آیا ایالات متحده از عهدۀ افزایش نیروی دریایی خود در برابر ایران برمی‌آید؟

در


تصویر سمبولیک است

آیا ایالات متحده از عهدۀ افزایش نیروی دریایی خود در برابر ایران برمی‌آید؟ گزارشی از توان بلندمدت آن پرسش می‌کند

نویسنده: کارکنان «فلسطین کرونیکل»ترجمه مجله جنوب جهانی


ناوگان ایالات متحده که هم‌اکنون با هدف مقابله با ایران دست‌به‌کارِ آرایشی گسترده شده، پرده از زخم‌های کهنه‌ی ساختاری برمی‌دارد: زخم‌هایی که حکایت از سفری درازمدت بهسوی کوچک‌شدن، فرسودگی، و شکنندگی هرچه بیشتر این نیروی عظیم دارد.

نکات کلیدی

· ایالات متحده هم‌اکنون ۲۷ فروند از بزرگ‌ترین ناوهای جنگی خود را در گستره‌ی دریای مدیترانه، دریای عرب و اقیانوس هند گرد آورده تا پشتیبان عملیات علیه ایران باشد.
· گزارشی از «ریسپانسیبل استیت‌کرفت» هشدار می‌دهد که این آرایش نظامی، روند فرسودگی ناوگان، انباشت تعمیرات عقب‌افتاده و افت روحیه‌ی خدمه را شتاب می‌بخشد.
· هرچند واشینگتن می‌تواند با جابه‌جاییِ دوره‌ایِ کشتی‌ها، این استقرار را حفظ کند، اما به‌گفته‌ی این گزارش، نیروی دریایی آمریکا دیگر توانِ ایفای نقشِ یک قدرتِ واقعاً جهانی را ندارد.


افول درازمدت

بر پایه‌ی گزارشی که «ریسپانسیبل استیت‌کرافت» منتشر کرده، تمرکزِ خیره‌کننده‌ی قدرت دریایی آمریکا در پشتیبانی از عملیات نظامی ضدایرانی، پرده از زوالِ دیرپای ناوگان این کشور برمی‌دارد. هم‌اینک نیروی دریایی ایالات متحده از دریای مدیترانه تا اقیانوس هند، دست‌کم دو ناوگان هواپیمابر، شش فروند ناو تهاجمیِ آبی‌خاکی، و ۱۹ فروند رزمناو و ناوشکن را در اختیار دارد.

این افزایش نیرو در حالی صورت می‌گیرد که «دونالد ترامپ»، رئیس‌جمهور ایالات متحده، از بازگرداندن محاصره‌ی بنادر ایران خبر داده و حملات آمریکا به اهداف ساحلی و جزیره‌ای ایران نیز همچنان ادامه یافته است. اما گزارش یادشده هشدار می‌دهد که حفظ چنین آرایشی برای مدتی طولانی، فشاری سهمگین بر نیروی دریایی‌ای وارد خواهد آورد که طی دهه‌ها از کاهش شمار ناوگان، کمبود ظرفیت تعمیر و نگهداری، و مأموریت‌های کشیده‌ون‌دراز ضربه دیده است. گزارش با طرح این پرسش که «نیروی دریایی آمریکا تا کی می‌تواند این ناوگانِ عظیم را در منطقه مستقر نگاه دارد؟» به عمق بحران اشاره می‌کند.


ناوانی در حال انقباض

در این گزارش، وضعیت کنونی نیروی دریایی آمریکا با شکوهِ پیشینِ آن در پایان جنگ جهانی دوم سنجیده شده است: در سال ۱۹۴۵، ایالات متحده مالک ۶۷۶۸ فروند کشتیِ جنگی بود. شمار این ناوگان در دوران جنگ ویتنام همچنان از ۹۰۰ فروند فراتر می‌رفت، اما در اواخر دهه‌ی ۱۹۷۰ به حدود ۴۵۰ فروند کاهش یافت. در دوران «رونالد ریگان»، این شمار اندکی به نزدیک ۶۰۰ فروند رسید، اما پس از پایان جنگ سرد، دوره‌ای طولانی از کوچک‌شدنِ ناوگان آغاز شد.

به‌گزارش این منبع، هم‌اکنون ناوگانِ عملیاتیِ نیروی دریایی آمریکا حدود ۱۸۰ فروند از بزرگ‌ترین کشتی‌ها، شامل ناوهای هواپیمابر، کشتی‌های بزرگِ آبی‌خاکی، زیردریایی‌های تهاجمی و ناوشکن‌های موشک‌انداز را در بر می‌گیرد. با آنکه از نظرِ شمارِ کل ناوهای جنگی، نیروی دریایی ارتش آزادی‌بخش خلق چین از آمریکا پیشی گرفته، اما گزارش تأکید می‌کند که ناوهای آمریکایی همچنان سنگین‌ترین و مجهزترین کشتی‌های جهان به شمار می‌روند. با این حال، نیروی دریایی آمریکا از شمارِ کافی کشتی‌های کوچک‌تر برای گشت‌زنی، اسکورت و مین‌روبی بی‌بهره است.

کشتی‌های موسوم به «لیتورال کامبت شیپ» برای پر کردن همین خلأ طراحی شده بودند، اما این برنامه به یکی از پرانتقادترین پروژه‌های کشتی‌سازیِ تاریخِ اخیر نیروی دریایی آمریکا تبدیل شده است. طی دو دهه، ۳۵ فروند از این کشتی‌ها ساخته شد، اما بسیاری از آن‌ها، از جمله نمونه‌های تازه‌ساخت، هم‌اکنون از خدمت بازنشسته می‌شوند. «آدام اسمیت»، رئیس پیشین کمیته‌ی نیروهای مسلح مجلس نمایندگان، در سال ۲۰۲۲ گفته بود: «نمی‌توانیم از آن‌ها استفاده کنیم؛ نخست، چون برای هیچ کاری آماده نیستند، و دوم، وقتی هم آماده شوند، همچنان از کار می‌افتند.»

برآیند آن‌چنان که گزارش می‌گوید، این است که ایالات متحده دیگر دارای ناوگانی متوازن نیست تا هم‌زمان بتواند گونه‌گونیِ مأموریت‌های دریایی را پوشش دهد.


استقرارِ نیرو در ایران و تحلیلِ قدرتِ جهانی

تمرکزِ کنونیِ نیرو در اطراف ایران، دامنه‌ی قدرت‌نماییِ دریاییِ واشینگتن در سایر نقاط جهان را نیز محدود کرده است. برای آنکه یک کشتی به‌طور مداوم در خارج از کشور مستقر باشد، معمولاً سه فروند کشتی نیاز است: یکی در حال عملیات، یکی در آماده‌باشِ اعزام، و یکی در دستِ تعمیر یا بازسازی. با این حال، در دوران بحران، به خواستِ فرماندهان نظامی و مقامات سیاسی، کشتی‌ها بسیار فراتر از برنامه‌های ازپیش‌تعیین‌شده در دریا می‌مانند. برخی از کشتی‌های هم‌اکنون مستقر در منطقه از ماه فوریه (بهمن) در مأموریت بوده‌اند و کلِّ دورۀ مأموریتِ آن‌ها از ده ماه فراتر رفته است.

ناو هواپیمابر «یواس‌اس آبراهام لینکلن» از نوامبر ۲۰۲۵ (آبان ۱۴۰۴) در منطقه مستقر شده و به‌گزارش این منبع، بیش از ۲۱۰ روز را بی‌آنکه به بندری وارد شود، در دریای عرب سپری کرده و رکوردی تازه در نیروی دریایی آمریکا به جای گذاشته است. حفظِ نیروی عظیم در حوزه‌ی فرماندهیِ مرکزی ایالات متحده (سنتکام) به این معناست که نیروی دریایی ناچار است باقیمانده‌ی توان عملیاتی خود را در یک منطقه متمرکز کند. گزارش تأکید کرده است: «نگهداری از این شمارِ زیاد کشتی در حوزه‌ی مسئولیتِ سنتکام، به معنای آن است که نیروی دریایی تنها می‌تواند بر یک منطقه متمرکز شود و عملاً از دسترسیِ جهانی خود دست می‌شوید.»


فرستادنِ کشتی‌ها تا مرزِ شکست

مأموریت‌های طولانی‌مدت، باری مضاعف بر دوشِ کشتی‌هایی است که پیش‌ازاین با مشکلاتِ جدّیِ تعمیر و نگهداری دست‌به‌گریبان‌اند. گزارش به‌صراحت می‌گوید: «کشتی‌های گرانبها فرسوده می‌شوند، و بعد برای خاموش کردنِ آتش‌های بیشتر فرستاده می‌شوند، تا اینکه از کار می‌افتند.» هنگامی که کشتی‌ها به ایالات متحده بازمی‌گردند، غالباً با تأخیرهای طولانی روبه‌رو می‌شوند، زیرا این کشور از شمارِ کافیِ کارخانجاتِ کشتی‌سازی و تأسیساتِ تعمیراتیِ فعال بی‌بهره است. برخی از تعمیراتِ اساسیِ زیردریایی‌ها تا هشت سال به طول انجامیده است. زیردریاییِ هسته‌ای «یواس‌اس بویز» پس از ده سال در دستِ تعمیر، سرانجام از رده خارج شد؛ با وجودِ صرفِ حدود ۸۰۰ میلیون دلار، تنها ۲۵ درصد از کار به پایان رسیده بود.

گزارش می‌گوید که حدود ۴۰ درصد از زیردریایی‌های آمریکا به‌سببِ گره‌های تعمیراتی و ناکارآمدیِ پیمانکاران، هم‌اکنون برای مأموریت در دسترس نیستند. از آنجا که حتی زیردریایی‌ها، که اولویتِ تعمیر بالاتری دارند، با این تنگنا روبه‌روند، وضعیت برای ناوشکن‌ها، رزمناوها و کشتی‌های آبی‌خاکی به مراتب دشوارتر است. گزارش خاطرنشان می‌کند: «یک سیستمِ تعمیر و نگهداریِ ازهم‌گسیخته، ناوگانی را که از پیش کوچک است، کوچک‌تر هم می‌کند.»


ملوانان تا مرزِ گسست پیش رانده شده‌اند

گزارش، خستگی و افتِ شدیدِ روحیه‌ی ملوانان را یکی از بزرگ‌ترین تهدیدها برای آینده‌ی نیروی دریایی برمی‌شمارد. مأموریت‌های طولانی، به‌ویژه آن‌هایی که بارها تمدید می‌شوند، فشارِ سنگینی بر ملوانان و خانواده‌هایشان وارد می‌آورد. در دهه‌ی ۱۹۹۰، نیروی دریایی این توصیه را پذیرفت که مأموریت‌های فرادریایی، جز در شرایط اضطراری، به شش ماه محدود شوند، امّا پس از حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، این استاندارد عملاً کنار گذاشته شد.

گزارش می‌افزاید: «نزدیک به یک‌چهارمِ سده است که نیروی دریایی آمریکا – دست‌کم از حیثِ اعزامِ کشتی‌ها – در شرایطِ جنگی به سر می‌برد.» مأموریت‌های ده‌ماهه برای ناوشکن‌ها و کشتی‌های آبی‌خاکیِ شرکت‌کننده در مأموریت‌های محاصره و عملیات‌های جنگی در دریای عرب به‌تدریج به هنجار تبدیل شده است. گزارش، این وضعیت را با جنگ جهانی دوم و جنگ ویتنام مقایسه کرده، که در آن‌ها نیز کشتی‌ها تا مرزِ فرسودگی در دریا نگهداری می‌شدند، اما آن دوره‌های عملیاتیِ فشرده فقط چند سال به طول انجامید، نه چند دهه. گزارش هشدار می‌دهد: «راندنِ ملوانان برای ۲۵ سالِ پیاپی تا این حد، به معنای راندنِ آن‌ها تا مرزِ بیرون‌شدن از نیروی دریایی است.»


یواس‌اس جرالد فورد: یادمانی بر شکستِ نیروی دریایی

ناو هواپیمابر «یواس‌اس جرالد فورد» در این گزارش به‌عنوان مصداقِ بارزِ مشکلاتِ فنّاوری، نگهداری و افتِ روحیه در نیروی دریایی آمریکا معرفی شده است. این ناو میانِ ژوئن ۲۰۲۵ (خرداد ۱۴۰۴) و مهِ ۲۰۲۶ (اردیبهشت ۱۴۰۵) یک مأموریتِ یازده‌ماهه در خاورمیانه را به انجام رساند که رکوردی بی‌سابقه بود. جرالد فورد، نخستین کشتی از کلاسِ فورد، انبوهی از سامانه‌های نوین را در خود جای داده است، از جمله: منجنیقِ الکترومغناطیسی، تجهیزاتِ پیشرفته‌ی مهار، آرایه‌های راداریِ تازه، بالابرِ مهمات و سیستمِ فاضلابِ خلأیی.

گزارش، قرار گرفتنِ این حجم از فناوری‌های آزمون‌نشده روی یک کشتی را عاملی برای ایجادِ نقاطِ شکستِ متعدد دانسته و آن را «یادمانی بر هرآنچه در نیروی دریایی آمریکا اشتباه است» توصیف کرده است. در طول این مأموریت، ناو با مشکلاتِ فنیِ مکرری، از جمله نقص در سامانه‌های بهداشتی، مواجه شد. در تاریخ ۱۲ مارس (۲۲ اسفند)، آتش‌سوزیِ بزرگی در رخت‌شویخانه‌ی کشتی رخ داد و برخی گمانه‌زنی‌ها حاکی از آن بود که این آتش به‌دلیلِ خستگیِ فزاینده و افتِ شدیدِ روحیه‌ی خدمه عمداً ایجاد شده است. در پی این رویدادها، ناو ناچار شد جایگاه خود را در دریای سرخ ترک کند و برای تعمیرات به کرت برود و سپس به ایالات متحده بازگردد.


راه‌حلِ فوری در کار نیست

گزارش تأکید کرده است که صرف‌نظر از هرگونه بودجه‌ای که تخصیص داده شود، واشینگتن راهی واقع‌گرایانه برای بازسازیِ سریعِ ناوگان در پیش ندارد. برآوردی در سال ۲۰۱۷ نشان داد که ساخت و نگهداریِ ناوگانی ۳۵۵ فروندی بیش از ۳ تریلیون دلار هزینه در بر خواهد داشت – رقمی که امروز بسیار بالاتر است. برنامه‌ی موسوم به «ناگانِ طلایی» که بناست نیروی دریایی را به ۴۵۰ فروند برساند، بر اساسِ ارقامِ منتشرشده از سوی نیروی دریایی در ماه مه ۲۰۲۶ (اردیبهشت ۱۴۰۵)، دست‌کم ۲۶۷ میلیارد دلار بودجه‌ی اولیه نیاز دارد.

با این حال، گزارش یادآور می‌شود که بودجه‌ی کشتی‌سازی در دو دهه‌ی گذشته دو برابر شده، اما افزایشِ چشمگیری در شمارِ ناوگان به همراه نداشته است. برنامه‌ی کشتی‌سازیِ سال ۲۰۲۶ نیروی دریایی، نویدِ تغییرِ رویه‌های کنونی و اعمالِ نظارتِ بیشتر را می‌دهد، اما گزارش این پرسش را مطرح می‌کند که آیا این نهاد می‌تواند بر دهه‌ها سوءمدیریت، ناکامیِ پیمانکاران و ناکارآمدیِ سیاسی فائق آید. افزون بر این، الزاماتِ عظیمِ مالی و صنعتی، هرگونه گسترشِ پایدارِ ناوگان را روزبه‌روز نامحتمل‌تر می‌سازد.


ناوانی با مأموریتِ یگانه

گزارش در نهایت نتیجه می‌گیرد که ایالات متحده می‌تواند تمرکزِ دریایی خود را در اطراف ایران حفظ کند، امّا تنها به بهایِ چشم‌پوشی از تواناییِ خود برای انجامِ عملیاتیِ مشابه در نقاطِ دیگر. به‌گفته‌ی این گزارش: «نیروی دریایی ایالات متحده کاملاً قادر است هر گروهِ سنگینِ کشتی‌های پیشرفته را در هر جای اقیانوس‌های جهان مستقر کرده و با جابه‌جاییِ دوره‌ای، تا هر زمان که مأموریت داده شود، در آنجا نگاه دارد.» با این حال، نیرویی که در برابر ایران آرایش گرفته، نشان‌دهنده‌ی حداکثرِ توانِ عملیاتیِ جدیدِ نیروی دریایی است، نه صرفاً یکی از مأموریت‌های متعددِ آن.

گزارش تأکید کرده است: «نیروی دریایی، همانند دهه‌های ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰، بار دیگر به نیرویی با مأموریتِ یگانه بدل شده است؛ می‌تواند به یک نقطه برود و کاری انجام دهد، اما دیگر آن قدرتِ واقعاً جهانیِ دورانِ جنگِ جهانی دوم و جنگِ سرد نیست.» حتی توانِ رزمیِ این نیرو نیز محدود است؛ گزارش می‌گوید واشینگتن نمی‌تواند خطر از دست دادنِ هیچ‌یک از ۲۷ کشتیِ بزرگی را که در منطقه مستقر کرده بپذیرد، زیرا ناوگان بیش از اندازه کوچک و ظرفیتِ تعمیرات برای جایگزینی یا بازیابیِ سریعِ کشتی‌های به‌شدت آسیب‌دیده، بس ناچیز است.

گزارش با این جمله به پایان می‌رسد: «واقعیتِ تلخِ قدرتِ دریاییِ محدودِ آمریکا آشکار است: این کشور می‌تواند ناوگانی نسبتاً بزرگ را در سواحلِ خارجی مستقر کند و نگاه دارد، امّا تواناییِ ورود به یک نبردِ واقعی را ندارد.»


(برگرفته از «فلسطین کرونیکل» و «ریسپانسیبل استیت‌کرافت»)

بیشتر از مجله جنوب جهانی-بررسی مسائل جنوب جهانی – سال بیستم کشف کنید

برای ادامه خواندن و دسترسی به آرشیو کامل، اکنون مشترک شوید.

ادامه مطلب