
پروانهٔ قتل: چگونه معاملات ترامپ، جنایتهای جنگی در غزه و لبنان را مصون میسازد
نویسنده: رابرت اینلاکش
فلسطین کرونیکل
ترجمه مجله جنوب جهانی
در چارچوب چشماندازی که ترسیم شده، فلسطینیانی که از پیش نسلکشی را تجربه کردهاند، حتی توانایی مطالبهٔ پاسخگویی از طریق نهادهای حقوقی بینالمللی را نیز از دست خواهند داد.
دولت ایالات متحده در دوران ریاستجمهوری دونالد ترامپ، در پوشش دیپلماسی، به تدوین توافقهایی مشغول است که به جنایتکاران جنگی پروانهٔ تمامعیار برای کشتار غیرنظامیان در غزه و لبنان اعطا میکند. تمامی این اقدامات با استقبال همان «جامعهٔ بینالمللی» مواجه شده که مدعی دلبستگی به حقوق بینالملل است.
در تاریخ ۲۶ ژوئن، ایالات متحده توافقی را میان اسرائیل و لبنان میانجیگری کرد که جنجالهای گستردهای برانگیخت، زیرا این سند حاوی بهرسمیتشناسی مستقیم حاکمیت اسرائیل از سوی لبنان بود. اگرچه این توافق پیامدهای متعددی برای آیندهٔ دولت لبنان و حاکمیت آن دربردارد، اما آنچه تا حد زیادی نادیده گرفته شده، این است که این قرارداد مصونیت قانونی کامل اسرائیلیها را بابت جنایتهای جنگی گذشته و حالشان در لبنان تضمین میکند.
بند ۱۳ این توافقنامه که دولت نیابتی ایالات متحده در بیروت آن را امضا کرده، دولت لبنان را متعهد میسازد که از حقوق خود تحت قوانین بینالمللی که امکان پیگیری عدالت قضایی علیه اسرائیل بهسبب جنایتهای جنگی بیشمارش را فراهم میآورد، صرفنظر کند. این نتیجهٔ مستقیم توافقی بود که ایالات متحده میانجیگری کرد؛ توافقی که نهتنها ارتش لبنان را در کنار اسرائیل به جنگ با حزبالله میکشاند تا کشور خود را از توانایی دفاع تهی سازد، بلکه خانوادههای نزدیک به ۱۰ هزار کشتهٔ لبنانی از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ بهبعد، حتی گزینۀ مبارزه برای عدالت در محاکم را نیز در پیش رو ندارند.
در این میان، بهتازگی فاش شده که بهاصطلاح «هیئت صلح» (BoP) دونالد ترامپ، پیشنویس پیشنهادی را پیش میبرد که به اعضا و وابستگان آن مصونیت گسترده اعطا خواهد کرد. بر اساس چنین چشماندازی، تکتک اعضای هیئت صلح، واحد اداری وابسته به آن، افزون بر تکنوکراتهای فلسطینی استخدامشده، نیروهای نظامی بینالمللی برنامهریزیشده برای اشغال غزه، و پیمانکاران غیرمقیم، کارت رهایی از مجازات دریافت خواهند کرد.
بهبیان سادهتر، ما به همان نظامهای صریحاً نژادپرستانهٔ سلسلهمراتبی بازمیگردیم که در دوران استعمار پیشین اروپای غربی حاکم بود. جان فلسطینیها و لبنانیها در زیر دیکتاتوری جهانی ترامپ که با همراهی بزدلانۀ خود سازمان ملل، این نهاد را به حاشیه رانده، چنان تنزل یافته که حتی ظاهر یک نظام حقوقی موجود نیز بهعنوان راهی برای پیگیری عدالت دیده نمیشود.
قانون جنگل
هرچند دولت ترامپ و شرکای اسرائیلیاش آشکارا در خط مقدم فروپاشی حقوق بینالملل قرار دارند، اما ایشان بهتنهایی طرفهای گناهکار این ماجرا نیستند.
اگر یک قاتل جمعی مکرراً از خودروی دوستش برای زیر گرفتن جمعیت عابران در ایالات متحده استفاده میکرد، اما دادگاه بهدلیل ترس قاضی، هیئت منصفه و پلیس از صاحب خودرو، او را آزاد میگذاشت، آنگاه فروپاشی نظام، تنها به جنایتکاران وابسته نیست. به همین دلیل است که دادگاهها و قوانین وجود دارند تا مجرمان تنبیه شوند؛ چراکه جنایتکار هرگز داوطلبانه خود را مجازات نخواهد کرد. اگرچه این توضیح بهسادگی مینماید، گویی درک آن برای رسانههای جریان اصلی غربی بسیار دشوار است – یا بهتر است بگوییم، آن رسانهها خود همان هیئت منصفه در تشبیه یادشده را نمایندگی میکنند.
پس از همه، این شورای امنیت سازمان ملل بود که به ایجاد هیئت صلح رأی داد. هرچند روسیه و چین با رأی ممتنع، نارضایتی لفظی خود را از این اقدام اعلام کردند، اما از ایستادگی در برابر فروپاشی نظم بینالمللی سرباز زدند و اجازه دادند گواهی مرگ خود سازمان ملل به تصویب برسد.
پس از آن، ایالات متحده نهادی به نام مرکز هماهنگی غیرنظامی-نظامی (CMCC) ایجاد کرد که قرار بود زیر نظر فرماندهی مرکزی ایالات متحده فعالیت کند و هدف آن نظارت بر اجرای توافقهای آتشبس در غزه بود. اما در عمل، این مرکز به تأسیساتی نظامی با مدیریت مشترک آمریکا-اسرائیل تبدیل شد که دهها کشور نیروهای خود را به آنجا اعزام کردند تا نظارهگر نقض روزانهٔ آتشبس توسط اسرائیل، از جمله جنایتهای جنگی، باشند؛ گویی در حال تماشای یک بازی ویدئوییاند و از تنبیه قتلعام بیش از ۱۰۰۰ نفر خودداری میکنند.
در هر گام از این جنگ، کشورهای عرب همسایه و قدرتهای غربی همپیمان با ایالات متحده، هر جنایت جنگی را چراغ سبز نشان دادهاند و در بسیاری از آنها مستقیماً مشارکت داشتهاند، و در عین حال کوشیدهاند هیچ سازوکار حقوقی برای آنکه قربانیان حتی بتوانند بهخاطر عزیزان کشتهشدهشان درخواست عدالت کنند، باقی نگذارند.
سازمان ملل نهتنها همچون جامعهٔ ملل پیش از آن، بهعنوان یک پروژه شکست خورده است، بلکه این نهاد خود به جامهای برای توجیه امور ناباورانه تبدیل شده است. کنوانسیونهای ژنو بیمعنا گشتهاند؛ حاکمیت ملی به گذشته تعلق دارد؛ آنچه باقی مانده، تنها قدرتمندان و بیقدرتان هستند.
در چنین نظامی، دیگر غربِ جمعی نمیتواند دربارهٔ قوانین یا اخلاقیات، ادعاهای ریاکارانه مطرح کند. اگر ایشان میخواهند چون جنگسالاران بیقانون رفتار کنند، طبیعی است که از سوی گروههای مقاومت نیز همچون جنگسالاران بیقانون با آنان رفتار شود.
(فلسطین کرانیکل)
رابرت اینلیکش روزنامهنگار، نویسنده و مستندساز است. او بر خاورمیانه و بهطور ویژه فلسطین متمرکز است. این مقاله را برای فلسطین کرانیکل تهیه کرده است.
