
میثم طاهری
شاید بتوان از منظر یک مارکسیست و چپگرا، با بسیاری از تصمیمات، رویکردها و اهداف سیاسی آیتالله خامنهای مرزبندی و مخالفت داشت؛ بهویژه آنکه در طول تاریخ چهل و چند ساله میهنمان، کمونیستها همواره هزینههای سنگینی در مسیر عدالتخواهی و مقاومت پرداختهاند. با این حال، پایداری استوار و آشتیناپذیر او بر اصل میهندوستی، ایستادگی سرسختانه در برابر امپریالیسم و دفاع بیقیدوشرط از آرمان فلسطین، اصولی نیستند که هیچ انسان باشرفی بتواند در روز وداع و خاکسپاری او، در قبالشان سکوت اختیار کند.
غروب یک پرچمدار، پایان یک مشی نیست؛ آغاز داوری تاریخ است. برای یک تحلیلگر ضدامپریالیسم که چشم به افقهای شرق و قیام علیه سلطه دارد، وداع با رهبری که عمر خود را در خط مقدم نبرد با هژمونی غرب سپری کرد، حادثهای نیست که بتوان بهسادگی از کنار آن گذشت. فردا، خاک ایران آغوش میگشاید تا پیکر آیتالله سید علی خامنهای را در میان طوفانی از جمعیت و در حضور فرستادگان بلندپایه جبهه ضد یکجانبهگرایی، از جمله متحدان استراتژیک شرق، به سوی آرامگاه ابدی بدرقه کند. این خروش بیسابقه، تکریم شخصیتی است که استقلال را نه به عنوان یک شعار سیاسی، بلکه به عنوان روحی دمیده در کالبد این مرز و بوم معنا کرد؛ رهبری که در تندباد تروریسم سازمانیافته بینالمللی، جان خود را فدای صیانت از حاکمیت ملی نمود و خطوط مبارزه با استعمار را فراتر از مرزهای نظری سنتی ترسیم کرد.
بسیاری بر این باور کلیشهای اصرار داشتند که افق دید یک رهبر دینی محسور در مرزهای شریعت باقی میماند، اما مکتب فکری و خطابههای تحولآفرین او، خط بطلانی بر این فرضیه بود. آیتالله خامنهای دکترین «ایران قوی و مستقل» را در ستیغ آرمانهای خود قرار داد؛ آرمانی که نه در تقابل با باورهای اعتقادی، بلکه در امتداد هویت کهن و اصالت ایرانی تعریف میشد. او بارها تاکید داشت که وطندوستی و پایبندی به ارزشها، دو روی یک سکهاند و دفاع از تمامیت ارضی، نخستین فرض پایدار در تداوم حیات یک ملت است. در منش او، خصومت مستکبران عالم نه با یک نظام سیاسی خاص، بلکه با ذاتِ یک ایرانِ مقتدر، پیشرو و بینیاز از بیگانگان بود؛ امانتی تاریخی که سازش بر سر آن، چیزی جز فروافتادن در ورطه تحقیر ملی نبود.
امپریالیسم نوین پیش از آنکه با تسلیحات سخت هجوم آورد، با ابزار نفوذ، تحقیر هویتی و گسستن پیوندهای زبانی، هویت ملتها را نشانه میرود. آیتالله خامنهای با درک عمیق از این شبیخون معرفتی، صیانت از زبان فارسی را به عنوان یکی از حیاتیترین سنگرهای دفاع ملی تبیین کرد. او افتخار به این میراث کهن را فراتر از یک همبستگی قومی، نماد اقتدار و عامل همگرایی تمامی ساکنان این فلات پهناور میدانست. نگاه تمدنی او، افقی را ترسیم میکرد که در آن، ایران به چنان مرجعیتی از تولید علم دست یابد که پویندگان دانش در سراسر جهان، خود را نیازمند فراگیری این زبان فاخر بدانند؛ تلاشی برخاسته از رویکرد انقلابی برای شکستن انحصار زبانی و فرهنگی غرب.
در پهنه شطرنج خونبار بینالمللی، موضع قاطع و سازشناپذیر او در حمایت از حق حاکمیت ملت مظلوم فلسطین و مقابله با اشغالگری، به عنوان فصلی درخشان در تاریخ معاصر ثبت شده است. او راه رهایی را نه در راهروهای تاریک دیپلماسی تسلیم، بلکه در استقامتِ برخاسته از اراده تودهها میدانست و در این مسیر، سنگینترین هزینهها و تحریمهای ظالمانه را با صلابت پذیرا شد. این ایستادگی، فراتر از یک تعهد مذهبی، دفاع از بنیانهای حقوق بینالملل و نفی منطق زورگویی بود؛ پیوندی عمیق میان عزت تاریخی ایران و وفاداری به اصول انسانی که نشان داد امنیت و شرف ملی در بستر تماشاگر بودن حاصل نمیشود.
بهای استقلال؛ چرا هدف ترور کینهتوزانه قرار گرفت؟
پاسخ این پرسش را باید در واژه غریب «تسلیمناپذیری» جستجو کرد. در روزگاری که چرخدندههای سرمایهداری جهانی و کانونهای قدرت در بورسهای بزرگ غرب، بلعیدن ثروت ملل جهان سوم را هدف قرار دادهاند، وجود رهبری که ساختار حاکمیتی ایران را مستقل از اراده و منافع کارتلهای بینالمللی هدایت میکرد، مانعی بزرگ به شمار میرفت. شهادت او به دست عوامل تروریسم دولتی، سند آشکاری بر کارآمدیِ مدل ایستادگی اوست؛ گواهی بر اینکه او هرگز اجازه نداد مقدرات این خاک در پایتختهای استعماری ورق بخورد.
آیتالله سید علی خامنهای در تاریخ معاصر، فراتر از منصب رسمی، در قامت یک استراتژیست بزرگ ملی تجلی یافت که در عصر تردیدها و تزلزلها، مسیر حرکت کشور را به سمت خودکفایی و اقتدار باز نگه داشت. بدرقه باشکوه او توسط تودههای وفادار و بازتاب عمیق بینالمللی این وداع، نشان از آن دارد که آرمان صیانت از ایرانِ مقتدر، با خون حامیانش عجین گشته و شکستناپذیر است. او تاریخ را با ایستادگی خود در برابر یکجانبهگرایی ورق زد و نام خود را به عنوان پاسدار بزرگ هویت، زبان و استقلال این مرز و بوم، در جریده تاریخ ماندگار ساخت.
آیتالله سید علی خامنهای، رهبر شهید ایرانِ سرفراز و بیبدیلترین سیاستمدار تاریخ معاصر این مرز و بوم، فردا در آغوش مامِ میهن و در جوار تبارِ گلگونکفن و شهیدش آرام خواهد گرفت، تا نام و اندیشهاش در تارک تاریخ این سرزمین، تا ابد جاودانه و ماندگار شود.
