چین: آموختن از جنگهای ایران و اوکراین

در

,

آموختن از نبردهای برون‌مرزی؛ نوسازی و تکمیل سازوکار آمادگی رزمی نیروهای مسلح

نویسنده: پو کوئودونگ (پژوهشگر ارشد پژوهشکده کونلون‌چه)

منبع: وب‌سایت کونلون‌چه

ترجمه مجله جنوب جهانی

۱. اعزام هیئت‌های مطالعاتی-عملیاتی به میدان‌های نبرد روسیه-اوکراین و آمریکا-ایران

این هیئت‌ها در سطح بین‌المللی می‌توانند با عنوان رسمی «هیئت بازدید و پژوهش تجربیات عملیاتی برون‌مرزی» و به اختصار «هیئت مطالعاتی تجربیات میدانی نبرد» نام‌گذاری شوند.

ماموریت و جایگاه: این هیئت یک یگان غیرعملیاتی است که با بهره‌گیری از چارچوب همکاری‌های راهبردی چین با روسیه و ایران، وارد مناطق درگیری در نبرد روسیه-اوکراین و نقاط بحرانی مواجهه آمریکا و ایران می‌شود. وظایف اصلی آن شامل پژوهش‌های نظامی، نظارت تاکتیکی، ارزیابی کارایی تجهیزات، فرماندهی اطلاعاتی و بررسی عملیات‌ها در محیط واقعی است؛ اقدامی که مداخلهٔ نظامی مستقیم تلقی نشده و حساسیت‌های دیپلماتیک ایجاد نمی‌کند. در حال حاضر، جنگ روسیه و اوکراین در مرحله فرسایشی و بن‌بست قرار دارد و تنش‌های آمریکا و ایران نیز رو به افزایش است. این دو میدان نبرد داغ به آزمایشگاه‌های طبیعی جنگ‌های هوشمند مدرن تبدیل شده‌اند. شراکت راهبردی چین با روسیه و ایران، فرست نادر و ارزشمندی را برای مشاهده و یادگیری مستقیم نیروهای ما فراهم کرده است.

نیروهای مسلح ما (جمهوری خلق چین) مدت‌هاست که از درگیری در جنگ‌های بزرگ و فراگیر به‌دور بوده‌اند؛ بخشی از الگوی تمرینی ما همچنان در بند نظريات نظامی کهنه و تفکرات دگماتیک قرار دارد و رزمایش‌ها اغلب بر پایه سناریوهای از پیش‌تعیین‌شده اجرا می‌شوند. اما در یک نبرد واقعی، هیچ‌چیز طبق سناریو پیش نمی‌رود؛ دشمن در زمان و مکان پیش‌بینی‌شده ظاهر نمی‌شود و مطابق تحلیل‌های قبلی حمله نمی‌کند. در مقابل، ارتش آمریکا در طول تاریخ ۲۵۰ ساله خود، در بیش از ۴۶۰ نبرد، جنگ رسمی، درگیری منطقه‌ای، حمله هوایی، عملیات ویژه و جنگ نیابتی حضور داشته است. آن‌ها حتی بدون ورود به جنگ‌های فراگیر، از طریق درگیری‌های محدود همواره دانش فرماندهی، تاکتیک‌ها، تجهیزات جدید، سیستم‌های اطلاعاتی و زنجیره پشتیبانی خود را به‌روز می‌کنند. جنگ، سنک محکی برای اراده نیروها و آزمونی برای توان صنایع دفاعی، سامانه هشدار اطلاعاتی و قدرت بسیج ملی است؛ همان نقطه ضعفی که ارتش ما در روند ارتقای آمادگی رزمی خود باید فوراً آن را برطرف کند.

۲. اهمیت راهبردی و عملی مشاهده میدانی

اعزام دوره‌ای فرماندهان در سطوح مختلف به مناطق جنگی برای مشاهده مستقیم، واجد چند مزیت حیاتی است:

  • ارزیابی دقیق نقاط قوت و ضعف تجهیزات مدرن در میدان واقعی: کارایی واقعی پهپادها، موشک‌های کروز، تسلیحات نقطه‌زن دوربرد، سامانه‌های پدافندی، تجهیزات جنگ الکترونیک و سامانه‌های اطلاعاتی را نمی‌توان صرفاً از روی مشخصات روی کاغذ سنجید. در صحنه نبرد واقعی می‌توان عملکرد این تجهیزات را در شرایط اختلال شدید الکترونیکی و آب‌وهوای سخت سنجید و مواردی چون نرخ مصرف مهمات و تعمیرات سریع صحرایی را بررسی کرد تا صنایع دفاعی ما بر اساس نیازهای واقعی ارتقا یابند.
  • عبور از جزم‌اندیشی آموزشی و به‌روزرسانی دانش فرماندهان: فرماندهانی که در دوران صلح رشد یافته‌اند، دانش تاکتیکی خود را از رزمایش‌ها، کتاب‌ها و شبیه‌سازی‌ها گرفته‌اند که در آن‌ها میزان تلفات و حوادث غیرمنتظره از قبل مشخص است. اما میدان نبرد واقعی مملو از متغیرهای غیرقابل پیش‌بینی مانند حضور غیرنظامیان، جنگ روانی و رسانه‌ای، قطعی ارتباطات، قطع پشتیبانی و فشار تصمیم‌گیری لحظه‌ای است. حضور در صحنه، ذهنیت انتزاعی فرماندهان را شکسته‌ و قدرت تصمیم‌گیری سریع آن‌ها را بالا می‌برد.
  • استخراج و جمع‌بندی تاکتیک‌های نوین جنگی: نبردهای توزیع‌شده، همکاری هوشمند انسان و ماشین، ناکارآمدی ستون‌های زرهی سنتی، نقش گروه‌های کوچک پهپادی، جمع‌آوری اطلاعات از طریق داده‌های بزرگ غیرنظامی و حملات آتشین دوربرد چریکی، از الگوهای نوظهور سال‌های اخیر هستند. جمع‌بندی این تجربیات موجب اصلاح طراحی رزمایش‌های داخلی، حذف سناریوهای ثابت و تحقق اصل «آموزش بر مبنای صحنه واقعی نبرد» می‌شود.

۳. بازسازی مفهوم نبرد و آموزش: گذر از «آموزش برای جنگ» به «جنگ برای آموزش»

ارزیابی و الگوی فکری نیروهای مسلح ما سال‌ها بر اصل «آموزش برای جنگ» متکی بوده و رزمایش‌ها در محیط‌های بومی اجرا شده‌اند. اما رزمایش هرگز نمی‌تواند فشار روانی، حجم تلفات و پیچیدگی‌های سیاسی یک جنگ واقعی را بازسازی کند. منطق توسعه ارتش آمریکا را می‌توان در این جمله خلاصه کرد: «هر جنگ، یک مرحله ارتقا برای ارتش». خودِ جنگ، بالاترین سطح آموزش است. از این دیدگاه، نگرش تازه‌ای شکل می‌گیرد: «جنگ برای آموزش، جنگ همان آموزش است». چین به سیاست توسعه مسالمت‌آمیز پایبند است و هرگز آغازگر هیچ جنگی نخواهد بود، اما نباید از درک تحولات جنگ‌های مدرن غافل شود. برای حفظ آمادگی بدون ورود مستقیم به جنگ، دو راهکار وجود دارد: ۱. بهره‌گیری از میدان‌های نبرد واقعی در جهان از طریق اعزام هیئت‌های مطالعاتی. ۲. بازسازی شرایط بسیار سخت و واقعی در تمرینات داخلی، بدون استفاده از سناریوهای پیش‌فرض و با وارد کردن ریسک‌ها و متغیرهای کاملاً ناشناخته. بزرگ‌ترین آسیب التزام به نظریه‌های منسوخ این است که تمام تحلیل‌ها بر اساس شرایط ایده‌آل انجام می‌شوند و ریسک تغییر تاکتیک دشمن، ضعف‌های تجهیزاتی یا قطع پشتیبانی نادیده گرفته می‌شوند. اشتباهات محاسباتی ابتدای جنگ اوکراین یا نقاط ضعف و قوت پدافندی ایران در برابر حملات آمریکا، نمونه‌های زنده‌ای از این دست هستند که آموزه‌های فراوانی برای جلوگیری از خطاهای مهلک در آینده به ما می‌دهند.

۴. کاربردی‌سازی تجربیات و تکمیل چرخه «عملیات-آموزش»

۱. استخراج درس‌های عملیاتی و به‌روزرسانی متون آموزشی: گنجاندن تجربیات مثبت و منفی نبردهای اخیر در برنامه‌های درسی دانشگاه‌های افسری و دوره‌های آموزشی فرماندهان برای اصلاح دانش نظری نظامی. ۲. بهبود سناریوهای رزمایش: کنار گذاشتن سناریوهای از پیش‌نوشته‌شده و وارد کردن متغیرهای واقعی مانند جنگ الکترونیک، حملات سایبری، عملیات روان‌شناختی، قطع خطوط مواصلاتی و فشار روانی بر نیروها. ۳. ایجاد سازوکار تبادل مداوم: برقراری کانال‌های دائمی تبادل تجربه با روسیه و ایران و اعزام دوره‌ای افسران ارشد و متخصصان فنی برای رصد مداوم تغییرات در الگوهای نبرد. ۴. هدایت مستقیم تحقیق و توسعه صنایع دفاعی: اصلاح مسیر ساخت تسلیحات بر اساس نقاط ضعف شناسایی‌شده در میدان نبرد، با اولویت دادن به قابلیت‌هایی چون تعمیرپذیری سریع، ذخیره‌سازی مهمات، تحرک بالا، مقاومت در برابر جنگ الکترونیک و سامانه‌های هشدار زودهنگام.

نتیجه‌گیری

صلح یک انتخاب راهبردی است، اما نباید به بهانه‌ای برای دور شدن از واقعیات میدان نبرد تبدیل شود. اتکای صرف به تمرینات گلخانه‌ای و شبیه‌سازی‌شده، همواره کورسویی از بی‌خبری و غافل‌گیری به همراه دارد. تحولات فعلی در اوکراین و خاورمیانه، فرصتی کم‌نظیر برای یادگیری عملیاتی در دوران تغییرات بزرگ جهانی است. نیروهای مسلح چین می‌توانند با استفاده از روابط راهبردی خود، این میدان‌ها را به «میدان‌های آموزشی بیرونی» تبدیل کرده و از تجربیات دیگران بهره جویند. تنها با عبور از جزم‌اندیشی و تحقق واقعی پیوند «آموزش برای نبرد و نبرد برای آموزش» است که می‌توان نقاط ضعف ناشی از فقدان تجربه عملیاتی را جبران کرد و در نبردهای احتمالی آینده، با شناخت کامل از خود و دشمن، زمام مبادرت و ابتکار عمل را به دست گرفت.

بیشتر از مجله جنوب جهانی-بررسی مسائل جنوب جهانی – سال بیستم کشف کنید

برای ادامه خواندن و دسترسی به آرشیو کامل، اکنون مشترک شوید.

ادامه مطلب