قمار ترامپ بر سر ایران؛ ورود به دشوارترین مرحله – آنتون خلوپکوف – النا چرننکو

در


هم‌زمان با آغاز مذاکرات تفصیلی و دقیق هسته‌ای میان واشنگتن و تهران، آنتون خلوپکوف، کارشناس مسائل هسته‌ای، به ارزیابی فرآیند رقیق‌سازی اورانیوم، نقش روسیه و چشم‌انداز دست‌یابی به توافق می‌پردازد.

ترجمه مجله جنوب جهانی

ایالات متحده و ایران وارد مرحلهٔ جدیدی از مذاکرات پیرامون برنامه هسته‌ای تهران شده‌اند، اما حل پیچیده‌ترین و دشوارترین مسائل تنها به تعویق افتاده است.
در پی امضای یادداشت تفاهم اسلام‌آباد میان ایران و آمریکا، هیئت‌های عالی‌رتبهٔ دو کشور با میانجی‌گری پاکستان و قطر در سوئیس دیدار کرده‌اند. این سند چارچوبی، گشایش دیپلماتیک شکننده‌ای ایجاد کرده است، اما حل‌وفصل مسائل بنیادین هسته‌ای را به یک بازهٔ زمانی ۶۰ روزه موکول می‌کند.

هستهٔ اصلی این مناقشه بر سه محور استوار است: آیا ایران حق غنی‌سازی اورانیوم را برای خود حفظ خواهد کرد، سرنوشت ذخایر مواد به‌شدت غنی‌شدهٔ این کشور چه خواهد شد، و آیا واشنگتن می‌تواند تضامین کافی برای ابقای تهران در پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (NPT) ارائه دهد یا خیر.

آنتون خلوپکوف، مدیر مرکز انرژی و امنیت مسکو، چشم‌انداز دست‌یابی به یک توافق سریع را مبهم و نامشخص می‌داند. او در گفتگو با النا چرننکو، خبرنگار نشریهٔ کومرسانت، به تبیین محدودیت‌های این یادداشت تفاهم، چالش‌های فنی پیرامون رقیق‌سازی اورانیوم، نقش احتمالی روسیه و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، و دلایل عدم موفقیت احتمالی واشنگتن در مطالبهٔ امتیازگیری سریع از ایران پرداخت.

النا چرننکو: دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، بارها از توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵ ایران (برنامه جامع اقدام مشترک یا برجام) که در دورهٔ باراک اوباما منعقد شد، انتقاد کرده و آن را از منظر ایالات متحده توافقی «بسیار بد» خوانده است. با توجه به یادداشت تفاهمی که اخیراً میان آمریکا و ایران به امضا رسیده، آیا واشنگتن در آستانهٔ دست‌یابی به توافقی مطلوب‌تر در قبال برنامهٔ هسته‌ای ایران است؟

آنتون خلوپکوف: در یادداشت تفاهم اسلام‌آباد که به آن اشاره کردید، از میان ۱۴ بند، تنها دو بند به مسائل هسته‌ای اختصاص دارد و این بندها نیز، همانند کل سند، ماهیتی چارچوبی دارند. بر اساس این سند، جزئیات توافقات هسته‌ای باید ظرف ۶۰ روز پس از امضای یادداشت تفاهم، یعنی تا ۱۶ اوت، تدوین و نهایی شود. در نتیجه، در این مرحله بسیار زود است که برجام را با ابعاد هسته‌ای توافق جدید مقایسه کنیم، چرا که در حال حاضر هنوز پدیده‌ای ملموس برای مقایسه وجود ندارد.

آنچه می‌توان در این مقطع با درجهٔ بالایی از قطعیت فرض کرد این است که سند جدید از نظر حجم و سطح جزئیات فنی، به‌مراتب مختصرتر از برجام اولیه خواهد بود؛ توافقی که همراه با ضمایم خود بالغ بر ۱۰۰ صفحه بود. دولت ترامپ تمایلی به انعقاد توافق‌نامه‌های طولانی و انباشته از جزئیات فنی ندارد (و چه بسا برخی بگویند توانایی آن را نیز ندارد)؛ افزون بر این، تدوین چنین سند گسترده‌ای در بازهٔ زمانی تعیین‌شده امکان‌پذیر نیست. بنابراین، احتمالاً با متنی بسیار موجزتر روبه‌رو خواهیم بود.
با این حال، در مجموع، طرف‌های مذاکره‌کننده تصمیمی عاقلانه اتخاذ کردند که حل‌وفصل موضوع پیچیدهٔ هسته‌ای را فعلاً به تعویق انداختند و در گام نخست بر مسائلی تمرکز کردند که امکان توافق بر سر آن‌ها در ظرف زمانی و مکانی فعلی میسر بود. در نتیجه، صلحی شکننده برقرار شده است که بستر مناسب‌تری را برای آغاز مذاکرات جدی و ماهوی هسته‌ای فراهم می‌آورد.

چرننکو: پیش از این، دونالد ترامپ و مذاکره‌کنندگان او با سرسختی تمام اصرار داشتند که ایران به‌هیچ‌وجه نباید به غنی‌سازی اورانیوم بپردازد، هرچند که پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (NPT) این حق را برای مقاصد صلح‌آمیز به کشورها اعطا می‌کند. آیا بر اساس این یادداشت تفاهم می‌توان نتیجه گرفت که ایالات متحده مواضع خود را تغییر داده است؟ این امر چه معنایی برای ایران دارد؟

خلوپکوف: بار دیگر تأکید می‌کنم که بررسی دقیق یادداشت تفاهم اسلام‌آباد پاسخ صریح و قاطعی به این پرسش ارائه نمی‌دهد؛ چرا که عبارات مکتوب در آن بیش از حد کلی است. همان‌طور که مشهود است، تهران همواره اعلام کرده که حفظ حق غنی‌سازی اورانیوم جزء لاینفک هرگونه توافقی پیرامون برنامه هسته‌ای ایران است. در واقع، دقیقاً تمایل دولت اوباما به رسمیت شناختن این حق ایران بود که دست‌یابی به توافق هسته‌ای موسوم به برجام را در سال ۲۰۱۵ با مشارکت گروهی از کشورهای میانجی، از جمله روسیه، امکان‌پذیر ساخت.
برداشت من از یادداشت تفاهم اسلام‌آباد این است که ایران متعهد شده تا زمان انعقاد توافق نهایی با آمریکا، تاسیسات جدیدی برای غنی‌سازی اورانیوم احداث نکند، و در مقابل، واشنگتن نیز حق تهران برای بهره‌برداری صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای را به رسمیت می‌شناسد، هرچند این موضوع به صراحت در متن سند ذکر نشده است. با این حال، اینکه آیا ایالات متحده آمادگی خواهد داشت تا حق غنی‌سازی اورانیوم را به عنوان بخشی از این حق کلان به رسمیت بشناسد یا خیر، موضوع مذاکرات آتی خواهد بود.
در حال حاضر، از یک سو جی. دی. ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، اظهار می‌دارد که توافق جدید بر خلاف برجام، اجازه غنی‌سازی اورانیوم را به ایران نخواهد داد. از سوی دیگر، طبق یادداشت تفاهم اسلام‌آباد، سطح غنی‌سازی ذخایر اورانیوم موجود در ایران، از جمله اورانیوم با غنای بالا، از طریق فرآیند رقیق‌سازی کاهش می‌یابد. خود فرآیند رقیق‌سازی نیازمند فناوری غنی‌سازی نیست؛ اما تولید مادهٔ رقیق‌کننده در صورتی که هدف، استفادهٔ بهینه و آتی از مادهٔ حاصله در بخش انرژی هسته‌ای باشد، ممکن است مستلزم به‌کارگیری چنین فناوری خاصی باشد.
چنانچه ارادهٔ سیاسی لازم وجود داشته باشد، تهران و واشنگتن می‌توانند گزینه‌های سازش‌کارانه و بینابینی را مدنظر قرار دهند؛ برای نمونه، ایران می‌تواند مشابه آنچه در برجام مقرر شده بود، حجم و سطح غنی‌سازی اورانیوم را برای دوره‌ای معین به‌طور موقت محدود کند، یا حتی به عنوان یک اقدام مبتنی بر حسن نیت، غنی‌سازی اورانیوم را برای مدتی مشخص به حالت تعلیق درآورد، مشروط بر اینکه اورانیوم غنی‌شدهٔ کافی در سطح مورد نیاز برای راه‌اندازی رآکتور تحقیقاتی تهران و سایر تأسیسات هسته‌ای پژوهشی ایران در اختیار داشته باشد.

چرننکو: تا آنجا که من متوجه شده‌ام، مسئلهٔ ذخایر اورانیوم با غنای بالای ایران (تا ۶۰ درصد) که حدود ۴۰۰ کیلوگرم برآورد می‌شود، قرار است در داخل این کشور و از طریق رقیق‌سازی تحت نظارت آژانس بین‌المللی انرژی اتمی (IAEA) حل‌وفصل شود. آیا ایران شرایط و بسترهای لازم را برای این اقدام داراست؟ آیا آژانس از تجربهٔ کافی در نظارت بر چنین عملیاتی برخوردار است؟ این فرآیند با چه سرعتی می‌تواند به اتمام برسد؟ اورانیوم تا چه سطحی رقیق خواهد شد و پس از آن برای چه مصارفی کاربرد خواهد داشت؟

خلوپکوف: از منظر تئوریک، فناوری رقیق‌سازی اورانیوم با غنای بالا (HEU) در سراسر جهان کاملاً شناخته‌شده است. با این حال، تنها معدودی از کشورها تجربهٔ عملی در این زمینه دارند. ایران پیش از این نیز رقیق‌سازی اورانیوم با غنای بالا را به صورت موردی انجام داده است، اما نه در مقیاس وسیعی که اکنون مورد نیاز است.
روسیه گسترده‌ترین تجربه را در زمینهٔ رقیق‌سازی مقرون‌به‌صرفهٔ اورانیوم با غنای بالا و متعاقباً استفاده از محصول حاصل از آن در بخش انرژی هسته‌ای داراست. در کشور ما، ۵۰۰ تن متری اورانیوم با غنای بالا که مازاد بر نیازهای دفاع ملی تشخیص داده شده بود، تا سطوح غنای پایین رقیق‌سازی شد.
بنابراین، در صورت بروز مشکلات فنی در ایران، مشروط به تمایل طرف‌های ذی‌ربط، کارشناسان روسی می‌توانند کمک‌های لازم را ارائه دهند.
این امر در مورد آژانس بین‌المللی انرژی اتمی نیز صدق می‌کند، چرا که این نهاد در فعالیت‌های خود از تجارب کشورهای عضو بهره می‌گیرد و بازرسان روسی را به کار می‌گمارد؛ این بازرسان می‌توانند شامل متخصصانی باشند که از تجربه و مهارت لازم برخوردارند. روسیه در «برنامهٔ حمایت از پادمان‌های آژانس» مشارکت دارد و به طور مستمر کمک‌های مقتضی را به این سازمان ارائه می‌دهد.
سطحی که اورانیوم تا آن حد رقیق می‌شود، تا حد زیادی بر اساس کاربرد مورد نظر آن تعیین خواهد شد. به عنوان مثال، در ایران رآکتور تحقیقاتی تهران وجود دارد که در دههٔ ۱۹۶۰ توسط ایالات متحده تأمین شد و در حال حاضر از سوخت غنی‌شدهٔ ۲۰ درصدی استفاده می‌کند. فرآیند تولید سوخت در خود ایران بومی‌سازی شده و این یک گزینهٔ پیش‌رو است. با این حال، باید میزان سوخت مورد نیاز رآکتور تحقیقاتی تهران را مدنظر قرار داد؛ رآکتوری که ظرفیت ناچیز آن تنها ۵ مگاوات است، یعنی معادل نیم درصد از ظرفیت واحد نخست نیروگاه هسته‌ای بوشهر. طرف ایرانی ممکن است پروژه‌ها و تأسیسات تحقیقاتی دیگری را برای استفاده از این مواد برگزیند. شایان ذکر است که این مواد برای نیروگاه هسته‌ای بوشهر کاربردی ندارند، هم به دلیل ویژگی‌های فنی (ترکیب ایزوتوپی) و هم به این دلیل که شرکت دولتی روس‌اتم، محموله‌های کامل سوخت هسته‌ای این نیروگاه را تأمین می‌کند.
جدول زمانی اجرای عملیات رقیق‌سازی به نحوهٔ استفاده از محصول نهایی، توانمندی‌های فنی ایران و عوامل سیاسی بستگی خواهد داشت. به بیان ساده، این امر منوط به میزان تمایل و توانایی واشنگتن در ایفای تعهدات خود در چارچوب توافق است. رصد روزهای نخستین اجرای یادداشت تفاهم اسلام‌آباد نشان می‌دهد که ایران مایل است فرآیند رقیق‌سازی اورانیوم با غنای بالا را به صورت گام‌به‌گام، بدون شتاب‌زدگی و مشروط به اجرای تعهدات از سوی واشنگتن پیش ببرد. رویکرد ایالات متحده مبنی بر «اول امتیاز، بعد پرداخت» در این مورد کارگر نخواهد افتاد.

چرننکو: دست‌یابی به توافق در بخش هسته‌ای ظرف مدت ۶۰ روز تا چه حد واقع‌بینانه است؟ با توجه به اینکه مذاکرات برجام چقدر به درازا کشید…

خلوپکوف: تجارب حاصل از مذاکرات پیشین پیرامون مسائل هسته‌ای، از جمله موضوع هسته‌ای ایران، نشان می‌دهد که تحقق این امر فوق‌العاده دشوار خواهد بود. بسیار محتمل است که مدت این مذاکرات تمدید شود.
عدم حضور کارشناسان فنی و متخصصان غنی‌سازی اورانیوم در تیم مذاکره‌کنندهٔ آمریکا، دستیابی به یک توافق سریع را تسهیل نخواهد کرد. افزون بر این، کشورهایی که در حال حاضر نقش میانجی را ایفا می‌کنند، فاقد تخصص و تجربهٔ لازم برای مشارکت در چنین پروژه‌هایی هستند. در میان میانجی‌های فعالِ نام‌برده، تنها پاکستان مجهز به فناوری غنی‌سازی اورانیوم است. در عین حال، پاکستان که بیش از ۲۰ سال پیش بستر ظهور و توسعهٔ فناوری غنی‌سازی اورانیوم را در ایران تسهیل کرد، عضو پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای نیست و حضور آن به عنوان مشارکت‌کننده در هرگونه سازوکار رقیق‌سازی اورانیوم میان آمریکا و ایران، از منظر سیاسی و حقوقی چالش‌برانگیز خواهد بود.

چرننکو: آژانس بین‌المللی انرژی اتمی چه نقشی می‌تواند یا باید در توافق احتمالی آتی میان ایالات متحده و ایران ایفا کند؟

خلوپکوف: ایران و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی دارای یک موافقت‌نامهٔ پادمان فعلی هستند که بر اساس آن، بازرسان آژانس همچنان از تأسیسات هسته‌ای که از حملات ایالات متحده و اسرائیل مصون مانده‌اند، بازدید می‌کنند. این موافقت‌نامه فرآیند رقیق‌سازی اورانیوم را نیز به‌طور کامل تحت پوشش قرار خواهد داد؛ از این رو نیازی به ایجاد یک چارچوب حقوقی جدید نیست.
همچنین ابزارها و برنامه‌های آژانس می‌توانند برای بهره‌گیری از تخصص فنی کشورهای عضو و در اختیار قرار دادن آن به ایران جهت سازمان‌دهی یک فرآیند رقیق‌سازی مقرون‌به‌صرفه مورد استفاده قرار گیرند، مشروط بر اینکه به چنین کمکی نیاز باشد؛ به عنوان مثال، در صورتی که طرفین توافق، یعنی ایران و آمریکا، به دلایل سیاسی آمادگی پذیرش مستقیم چنین کمک‌هایی را از یک کشور ثالث یا گروهی از کشورها نداشته باشند.

چرننکو: دربارهٔ زیرساخت‌های هسته‌ای ایران که توسط ایالات متحده و اسرائیل بمباران شد، چه اطلاعاتی در دست است؟ آیا ارزیابی میزان خسارت وارده به برنامهٔ هسته‌ای ایران امکان‌پذیر است؟

خلوپکوف: در این باره تنها می‌توان به گمانه‌زنی بسنده کرد. اطلاعات دقیقی در این زمینه در منابع آشکار وجود ندارد، چرا که ایران بیم دارد این اطلاعات برای برنامه‌ریزی حملات بعدی علیه زیرساخت‌های هسته‌ای کشور مورد سوءاستفاده قرار گیرد. من بر این باورم که خسارات جدی وارد شده است، اما به‌کارگیری عبارت «غبار هسته‌ای» چیزی بیش از یک شگرد تبلیغاتی از سوی پرزیدنت ترامپ نیست و ایران موفق شده است تا حد زیادی ذخایر مواد هسته‌ای و دانش تخصصی خود را در زمینهٔ غنی‌سازی اورانیوم حفظ کند. این حملات برای ایران غافلگیرکننده نبود؛ در نتیجه، ایران پتانسیل بازسازی کامل زیرساخت‌های خود و چه بسا گسترش آن را حفظ کرده است.

چرننکو: آیا دلیلی وجود دارد که باور کنیم ایران، صرف‌نظر از هرگونه یادداشت تفاهم یا توافق، اکنون ممکن است برای ساخت یک دستگاه انفجاری هسته‌ای تلاش کند؟ با توجه به اینکه این کشور پیش از این دو بار مورد حملهٔ ایالات متحده و اسرائیل قرار گرفته، در حالی که دونالد ترامپ جرئت بمباران برنامهٔ هسته‌ای کره شمالی را پیدا نکرد.

خلوپکوف: مادهٔ ۱۰ پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (NPT) به کشورها اجازه می‌دهد در راستای اعمال حق حاکمیت خود، با ارائهٔ یک پیش‌آگهی سه‌ماهه به شورای امنیت سازمان ملل متحد و تمامی طرف‌های متعهد، از این پیمان خارج شوند. کره شمالی در سال ۲۰۰۳ تصمیم خود را برای استناد به این ماده و خروج از NPT اعلام کرد. از آن زمان تاکنون، پیونگ‌یانگ شش آزمایش هسته‌ای انجام داده و جایگاه خود را به عنوان یک کشور دارندهٔ سلاح هسته‌ای در قانون اساسی خود تثبیت کرده است. انگیزهٔ اصلی پشت تصمیم کره شمالی برای خروج از این پیمان، دغدغه‌های امنیتی این کشور، به‌ویژه در مواجهه با تهدیدات ایالات متحده بود.
آخرین باری که در نوامبر ۲۰۲۵ از تهران بازدید کردم، بحث‌های داغی میان کارشناسان ایرانی جریان داشت مبنی بر اینکه آیا کشور باید در NPT باقی بماند یا خیر؛ چرا که این پیمان از سوی ایالات متحده و کشورهای غربی به عنوان ابزاری برای اعمال فشارهای اقتصادی و سیاسی علیه ایران استفاده می‌شد، بدون آنکه دسترسی این کشور به بهره‌برداری صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای را تضمین کند.
تجاوزات ایالات متحده و اسرائیل که از اواخر فوریه آغاز شد، این پرسش بنیادین را در تهران به منصهٔ ظهور رسانده است که چگونه می‌توان از دور بعدی حملات پیشگیری کرد و حاکمیت ملی کشور را پاس داشت. در این سیاق، گمان نمی‌کنم به خطا رفته باشم اگر بگویم که در پی رویدادهای اخیر، شمار مدافعان دستیابی به سلاح هسته‌ای به میزان چشمگیری افزایش یافته است.
بنابراین، لازم است محرک‌ها و انگیزه‌ها به گونه‌ای تعدیل شوند که تهران موضوع تداوم حضور خود در NPT و به‌طور کلی سیاست هسته‌ای خویش را مورد بازبینی جدی قرار دهد. توافقات جدید با ایالات متحده، چنانچه بر پایهٔ اصل اقدام متقابل حاصل شوند، می‌توانند سهم بسزایی در این فرآیند داشته باشند. دست‌یابی به توافق میان آمریکا و ایران در موضوع هسته‌ای همچنین می‌تواند زمینهٔ ازسرگیری فعالیت‌های همه‌جانبه در فاز دوم نیروگاه هسته‌ای بوشهر را فراهم آورد؛ شایان ذکر است که متخصصان روسی پس از آغاز درگیری‌ها و حملات به زیرساخت‌های این نیروگاه، از محل تخلیه شده بودند.

بیشتر از مجله جنوب جهانی-بررسی مسائل جنوب جهانی – سال بیستم کشف کنید

برای ادامه خواندن و دسترسی به آرشیو کامل، اکنون مشترک شوید.

ادامه مطلب