
جایی که بازی جوانمردانه پایان مییابد: بزرگترین بیعدالتی فیفا متوجه مصر نیست؛ متوجه غزه است
نویسنده: رابرت اینلاکش
ترجمه مجله جنوب جهانی
از این پس هیچکس نمیتواند بهگونهای باورپذیر ادعا کند که سیاست را باید از ورزش دور نگه داشت، دستکم تا زمانی که فیفا بهکلی از رفتار فوقسیاسیزدۀ خود دست برندارد.
مصر بهطور رسمی نسبت به تصمیمگیریهای ناعادلانهای که به باور بسیاری، به شکست این کشور در برابر آرژانتین در جام جهانی انجامید، اعتراض خود را ثبت کرده است. این دیدار، فریادهای بیشتری برای پاسخگویی برانگیخته و رئیس فیفا، جیانی اینفانتینو، با خواستهایی برای استعفا مواجه شده است. با اینحال، آنچه مصر تجربه کرد، تنها قطرهای از آن چیزی بود که فیفا برای مردم غزه در نظر گرفته است.
«سیاست را از ورزش دور کنید» پیامی است که از کودکیمان بارها از طریق رسانههای جریانساز بر جهان تحمیل شده است. حتی خود فیفا نیز میبایست به اصول بیطرفی پایبند میبود که آن را نهادی فراتر از هرگونه اتهام جلوه میداد. اما آنچه این نهاد در عمل به نمایش گذاشته، گویای آن است که سیاستورزی نهتنها مجاز، بلکه بسته به نوع آن، کاملاً رواج دارد.
جام جهانی فیفا در برگزاری مسابقات خود هرگز با ترویج سیاستهای هویتی مشکلی نداشته است؛ از جمله انتخاب دیدار مصر و ایران بهعنوان مسابقۀ برجستۀ حمایت از همجنسگرایان، آن هم برای رویارویی دو کشور عمدتاً مسلمان، که جز شعلهور کردن اختلافات، حاصلی نداشت. فیفا همچنین با کیف اعلام همبستگی کرده و پس از تهاجم روسیه به اوکراین، بهسرعت اقدام به اعمال تحریم کامل علیه این کشور نمود. اما هنگامی که نوبت به مجازات رژیم اسرائیل بهخاطر ارتکاب نسلکشی در غزه و قتل فعالان فلسطینی فوتبالباز رسید، نهتنها از تحریم اسرائیل سرباز زد، بلکه بر حمایت خود از این رژیم اشغالگر نیز افزود.
در فوریه گذشته، فیفا حتی با «هیئت صلح» بدنام دونالد ترامپ همپیمان شد و ۷۵ میلیون دلار به پروژههایی برای ساخت آکادمیها و ورزشگاههای جدید فوتبال در نوار غزه اختصاص داد. این اقدام در ظاهر ممکن است حرکتی انساندوستانه بهنظر رسد، چنانکه فیفا نیز سرمایهگذاری خود را بدینگونه به افکار عمومی معرفی کرد. با اینحال، هیئت صلح نهادی بیطرف نیست؛ بلکه در پی پیادهسازی مدلی بازسازیشده از یک سرزمین بازی برای ثروتمندانِ سنگدل است که بهکلی سرزمین محاصرهشده را از ساکنان بومی آن بازپس میگیرد.
جیانی اینفانتینو، رئیس فیفا، حتی در مراسم آغاز بهکار هیئت صلح شرکت کرد؛ جایی که کلاهی با نماد آمریکا بر سر داشت و سپس «جایزۀ صلح فیفا» را به دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، اعطا کرد. پس از آن و پیش از آغاز جام جهانی، جنجالهای نژادپرستانه شروع شد. اینفانتینو در برابر بیعدالتیهای بیشمار و تصمیمات جانبدارانۀ ایالات متحده سکوت کرد و در عوض، برای دلجویی از ترامپ، کارت قرمزی را که برای یکی از بازیکنان تیم ملی آمریکا صادر شده بود، لغو نمود.
آنچه در دیدار آرژانتین و مصر رخ داد، خود نمونۀ آشکاری از بیعدالتی بود و اتهامات گستردهای را در مورد تبانی و سلب فرصتی بزرگ از مصریها برانگیخت. بهوضوح، ایران نیز با تصمیم ایالات متحده مبنی بر اجازۀ اقامت حداکثر چندروزه به تیم این کشور، در موضعی کاملاً نابرابر قرار گرفت.
با وجود این، بزرگترین جنایت فیفا بیتردید همدستی با هیئت صلح است. پروژهای که فیفا در آن سرمایهگذاری میکند، نهتنها با فلسطینیها در مورد مکانیابی زیرساختهای فیفا مشورتی نمیکند و حتی اجازهای نمیگیرد، بلکه از طریق هیئتی انجام میشود که حتی یک عضو فلسطینی در آن حضور ندارد و درصدد برپایی یک دیکتاتوری تمامعیار در این سرزمین است که پاداش نسلکشی اسرائیل را به همراه خواهد داشت و دونالد ترامپ را بهعنوان کسی که سرنوشت سرزمین محاصرهشده را تعیین میکند، معرفی میکند.
فیفا هرچند این اقدام را بشردوستانه و خیرخواهانه جلوه میدهد، اما در عمل، هیچچیز جز این نیست. فیفا بهجای تعهد به کمکرسانی یا هماهنگی با یک نهاد رسمی سازمان ملل، توافق کرده است تا سرمایهای را به نهادی اختصاص دهد که زیر نظر دولتی اداره میشود که تأمینکنندۀ سلاحهای بمباران غزه است. هیئت صلح همچنین در برابر هزاران ناقض آتشبس اسرائیل در غزه، از جمله کشتار بیش از هزار غیرنظامی در این منطقه، هیچ موضعگیری نکرده است.
نکتهای که اوضاع را وخیمتر میکند، درخواست مصونیت قضایی برای تمام اعضا و وابستگان هیئت صلح است تا در قبال کشتهسازی یا زخمیکردن فلسطینیها مسئول شناخته نشوند؛ یعنی اعطای مجوزی برای کشتار. این پروژهای است که جیانی اینفانتینو آن را ستوده، به آن بالیده و بهطور علنی تبلیغ کرده است.
از این پس هیچکس نمیتواند بهگونهای باورپذیر ادعا کند که سیاست را باید از ورزش دور نگه داشت، دستکم تا زمانی که فیفا بهکلی از رفتار فوقسیاسیزدۀ خود دست بردارد، ساختار خود را بازنگری کند و بهصورت رسمی از مردم غزه پوزش بخواهد.
رابرت اینلیکش روزنامهنگار، نویسنده و مستندساز است. او بر خاورمیانه متمرکز بوده و در زمینۀ فلسطین تخصص دارد. این مقاله را برای «فلسطین کرونیکل» تهیه کرده است.
