مالک هیچ چیز نخواهید بود: عصر سرمایه‌داری رانت‌خوار

در

,

اسکارلت

منتشر شده در تارنمای دیالکتیک

ترجمه مجله جنوب جهانی

پلی‌استیشن اخیراً اعلام کرد که تا سال ۲۰۲۸ تولید دیسک‌های فیزیکی را برای تمام بازی‌های جدید کنسول‌های خود متوقف خواهد کرد. اگرچه این اقدام با موجی از مخالفت‌ها روبه‌رو شد، اما چندان غیرمنتظره نبود. روند گذر از رسانه‌های فیزیکی به سمت خدمات ابری، بیش از یک دهه است که جریان دارد. یکی از نخستین شرکت‌های شاخصی که این مسیر را از «چیزی که مالک آن هستید» به سمت «چیزی که اجاره می‌کنید» (یا همان «نرم‌افزار به عنوان خدمت») طی کرد، شرکت آدوبی (Adobe) بود. دارندگان نسخه‌های اولیه فتوشاپ با پرداخت حق لیسانس حدود ۳۰۰ تا ۵۰۰ دلار، برای همیشه مالک آن می‌شدند. اما آدوبی در نهایت دریافت که با یک‌بار مشتری کردن افراد، جریانات مالی همیشگی را از دست می‌دهد؛ از این رو در سال ۲۰۱۳ مدل کاری خود را تغییر داد و فتوشاپ را در ازای دریافت اشتراک ماهانه به مشتریان اجاره داد. از آن پس کاربر باید تا ابد، هر ماه پول می‌پرداخت تا بتواند از محصول استفاده کند و دیگر هرگز گزینه خرید دائمی را پیش رو نداشت. به جای پرداخت یک‌باره ۳۰۰ دلار، حالا باید تا زمان نیاز به محصول، سالانه ۳۰۰ دلار بپردازد.

هم‌زمان با این رویداد، نتفلیکس نیز در حال تعطیل کردن خدمات ارسال پستی DVD (که تا سال ۲۰۲۳ به‌سختی به حیات خود ادامه می‌داد) بود تا تمام تمرکز خود را بر سرویس پخش آنلاین (استریمینگ) بگذارد. چرا وقتی می‌توانید با پرداخت یک حق اشتراک ماهانه تقریباً هرچه می‌خواهید تماشا کنید، خود را به دردسر خرید آرشیوی از DVD بیندازید؟ البته شکی نیست که پرداخت هزینه برای سرویس‌های استریم بسیار راحت‌تر از نگهداری هزاران عنوان فیلم در خانه است، اما این رویکرد معایبی هم دارد. اگر فیلم یا سریال محبوبی فاقد مجوزهای حقوقی لازم باشد، یافتن آن در فضای آنلاین تقریباً غیرممکن می‌شود. برخی از آثار رسانه‌ای به کلی محو شده‌اند؛ برای نمونه فیلم‌های «دوگما» ساخته کوین اسمیت و «طلوع مردگان» اثر جورج رومرو به دلیل پیچیدگی‌های حقوقی و لیسانس، در هیچ سرویس استریمی یافت نمی‌شوند. برای دیدن آن‌ها یا باید دست به دانلود غیرقانونی بزنید یا نسخه فیزیکی‌شان را داشته باشید. افزون بر این، حذف رسانه‌های فیزیکی بازار دست‌دوم را نیز از میان برده است؛ دیگر نمی‌توانید بازی یا فیلمی را به دوستتان قرض دهید یا آن را دوباره بفروشید. دیگر امکان خرید یک بازی دست‌دوم با قیمت کمتر از فروشگاه‌هایی مثل گِیم‌استاپ وجود ندارد. قیمت خرید آن کالا، صرف‌نظر از قدمت اثر، توسط سرمایه‌دار تعیین می‌شود، توزیع متمرکز می‌گردد و بازار انحصاری می‌شود. سرمایه‌داری در حالی که محاصره کامل دارایی‌های مشترک دیجیتال را حفظ کرده، یک انحصار و کمبود مصنوعی نیز ساخته است که به او اجازه می‌دهد هر زمان و به هر میزان که بخواهد، برای استفاده از چیزی که همواره به آن دسترسی داشته‌اید—اما این بار طبق شرایط خودش—از شما پول بگیرد. هدف تمام این اقدامات، تبدیل دارایی‌های ما به «رانت» و وابسته کردن ما به پرداخت مداوم برای دسترسی به یک کالا، به جای مالکیت آن است.

ما فیلم‌ها و سریال‌هایمان را در سرویس‌های استریم تماشا می‌کنیم، عکس‌هایمان را در فضای ذخیره‌سازی ابری بارگذاری می‌کنیم، کتاب‌های الکترونیکی را با مجوزهای قابل فسخ روی کتابخوان‌هایی می‌خریم که ممکن است روزی با تصمیم آمازون از کار بیفتند، دستگاه‌های خانه هوشمند را با تبلیغات غیرقابل غیرفعال‌سازی تهیه می‌کنیم و حتی خودروهایمان هم حالا پشت دیوار پرداخت (پِی‌وال) رفته‌اند. دیگر «خرید» به معنای واقعی کلمه وجود ندارد؛ بلکه توافقی موقت است که دسترسی ما به یک کالا را برای مدتی محدود تضمین می‌کند و هر زمان بخواهند قابل ابطال است. طبقه سرمایه‌دار در مسیر دستیابی به سود دائمی—و نه نوآوری—تصمیم گرفته است که دریافت چندباره پول برای یک کالای تکراری را ترجیح دهد. سرمایه‌داران از تولید ساده کالا عبور کرده و به سمت کالایی مبهم‌تر حرکت می‌کنند: «مجوز دسترسی». شما مالک هیچ‌چیز نخواهید بود، اما آیا خوشحال خواهید بود؟

سال گذشته، شرکت فولکس‌واگن با قفل کردن حداکثر قدرت موتور مدل‌های ID.3 Pro و Pro S پشت دیوار پرداخت، خبرساز شد. خریداران باید هزینه‌ای ماهانه می‌پرداختند تا خودرویشان با تمام توان کار کند. دیگر سازندگان نیز قفل کردن گرم‌کن صندلی، استارت از راه دور و سیستم موقعیت‌یاب (GPS) را در قالب اشتراک آزموده‌اند. بدتر از آن، برخی تولیدکنندگان کلیدهای قطع اضطراری روی خودروها نصب کرده‌اند که به شرکت تسهیلات‌دهنده اجازه می‌دهد در صورت عقب‌افتادن اقساط، موتور ماشین را خاموش کند. پیام روشن است: شما مالک هیچ‌چیز نیستید، اما ما مالک شما هستیم. این ساختار، شباهت کمتری به الگوی سنتی سرمایه‌داری دارد (که در آن کارگران کالا را می‌سازند، سرمایه‌دار آن را به مصرف‌کننده می‌فروشد و مصرف‌کننده مالک و بهره‌بردار آن می‌شود) و بیشتر به الگوی فئودالی شبیه است: شما می‌توانید از کالا استفاده کنید، اما فقط در چارچوب و پشت دروازه‌های ارباب.

از آنجا که سرمایه، سودجویی بی‌‌پایان را پاداش می‌دهد، شرکت‌ها نمی‌توانند تنها به توسعه جامعه مشتریان خود بسند کنند؛ آن‌ها باید از همان مشتریان موجود نیز بیشترین بهره‌کشی ممکن را داشته باشند. شرکت‌ها با محدود کردن ارزش مصرفی کامل یک محصول و مشروط کردن آن به پرداخت‌های پی‌درپی، می‌توانند مدام از یک چاه آب بکشند. این به معنای مرگ کامل نوآوری نیست، بلکه نوآوری اینک علیه خود مصرف‌کننده به کار گرفته می‌شود. به جای اختراع یخچالی که کمپرسور آن ظرف پنج سال از کار نیفتد، ساخت نمایشگرهای بهتر برای یخچال‌های هوشمند جهت پخش تبلیغات جایگزین شده است. خریدار امروز به مستأجر تبدیل شده و سرمایه‌دار به موجر. فرایند خرید دیگر پایان‌بخش رابطه نیست، بلکه مستقیم از طریق قدرتی که فروشنده بر کالای خود حفظ می‌کند، مدیریت می‌شود.

در حالی که رویکرد سرمایه‌داری صنعتی بیشتر بر پایه فروش محصول و رضایت مشتری برای بازگشت و خرید کالایی جدید استوار بود، نسخه مدرن آن اغلب با نیازها و خواسته‌های مصرف‌کننده در تعارض است. برخورد سرمایه با مصرف‌کنندگان حتی گاهی کاملاً خصمانه می‌شود. اقداماتی ساده مانند لغو یک سرویس، عمداً به پیچیده‌ترین شکل ممکن طراحی می‌شوند، کالاها طوری ساخته می‌شوند که پس از مدتی خراب شوند، وب‌سایت‌ها از الگوهای تاریک برای ترغیب بازدیدکنندگان به خرید استفاده می‌کنند («یک ماه اشتراک رایگان!») و در صورت اقدام به تعمیر شخصی، گارانتی باطل می‌شود. هیچ‌یک از این رفتارها به سود مصرف‌کننده نیست، اما همگی در جهت افزایش بهره‌کشی مالی عمل می‌کنند. وقتی مالکیت همواره ناقص و قابل استرداد باشد، کنترلی بی‌سابقه بر کالاها در اختیار سرمایه‌داران قرار می‌گیرد.

یکی از پیامدهای مغفول‌مانده این انحصار روزافزون دارایی‌های عمومی در مسیر کسب سود، این است که حفظ و نگهداری فرهنگ برای نسل‌های آینده، اکنون عمدتاً به دست شرکت‌های خصوصی افتاده است. مورخان و گردآورندگان باید برای آرشیو کردن تمام دارایی‌های موجود، به شرکت‌های خصوصی متکی باشند. وقتی آرشیوکرداران برای تهیه نسخه فیزیکی از تصاویری که محصول فیزیکی ندارند به مجوز صریح نیاز داشته باشند، توانایی آن‌ها در ثبت و حفظ تاریخ تا چه حد محدود خواهد شد؟ حتی حفظ عکس‌های شخصی نیز اکنون منوط به این فرض است که فضای ابری همواره در دسترس خواهد بود. ما نمی‌توانیم حساب آی‌کلود خود را برای فرزندانمان به ارث بگذاریم؛ پس اگر فاجعه‌ای برای داده‌ها رخ دهد، چه چیزی از خود به جا خواهیم گذاشت؟ سرمایه‌داری در مسیر حذف تمامی بازارهای دست‌دوم، کاری می‌کند که ردپای ما تنها در فضای مجازی باقی بماند و جهان واقعی به فراموشی سپرده شود.

موضوع صرفاً از دست رفتن رسانه‌های فیزیکی نیست، بلکه مسئله اصلی نگرش جدید طبقه سرمایه‌دار به مفهوم «مالکیت» به عنوان یک مانع است؛ مانعی در برابر بهره‌کشی بیشتر و مانعی در برابر کنترل. سرمایه‌داری شرکت‌ها را سوق داده تا خروج یک کالای خریداری‌شده از بازار را تهدیدی برای انباشت سرمایه در آینده ببينند و از این رو تمام تلاش خود را بکنند تا آن کالا هرگز به طور کامل از بازار خارج نشود.

مارکس می‌نویسد: «بورژوازی نمی‌تواند به حیات خود ادامه دهد مگر از طریق انقلابی کردن مدام ابزارهای تولید و به تبع آن، روابط تولید و در نتیجه تمام روابط اجتماعی.» امروز، آنچه بورژوازی دگرگون کرده تنها ابزار تولید نیست، بلکه خود مفهوم «مالکیت» است. تضمین سودهای آتی، در گرو این است که مطمئن شوند هیچ چیز هرگز واقعاً به شما تعلق ندارد. فروش یک کالا، به جای آنکه نقطه پایانی بر مبادله باشد، سرآغاز یک رابطه انگلی است؛ رابطه‌ای که مدت‌ها پس از ادعای فروش کالا، بارها و بارها ارزش اقتصادی آن را می‌مکد. بازی‌ها به «مجوز»، خودروها به «اشتراک» و نرم‌افزارها به «خدمت» تبدیل می‌شوند. هیچ‌چیز هرگز واقعاً از آنِ شما نیست.

اسکارلت موسیقیدان، مادر، کمونیست و نویسنده است. لینک تمکن مالی (Ko-fi) برای کسانی که مایل به خرید اشتراک ساب‌استک نیستند اما می‌خواهند از کارهای من حمایت کنند افزوده شده است.

بیشتر از مجله جنوب جهانی-بررسی مسائل جنوب جهانی – سال بیستم کشف کنید

برای ادامه خواندن و دسترسی به آرشیو کامل، اکنون مشترک شوید.

ادامه مطلب