قیمت نفت به‌طور خودکار جهش خواهد کرد – ا. م. شیری

در


ترامپ خواهد باخت، روسیه سود خواهد برد

ا. م. شیری- مترجم

از تشدید جدید جنگ با ایران چه انتظاری باید داشت؟ آیا اکنون نوبت حوثی‌ها فرارسیده است؟

درگیری میان آمریکا و ایران وارد مرحلۀ تازه‌ شده است. بامداد ۲۱ ژوئیه، جمهوری اسلامی ایران به پایگاه‌های نظامی آمریکا در بحرین و کویت حمله کرد. هم‌زمان، حوثی‌های یمن اعلام کردند که محاصرۀ دریایی عربستان سعودی را آغاز کرده‌اند و تنگۀ باب‌المندب را به روی نفتکش‌های سعودی بسته‌اند.

کارشناسانی که با NEWS.ru  گفت‌وگو کرده‌اند، بر این باورند که جهان در آستانۀ یک بحران جدید انرژی قرار گرفته است. این درگیری چگونه ادامه خواهد یافت و آیا این تشدید تنش به سود روسیه خواهد بود؟ گزارش NEWS.ru به بررسی این موضوع می‌پردازد.

چه اتفاقی در خاورمیانه در حال رخ دادن است؟

بامداد ۲۱ ژوئیه، پهپادهای تهاجمی ایران به پایگاه نظامی آمریکایی شیخ عیسی در بحرین حمله کردند. دفتر مطبوعاتی ارتش جمهوری اسلامی اعلام کرد که این عملیات در چند مرحله و با استفاده از پهپادهای «آرش» انجام شده است.

این حمله در پاسخ به موج تازۀ حملات نیروهای مسلح آمریکا به خاک ایران صورت گرفت. رسانه‌ها شب قبل، از وقوع انفجارهایی در بندرعباس، سیریک، چابهار، کنارک، اصفهان و شیراز خبر داده بودند.

علاوه بر این، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اعلام کرد که یک پایگاه نظامی آمریکا در اردن را با موشک هدف قرار داده است. بنا بر این بیانیه، در نتیجۀ این حمله، یک مرکز راداری متعلق به یکی از سامانه‌های پدافند هوایی و همچنین یک جنگندۀ اف-١۵ مستقر در آشیانه، منهدم شده‌اند.

ایران و آمریکا از ۸ ژوئیه تاکنون به‌طور متقابل به یکدیگر حمله می‌کنند. روزی که نیروهای مسلح آمریکا، برای نخستین بار پس از امضای یادداشت تفاهم میان واشنگتن و تهران، به ایران حمله کردند و تهران را به دست داشتن در حملۀ به یک کشتی تجاری در تنگۀ هرمز متهم ساختند.

درست همان روز، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا اعلام کرد که آتش‌بس با تهران پایان یافته است.

آمریکا چه می‌خواهد؟

کنستانتین بلوخین، کارشناس علوم سیاسی و متخصص مسائل آمریکا، در گفت‌وگو با NEWS.ru  یادآور شد که بسیاری‌ها در غرب تفاهمنامه‌ میان آمریکا و ایران را به‌منزلۀ شکست واشنگتن تلقی کردند. بر اساس این تفاهمنامه، آمریکا متعهد شد بخشی از تحریم‌های ضدایرانی را کاهش دهد، نیروهای خود را از مناطق نزدیک به مرزهای جمهوری اسلامی خارج کند و در امور داخلی ایران مداخله نکند.

او گفت: «به نظر می‌رسد ترامپ این سند را امضا کرد تا پیش از حملۀ جدید به ایران فرصتی برای تجدید قوا به دست آورد. او ذخایر موشکی را افزایش داد، انبارهای پهپادها را تکمیل نمود، تدارکات نظامی را تقویت کرد و اکنون مرحلۀ دوم عملیات نظامی را آغاز کرده است».

بلوخین معتقد است که ترامپ در حال حاضر مصمم است پیش از انتخابات ماه نوامبر کنگرۀ آمریکا، بر ایران پیروز شود تا از این طریق موقعیت رهبری حزب جمهوری‌خواه را حفظ کند.

این کارشناس افزود: «اهداف ترامپ، شامل وادار کردن تهران به کنار گذاشتن برنامۀ هسته‌ای؛ بازگشایی تنگۀ هرمز و روی کار آوردن دولت همسو با آمریکا در ایران، تغییر نکرده است».

در مقابل، کیریل سمیونوف، کارشناس خاورمیانه و عضو شورای امور بین‌الملل روسیه، بر این باور است که ترامپ نه از سر قدرت، بلکه از سر ضعف، درگیری‌های نظامی را از سر گرفته است.

او توضیح داد: «هدف او پیروزی کامل بر ایران نیست. مأموریت اصلی‌اش این است که به هر شکل ممکن به نوعی صلح دست یابد تا بتواند آن را به رأی‌دهندگان خود به‌عنوان یک پیروزی عرضه کند. برای اینکه نتوانست یادداشت تفاهم ماه ژوئن را به‌عنوان یک موفقیت معرفی کند».

درگیری چگونه ممکن است ادامه یابد؟

در ایران این احتمال را منتفی نمی‌دانند که آمریکا در مرحلۀ جدید درگیری تصمیم بگیرد به عملیات زمینی دست بزند و به خاک جمهوری اسلامی ایران حمله کند.

اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجۀ ایران، هشدار داد: «آن‌ها پیامدهای این اقدام را خواهند دید. فکر می‌کنم افراد زیادی منتظرند تا از آمریکایی‌ها به گرمی استقبال استقبال کنند».

اما بلوخین تردید دارد که واشنگتن واقعاً دست به چنین عملیاتی بزند.

او گفت: «اولاً، چنین عملیاتی بسیار پرهزینه است. انتقال نیروی نظامی کافی برای غلبه بر ارتش تقریباً یک‌میلیونی ایران که در خاک خود می‌جنگد، بسیار دشوار خواهد بود. ثانیاً، تلفات انسانی بسیار زیادی به همراه خواهد داشت که به محبوبیت ترامپ و جمهوری‌خواهان آسیب می‌زند. ثالثاً، ترامپ عملاً متحدان قابل‌توجهی ندارد. بنابراین، او مانند گذشته عمدتاً با استفاده از موشک‌ها به جنگ با ایران ادامه خواهد داد».

همچنین فرهاد ابراهیموف، کارشناس علوم سیاسی و مسائل خاورمیانه، در گفت‌وگو با NEWS.ru  اظهار داشت که برخلاف تصور، اگر آمریکا عملیات زمینی را آغاز کند، این موضوع بیش از آنکه به سود آمریکا باشد، به نفع ایران خواهد بود.

او توضیح داد: «در مرحلۀ بهاری این درگیری، تقریباً تمام سامانه‌های پدافند هوایی ایران از کار افتاد. بنابراین، دفاع در برابر حملات هوایی برای ایران دشوار شده است. اما جنگ زمینی برای ایران سودمندتر است. زیرا، در این عرصه از برتری آشکار برخوردار است».

با این حال، به گفتۀ او، هر دو طرف در دورۀ آتش‌بس «اشتباهات خود را بررسی و اصلاح کرده‌اند». از این رو، ارزیابی اینکه اکنون کدام طرف از نظر نظامی برتر است، کار آسانی نیست.

اما سمیونوف نظر دیگری دارد. به گفتۀ او، تهران در مرحلۀ دوم این درگیری، نسبت به رقبای خود با اعتماد به نفس بیشتری عمل خواهد کرد.

او گفت: «تهران به سمت تشدید تنش‌ها رفت. زیرا، اکنون از نظر نظامی در موقعیت قوی‌تری قرار دارد. نخست اینکه، آمریکا دیگر از اسرائیل حمایت نمی‌کند. دوم اینکه، من اطمینان دارم اگر تهران تنگۀ هرمز را دوباره باز کند، ترامپ فوراً به این درگیری پایان خواهد داد. به بیان دیگر، او حتی به حداقل امتیازات از سوی ایران نیز رضایت خواهد داد».

آیا بحران جدید انرژی در راه است؟

در پی تشدید دوبارۀ تنش‌ها در خاورمیانه، متحدان ایران، یعنی حوثی‌های یمن، اعلام کردند که محاصره دریایی عربستان سعودی را آغاز کرده و تنگۀ باب‌المندب را به روی کشتی‌های این کشور بسته‌اند.

آن‌ها این اقدام را پاسخی به «محاصرۀ ناعادلانه و سرکوبگرانه» مردم یمن دانستند. محاصرۀ یمن نزدیک به ۱۲ سال ادامه داشته و طی آن، به گفتۀ حوثی‌ها، «منابع کشور غارت شده و بنادر دریایی و فرودگاه‌های یمن نیز مسدود شده‌اند».

روزنامۀ وال‌استریت ژورنال متذکر شد که پس از بسته شدن تنگۀ هرمز، تنگۀ باب‌المندب مهم‌ترین مسیر عربستان برای دور زدن این محدودیت بود. این کشور از طریق این گذرگاه می‌توانست بخشی از صادرات نفت خود را به بندر ینبع در دریای سرخ منتقل کند.

تنگۀ باب‌المندب یک گذرگاه راهبردی دریایی است که حدود ۱۲ درصد تجارت دریایی نفت جهان و۸ درصد تجارت جهانی گاز طبیعی مایع از آن عبور می‌کند.

الکساندر فرولوف، تحلیلگر مؤسسۀ ملی انرژی، در گفت‌وگو با NEWS.ru  یادآور شد که حوثی‌ها پیش‌تر نیز در سال‌های ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۴ این مسیر دریایی را مسدود کرده بودند. در آن زمان، نفتکش‌ها مجبور شدند از مسیر دماغۀ امید نیک در جنوب آفریقا عبور کنند. این تغییر مسیر، به دلیل افزایش هزینه‌های حمل‌ونقل، باعث بالا رفتن قیمت نفت شد، اما موجب کمبود عرضۀ در بازار نشد.

با این حال، به اعتقاد او، این بار پیامدها می‌تواند بسیار جدی‌تر باشد.

او گفت: «آنچه بیش از همه مرا نگران کرد، اظهارات حوثی‌های یمن بود، که گفتند: «ما عربستان سعودی را محاصره می‌کنیم». گمان می‌کنم منظور آن‌ها دیگر فقط بستن تنگۀ باب‌المندب نیست، بلکه احتمالاً حمله به بنادر عربستان در دریای سرخ نیز در دستور کار آن‌ها قرار دارد. اگر حوثی‌ها بتوانند عربستان را به طور کامل از مسیرهای دریایی محروم کنند، وقوع یک بحران جهانی انرژی تقریباً اجتناب‌ناپذیر خواهد بود».

فرولوف همچنین یادآور شد که پیش از آغاز درگیری‌های اخیر در خاورمیانه، عربستان سعودی روزانه ۴ تا ۵ میلیون بشکه نفت به بازار جهانی صادر می‌کرد، اما پس از بسته شدن تنگۀ هرمز، صادرات این کشور به حدود ۲ میلیون بشکه در روز کاهش یافت.

او افزود: «اگر عربستان سعودی به طور کامل از چرخۀ صادرات نفت خارج شود، بحران بسیار شدیدی ایجاد خواهد شد. زیرا، این کشور یکی از سه تأمین‌کنندۀ اصلی نفت در بازار جهانی است».

به گفتۀ فرولوف، در حال حاضر بخشی از کمبود نفت در بازار جهانی از طریق عرضۀ نفت از ذخایر راهبردی آمریکا و ژاپن، کشورهایی که این ذخایر را با تخفیف به بازار عرضه می‌کنند، جبران می‌شود.

او اظهار داشت: «آن‌ها قصد دارند تا پایان ماه ژوئیه ۴۰۰ میلیون بشکه نفت از ذخایر خود را به فروش برسانند. اما پس از آن، هم ذخایر و هم تخفیف‌ها به پایان خواهد رسید. در نتیجه، کمبود سوخت در بازار ایجاد می‌شود و طبیعتاً قیمت‌ها افزایش خواهد یافت».

به باور فرولوف، چنین وضعیتی در بلندمدت می‌تواند برای روسیه سودمند باشد.

او در پایان گفت: «کمبود نفت به طور خودکار باعث افزایش قیمت‌ها خواهد شد. در نتیجه، شرکت‌های نفتی روسیه درآمد بیشتری کسب خواهند کرد و به دنبال آن، درآمدهای بودجۀ دولت روسیه نیز دوباره افزایش خواهد یافت».

برگرفته از: «دزن.رو»

٣ مرداد-اسد ١۴٠۵

 

 

 

بیشتر از مجله جنوب جهانی-بررسی مسائل جنوب جهانی – سال بیستم کشف کنید

برای ادامه خواندن و دسترسی به آرشیو کامل، اکنون مشترک شوید.

ادامه مطلب