وجدان جمعی بشر برای همیشه لکه‌دار خواهد ماند. – مجید افسر

در

,

وجدان جمعی بشر برای همیشه لکه‌دار خواهد ماند.

مجید افسر

«نسل‌کشی ادامه دارد»: تحقیق سازمان ملل منطق پشت کشتار کودکان غزه توسط اسرائیل را فاش می‌کند

در میانهٔ نبردهایی که چهرهٔ خاورمیانه را برای همیشه دگرگون ساخته است، آنچه فراتر از آمار و ارقام نظامی، توجه نهادهای حقوقی و وجدان جمعی جهان را به خود جلب کرده، وضعیت اسفبار و هولناکی است که بر کودکان فلسطینی در نوار غزه تحمیل شده است. این بار، نه یک سازمان غیردولتی یا یک نهاد مردمی، بلکه یک نهاد معتبر بین‌المللی با پشتوانهٔ حقوقی و نظارتی سازمان ملل متحد، پس از ماه‌ها تحقیق و بررسی میدانی، به این نتیجهٔ تلخ و گزنده دست یافته است که آنچه بر سر این کودکان آمده، نه تنها در چارچوب قوانین جنگ نمی‌گنجد، بلکه مصداق بارز و عینی جنایت علیه بشریت و نسل‌کشی مستمر است. کمیسیون مستقل بین‌المللی تحقیق دربارهٔ سرزمین‌های اشغالی فلسطین که دفتر آن در شرق بیت‌المقدس نیز فعالیت می‌کند، روز سه‌شنبه یافته‌های خود را در گزارشی مفصل منتشر کرد و نشان داد که حملات علیه کودکان فلسطینی در غزه، الگویی سیستماتیک و هدفمند داشته است که هدف غایی آن، نابودی نسل آیندهٔ این سرزمین و سلب هرگونه امکان حیات جمعی از جامعهٔ فلسطینی می‌باشد. این گزارش که در بیست و سوم ژوئن سال جاری انتشار یافت، نه فقط حاصل داده‌های کمی و آماری، بلکه ثمرهٔ شهادت‌های مستقیم، بازدید از مناطق بمباران شده و تحلیل الگوهای حمله توسط کارشناسان حقوق بین‌الملل است و به جرئت می‌توان گفت که یکی از مستندترین و سخت‌گیرانه‌ترین ارزیابی‌ها از سوی یک نهاد فرادولتی در قبال منازعهٔ اسرائیل و فلسطین به شمار می‌رود. این کمیسیون که مأموریت دارد نقض قوانین بین‌المللی و حقوق بشر را در مناطق تحت اشغال اسرائیل مورد مداقه قرار دهد، با انتشار این گزارش، پرده از واقعیتی برداشت که بسیاری از ناظران بین‌المللی تا پیش از این، آن را تنها به عنوان اتهام یا ادعایی سیاسی تلقی می‌کردند، اما اکنون با انبوهی از مستندات حقوقی و شواهد میدانی، این اتهام به یک حکم قضایی نزدیک شده است که وجدان جهانی را به چالش می‌کشد و خواستار پاسخگویی فوری و بی‌دریغ از سوی جامعهٔ بین‌المللی است.

آنچه این گزارش را از بسیاری از بیانیه‌ها و قطعنامه‌های پیشین متمایز می‌سازد، دقت در کمیت و کیفیت تلفات انسانی میان کودکان است. بر اساس آمار دقیقی که این کمیسیون گردآوری کرده است، در بازهٔ زمانی میان هفتم اکتبر سال ۲۰۲۳ تا هفتم اکتبر سال ۲۰۲۵، یعنی درست در خلال دو سال نخستین جنگ، دست‌کم بیست هزار و یکصد و هفتاد و نه کودک فلسطینی جان خود را از دست داده‌اند. این رقم نجومی، که نزدیک به سی درصد از کل کشته‌شدگان فلسطینی در این بازه را تشکیل می‌دهد، خود به تنهایی گویای یک فاجعهٔ انسانی بی‌سابقه است، اما هنگامی که این آمار را در کنار سایر یافته‌های تحقیق قرار می‌دهیم، ابعاد هولناک‌تری از یک برنامهٔ از پیش طراحی شده آشکار می‌گردد. نکتهٔ هشداردهنده‌تر آنکه این گزارش به صراحت اعلام می‌کند که روند کشتار کودکان حتی پس از برقراری آتش‌بس در ماه اکتبر سال ۲۰۲۵ نیز متوقف نشده و نیروهای اسرائیلی به حملات خود ادامه داده‌اند. این اقدام که در زمان‌های نسبتاً آرام یا در غیاب درگیری‌های گسترده رخ داده است، گواهی محکم بر آن است که این تلفات نه محصول جانبی درگیری و تلفات تصادفی، بلکه نتیجهٔ یک راهبرد عمدی و هدفمند برای از بین بردن هستی آیندهٔ فلسطینیان است. به بیان دیگر، هر کودکی که در این میانه جان باخته، نه صرفاً یک قربانی جنگی، بلکه حلقه‌ای از زنجیره‌ای بلندمرتبه از نسل‌کشی محسوب می‌شود که در آن، بقای زیستی و تاریخی یک ملت، نشانه گرفته شده است.

در دل این گزارش، مفهوم «نیت نسل‌کشی» از اهمیت محوری برخوردار است و کمیسیون با استناد به شواهد فراوان، به این نتیجه رسیده است که هدف قرار دادن کودکان، نقشی اساسی در اثبات این نیت داشته است. سرینیواسان مورالیدار، رئیس این کمیسیون، در بیانیه‌ای که همراه با گزارش منتشر شد، تأکید کرده است که شواهد موجود نشان می‌دهد که نیروهای امنیتی اسرائیل به طور سیستماتیک و عامدانه کودکان فلسطینی را نشانه گرفته و به قتل رسانده‌اند. این جملهٔ کوتاه اما پرمعنا، حاصل هزاران سند، عکس، فیلم و شهادت است که نشان می‌دهد حملات در مناطقی متمرکز شده است که بیشترین تراکم جمعیتی کودکان را داشته است، از مدارس و بیمارستان‌ها گرفته تا اردوگاه‌های پناهندگان و مراکز توزیع غذا. این کمیسیون در ادامهٔ گزارش خود به این نکته اشاره می‌کند که از میان تمامی نقض‌های حقوق بشری که از آغاز جنگ در اکتبر ۲۰۲۳ ثبت شده، کشتار و جراحت‌های وارده به کودکان، جزء سنگین‌ترین و گسترده‌ترین آنها به شمار می‌رود و به عنوان یکی از ستون‌های اصلی ادعای نسل‌کشی مطرح می‌گردد. این یافتهٔ حقوقی از آن جهت حائز اهمیت است که در دادگاه‌های بین‌المللی، اثبات «نیت خاص» برای نسل‌کشی همواره دشوارترین بخش دعوی به شمار می‌رود، اما گزارش کمیسیون با ارائهٔ الگویی از حملات تکراری و بی‌رویه در برابر کودکان، این نیت را به روشنی اثبات کرده است و می‌گوید که این اقدامات، در راستای نابودی تمام یا بخش قابل توجهی از گروه ملی فلسطین صورت گرفته است. به عبارت دقیق‌تر، این کمیسیون معتقد است که کشتار و مثله کردن کودکان، بخش جدایی‌ناپذیر از راهبردی بوده که هدف آن، قطع تداوم زیستی و نابودی امکان وجود آینده برای جامعهٔ فلسطینی در نوار غزه بوده است و از این رو، هیچ بهانه‌ای همچون «دفاع از خود» یا «مبارزه با تروریسم» نمی‌تواند این اقدامات را توجیه کند.

آنچه در ادامهٔ این گزارش، تصویر را بسیار تراژیک‌تر می‌کند، توصیف وضعیت بازماندگان این حملات است. محققان کمیسیون واژهٔ «محو شدن کودکی» را برای توصیف وضعیت کودکان غزه به کار برده‌اند؛ نسلی که نه تنها با مرگ و سوگ هم‌سالان خود مواجه شده، بلکه خود نیز از شدیدترین آسیب‌های روحی و جسمی، معلولیت‌های مادام‌العمر، یتیمی، بی‌خانمانی مکرر، گرسنگی و فروپاشی کامل نظام آموزشی و درمانی رنج می‌برد. این گزارش با صراحت اعلام می‌کند که کودکی در غزه به مفهومی که در سایر نقاط جهان شناخته می‌شود، دیگر وجود خارجی ندارد و جایش را به هراس مزمن، ناامیدی و مرگ تدریجی آرزوها و استعدادها داده است. بر اساس یافته‌های این کمیسیون، تقریباً تمامی کودکان ساکن غزه به نوعی به حمایت روانی فوری و طولانی‌مدت نیاز دارند و ناتوانی جسمی به یکی از ویژگی‌های جمعیتی غالب در میان این کودکان تبدیل شده است. در این میان، مسئلهٔ یتیمی به یک بحران جدی و بی‌سابقه مبدل گشته است؛ چرا که هزاران کودک که سرپرستان خود را در حملات از دست داده‌اند، اکنون در میان خرابه‌ها و بدون هیچ گونه پشتوانهٔ خانوادگی و اجتماعی، با آینده‌ای مبهم و تاریک مواجه هستند. این گزارش همچنین به تأثیر مخرب حملات بر توان باروری و سلامت مادران باردار اشاره می‌کند و افزایش سقط‌های خودبه‌خودی و زایمان‌های زودرس را ناشی از فشارهای روحی و کمبود شدید امکانات درمانی می‌داند و اینگونه نتیجه‌گیری می‌کند که حتی کودکانی که زنده می‌مانند، با شرایطی سلامت متولد می‌شوند که از همان ابتدا، بقا و رشد سالم برای آنها با موانع جدی روبروست. این ابعاد پنهان فاجعه، یعنی آسیب‌هایی که به نسل‌های آینده منتقل می‌شود، از نگاه ناظران بیرونی اغلب پنهان می‌ماند، اما کمیسیون با گنجاندن آنها در گزارش خود، نشان داده که نسل‌کشی تنها به مرگ آنی محدود نمی‌شود، بلکه به معنای نابودی تدریجی تمامی شاخص‌های زیستی، روانی و اجتماعی یک جامعه نیز هست.

یکی از برجسته‌ترین بخش‌های این گزارش، که می‌تواند در هر دادگاه جنایی بین‌المللی به عنوان مدرکی کافی برای اثبات عمدی بودن حملات مطرح شود، تحلیل الگوی استفاده از سلاح‌های انفجاری با تناژ بالا و بمب‌های با قابلیت تخریب گسترده در محله‌های مسکونی پرجمعیت است. کمیسیون با بررسی صدها واقعه، به این نتیجه رسیده که با وجود افزایش بی‌سابقهٔ تلفات کودکان در چنین حملاتی، ارتش اسرائیل نه تنها از استفاده از این سلاح‌ها دست برنداشته، بلکه دامنهٔ آن را نیز گسترش داده است. این رفتار تکراری و بی‌توجه به پیامدهای انسانی، به گفتهٔ محققان، به روشنی نشان‌دهندهٔ آن است که این حملات تصادفی یا ناشی از خطای اطلاعاتی نبوده، بلکه عامدانه صورت گرفته‌اند. گزارش می‌افزاید که در بسیاری از موارد، نیروهای اسرائیلی جمعیت غیرنظامی را به دلیل ارتباط انتزاعی و کلی با گروه‌های مسلح فلسطینی، هدف قرار داده‌اند و این نگرش، که در آن همهٔ غیرنظامیان به مثابه تهدید تلقی می‌شوند، خود یکی از مصادیق بارز نقض اصل تفکیک در حقوق بین‌الملل بشردوستانه است. این کمیسیون حتی تا آنجا پیش رفته که لشکرها، تیپ‌ها و یگان‌های خاص نظامی اسرائیل را که در ارتکاب این جنایات در غزه و همچنین کرانهٔ باختری نقش داشته‌اند، به طور مشخص نام برده و از دادستان‌های بین‌المللی خواسته است تا مسئولیت کیفری فرماندهان و عاملان این حملات را مورد پیگرد قرار دهند. چنین سطحی از دقت و جسارت در نام‌بردن از واحدهای نظامی مشخص، این گزارش را از یک سند تحلیلی صرف به یک کیفرخواست عملیاتی تبدیل کرده است که می‌تواند مبنای اقدامات قضایی در آینده قرار گیرد.

گذشته از حملات مستقیم نظامی، بخش عظیمی از فاجعه را شرایط تحمیلی بر غزه تشکیل می‌دهد که خود به اندازهٔ بمباران، کشنده و مرگبار عمل کرده است. کمیسیون به روشنی به این نکته اشاره کرده است که محاصرهٔ طولانی، ممنوعیت ورود مواد غذایی، دارو و سوخت، و نیز جابجایی‌های اجباری مکرر، زمینه‌ساز مرگ و میر گسترده در میان کودکان شده است. این شرایط، که بسیاری از کارشناسان آن را مصداق «مجازات دسته‌جمعی» می‌دانند، باعث شده است که سوءتغذیه حاد و کمبود ویتامین‌ها و مواد معدنی ضروری، به یک اپیدمی فراگیر در میان نوزادان و خردسالان تبدیل شود و سیستم ایمنی بدن آنان را چنان تضعیف کند که حتی بیماری‌های قابل درمان نیز به مرگ منجر شوند. همچنین حملات مکرر به مراکز بهداشتی، بیمارستان‌ها و کلینیک‌های تخصصی زنان و زایمان، که توسط این کمیسیون به عنوان جنایت علیه بشریت ثبت شده است، دسترسی مادران باردار به مراقبت‌های اولیه را به شدت محدود کرده و موجب افزایش مرگ و میر نوزادان و عوارض جبران‌ناپذیر در دوران جنینی شده است. در این میان، فروپاشی کامل نظام آموزش عمومی نیز به معنای آن است که نسل جدید فلسطین نه تنها از حق حیات و سلامت، بلکه از حق دانایی و رشد فکری نیز محروم شده است و این خلأ آموزشی، آینده‌ای را رقم خواهد زد که در آن کودکان بازمانده، فاقد مهارت‌های لازم برای بازسازی زندگی خود و جامعه‌شان خواهند بود. به عبارت دیگر، این گزارش نشان می‌دهد که نسل‌کشی در غزه فقط از طریق گلوله و بمب انجام نمی‌شود، بلکه از طریق گرسنگی، بیماری، جهل و ناامیدی نیز تداوم می‌یابد و تمامی این عناصر در کنار یکدیگر، چرخه‌ای از نابودی را شکل می‌دهند که شکستن آن نیازمند دخالت فوری و همه‌جانبهٔ جامعهٔ بین‌المللی است.

دامنهٔ این تحقیق و جنایات مستند در آن، اما به نوار غزه محدود نشده و کمیسیون با نگاهی فراگیر، وضعیت کودکان فلسطینی در کرانهٔ باختری، از جمله در شرق بیت‌المقدس را نیز مورد بررسی قرار داده است. بر اساس یافته‌های این بخش از گزارش، در کرانهٔ باختری نیز شاهد افزایش چشمگیر خشونت‌های شهرکنشینان علیه کودکان هستیم که بسیاری از آنها با حمایت یا سکوت نیروهای نظامی اسرائیل صورت می‌گیرد. این حملات که گاه به صورت مستقیم و گاه با تخریب اموال و ایجاد رعب و وحشت انجام می‌شود، زندگی روزمرهٔ کودکان فلسطینی را به کابوسی از ترس و ناامنی تبدیل کرده است. اما فراتر از این، کمیسیون به شواهدی از شکنجه، خشونت جنسی و بدرفتاری سیستماتیک با کودکان فلسطینی در جریان بازداشت‌های گسترده در این منطقه دست یافته است. گزارش می‌گوید که کودکان، به ویژه پسران، در مراکز بازداشت موقت و زندان‌های اسرائیل، در معرض برهنه کردن اجباری، کتک‌کاری مکرر، محرومیت از غذا و آب، و فشارهای روانی شدید قرار گرفته‌اند که همگی آن را می‌توان مصداق «شکنجه» و «رفتار تحقیرآمیز» در چارچوب قوانین بین‌المللی حقوق بشر دانست. این کمیسیون این اقدامات را نه حوادثی منفرد، بلکه بخشی از یک سیاست فراگیر برای خرد کردن ارادهٔ جامعهٔ فلسطینی و جلوگیری از هرگونه مقاومت یا پایداری در برابر اشغالگری ارزیابی کرده است. این ابعاد از گزارش، نشان از آن دارد که نقض حقوق کودکان فلسطینی، یک پدیدهٔ جغرافیایی محدود نیست، بلکه در تمامی سرزمین‌های تحت اشغال، با الگوهای مشابه و با انگیزه‌های یکسان در حال وقوع است و نهادهای بین‌المللی باید با این واقعیت تلخ روبرو شوند که یک سیستم قضایی و امنیتی تمام‌عیار، در حال سرکوب و نابودی نسل جوان فلسطین در هر نقطه‌ای که حضور دارند، می‌باشد.

در بخش نتیجه‌گیری این گزارش جامع و هشداردهنده، کمیسیون یک بار دیگر بر این نکته تأکید می‌ورزد که اقدامات اسرائیل در غزه، همچنان مصداق بارز جرم نسل‌کشی است و این نتیجه‌گیری نه بر پایهٔ یک تحلیل سیاسی، بلکه بر اساس معیارهای حقوقی معتبر و قابل استناد صورت پذیرفته است. این در حالی است که پیش از این نیز در گزارش‌های قبلی این کمیسیون، اسرائیل به ارتکاب نسل‌کشی در غزه متهم شده بود، اما مقامات اسرائیلی همواره این اتهامات را مردود شمرده و گزارش‌های این نهاد را متعصبانه و فاقد بی‌طرفی خوانده‌اند. با این وجود، کمیسیون با انتشار این گزارش جدید که بر اساس داده‌های به‌روز شده و شواهد عینی تهیه شده است، پاسخگوی این انتقادات بوده و بر استحکام یافته‌های خود پای فشرده است. این نهاد تحقیقی از تمامی کشورهای عضو سازمان ملل متحد خواسته است تا با جدیت بیشتری موضوع پاسخگویی جنایتکاران جنگی را پیگیری کنند و اجازه ندهند که این جنایات بدون مجازات باقی بمانند. در شرایطی که بر اساس آمار وزارت بهداشت فلسطین، تعداد کل کشته‌شدگان در غزه از هفتاد و سه هزار نفر فراتر رفته است، این گزارش می‌تواند نقطهٔ عطفی در افکار عمومی جهان و نیز روندهای حقوقی در دادگاه کیفری بین‌المللی ایجاد نماید. با این حال، آنچه کمیسیون را بیش از هر چیز نگران می‌کند، این واقعیت است که با وجود تمامی این شواهد و مستندات، هنوز جامعهٔ بین‌المللی به اجماع عملی برای توقف این فاجعه دست نیافته است و هزاران کودک همچنان زیر آوارهای غزه و در زندان‌های کرانهٔ باختری، چشم به راه آینده‌ای دوخته‌اند که هر روز تاریک‌تر از دیروز می‌شود. در نهایت، گزارش با این جملهٔ تلخ و گزنده به پایان می‌رسد که ویرانی‌های وارد شده بر کودکان غزه، نه پیامد جانبی جنگ، بلکه مدرکی انکارناپذیر بر سیاستی عمدی است که هدف آن، تضعیف بنیادهای وجودی آیندهٔ ملت فلسطین است و این هشداری است که اگر جهان به آن توجه نکند، وجدان جمعی بشر برای همیشه لکه‌دار خواهد ماند.

بیشتر از مجله جنوب جهانی-بررسی مسائل جنوب جهانی – سال بیستم کشف کنید

برای ادامه خواندن و دسترسی به آرشیو کامل، اکنون مشترک شوید.

ادامه مطلب