
نویسنده: ژانگ جینگجوان / خبرگزاری ناظر (گوانچاژن)
ترجمه مجله جنوب جهانی
دهههاست که کشورهای عربی حاشیهٔ خلیجفارس، اتحاد با آمریکا را سنگبنای امنیت و ثبات راهبردی خود میدانند. اما زیادهخواهی دولت ترامپ در اوایل امسال، که با همکاری اسرائیل دست به حملهٔ نظامی نسنجیدهای علیه ایران زد، و سپس عقبنشینی شتابزده و امضای تفاهمنامه با تهران، متحدان عربی وابسته به واشنگتن را در سرگشتگی و حیرت عمیقی فرو برده است.
شبکهٔ خبری سیانان (CNN) روز ۲۵ ژوئن، به نقل از حسن الحسن، پژوهشگر ارشد مؤسسهٔ مطالعات راهبردی بینالمللی (IISS)، گزارش داد که از نگاه کشورهای عربی حاشیهٔ خلیجفارس، جنگ با ایران نقطهعطفی فاجعهبار در نظم امنیتی منطقه بوده است. تفاهمنامهٔ ایران و آمریکا، بخشی از روند عقبنشینی ایالات متحده از این منطقه به شمار میرود. الحسن تأکید کرد: «خروج آمریکا از خلیجفارس و همزمان انتقال منابع مالی و اقتصادی به ایران، احتمالاً جسارت تهران را بیش از پیش افزایش خواهد داد.»
اکنون کشورهای حاشیهٔ خلیجفارس بار دیگر با پرسشی بنیادین روبرو شدهاند: حمایت آمریکا، در عمل، چه معنایی دارد؟
هفتهٔ گذشته، ایران و آمریکا تفاهمنامه را بهصورت از راهدور امضا کردند و پنجرهٔ شصتروزهای برای مذاکره گشودند. به گزارش رویترز، مارکو روبیو، وزیر امور خارجهٔ آمریکا، برای دلجویی از متحدان، این هفته با رهبران کشورهای عربی حاشیهٔ خلیجفارس دیدار و تفاهمنامه را به آنها معرفی خواهد کرد. بااینحال، نگرانی این کشورها از آن است که امتیازهای بیش ازحد آمریکا به ایران، قدرت تهران را افزایش داده و معادلات امنیتی منطقه و جریان تأمین نفت را دگرگون کند.
بر اساس برنامه، روبیو روز ۲۳ ژوئن در امارات متحدهٔ عربی با مقامات مربوطه دیدار کرده و سپس راهی کویت و بحرین خواهد شد تا با مقامات شورای همکاری خلیجفارس (GCC) گفتوگو کند. شش عضو این شورا همگی از متحدان راهبردی آمریکا محسوب میشوند و طی حملات نظامی آمریکا و اسرائیل علیه ایران، سطوح مختلفی از پشتیبانی لجستیکی را در اختیار واشنگتن قرار دادند و بههمین سبب، هدف حملات تلافیجویانهٔ ایران نیز قرار گرفتند.
۲۵ ژوئن ۲۰۲۶، منامه، بحرین – مارکو روبیو، وزیر خارجهٔ آمریکا، در جریان سفر به خاورمیانه، در هتل ریتز-کارلتون با فیصل بن فرحان، وزیر خارجهٔ عربستان، دیدار کرد.
بر اساس این گزارش، روبیو در این سفر میکوشد تا کشورهای حاشیهٔ خلیجفارس را متقاعد کند که تعهدات امنیتی آمریکا همچنان پابرجاست. او روز ۲۴ ژوئن در کویت اعلام کرد که آمریکا در مذاکرات با ایران، به منافع متحدان عرب خود آسیب نخواهد زد. روبیو به خبرنگاران گفت: «میخواهیم موضع خود را تأکید کنیم و گفتوگو با آنها را آغاز نماییم. دربارهٔ تمام تصمیمات مرتبط با مذاکره، با آنها مشورت خواهیم کرد. هیچاقدامی که امنیت متحدانمان را به خطر اندازد، انجام نخواهیم داد.»
گزارشها حاکی از آن است که کشورهای حاشیهٔ خلیجفارس پیشتر با توافق هستهای ۲۰۱۵ که در دولت اوباما منعقد شد، مخالفت کرده بودند و هنگامی که ترامپ در ۲۰۱۸ آن را لغو کرد، از این اقدام استقبال نمودند. اما توافق جدید ایران و آمریکا، بهاحتمال زیاد نگرانی آنها را برمیانگیزد، چه اینکه پارهای از مسائل حلنشده را همچنان بهجا گذاشته و هماکنون نیز در مرحلهای قرار دارند که الحسن از آن به «دورهٔ ازدسترفتن اعتماد به آمریکا» یاد میکند. یک دیپلمات ارشد یکی از کشورهای حاشیهٔ خلیجفارس به سیانان گفت که این درگیری نشان داده «ایران مدتی است که برنامهای جامع برای کشورهای منطقه طراحی کرده است.»
از سوی دیگر، تفاهمنامهٔ ایران و آمریکا شامل موضوع موشکی نمیشود، درحالیکه بسیاری از کشورهای حاشیهٔ خلیجفارس، این موضوع را از فعالیتهای هستهای ایران فوریتر میدانند. روبیو در این باره گفت که آمریکا در مسئلهٔ موشکی ایران «کاملاً با شرکای خود در منطقه همراستا خواهد بود»، اما ترامپ هفتهٔ گذشته این موضوع را کماهمیت جلوه داد و عنوان کرد که اگر عربستان و قطر دارای موشک بالستیک باشند، نبودن چنین توانی برای ایران، قدری ناعادلانه به نظر میرسد.
سیانان همچنین گزارش داد که این توافق نیازمند مشارکت کشورهای حاشیهٔ خلیجفارس است؛ چراکه شامل صندوق بازسازی ایران به مبلغ ۳۰۰ میلیارد دلار میشود. اگرچه جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، پیشتر اعلام کرده بود که این مبلغ باید از سوی کشورهای حاشیهٔ خلیجفارس تأمین شود، اما شواهد اندکی بر موافقت آنها با این پرداخت وجود دارد. عربستان اعلام کرده که «هیچ اطلاعات دقیقی» از این پیشنهاد در اختیار ندارد و قطر نیز اگرچه ابراز علاقه کرده، اما هنوز توافقنامهای را امضا نکرده است. روبیو نیز روز ۲۳ ژوئن گفت که در این سفر از متحدان خود درخواست تأمین مالی ۳۰۰ میلیارد دلاری نخواهد کرد و آن را «موضوعی که هنوز در دستورکار قرار نگرفته» توصیف نمود.
حسن الحسن، پژوهشگر ارشد IISS، در گفتوگو با سیانان تأکید کرد که از نگاه کشورهای عربی حاشیهٔ خلیجفارس، جنگ ایران نقطهعطفی فاجعهبار در نظم امنیتی منطقه بوده و تفاهمنامهٔ ایران و آمریکا نیز بخشی از روند عقبنشینی واشنگتن از این منطقه به شمار میرود. بهگفتهٔ او، «خروج آمریکا از خلیجفارس و انتقال همزمان منابع مالی و اقتصادی به ایران، میتواند به جسارت بیشتر تهران دامن بزند.» بااینحال، بهگفتهٔ وی، کشورهای عربی حاشیهٔ خلیجفارس همچنان از توافق آتشبس حمایت میکنند، چراکه «یک توافق بد، باز هم بسیار بهتر از جنگ است.»
بر اساس این گزارش، کشورهای منطقه بهخوبی آگاهند که هماکنون تقریباً هیچ جایگزین قابلتوجهی برای آمریکا بهعنوان شریک اصلی امنیتی وجود ندارد. حتی اگر تأثیر امنیتی آمریکا رو به کاهش ارزیابی شود، همکاریهای اقتصادی واشنگتن با کشورهای منطقه همچنان مستحکم است و امارات متحدهٔ عربی و برخی دیگر، متعهد شدهاند که روابط خود را با آمریکا «بیش از پیش عمیقتر» سازند.
یک دیپلمات ارشد یکی از کشورهای حاشیهٔ خلیجفارس، پیش از امضای تفاهمنامه، به سیانان گفته بود که مسیر آیندهٔ روابط این کشورها با دولت ترامپ همچنان مبهم است؛ ازجمله اینکه آیا سازوکار امنیتی رسمیتری شکل خواهد گرفت که واشنگتن را موظف کند در صورت تهدید امنیت خلیجفارس، بهطور مستقیم مداخله کند. این دیپلمات همچنین اشاره کرد که با وجود این، برخی از کشورهای منطقه، مسیر تنوعبخشی به تأمین تسلیحات خود را در پیش گرفته و ترکیه را بهعنوان تأمینکنندهٔ جایگزین سلاح مد نظر قرار دادهاند.
این جنگ، رهبران کشورهای حاشیهٔ خلیجفارس را نیز ناچار کرده است که بهطور جدیتری به مسیر دستیابی به توافقی بلندمدت با ایران بیندیشند. بهگفتهٔ این دیپلمات، شمار فزایندهای از مقامات منطقه بر این باورند که نقش واشنگتن در نظام امنیتی منطقه در آینده بهمراتب کمرنگتر خواهد شد و یکی از چارچوبهای ممکن، امضای پیمان عدمتجاوز منطقهای با ایران است.
بااینحال، چگونگی اقناع ایران برای پیوستن به چنین پیمانی، چالشی دیگر است. با کاهش اعتماد کشورهای حاشیهٔ خلیجفارس به تعهدات امنیتی آمریکا، ابزارهای آنها برای تأثیرگذاری بر تهران، به حوزههایی چون تجارت، سرمایهگذاری و همکاریهای اقتصادی محدود میشود.
مقالهای تحلیلی که هفتهٔ جاری در روزنامهٔ الشرقالاوسط منتشر شد، این پرسش را مطرح کرده که آیا موقعیت کنونی ایران، آن را به اتخاذ رویکردی تهاجمی واداشته و آیا میتوان از طریق دیپلماسی، رویکرد تهران را تعدیل کرد. عبدالرحمن الراشد، تحلیلگر سرشناس عربستان، پیش از آغاز جنگ در مقالهای استدلال کرده بود که دیدگاه «ایرانی ضعیف و منزوی به نفع کشورهای حاشیهٔ خلیجفارس است» نادرست میباشد. بهزعم او، هدف نباید تضعیف دائمی جمهوری اسلامی باشد، بلکه تغییر الگوی رفتاری آن و گنجاندنش در نظمی باثباتتر در منطقه است.
اگر کشورهای حاشیهٔ خلیجفارس امروز در حال بازتعریف روابط خود با ایران هستند، بخشی از دلیل آن، بازنگری در روابطشان با واشنگتن نیز هست. فراس مقصود، مدیرکل منطقهٔ خاورمیانه و شمال آفریقا در گروه اوراسیا، در این باره گفت: «در کشورهای حاشیهٔ خلیجفارس، این باور دیرین که ”آمریکا متحدی قابلاعتماد است“ بهشدت مخدوش شده است.» بهزعم او، این جنگ، نقطهٔ پایانی بر ناامیدیهای سالهای اخیر بود که بهمرور اعتماد کشورهای عربی به تعهدات امنیتی آمریکا را فرسوده ساخته بود.
مقصود در پایان تأکید کرد: «کشورهای حاشیهٔ خلیجفارس ناگزیرند با ایران به توافق برسند، چراکه نمیتوانند بهطور کامل به آمریکا اعتماد کنند. در بلندمدت، آنها باید توان نظامی خود را نیز تقویت کنند.»
