سه ماه جنگ بی نتیجه برای آمریکا و اسرائیل

در


منتشرشده در ابزرور نت چین
ترجمه مجله جنوب جهانی

«نیویورک تایمزِ فاسد، دارید ورشکسته می‌شوید!» دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، باز هم از این رسانۀ آمریکایی به خشم آمده است.

پس از امضای یادداشت تفاهمِ آتش‌بس میان آمریکا و ایران، سیاست ترامپ در قبال تهران با موجی از انتقاداتِ گسترده در داخل آمریکا مواجه شده و نیویورک تایمز در صفِ پیشگامانِ این حملات قرار دارد. این روزنامه در ۲۱ ژوئن، با انتشار گزارشی بلند، در تیترِ پررنگ خود نوشت: «جنگِ نزدیک به چهار ماه، تغییری اندک به بار آورده است.» این گزارش بر این نکته تأکید دارد که جنگ و به‌دنبالِ آن، توافقِ حاصل‌شده، نه‌تنها معماریِ خاورمیانه را دگرگون نکرده، بلکه به‌گفتهٔ تحلیلگران، هزینه‌ای گزاف در پی داشته و دستاوردی ملموس برای آمریکا به ارمغان نیاورده و حتی قدرت بازدارندگیِ این کشور را تضعیف کرده است.

در این مقاله، به نقل از چند تن از کارشناسان، آمده که نه جنگ و نه یادداشت تفاهم، نتوانسته‌اند آنچه آمریکا آنرا «تهدیداتِ اصلی» از سوی ایران مینامد را از میان بردارند. ترامپ در ۲۸ فوریه، هنگام اعلام جنگ، عملیات نظامیِ آمریکا را گامی بی‌سابقه خوانده و مدعی شده بود که نظمِ خاورمیانه را دگرگون خواهد کرد. اکنون، پس از گذشت بیش از صد روز، جنگ با یک یادداشت تفاهمِ مبهم به پایان رسیده، اما بسیاری از ناظرانِ بدبین، در این پرسش مانده‌اند که این درگیری، چه تحولِ عینی و ملموسی به همراه داشته است؟

از نگاهِ مقاماتِ آمریکا و اسرائیل، تهدیداتِ بنیادینِ ناشی از ایران، همچنان به‌قوتِ خود باقی است؛ جنگ و توافق نتوانسته‌اند ریشه‌های آن را ببَرَند. هرچند برنامۀ هسته‌ای ایران ضربه‌هایی سنگین دیده، اما به‌کلی از میان نرفته و سرنوشتِ نهاییِ آن، به مذاکراتِ آینده موکول شده است.

مسئلۀ موشک‌های بالستیک ایران نیز در این توافق، به هیچ قیدی برنخورده است. رژیمِ ایران همچنان پابرجاست و تنها سطحِ رهبری آن تغییر کرده؛ شبکه‌ای از نیروهای نیابتی در خاورمیانه، هنوز تهدیدی جدی به‌شمار می‌آیند و حزب‌اللهِ لبنان، به‌عنوانِ متحدِ ایران، همچنان با اسرائیل درگیری‌های متقابل دارد.

تا روز شنبه (۲۰ ژوئن)، حتی اصلی‌ترین دستاوردِ فوریِ این توافق، یعنی بازگشاییِ تنگۀ هرمز (که ترامپ آن را حیاتی خوانده بود)، نیز در هاله‌ای از ابهام قرار گرفته است. ارتش ایران تهدید کرده که بار دیگر این آبراهِ راهبردی را خواهد بست و علت را تداومِ آتش‌بس در لبنان عنوان کرده است. آمریکا نیز این ادعا را رد کرده و می‌گوید که ترددِ کشتی‌ها مطابقِ توافق، کماکان برقرار است.

کیتلین تالمَج، استاد دانشگاه ام‌آی‌تی و متخصصِ مسائلِ امنیتیِ خلیج‌فارس، در این باره می‌گوید: «امضای این سند از سوی آمریکا، به‌هیچ‌وجه ناشی از برتریِ نظامیِ قاطعِ این کشور نبود. به‌گمانِ من، این یادداشتِ تفاهم، تنها از آن رو شکل گرفت که آمریکا بیش از حد درگیرِ بحران شده و توانِ مدیریتِ آن را نداشت و نمی‌خواست که تنش را تشدید کند.»

او افزود که جلوگیری از گسترشِ دامنۀ جنگ، هرچند هدفی منطقی است، «اما این پرسش را به‌وجود می‌آورد که به‌راستی، در مقایسه با توافقِ نخستینِ هسته‌ای، به چه دستاوردی نائل شده‌ایم؟»

به باورِ تحلیلگران، در سویِ مقابل، ایران احتمالاً دستاوردهای اقتصادیِ قابل‌توجهی خواهد داشت؛ این دستاورد، هرچند تنها تغییرِ محسوس به‌نظر می‌رسد، اما الزاماً به نفعِ منافعِ آمریکا نیست.

از نگاهِ تهران، تاب‌آوری در برابرِ حملاتِ گستردۀ آمریکا و اسرائیل و نمایشِ تواناییِ پاسخ‌دهی و ضربه‌زدن، خود به‌تنهایی یک پیروزی به‌شمار می‌آید. در واقع، به‌جز دولتِ ترامپ، کسانی که از دستاوردهای این جنگ سخن می‌گویند، عمدتاً مقاماتِ ارشدِ ایران هستند.

محمدباقر قالیباف، رئیسِ مجلسِ ایران و مذاکره‌کنندۀ ارشد، در گفت‌وگو با رسانۀ ملیِ ایران، از عبرتِ بزرگِ این جنگ برای ایران سخن گفت: «کسبِ اهرمِ فشار از طریقِ کنترلِ تنگۀ هرمز که ۲۰ درصد از نفتِ جهان از آن عبور می‌کند.» او تأکید کرد: «این تواناییِ بالقوه، هرگز پیش‌تر فعال نشده بود؛ اما دشمنانِ ما، با نادانیِ خود، آن را به‌فعلیت درآوردند.»

یادداشت تفاهم، ترددِ آزادِ کشتی‌ها را به‌مدتِ دو ماه تضمین کرده، اما تهران تهدید کرده که نظامِ جدیدی برای دریافتِ هزینهٔ خدماتِ عبوری از تنگه وضع خواهد کرد؛ نظامی که پیش از جنگ وجود نداشت.

مفادِ کلیدیِ این توافق عبارت است از: چشم‌پوشیِ ایران از اصلِ انقلابیِ دشمنی با آمریکا و متحدانِ منطقه‌ای‌اش، در ازایِ دریافتِ امتیازاتِ اقتصادیِ کلان و تدریجی، از جمله رفعِ محاصرۀ دریاییِ آمریکا، تأسیسِ صندوقِ بازسازیِ ۳۰۰ میلیارد دلاری از سویِ کشورهای عربیِ حاشیۀ خلیج‌فارس، آزادسازیِ ده‌ها میلیارد دلار از دارایی‌های بلوکه‌شدهٔ ایران در خارج، و لغوِ کاملِ تحریم‌های آمریکا.

جِی.دی. ونس، معاونِ رئیس‌جمهور آمریکا، در ۱۸ ژوئن به خبرنگاران گفت که هدفِ بلندپروازانۀ این توافق، تغییرِ بنیادینِ رویاروییِ ایران با آمریکا و اغلبِ کشورهای خاورمیانه، از زمانِ انقلابِ ۱۹۷۹ تاکنون است. او افزود: «بسیاری می‌گویند که ایران هرگز رویۀ خود را تغییر نخواهد داد. شاید هم راست می‌گویند و اگر چنین باشد، از منافعِ اقتصادیِ این توافق بهره‌ای نخواهند برد؛ اما آیا تلاش برایِ تغییر، ارزشِ امتحان ندارد؟»

با این حال، کارشناسانِ مسائلِ خاورمیانه دیدگاهی بدبینانه دارند. کریم حَگ، مدیرِ مؤسسۀ تحقیقاتیِ صلحِ استکهلم، معتقد است که جنگ‌ها در خاورمیانه، غالباً افراط‌گرایی را دامن می‌زنند و نه‌تنها آن را کاهش می‌دهند. به گفتۀ او، «واقعیت این است که پس از این درگیری، وضعیتِ امنیتیِ کلِ منطقه، به‌مراتب وخیم‌تر از پیش خواهد شد.»

این مقاله، خشمِ ترامپ را برانگیخت و او در پلتفرمِ «تروث‌سوشال» به نیویورک تایمز تاخت: «نیویورک تایمزِ فاسد، دارید ورشکسته می‌شوید و در تیترِ خود نوشته‌اید: “جنگِ نزدیک به چهار ماه، چه تغییری ایجاد کرده؟ تحلیلگران می‌گویند: تغییرِ چندانی حاصل نشده.”»

«آیا واقعاً چنین است؟! ارتشِ آنها نابود شده، نیرویِ دریایی‌شان از میان رفته، نیرویِ هوایی‌شان نیست؛ سکوهایِ پرتاب، موشک‌ها، پهپادها و خطوطِ تولیدِ آنها تقریباً یکسره منهدم شده؛ دو سطحِ بالایِ رهبری‌شان برچیده شده؛ تورم به ۲۵۰ درصد رسیده، اقتصادشان به‌کلی فروپاشیده و سربازانشان حقوقی دریافت نمی‌کنند؛ تنگۀ هرمز آزاد است و نفتِ آنها با فشارِ تمام در حالِ صادرات است؛ بورسِ آمریکا و نرخِ اشتغال، به بالاترین سطحِ تاریخیِ خود رسیده‌اند!»

«این همان تغییری است که رخ داده، ای نالایقانِ فاسد و بی‌اخلاق! و هنوز تغییراتِ بیشتری در راه است!!!»

در ادامه، گزارشِ نیویورک تایمز دربارۀ تأثیرِ یادداشت تفاهم بر هر یک از طرفین، از نظر می‌گذرد:

آمریکا

ونس می‌گوید که این توافق، اهرمِ فشارِ آمریکا بر ایران را حفظ کرده و این کشور می‌تواند همچونِ شیرِ آب، امتیازاتِ اقتصادیِ اعطایی به تهران را کم و زیاد کند. اما بسیاری از کارشناسان، به‌شدت به این ادعا تردید دارند.

بی‌گمان، ترامپ تابویِ دیرینِ عدمِ تهاجمِ نظامیِ آمریکا به ایران را شکسته، اما به گفتۀ تحلیلگران، او به‌این‌ترتیب، قوی‌ترین ابزارِ بازدارندگیِ واشنگتن را که از زمانِ انقلابِ اسلامی تاکنون در اختیار داشت، به‌کار گرفت و آن را هدر داد، چراکه این اهرم را به‌کار بست، اما نتوانست به اهدافِ خود دست یابد و ایران، این درس را به‌خوبی خواهد آموخت.

کیتلین تالمج از ام‌آی‌تی، به عنوانِ نمونه به درگیریِ ۱۲ روزۀ ژوئنِ سالِ پیش اشاره می‌کند که در آن، بمب‌افکن‌های دوربردِ آمریکا، تأسیساتِ هسته‌ایِ ایران را با خاک یکسان کردند و تداومِ برنامۀ هسته‌ایِ تهران را با تردید روبرو ساختند. اما او می‌افزاید که جنگِ اخیر، دقیقاً نقطۀ مقابلِ آن بود؛ زیرا ترامپ از تشدیدِ تنش خودداری کرد. تالمج می‌گوید: «به‌نوعی، آمریکا با دستِ خود، اهرمِ فشارِ خویش را تضعیف کرد.»

از سوی دیگر، حملاتِ ایران به پایگاه‌های آمریکا در خاورمیانه، خسارت‌های گسترده‌ای بر جای گذاشت و این باورِ دیرین را در هم شکست که پایگاه‌های آمریکا مصون از تعرض هستند و به‌تبع، قدرتِ بازدارندگیِ آمریکا را بیش از پیش کاست.

یادداشت تفاهم، بندی نیز دارد که بر اساسِ آن، نیروهایِ آمریکایی باید ظرفِ ۳۰ روز، از مناطقِ پیرامونِ ایران خارج شوند.

رابرت فورد، سفیرِ پیشینِ آمریکا در خاورمیانه، با تردید پرسیده است: «ما از کی باید با ایران، در موردِ استقرارِ نظامیِ آیندۀ آمریکا واردِ گفت‌وگو شویم؟»

ایران

جنگ خسارت‌های گسترده‌ای به ایران وارد کرد و به گفتۀ منابع، شمارِ غیرنظامیانِ کشته‌شده به ۱۷۰۰ تن می‌رسد. علی‌خامنه‌ای، رهبرِ پیشینِ ایران، به‌همراهِ ده‌ها تن از فرماندهانِ ارشدِ نظامی، جان باخت و سامانۀ پدافندیِ این کشور، شکاف‌هایِ بزرگی از خود نشان داد. بازسازیِ زیرساخت‌هایِ نظامی و صنعتی، به میلیاردها دلار هزینه نیاز دارد؛ تورمِ سرسام‌آور و بیکاریِ گسترده، می‌تواند خشمِ عمومی را برانگیزد.

با این همه، به گفتۀ افشون اُستوار، نویسندۀ کتابِ «جنگِ جاه‌طلبی: آمریکا، ایران و بازیِ خاورمیانه»، مقاومتِ جانانهٔ رژیمِ ایران در برابرِ حملات، توانسته است درکِ این کشور از امنیتِ خود را دگرگون کند.

تحلیلگران بر این باورند که مبادلۀ دشمنیِ تاریخیِ ایران با آمریکا و متحدانش در برابرِ رونقِ اقتصادی، شرطی بزرگ است؛ زیرا ایران در طولِ تاریخ، تقریباً همواره راهِ تقابل را برگزیده است.

اسرائیل

اسرائیل در آغازِ جنگ، مطمئن بود که این درگیری، توانِ تهدیدِ ایران را دست‌کم برای یک نسل، از میان خواهد برد. اما در عمل، متحدِ آمریکاییِ آن، در مذاکرات، اسرائیل را به حاشیه راند و توافقِ نهایی، نه‌تنها به خواسته‌هایِ تل‌آویو پاسخی نداد، بلکه دامنۀ حملاتِ نظامیِ اسرائیل در لبنان را نیز محدود کرد. ترامپ همچنین، بارها بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیرِ اسرائیل را تحقیر کرد و در شرایطِ حساسِ نزدیکِ انتخاباتِ این کشور، شکافِ بی‌سابقهای در روابطِ آمریکا و اسرائیل پدید آورد.

از نگاهِ اسرائیل، این یادداشتِ تفاهم، فاجعه‌ای تمام‌عیار است.

دنی سیترینوویچ، افسرِ پیشینِ اطلاعاتیِ اسرائیل و متخصصِ امورِ ایران، گفت: «کلِ استراتژیِ ما در قبالِ ایران، کاملاً فروپاشیده است.»

لبنان

به گفتۀ تحلیلگران، لبنان، آسیب‌پذیرترین حلقه از این توافق است. حزب‌الله، لبنان را به دو جنگِ ویرانگر کشاند؛ نخست، به‌خاطرِ حمایت از حماس در غزه و سپس، بر اثرِ حملاتِ اسرائیل به ایران؛ این مسئله، بخشِ بزرگی از پایگاهِ مردمیِ شیعیانِ آن را از آن دور کرد. به گفتۀ نهادهایِ بهداشتیِ لبنان، خشونت‌هایِ پی‌درپی، تاکنون ده‌ها هزار کشته بر جای گذاشته و تنها در سالِ جاری، نزدیک به ۴۰۰۰ غیرنظامی جان باخته‌اند.

کاهشِ کمک‌هایِ بازسازیِ ایران، نارضایتی را تشدید کرده است. اما به گفتۀ تحلیلگران، سپاهِ پاسدارانِ انقلابِ اسلامی، در تلاش است تا توانِ رزمیِ حزب‌الله را بازسازی کند و بخشی از منابعِ بازسازیِ اختصاص‌یافته به تهران، ممکن است به این گروهِ شبه‌نظامی برسد و انگیزه‌ای برایِ پایبندیِ آن به توافق ایجاد کند.

ترامپ و ونس، هر دو پذیرفته‌اند که احتمالاً درگیری‌هایِ کوچک‌مقیاس در لبنان به‌طورِ کامل از میان نخواهد رفت، اما آمریکا مشخص نکرده که تا چه سطحی از خشونت، دست به مداخلۀ نظامیِ گسترده خواهد زد.

کشورهای عربیِ حاشیۀ خلیج‌فارس

شش کشورِ عربیِ حاشیۀ خلیج‌فارس، امیدوار بودند که از تقابلِ طولانیِ اسرائیل و ایران دور بمانند، اما در نهایت، این هدف محقق نشد. بستنِ تنگۀ هرمز و حملاتِ ایران به تأسیساتِ نفت و گازِ این کشورها، اقتصادیِ آنها را با تلاطمیِ شدید روبرو کرد.

اگرچه سامانۀ پدافندیِ آمریکا، از وقوعِ خسارت‌هایِ فاجعه‌بار جلوگیری کرد، اما این جنگ، کشورهایِ عربی را به بازنگریِ وابستگیِ خود به تضمینِ امنیتیِ آمریکا واداشت. اکنون، همگی از ایجاد «پلِ طلایی» به سمتِ ایران سخن می‌گویند؛ پیوندی مبتنی بر سرمایه‌گذاریِ مشترک و منافعِ متقابل.

بدر سیف، مورخِ دانشگاهِ کویت، گفت: «می‌توانیم به سودِ متقابل برسیم و منافعِ خود را چنان به هم گره بزنیم که هزینهٔ جنگِ دوباره، برایِ هر دو طرف، گزاف باشد. تصور کنید، اگر در شهرِ کویت، کارخانه‌ای با سرمایۀ ایران وجود داشته باشد، آیا آنها پیش از اقدامِ نظامی، دوبار فکر نمی‌کنند؟»

در مجموع، نگاهِ غالب این است که یادداشتِ تفاهم، تغییرِ چندانی ایجاد نکرده است.

پل سیلم، کارشناسِ مسائلِ خاورمیانه در مرکزِ مطالعاتِ راهبردی و بین‌المللیِ واشنگتن، به‌صراحت می‌گوید: «آمریکا اکنون مهم‌ترین اهرمِ فشارِ خود را از دست داده و گمان نمی‌کنم که در مسئلۀ هسته‌ای، پیشرفتِ چشمگیری حاصل شود. به‌نوعی، پایانِ این جنگِ طولانی و خونین، تنها به توافقی پوچ و توخالی منجر شده است.»

بیشتر از مجله جنوب جهانی-بررسی مسائل جنوب جهانی – سال بیستم کشف کنید

برای ادامه خواندن و دسترسی به آرشیو کامل، اکنون مشترک شوید.

ادامه مطلب