از بازگشت فلسطینیان به اردوگاههای کرانهٔ باختری پس از تخریب منازلشان توسط اسرائیل جلوگیری میشود
آسیل مفرجه
ترجمه مجله جنوب جهانی

جنین، کرانهٔ باختری اشغالی — عمر قالب بیش از یک دهه زمان صرف کرد تا خانهٔ سهطبقهٔ خانوادهاش را در جورت الذهب، محلهای در قلب اردوگاهٔ جنین، به پایان برساند. او که کارگر ساختمانی بود، آجر به آجر آن را با دستان خود ساخت. اما به گمانش ارزش داشت؛ چراکه این ملک در منطقهٔ «الف» واقع شده بود؛ منطقهای در کرانهٔ باختری اشغالی که بهطور اسمی، ادارهٔ امور مدنی و امنیتی آن بر عهدهٔ تشکیلات خودگردان فلسطین است.
با این حال، در ژانویهٔ ۲۰۲۵، قالب به همراه دهها هزار فلسطینی دیگر، ناچار به ترک خانهاش شد؛ چرا که اسرائیل عملیات نظامی گستردهای تحت عنوان «دیوار آهنین» را با هدف اردوگاههای جنین، طولکرم و نور شمس آغاز کرد. طی ماههای پس از آن، بیش از ۳۰٬۰۰۰ فلسطینی از خانههای خود آواره شدند که این بزرگترین جابهجایی فلسطینیان در کرانهٔ باختری در یک عملیات واحد، از زمان جنگ ۱۹۶۷ به شمار میرود.
پس از یورش و اشغال اردوگاهها در فوریهٔ ۲۰۲۵، نیروهای نظامی اسرائیل محلههای کامل را با خاک یکسان کردند و آنها را به زمینهای بایر و لمیزرع مبدل ساختند. کوچههای تنگی که روزگاری میان ساختمانهای بلند و چنان به هم فشرده میگذشتند که نور خورشید را میگرفتند، اکنون جادههای خاکی پهن جای آنها را گرفته است که بیلهای مکانیکی ارتش اسرائیل در دل اردوگاهها گشودهاند.
بخشی از این عملیات، محاصرهٔ کامل اردوگاهها بوده است. قالب حتی برای دیدن آنچه از خانهاش باقی مانده، نیاز به مجوز از ارتش اسرائیل دارد. اما تعداد معدودی از فلسطینیان موفق به دریافت چنین مجوزی میشوند و خود این مجوزها نیز فقط دسترسی موقت و یکباره را امکانپذیر میسازند. دو هفته پیش، قالب از جمله اندکخوششانسهایی بود که موفق شد برای بازدید از خانهٔ ویرانشدهاش مجوز دریافت کند.
قالب، ۵۶ ساله، اکنون همراه با همسر، دو پسر بزرگسال و خانوادههایشان، در دو اتاق در خوابگاهی وابسته به دانشگاه آمریکایی-عربی در شهر جنین، فشرده و تنگ هم زندگی میکند. او میگوید: «تمام خانوادهام در آن خانه جا میشدند. حالا همهٔ ما در دو اتاق هستیم و منتظر چیزی که نمیدانیم کی تمام میشود.»
هر روز صبح، قالب برای یافتن کار روزمزد بیرون میزند. او نانآور اصلی است و هزینهٔ اجاره، خوراک، برق، آب و رفتوآمد تمام خانواده بر دوش اوست. از زمان آوارگی، این هزینهها تقریباً دو برابر شده است.
هر دو پسر قالب در جریان حملهٔ نظامی به اردوگاه، هدف گلولهٔ سربازان اسرائیلی قرار گرفتند. یکی از آنها نیمهفلج شده و به کلیه، طحال و ریهاش آسیب وارد آمده و توان کار ندارد. پسر دیگر از جراحتهایش بهبود یافته و از نظر جسمی توان کار دارد، اما از زمانی که خانه را ترک کردهاند، یعنی نزدیک به یک سال و نیم، نتوانسته شغلی بیابد.
بهتازگی، به برخی از فلسطینیان دسترسی محدودی به محلههای قدیمیشان داده شده است، عمدتاً برای آنکه بتوانند میان خرابههای منازل تخریبشده یا به شدت آسیبدیدهٔ خود، به دنبال وسایل بهجایمانده بگردند. آنچه آنها برای دراپسایت توصیف کردهاند، محلههایی است که دیگر قابل شناسایی نیستند: مردانی که تمام عمر خود را در این کوچهپسکوچهها گذراندهاند، حالا در میانهٔ جادههای خاکی و تهیشده سرگردانند و به دنبال مسجدی میگردند که روزگاری نشاندهندهٔ پیچ راه بود، یا بنایی که مسیرشان را در خاطره تثبیت میکرد. نشانهها از میان رفتهاند. برخی حتی نمیتوانند جای دقیق خانهٔ خود را بیابند.
در کنار این ویرانی گسترده، ارتش اسرائیل دست به ساختوسازی بیسابقه نیز زده است. در ماه مه، فرماندهٔ فرماندهی مرکزی اسرائیل دستوری برای تصرف زمینی در شهر جنین، در نزدیکی اردوگاهٔ جنین، و احداث یک پایگاه نظامی دائمی امضا کرد؛ این موضوع بر اساس اسنادی که نخستینبار توسط روزنامهٔ هاآرتص فاش شد. این نخستین بار از زمان پیمان اسلو در سال ۱۹۹۳ است که ارتش اسرائیل یک پایگاه دائمی در منطقهٔ «الف» احداث میکند.
اگرچه ارتش اسرائیل سالهاست که بهطور منظم به شهرها و شهرکهای منطقهٔ «الف» یورش میبرد، با وجود اینکه این منطقه بهطور اسمی تحت کنترل مدنی و امنیتی فلسطین است، اما ایجاد یک پایگاه نظامی دائمی اسرائیل نشاندهندهٔ تغییر اساسی است. ابراهیم عبراس، تحلیلگر سیاسی و دانشگاهی، در این باره میگوید: «عنوان منطقهٔ «الف» ستون اساسی مفهوم خودگردانی فلسطین بود. استقرار پایگاه نظامی دائمی در این مناطق، نشاندهندهٔ تغییر در ماهیت کنترل اسرائیل است؛ انتقال تدریجی از مدیریت مناقشه از طریق یورشهای موقت به تحمیل حضور بلندمدت میدانی که پرسشهای جدی دربارهٔ وضعیت حقوقی و سیاسی آیندهٔ این مناطق مطرح میکند.»
ایست مات منصور، کارشناس امور اسرائیل، نیز احداث پایگاه در جنین را «مکانیسمی برای بازتعریف کنترل بر سرزمین» توصیف میکند و میافزاید: «پایگاه دائمی در نزدیکی جنین، اهرم فشاری بسیار بیشتری در اختیار اسرائیل بر چشمانداز امنیتی و سیاسی کل منطقه قرار میدهد.»
در همین حال، دهها هزار فلسطینی در کرانهٔ باختری همچنان از خانههای خود آوارهاند و به گفتهٔ سازمان «اکری» (انجمن حقوق مدنی در اسرائیل)، هیچ توجیه قانونی برای جلوگیری از بازگشت آنها ارائه نشده است. این سازمان وضعیت موجود را نقض سیستماتیک حقوق یک جمعیت آوارهٔ کامل توصیف کرده است.
در اواخر ماه مارس، کابینهٔ امنیتی اسرائیل بهطور محرمانه با ۳۴ شهرک در سراسر کرانهٔ باختری موافقت کرد که شش مورد از آنها حلقهای پیرامون جنین تشکیل میدهند. این بزرگترین تعداد شهرکها و پایگاههای استقرارگاهگونه بود که در یک نوبت توسط هر دولتی در اسرائیل تصویب شده است.
خلیل تفکجی، کارشناس شهرکسازی که دههها به نقشهبرداری از رابطهٔ میان زیرساختهای نظامی و گسترش شهرکها پرداخته است، در این زمینه میگوید: «بسیاری از شهرکهای کنونی، ابتدا بهعنوان پستهای نظامی یا پایگاههای موقت آغاز شدند و بعدها به جوامع دائمی غیرنظامی تبدیل شدند.»
به گفتهٔ تفکجی، این الگو تازگی ندارد: «ازسرگیری فعالیت پایگاههای تخلیهشده در شمال کرانهٔ باختری، همزمان با ایجاد یک پایگاه نظامی دائمی، نیازمند خوانشی گستردهتر دربارهٔ آیندهٔ کل منطقه است.»
ایجاد و استحکامبخشی شهرکهای جدید اسرائیل، همزمان با محدودیت تقریباً کامل صدور مجوز برای بازگشت فلسطینیان به خانههایشان صورت میگیرد. ورود به اردوگاهی که فلسطینی در آن زاده شده، بزرگ شده و سپس از آن آواره گشته، اکنون نیازمند تأیید ارتش اسرائیل است. فلسطینیانی که موفق به دریافت مجوز شدهاند، آن را دستوری یکباره توصیف میکنند که هیچ تضمینی برای تمدید ندارد. بهاین ترتیب، آوارگی عملاً به وضعیتی دائمی تبدیل شده است.
نیروهای اسرائیلی مستقر در اردوگاهٔ طولکرم در کرانهٔ باختری اشغالی، در حالی نظارهگر فلسطینیان آوارهای هستند که با دریافت مجوزهای موقت، برای بازیافت وسایل خود به منازل تخریبشده یا به شدت آسیبدیدهٔ خود در تاریخ ۲۱ ژوئن ۲۰۲۶ وارد میشوند. عکس: آسیل مفرجه.
ام فارس، ۴۲ ساله، در ژانویهٔ ۲۰۲۵ به همراه پنج فرزندش، اردوگاهٔ نور شمس را ترک کرد و هر یک تکهای از خانه را در دست داشتند.
فرس، ۱۷ ساله، کیسهٔ کوچکی حاوی مدارک خانواده را به همراه داشت. مادرش به او هشدار داده بود که به هیچ وجه آن را گم نکند. بچههای کوچکتر نیز هر کدام چیزی را نگه داشته بودند: احمد، ۱۴ ساله، عکسهای اردوگاه را در گوشی خود ذخیره کرده و ساعتها به آنها خیره میشود. لیان، ۸ ساله، یک عروسک پارچهای کوچک را همراه آورده بود؛ آخرین یادگار از اتاق قدیمیاش. هر شب با آن به خواب میرود.
آنها خانهای بزرگ با حیاط خلوت را ترک کردند و اکنون در آپارتمانی کوچک و اجارهای با دیوارهای نازک در حومهٔ طولکرم زندگی میکنند. پیش از آوارگی، شوهر ام فارس در کار ساختوساز بود، اما بسته شدن جادهها و محدودیتهای تردد، به این کار پایان داد. فرس مجبور شد برای یافتن کار، مدرسه را رها کند و دیگر از ادامهٔ تحصیل و رفتن به دانشگاه حرف نمیزند. خواهر و برادرهای کوچکترش نیز به دلیل محدودیتهای شدید رفتآمدی که ارتش اسرائیل اعمال میکند، سرانجام از تحصیل بازماندند.
ام فارس مدارکی در اثبات مالکیت خانهاش دارد، اما مجوز ورود به منطقهای که خانه در آن قرار داشته را در اختیار ندارد. او حتی مطمئن نیست که چه چیزی از آن باقی مانده باشد. هر روز صبح، کوچکترین فرزندش همان پرسش را تکرار میکند: «کی به خانهمان برمیگردیم؟»
در فهما، در جنوب جنین، احمد ۳۵ ساله به همراه خانوادهاش در خانهای اجارهای زندگی میکند. او از ذکر نام خانوادگیاش خودداری کرد، چراکه از تلافی اسرائیل بیمناک بود. شش نفر از آنها تنها در دو اتاق جا گرفتهاند؛ فضایی که نصف خانهای است که در اردوگاهٔ جنین از دست دادهاند. مغازهٔ خانوادگی که بخشی از درآمد آنها را تأمین میکرد، از بین رفته است. این روزها اجارهبها رو به افزایش است و کمکهای بشردوستانه رو به کاهش. با نبود درآمد ثابت، تأمین اجاره، خوراک و سایر هزینههای زندگی به کشمکشی روزانه تبدیل شده است.
احمد کلید خانهٔ قدیمیاش را در جیب نگه میدارد، به امید روز بازگشت. در یکی از همان موارد نادری که بهطور موقت به او دسترسی داده شد، احمد در کوچههایی قدم زد که در آنها بزرگ شده بود.
یا دستکم تلاش کرد. او میگوید: «گمان میکردم هر سنگی را از برم. اما احساس غریبی میکردم. خیابانهایی که در ذهنم نقش بسته بود، ناپدید شده بودند. ساختمانهایی که نقطههای ثابت حافظهام بودند، محو گشته بودند. محلههای کامل انگار پاک شده بودند.»
اشرف العکا، تحلیلگر سیاسی، در این باره میگوید: «ادامهٔ ممانعت از بازگشت هزاران فلسطینی به اردوگاههایشان برای ماهها، واقعیتی جدید در زمین ایجاد میکند. بافت اجتماعی و اقتصادی بهتدریج از هم میگسلد، در حالی که تغییرات فیزیکی درون مناطق تهیشده ادامه دارد. آوارگی طولانیمدت را نمیتوان از سیاستهای فراگیر اسرائیل برای بازسازی جغرافیای فلسطین در کرانهٔ باختری جدا کرد.»
بدتر آنکه، احکام دورهای که آوارگی را تحمیل میکنند، هیچ نشانهای از توقف ندارند. در قلندیه و دیگر اردوگاههای سراسر کرانهٔ باختری، چندین ساکن به دراپسایت گفتند که سربازان اسرائیلی طی یورشها با بلندگوها هشداری وحشتانگیز را فریاد زدهاند: «آماده باشید. آنچه در جنین و طولکرم رخ داد، برای شما نیز تکرار خواهد شد.»
این گزارش با همکاری ایگاب تهیه و تولید شده است.
