدون محتوا، معنای چندانی ندارد.
از شما، رفیق «س. پ. اوبوخوف»، به خاطر اشاره به این موضوع سپاس گذارم: در سال ۲۰۲۰، من واقعاً اصلاحیه ای به قانون اساسی ارائه دادم تا از« مردم دولت ساز روسیه نام ببرم». اتفاقاً، این اصلاحیه به عنوان بخشی از اجرا ذکر شده است. در عین حال، من درک میکنم که هنجار قانون اساسی یک نکتهی کلیدی مهم است، اما بدون محتوای واقعی و مادی، معنای چندانی ندارد. مردم روسیه امروز مردمی هستند که به اشیاء استثمار تبدیل شدهاند، نه سوژههای قدرت. بنیاد اقتصادی باید اصلاح شود.
حمایت قانونی: اشتراک سازی ،سوسیالیستی است.
حمایت قانونی با رفاه مردم باید با به رسمیت شناختن حقوق شهروندان با اشتراکیسازی صنایع کلیدی و شرکتهای راهبردی آغاز شود. اتفاقاً، همین اواخر، آرای حزب روسیه متحد و حزب مردم جدید، قانون مرور زمان را برای پروندههای خصوصی سازی شرکتها تصویب کرد. تا زمانی که کارخانهها متعلق به الیگارشها هستند، هرگونه صحبتی از سوی دولت فعلی در مورد رفاه مردم ریاکارانه است.
فاجعه جمعیتی: سرمایهداری در حال کشتن است.
یکی دیگر از مشکلات جدی، فاجعه جمعیتی، کاهش جمعیت است. میخواهم واضح بگویم: سرمایهداری در حال کشتن جمعیت است. انقراض روسها نتیجه مستقیم تعطیلی شرکتهای شهرسازی ، افول مزارع اشتراکی، نا توانی مراقبتهای بهداشتی، ونابودی مسکن مقرون به صرفه است. مردمی که خود را در شرایط اقتصادی نامطلوب می بینند تمام امید را برای آیندهای بهتر از دست می دهند،طبیعی است.عجلهای برای فرزند دار شدن ندارند. جمعیت درحال مرگ نگرانکننده است.درمان این وضعیت:
بازگشت به برنامهریزی دولتی مبتنی بر علم برای توزیع نیروهای مولد در سراسر کشور، احیای صنعت و کشاورزی و توزیع مجدد حداکثری درآمد ملی به نفع اکثریت کارگران وزحمتکشان است.
مردم در کشور خود به “زائده مواد خام” تبدیل شدهاند.
خود مردم درکشور به “زائده مواد خام” تبدیل شدهاند. سرمایهداری نه تنها کارخانههای مردم، بلکه حس عزت نفس را نیز از آنها ربوده است. سطح زندگی پرولتاریا و دهقانان روس بسیار پایین تر از بازرگانان و تاجران، دلالان و انواع دیگرآنان است.
ما خواستار مالیات بر درآمد برای ثروتمندان، مالیات برکالاهای لوکس و کنترل شدید قیمت کالاهای ضروری هستیم. مردم نباید دربند بدهی بانکها زندگی کنند. سرمایه داری مردم را اتمیزه میکند.و شهروندان را به رقبایی برای بقا تبدیل میکند. طبقه حاکم، جهانبینی و ایدههای غارتگرانه را به جامعه منتقل میکند: اصولی مانند «هر کس به فکر خودش باشد»، « هل دادن کسی را که در حال سقوط است » و «شهرت و ثروت مهم ترین ارزش ها در زندگی هستند» – همه این ارزش ها تقریباً روحیه قرنها فروتنی وزندگی اجتماعی روسیه را نابود کرده است.
تنها راه غلبه عدالت اجتماعی نه جاهطلبیهای امپریالیستی، بلکه خانه بزرگی برای زحمتکشان.
تأکید میکنم: نه از طریق جاهطلبیهای امپریالیستی، نه از طریق تحمیل نسخههای تکراری از سهگانهی اوواروف(1) به مردم، نه از طریق میهنپرستی گارد سفید و قاچاق در ولاسوفیسم (2)، بلکه در عوض با ساختن خانهای وسیع برای همه کارگران، صرف نظر از ملیت. اما پایه و اساس این خانه، کد فرهنگی و زبانی مردم روسیه شوروی است.
رستگاری در تغییر ساختار اجتماعی-اقتصادی نهفته است.
رفقا! رستگاری مردم روسیه در “احیای ملی” عرفانی با شلاق و فریادهای “روسیه برای روسها” نهفته نیست! این مسیر فاشیستی است و به نا کجا آباد منتهی میشود، که به وضوح در تراژدی اوکراین مشهود می شود، جایی که، تحت پوشش صحبت از استقلال و غرور ملی، الیگارشی (باندرا- فاشیستی اوکراین) کشور را فروخت و آن را به کنترل سرمایه خارجی سپرد.
ابزار تولید عمومی باید متعلق به مردم باشد.
در غیر این صورت، تا زمانی که ۹۹درصد روسها فقیر و ۱ درصد ثروت در اختیار ثروتمند باقی بماند، مردم روسیه محکوم به نابودی و زوال خواهند بود. مردم روسیه تنها زیر پرچم سرخ سوسیالیسم دوام خواهند آورد – پرچمی که در آن برادری کارگران وجود دارد ونزاع قومی رد می شود.
عدالت اجتماعی بالاتر از سود شخصی است.
تنها قدرت اتحاد شوروی قادر است زندگی شرافتمندانه و جایگاه محترمانه و پرارزش را در میان قدرتهای بزرگ به روسها و همه مردم بومی روسیه بازگرداند.
برگرفته ازکانال «خط سرخ» خبری حزب کمونیست فدراسیون روسیه
م.چابکی: 21خرداد 1405 برابربا 11ژوئیه 2026
لینگ منبع:
توضیح:
دنیس آندریویچ پارفنوف (متولد ۲۲ سپتامبر ۱۹۸۷، مسکو(۳۸ ساله) یک دانشمند سیاسی روس. عضو حزب کمونیست فدراسیون روسیه (از سال ۲۰۰۷)، دبیر کمیته شهر مسکو عضو حزب کمونیست فدراسیون روسیه (از سال ۲۰۱۴)، نامزد عضویت در کمیته مرکزی حزب کمونیست فدراسیون روسیه. نماینده دومای دولتی، عضو فراکسیون حزب کمونیست فدراسیون روسیه. (از سال ۲۰۱۶)
فعالیت سیاسی
در سال ۲۰۰۵، به عنوان دانشجوی سال اول، به اتحادیه جوانان کمونیست (UCY)، سازمان جوانان حزب کمونیست فدراسیون روسیه (که اکنون لیگ کمونیستهای جوان فدراسیون روسیه است) پیوست. در طول کار خود در کومسومول، او از یک عضو عادی سازمان به دبیر کمیته شهری کومسومول برای کارهای سازمانی ارتقا یافت
سپتامبر ۱۷۸۶ – ۱۷ سپتامبر ۱۸۵۵) محقق هنر و ادبیات کهن و زبانشناس (1)سرگئی اوواروف عنوان سیاستمدار پرنفوذ سلطنتی در زمان حکمرانی نیکلای یکم بود. به
(2)ولاسوفیسم به جنبش سیاسی-نظامی و ایدئولوژیِ تحت رهبری ژنرال «آندری ولاسوف» [اندری ولاسوف در تاریخ روسیه چهرهای جنجالی و نماد خیانت است اشاره دارد که در طول جنگ جهانی دوم و برای سرنگونی رژیم استالین با آلمان نازی همکاری کرد.
