
تله سور
ترجمه مجله جنوب جهانی
هوگو چاوز فریاس در ۲۸ ژوئیه ۱۹۵۴ در سابانتا واقع در ایالت باریناس به دنیا آمد. سالگرد تولد او فرصتی فراهم میکند تا نقش وی در بازشکلدهی به تاریخ آمریکای لاتین مورد بررسی قرار گیرد. چاوز از سال ۱۹۹۸ تا زمان مرگش در مارس ۲۰۱۳ رهبری ونزوئلا را بر عهده داشت. او در دوران ریاستجمهوری خود، «انقلاب بولیواری» را پایهگذاری کرد؛ برنامهای سیاسی و اجتماعی که الگوی حکمرانی در این کشور را دگرگون ساخت و ساختارهای سیاسی بینالمللی را به چالش کشید. پیش از چاوز، ونزوئلا بر پایه «پیمان پونتو فیخو» اداره میشد؛ توافقی برای تقسیم قدرت میان دو حزب اصلی کشور. اما در سال ۱۹۹۸، با پیروزی هوگو چاوز در انتخابات و آغاز فرآیند انقلاب بولیواری، همهچیز تغییر کرد و منابع دولتی به سمت زیرساختهای عمومی، بهداشت و درمان، و آموزش سوق داده شد. در همین راستا، برنامههای اجتماعی موسوم به «میسیونس» (Misiones) برای مقابله با نابرابریهای تاریخی تاسیس شدند. علاوه بر این، طرحهای سوادآموزی مانند «مأموریت روبینسون» سبب شد تا یونسکو در اکتبر ۲۰۰۵، ونزوئلا را کشوری عاری از بیسوادی اعلام کند.
از سابانتا تا ریاستجمهوری ونزوئلا
چاوز در منطقهای روستایی و مواجه با دشواریهای اقتصادی، نزد مادربزرگش، روزا اینس چاوز، بزرگ شد. پیشینه هوگو ریشه در فرهنگ طبقه کارگر دشتهای ونزوئلا (یا لنوس) داشت. او در دوران جوانی به مطالعه شخصیتهای برجسته تاریخ قرن نوزدهم ونزوئلا، بهویژه سیمون بولیوار، سیمون رودریگزِ آموزگار، و ازکیئل سامورا، رهبر فدرالیست پرداخت. همین مطالعات بعدها شالوده مفهومی جنبش چاوز موسوم به «درخت سه ریشه» را شکل داد. در سال ۱۹۷۱، چاوز برای ثبتنام در آکادمی نظامی ونزوئلا به کاراکاس نقلمکان کرد. او در سال ۱۹۷۵ با درجه ستوان دومی و در رشته علوم نظامی و مهندسی فارغالتحصیل شد. در دسامبر ۱۹۸۲، او به همراه همقطارانش «جنبش انقلابی بولیواری ۲۰۰» (MBR-200) را پایهگذاری کرد. هدف این جنبش مخفیانه، اصلاح ساختار ارتش و به چالش کشیدن نظام سیاسی حاكم بود. به دنبال سرکوب دولتی معترضان در جریان واقعه «کاراکاسو» در سال ۱۹۸۹، جنبش MBR-200 در ۴ فوریه ۱۹۹۲ دست به قیام نظامی زد. سرهنگ دوم چاوز رهبری حدود ۱۲۰۰ نیروی نظامی را در تلاش برای تصرف مراکز کلیدی حکومت بر عهده داشت. چاوز پیش از بازداشت، اجازه یافت تا پیامی کوتاه و تلویزیونی خطاب به همرزمانش که همچنان در سایر نقاط کشور در حال جنگ بودند، ارسال کند. او در این پیام گفت: «همرزمان! متأسفانه اهدافی که تعیین کرده بودیم، فعلاً در پایتخت محقق نشد.» عبارت «فعلاً» در میان مردمی که از شرایط اقتصادی-اجتماعی به تنگ آمده بودند، بازتاب و اهرم امید گستردهای یافت. چاوز به مدت دو سال در زندان «یاره» محبوس شد. در مارس ۱۹۹۴، رئیسجمهور رافائل کالدرا اتهامات علیه او را لغو و وی را آزاد کرد. چاوز پس از آزادی، استراتژی قیامهای نظامی را کنار گذاشت و به سازماندهی یک ائتلاف سیاسی روی آورد. او «جنبش جمهوی پنجم» (MVR) را برای ورود به عرصه رقابتهای انتخاباتی بنیاد نهاد. در انتخابات ریاستجمهوری ۶ دسامبر ۱۹۹۸، چاوز با کسب ۵۶٫۲ درصد آراء، هنریکه سالاس رومر را شکست داد و به ریاستجمهوری رسید. محور اصلی کارزار انتخاباتی او، تشکیل مجلس مؤسسان قانون اساسی برای بازنویسی قانون اساسی کشور بود. در آوریل ۱۹۹۹، برگزاری یک همهپرسی ملی با حمایت ۸۸ درصدی مردم، تشکیل این مجلس را به تصویب رساند. قانون اساسی جدید تدوین شد، در دسامبر ۱۹۹۹ به همهپرسی عمومی گذاشته شد و با ۷۱٫۸ درصد آراء موافق به تایید رسید. قانون اساسی سال ۱۹۹۹، نام رسمی کشور را به «جمهوری بولیواری ونزوئلا» تغییر داد، سازوکارهای دمکراسی مشارکتی را پایهگذاری کرد، حقوق اجتماعی را گسترش داد و چارچوب حقوقی تازهای برای ساختار حکومت ایجاد نمود.
امپریالیسمستیزی و همگرایی سراسری در آمریکا
سیاست خارجی هوگو چاوز با ترویج امپریالیسمستیزی و چندقطبیگرایی، چشمانداز دیپلماتیک آمریکای لاتین را دگرگون کرد. چارچوب روابط خارجی چاوز بر کاهش وابستگی به ایالات متحده و سازمانهای مالی بینالمللی استوار بود و به تقویت تحکیم پیوندهای تجاری، نظامی و سیاسی میان کشورهای جنوب جهانی کمک میکرد. یکی از برجستهترین لحظات دیپلماتیک او در ۲۰ سپتامبر ۲۰۰۶، در جریان شصت و یکمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نیویورک رقم خورد. چاوز یک روز پس از سخنرانی جورج دبلیو بوش، رئیسجمهور وقت آمریکا، در تریبون مجمع عمومی اعلام کرد: «دیروز شیطان به اینجا آمد. دقیقاً همینجا. و هنوز هم بوی گوگرد میدهد.» چاوز تلاش کرد تا سازمانهای همگرایی منطقهایِ مستقل از نفوذ آمریکا ایجاد کند. در دسامبر ۲۰۰۴، او به همراه فیدل کاسترو، رئیسجمهور کوبا، «پیمان بولیواری برای ملل آمریکای ما» (ALBA-TCP) را پایهگذاری کرد. این پیمان که به عنوان جایگزینی برای «منطقه تجارت آزاد آمریکا» (FTAA/ALCA) مورد حمایت ایالات متحده طراحی شده بود، تجارت بر پایه همکاری، همبستگی و توسعه اجتماعی را جایگزین مقرراتزدایی تجاری کرد. مخالفتها با طرح FTAA در چهارمین نشست سران قاره آمریکا در نوامبر ۲۰۰۵ در مار دل پلاتای آرژانتین به اوج خود رسید؛ جایی که چاوز در کنار سایر رهبران منطقه، رسماً توافقنامه تجاری پیشنهادی آمریکا را رد کردند. در ژوئن ۲۰۰۵، ونزوئلا طرح «پتروکاریبه» را ایجاد کرد؛ یک توافق همکاری انرژی که نفت مورد نیاز کشورهای حوزه کارائیب و آمریکای مرکزی را تحت شرایط مالی بازپرداخت تسهیلشده تأمین میکرد. کشورهای شرکتکننده میتوانستند خریدهای نفتی خود را در طول ۲۵ سال با نرخ بهره ۱ درصد و حتی با پرداخت کالاها و خدمات بومی تهاتر کنند. طبق آمار و ارقام موجود، پتروکاریبه بین سالهای ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۴ میلیونها بشکه نفت در اختیار ۱۸ کشور عضو قرار داد و به کاهش فشارهای ناشی از تراز پرداختها در دورههای گرانی نفت کمک شایانی کرد. چاوز همچنین نقش کلیدی در تأسیس «اتحادیه ملتهای آمریکای جنوبی» (UNASUR) در سال ۲۰۰۸ و «جامعه دولتهای آمریکای لاتین و کارائیب» (CELAC) در دسامبر ۲۰۱۱ در کاراکاس ایفا کرد. جامعه «سلاک» ۳۳ کشور مستقل از سراسر نیمکره غربی را گرد هم آورد و عمدتاً با کنار گذاشتن تعمدی ایالات متحده و کانادا، به عنوان یک بستر دیپلماتیک منطقهای و مستقل از «سازمان کشورهای آمریکایی» (OAS) عمل کرد.
سلطه فرهنگی، رسانههای مردمی و برنامه «الو رئیسجمهور»
ارتباطات، بخش محوری استراتژی سیاسی هوگو چاوز بود. دولت او، بهویژه پس از کودتای ۱۱ تا ۱۳ آوریل ۲۰۰۲، رسانهها را میدان اصلی مبارزه و مناقشه سیاسی میدید. در جریان آن کودتا، شبکههای تلویزیونی خصوصی ونزوئلا با پخش برنامههای سرگرمکننده، از پوشش خبری تظاهرات گسترده مردمی که خواستار بازگشت چاوز بودند، خودداری کردند. چاوز برای ایجاد ارتباط مستقیم با مردم، اجرای برنامه هفتگی تلویزیونی و رادیویی «الو رئیسجمهور» (Aló Presidente) را آغاز کرد؛ برنامهای که اولین بار در ۲۳ مه ۱۹۹۹ از رادیو ملی ونزوئلا پخش شد و بعدها به شبکه تلویزیونی «ونزولانا د تلویزیون» (VTV) راه یافت. این برنامه تا ژانویه ۲۰۱۲ در ۳۷۸ قسمت روی آنتن رفت. «الو رئیسجمهور» وظایف متعددی را بر عهده داشت: چاوز در آن تصمیمات اجرایی را اعلام میکرد، با شهروندان به گفتگو میپرداخت، جلسات هیئت دولت را به صورت زنده برگزار میکرد، قوانین کشوری را شرح میداد و به بحث درباره تاریخ و نظریه سیاسی میپرداخت. این برنامه طی ۱۳ سال اجرا، بیش از ۱۶۰۰ ساعت پخش زنده را به ثبت رساند. فراتر از تلویزیون دولتی، حکومت از رسانههای جایگزین و محلی نیز پشتیبانی کرد. قانون مخابرات سال ۲۰۰۰ بودجه صدها شبکه رادیویی و تلویزیونی محلی و مردمی را در سراسر ونزوئلا تأمین نمود. در عرصه بینالمللی، چاوز پیشگام تأسیس «تلهسور» (teleSUR) شد؛ یک شبکه خبری بینالمللی با مستقری در کاراکاس که در ۲۴ ژوئیه ۲۰۰۵ افتتاح شد. تلهسور به عنوان بستری برای پوشش خبری با تمرکز بر آمریکای لاتین و جنوب جهانی تأسیس شد تا دیدگاهی جایگزین در برابر شبکههای خبری بزرگ غربی ارائه دهد.
استراتژیست نظامی: دیالکتیک و قدرت مردمی
یکی از عناصر محوری دکترین هوگو چاوز، مفهوم «پیوند مدنی-نظامی» بود؛ صلحی سازمانی که میکوشید نیروهای مسلح را با جنبشهای اجتماعی مردمی پیوند دهد تا ثبات حکومت حفظ شده و از حاکمیت ملی دفاع شود. توانمندی استراتژیک چاوز در جریان اعتصاب و فلجسازی صنعت نفت در سالهای ۲۰۰۲–۲۰۰۳ که به رهبری اتحادیه کارفرمایان (فدکاماراس) و مدیران شرکت دولتی نفت ونزوئلا (PDVSA) رخ داد، به نمایش درآمد. این تعطیلی ۶۲ روزه با هدف مجبور کردن چاوز به استعفا از طریق توقف تولید نفت طراحی شده بود و منجر به کمبود شدید سوخت و افت بیش از ۲۰ درصدی تولید ناخالص داخلی در اوایل سال ۲۰۰۳ شد. در پاسخ، چاوز از نیروهای نظامی برای تأمین امنیت پالایشگاهها، بازگرداندن کنترل عملیاتی شرکت نفت و بازسازی مدیریت آن استفاده کرد. دولت چاوز کارکنان شرکت نفت را که در اعتصاب دست داشتند اخراج نمود و کنترل مستقیم دولت بر منبع اصلی درآمد کشور را مجدداً به دست گرفت. در سال ۲۰۰۳، چاوز برنامههای اجتماعی دولتی موسوم به «میسیونس» را معرفی کرد؛ از جمله طرح «میسیون بارئو آدنترو» با همکاری کوبا برای استقرار کادر پزشکی در محلههای کمدرآمد، و طرح «میسیون مركال» برای ایجاد شبکههای فروشگاهی با یارانه دولتی. تا سال ۲۰۰۶، تمرکز اصلی بر تصمیمگیریهای مشارکتی محلی در قالب «قانون شوراهای کمونال» قرار گرفت که به سازمانهای محلی اجازه میداد پروژههای عمرانی و بودجههای شهرداری را مدیریت کنند. در اکتبر ۲۰۱۲، چاوز در آخرین جلسه مهم هیئت دولت خود که اغلب از آن با عنوان «چرخش سکان» (Golpe de Timón) یاد میشود، شعار «یا کمونها یا هیچ» را مطرح کرد. این دستورالعمل نماد فاز نهایی پروژه سیاسی او بود و تأکید داشت که کمونهای محلی و واحدهای تولیدی خودگردان، ارکان حیاتی برای گذار از حمایتهای دولتی متمرکز به سوی خودگردانی پایدار و مردمی هستند.
میراث ماندگار هوگو چاوز در قرن ۲۱
میراث چاوز همچنان موضوع بحثهای مداوم در تحلیلهای سیاسی بینالمللی است. منتقدان به آسیبپذیریهای اقتصادی بلندمدت ناشایست از وابستگی تکمحصولی به نفت اشاره میکنند. در مقابل، حامیان او بر نقش چاوز در کاهش نابرابری درآمدی، گسترش مشارکت مردمی و چالش کشیدن سلطه ژئوپلیتیک غرب از طریق ALBA ،UNASUR و CELAC تأکید میورزند. در سالگرد تولدش، تأثیر چاوز بر سیاست قرن بیست و یکم از طریق نهادهایی که به پایهگذاری آنها کمک کرد، چرخش به سمت همکاریهای دیپلماتیک جنوب-جنوب و الگوی مستمر حکمرانی کمونال در ونزوئلا شناخته میشود. زندگی و دوران ریاستجمهوری چاوز همچنان به عنوان یک مطالعه موردی مهم در تاریخ اصلاحات دولتی، بسیج عمومی و استراتژی سیاسی امپریالیسمستیزانه در جنوب جهانی باقی مانده است.
