
فیلیپوویچ: نخستین سفر زلنسکی به صربستان؛ آیا ووچیچ واقعاً به قول کاربران اینترنت «به چپ و راست تلوتلو میخورد»؟
نویسنده: فیلیپ فیلیپوویچ (کارشناس صربستانی شاغل به تحصیل در چین) منبع: پایگاه تحلیلی گوانچا
ترجمه مجله جنوب جهانی
در تاریخ ۷ اوت، ولودیمیر زلنسکی، رئیسجمهور اوکراین، وارد صربستان شد و روز بعد با الکساندر ووچیچ، رئیسجمهور صربستان، دیدار و گفتوگو کرد. این نخستین سفر رسمی زلنسکی به صربستان از زمان آغاز بهکارش در مقام ریاستجمهوری اوکراین در سال ۲۰۱۹ بود. نکته قابلتوجهتر اینکه تنها کمتر از یک ماه پیش از این دیدار، در تاریخ ۱۵ ژوئیه، ووچیچ به کییف سفر کرده بود.
انجام دیپلماسی رفتوبرگشتی در سطوح عالی در چنین بازه زمانی کوتاهی، نشاندهنده ورود روابط سیاسی صربستان و اوکراین به مرحلهای تازه است. بر اساس اطلاعات منتشرشده از سوی دو طرف، این گفتوگوها حوزههایی چون حاکمیت و تمامیت ارضی، همگرایی با اروپا، تجارت، انرژی، زیرساختها و همکاریهای بشردوستانه را پوشش میداد؛ اما دستکم بر اساس نتایج علنیشده، هیچگونه همکاری نظامی اعلام نشد.
اگر تنها به همین یک سفر نگاه کنیم، بهراحتی میتوان آن را چرخشی ناگهانی در سیاست صربستان در قبال اوکراین تعبیر کرد. اما در واقع، از زمان تشدید درگیریها میان روسیه و اوکراین در سال ۲۰۲۲، موضع رسمی صربستان کاملاً پایدار بوده و میتوان آن را در سه جمله خلاصه کرد: حمایت از حاکمیت، استقلال و تمامیت ارضی اوکراین؛ محکوم کردن استفاده روسیه از زور علیه اوکراین در مجامع بینالمللی؛ و عدم پیوستن به تحریمها علیه روسیه.
این سه جمله را باید در کنار یکدیگر دید. جدا کردن هر یک از آنها این تصور را ایجاد میکند که سیاست خارجی صربستان تناقضآمیز است؛ اما اگر متغیرهای کوزوو، اتحادیه اروپا، انرژی، روسیه، افکار عمومی داخلی و صنایع دفاعی صربستان را همزمان وارد معادله کنیم، مشخص میشود این منطق بهظاهر «پیچیده و متناقض»، در عمل با منافع ملی صربستان کاملاً همراستاست.
۱. تحت فشار جنگ: شکافها، تناقضها و فشار همزمان در صربستان
پس از اوجگیری جنگ روسیه و اوکراین، پدیدهای بس نمادین در داخل صربستان رخ داد: عدم انطباق کامل میان احساسات سیاسی مردم و محاسبات راهبردی مقامات عالیرتبه کشور. این وضعیت شباهت زیادی به موضوع الحاق صربستان به اتحادیه اروپا دارد.
پیوستن به اتحادیه اروپا سالهاست که راهبرد ملی صربستان محسوب میشود، اما بر اساس نظرسنجی امسال کمیسیون اروپا، تنها ۳۱ درصد از شرکتکنندگان صربستانی صراحتاً از الحاق به این اتحادیه حمایت کردهاند. البته این به معنای مخالفت ۶۹ درصد مابقی نیست، چرا که افراد مردد نیز در این میان حضور دارند، اما نشان میدهد که حمایت صریح از پیوستن به اروپا دیگر نظر اکثریت جامعه صربستان نیست.
مسئله روسیه نیز به همین صورت است. جامعه صربستان از دیرباز شاهد گرایشهای شدید روسدوستی و احساسات ضد ناتو بوده است. برای بسیاری از مردم صربستان، جنگ روسیه و اوکراین صرفاً «جنگی میان دو کشور اسلاو» نیست، بلکه بیشتر آن را درگیری میان روسیه و ناتویی میبینند که در سال ۱۹۹۹ یوگسلاوی را بمباران کرد. از این رو، بازتاب احساسی خاصی شکل میگیرد: از آنجا که روسیه امروز در برابر ناتو ایستاده است، دستکم از نظر عاطفی شایسته همدردی است.
در عین حال، اوکراین به عنوان طرفی که مورد هجوم قرار گرفته، تا حدی از همدردی جامعه صربستان برخوردار است. برخی افراد از اوکراین حمایت میکنند، ولی همزمان معتقدند رویکردهای پیشین اوکراین در وخامت اوضاع نقش داشته است. گرچه میان گروههای سنی، مناطق، احزاب و طبقات اجتماعی تفاوتهایی وجود دارد، اما در مجموع، افکار عمومی روسدوست و ضد ناتو واقعیت سیاسی داخلی انکارناپذیری است که هیچ دولتی در صربستان نمیتواند آن را نادیده بگیرد.
با این حال، تصمیمگیرندگان کلیدی کشور باید مسائلی بسیار فراتر از احساسات عمومی را در نظر بگیرند. نخستین مسئله، کوزوو است. پیش از سال ۲۰۲۲، روایت سیاسی روسیه در حمایت از «حاکمیت و تمامیت ارضی صربستان» دستکم در چارچوبهای حقوقی نسبتاً یکدست بود. روسیه همواره با استقلال یکجانبه کوزوو مخالفت کرده، بر قطعنامه ۱۲۴۴ شورای امنیت سازمان ملل تأکید داشته و به عنوان عضو دائم شورای امنیت، ارزشی بسیار فراتر از جنبههای نمادین برای صربستان در موضوع کوزوو داشته است.
اما پس از آغاز جنگ اوکراین، این منطق دچار چالش شد. این به معنای از دست رفتن ناگهانی حق وتوی روسیه در شورای امنیت نیست — ارزش راهبردی روسیه در شورای امنیت برای صربستان همچنان باقی است — بلکه آنچه تضعیف شد، ادبیات حقوق بینالملل صربستان بود. بلگراد همواره بر «تجاوزناپذیری حاکمیت و تمامیت ارضی» تأکید داشته است؛ اما اگر یکی از قویترین حامیان این اصل، خود مرزهای اروپا را از طریق جنگ تغییر دهد، نفوذ حقوقی این روایت در عرصه بینالمللی افول میکند.
از منظر دولت صربستان، یکی از هزینههای اقدام نظامی روسیه، تضعیف بخشی از گفتمان حقوقی صربستان حول محور کوزوو بود. به همین دلیل است که دولت ووچیچ از زمان آغاز جنگ، ضمن رد ادعاهای ارضی روسیه بر خاک اوکراین، بر تمامیت ارضی اوکراین تأکید ورزیده است. از نگاه بلگراد، این تصمیم نه یک رویکرد «طرفدار اوکراین»، بلکه اقدامی در راستای صیانت از موضع صربستان در قبال کوزوو است.
دومین مسئله ملموس، انرژی است. اگر کوزوو با روایت حاکمیت ملی مرتبط است، انرژی با منافع مادی مستقیم سروکار دارد. پیوند واقعی و سخت میان صربستان و روسیه سالها بر گاز طبیعی و شرکت نفت صربستان (NIS) متمرکز بوده است. مالکیت NIS سالها در اختیار سرمایهگذاران روسی بوده و با تشدید تحریمهای آمریکا علیه صنعت نفت روسیه در اوایل سال ۲۰۲۵، این شرکت مستقیماً تحت تأثیر قرار گرفت. بدین ترتیب، تاوان نبرد تحریمی میان آمریکا و روسیه مستقیماً متوجه صربستان شد.
آمریکا خواستار کاهش کنترل روسیه بر NIS شد، اما روسیه حاضر به واگذاری آسان داراییهای خود نبود. دولت صربستان با پرسشهای واقعی روبهرو شد: تکلیف پالایشگاهها، پمپبنزینها و تأمین انرژی چه میشود؟ پس از آن، بلگراد تلاش کرد شرکت مجارستانی MOL بخشی از سهام روسیه را خریده و سهم خود صربستان نیز افزایش یابد، اما تا کنون این معامله کاملاً نهایی نشده و اخذ مجوز از دفتر کنترل داراییهای خارجی وزارت خزانهداری آمریکا (OFAC) همچنان یک چالش است. اخیراً آمریکا این معافیت را تا ۲۸ اوت تمدید کرده است.
ارزیابی این موضوع صرفاً از زاویه منافع ملی صربستان، پیچیدگی بالایی دارد. تحریمهای آمریکا فشار مستقیم ایجاد میکنند، اما صربستان نمیتواند از روسیه نیز کاملاً بیگلایه باشد؛ چرا که از نگاه بلگراد، آغاز جنگ توسط روسیه صربستان را وارد این بحران کرد. صربستان برای حفظ امنیت انرژی خود باید مسئله سهام روسیه را حل کند، اما نمیتواند داراییهای روسیه را به سادگی ملی کند، چرا که این کار تبعات حقوقی، سیاسی و دیپلماتیک سنگینی در پی دارد.
اگر بخواهیم هزینه سیاسی پرداختی را تخمین بزنیم، میتوان سهم فشار مستقیم آمریکا را حدود ۷۰ درصد و هزینههای ساختاری ناشی از اقدامات روسیه را ۳۰ درصد برآورد کرد. این تحلیل نه بر اساس مسئولیت حقوقی بینالمللی، بلکه بر مبنای میزان فشارهای مادی واردشده بر صربستان است.
دقیقاً به همین دلیل، صربستان در سالهای اخیر تنوعبخشی به واردات انرژی را با جدیت بیشتری دنبال کرده است؛ از جمله گسترش همکاریهای گازی با آذربایجان و دسترسی به منابع گاز غیرروسی از مسیر بلغارستان و یونان. دلیل آن روشن است: تا زمانی که سهم انرژی روسیه در سبد انرژی صربستان بالا باشد، با هر بار تیرگی روابط روسیه و غرب، صربستان نیز درگیر تبعات آن خواهد شد.
با درک این زمینه، تعاملات دیپلماتیک پیچیدهتر صربستان قابل فهم میشود. صربستان به دلیل افکار عمومی داخلی، مسئله انرژی و همچنین حمایت سیاسی روسیه در سازمان ملل سر مسئله کوزوو، نمیتواند روابط خود را با مسکو قطع کند.
۲. روابط صربستان و اوکراین: «منافع متقابل در حفظ تمامیت ارضی»
از سوی دیگر، صربستان برای حفظ مسیر الحاق به اتحادیه اروپا و صیانت از ادبیات حقوقی خود، نیازمند حفظ رابطه با اوکراین و حمایت از تمامیت ارضی آن است. حتی از منظر منافع صربستان، دلیل محکم دیگری برای حمایت فعال از اوکراین وجود دارد: نوعی «همپوشانی و منافع متقابل در حفظ تمامیت ارضی» میان صربستان و اوکراین برقرار است.
در ادبیات دیپلماتیک صربستان، بلگراد میتواند رابطه صربستان و اوکراین را به عنوان دو کشوری با چالشهای مشابه ترسیم کند: اوکراین بخشی از خاک خود را اشغالشده میداند و صربستان از تمامیت ارضی آن حمایت میکند؛ در مقابل، اوکراین نیز از حاکمیت صربستان پشتیبانی میکند. این رابطه متقابل پدیده جدیدی نیست. در جریان بمباران یوگسلاوی توسط ناتو در سال ۱۹۹۹، دولت اوکراین با اقدام نظامی بدون مجوز شورای امنیت مخالفت کرد و خواستار راهکار دیپلماتیک شد. پس از اعلام استقلال یکجانبه کوزوو در سال ۲۰۰۸ نیز اوکراین آن را به رسمیت نشناخت. در سال ۲۰۱۴ و پس از الحاق کریمه به روسیه نیز صربستان حاکمیت روسیه بر کریمه را نپذیرفت.
نکته جالب اینجاست که در سطح افکار عمومی صربستان شعارهایی مانند «کوزوو متعلق به صربستان و کریمه متعلق به روسیه است» دیده میشود، اما سیاست رسمی کشور هرگز کاملاً تابع این احساسات نبوده است. بنابراین، میان دو دولت همواره نوعی حمایت متقابل ظریف با محوریت «تمامیت ارضی» وجود داشته است.
در سفر اخیر زلنسکی به بلگراد، این موضع بار دیگر بهطور علنی تأیید شد. ووچیچ بر حمایت صربستان از حاکمیت و تمامیت ارضی اوکراین تأکید کرد و زلنسکی نیز تصریح نمود که موضع اوکراین در قبال کوزوو تغییری نکرده و بر اساس حقوق بینالملل و اصل تمامیت ارضی عمل خواهد کرد. به زبان سادهتر: اوکراین همچنان کوزوو را به رسمیت نمیشناسد. این یک دستاورد دیپلماتیک ملموس برای صربستان است.
از نکات تأملبرانگیز دیگر این بود که اندکی پس از سفر زلنسکی به بلگراد، بنر بزرگ «Free Ukraine» که از سال ۲۰۲۲ در مرکز پریشتینا (منطقه کوزوو) نصب شده بود، جمعآوری شد. این بنر چهار سال در آنجا قرار داشت. سفر زلنسکی به بلگراد و تأیید عدم تغییر موضع اوکراین در قبال کوزوو، و متعاقب آن جمعآوری این بنر، دارای پیامهای سیاسی پررنگی است.
در چند سال گذشته، مقامات پریشتینا کوشیدهاند حمایت از اوکراین را به نمادی از پیوند خود با ارزشهای غربی تبدیل کنند، اما پاسخ اوکراین در عمل این بوده است: «از حمایت شما متشکریم، اما در مسئله مرزها، کوزوو را به رسمیت نمیشناسیم.» حساب ارزشها از حساب مسائل ارضی جداست.
مرور تعاملات چند سال اخیر صربستان و اوکراین نشان میدهد که سفر زلنسکی حاصل یک روند زمینهسازی طولانی بوده است. در اوت ۲۰۲۳، ووچیچ و زلنسکی در آتن دیدار کردند و درباره تمامیت ارضی، ثبات مرزها و آینده اروپا به گفتوگو پرداختند. روز بعد، صربستان در نشست «نشست کریمه» به رهبری اوکراین شرکت کرد که نشاندهنده آغاز تعاملات سیاسی در سطح عالی بود.
رویدادهای مه ۲۰۲۴ نیز حائز اهمیت است؛ زمانی که اولنا زلنسکا، بانوی اول اوکراین، با استقبال تامارا ووچیچ به بلگراد سفر کرد و همزمان دمیترو کولبا، وزیر امور خارجه وقت اوکراین، نیز وارد صربستان شد. این نخستین سفر مقامات عالیرتبه اوکراین به صربستان پس از آغاز جنگ بود.
این طراحی دیپلماتیک قابل توجه است: اگر زلنسکی مستقیماً به بلگراد سفر میکرد، شوک سیاسی داخلی شدیدی ایجاد میشد. روش کمخطرتر، گشایش مسیر از طریق حوزههای کمتنشتر مانند دیپلماسی بانوان اول، فرهنگ، آموزش و همکاریهای بشردوستانه بود. بنابراین، تعاملات ابتدا در کشور ثالث شکل گرفت، سپس از طریق دیپلماسی نرم وارد بلگراد شد و در نهایت ارتقا یافت.
پس از آن، ووچیچ و زلنسکی بارها در مجامع بینالمللی دیدار کردند. در ۱۵ ژوئیه امسال ووچیچ به کییف رفت و کمتر از یک ماه بعد، زلنسکی رسماً وارد بلگراد شد. بنابراین، روند کنونی روابط صربستان و اوکراین یک تحول ناگهانی نیست، بلکه حاصل روندی تدریجی در سه تا چهار سال گذشته است.
۳. شاخصهای تازه در سیاست امنیتی صربستان
در بررسی این روند، نمیتوان نقش کریستوفر هیل، سفیر سابق آمریکا در صربستان را نادیده گرفت.
هیل در مصاحبهای با روزنامه آلمانی Frankfurter Allgemeine Zeitung اشاره کرد که آمریکا از سال ۲۰۲۲ در تلاش برای ایجاد ارتباط میان رؤسای جمهور صربستان و اوکراین بوده است. اما موضوع مناقشهبرانگیزتر، توضیحات او درباره تجارت تسلیحاتی صربستان بود. طبق گفتههای او، اوکراین فهرستی از تسلیحات و مهمات مورد نیاز خود را به آمریکا ارائه داده و سفارت آمریکا در صربستان امکانات صنایع دفاعی صربستان را بررسی کرده است. این مهمات سپس از طریق کشورهای واسط مانند لهستان و جمهوری چک به اوکراین ارسال شدهاند.
موضوع حساستر این است که به گفته هیل، برخی از طرفهای صربستانی دخیل در معامله میدانستند که کشورهای واسط، مصرفکننده نهایی نیستند. این امر با اصل «گواهی مصرفکننده نهایی» (EUC) در تجارت تسلیحات مرتبط است. بهطور معمول، صادرات سلاح نیازمند ارائه گواهی از سوی دولت خریدار است تا مشخص شود تسلیحات در اختیار چه کسی قرار میگیرد. از نظر اسناد حقوقی، صربستان تسلیحات را مستقیماً به اوکراین نفروخته، بلکه به کشور ثالث صادر کرده است. اگر کشور ثالث تعهدات خود را نقض کند، مسئولیت حقوقی متوجه خریدار است؛ اما میزان توانایی و تمایل صربستان برای پیگیری این موضوع، مسئله دیگری است. با در نظر گرفتن اتهامات دستگاههای اطلاعاتی روسیه و اظهارات هیل، واقعیت پیچیدهتر از «بیاطلاعی کامل صربستان» به نظر میرسد.
این وضعیت یادآور وقایع تاریخی گذشته است: اگر روسیه بخواهد صربستان را به دلیل ورود مهماتش به اوکراین تحت فشار بگذارد، صربستان نیز میتواند فروش سلاح توسط روسیه به کرواسی در دهه ۱۹۹۰ میلادی در دوره یلتسین را یادآوری کند.
علاوه بر فشارهای خارجی، عامل اقتصادی و بقای صنایع دفاعی صربستان نیز مطرح است. صنعت دفاعی صربستان حدود ۲۴ هزار نیروی کار دارد. با آغاز جنگ اوکراین، تقاضا و قیمت جهانی مهمات بهشدت افزایش یافت. برای کشوری با پایه صنعتی نظامی و متکی به صادرات، این وضعیت یک بازار بزرگ محسوب میشود.
روسیه پس از مشاهده مهمات ساخت صربستان در اوکراین، ابراز نارضایتی کرد. در سال ۲۰۲۵، مسکو رسماً صربستان را به ارسال مهمات از طریق چک، لهستان و بلغارستان متهم نمود. ووچیچ پس از آن تعلیق صادرات مهمات را اعلام کرد، اما تعطیلی بلندمدت صادرات، هزینههای سنگینی برای صنایع دفاعی کشور داشت.
پس از آن، موضع ووچیچ تعدیل شد: صربستان میتواند مهمات را به کشورهای اتحادیه اروپا بفروشد و نحوه مدیریت آن توسط خریداران، به خودشان مربوط است. این رویکرد نشاندهنده ویژگی اصلی دیپلماسی صربستان یعنی «تفکیک موضوعات» است. صربستان تسلیحات را مستقیماً به اوکراین نفروخته و به تحریمها علیه روسیه نپیوسته، اما قصد ندارد بازار صادرات نظامی خود را نیز تعطیل کند.
پس از سفر زلنسکی، از ووچیچ درباره احتمال تولید مشترک پهپاد با اوکراین سؤال شد. پاسخ وی این بود که مسائل امنیتی مطرح شده، اما تولید مشترک پهپاد با اوکراین مورد بحث قرار نگرفته است.
وی در عین حال اشاره کرد که صربستان در حال ساخت کارخانه پهپاد با همکاری اسرائیل است. این موضوع به خودی خود شایان توجه است؛ چرا که صربستان از یک سو در موضوع اوکراین بر حاکمیت، تمامیت ارضی و مخالفت با تغییر مرزها از طریق زور تأکید دارد، و از سوی دیگر با کشوری که اقدامات نظامی انجام میدهد، همکاریهای پهپادی گسترده برقرار میکند. این مسئله نشاندهنده چالشهایی در یکدستی سیاستهاست.
نکته دیگر اینکه صربستان خود دارای ظرفیتهای تولید پهپاد است؛ لذا حضور پررنگ اسرائیل در این بخش و اعطای مجوزهای گسترده به پروژههای اسرائیلی در ساختار دیپلماتیک و امنیتی صربستان، موضوعی است که نیازمند رصد و تحلیل بیشتر در آینده خواهد بود.
۴. پرسش جنجالی خبرنگار آلمانی و انتخابات پارلمانی پیشرو
در جریان سفر زلنسکی، حاشیهای نمادین نیز رخ داد. در نشست خبری، مایکل مارتنس، خبرنگار روزنامه Frankfurter Allgemeine Zeitung، پرسشی از زلنسکی مطرح کرد که جنجال زیادی در فضای مجازی صربستان به پا کرد: «ما اروپاییها چه کار دیگری میتوانیم انجام دهیم تا به شما در کشتن سربازان روسی بیشتر کمک کنیم؟»
این پرسش در بلگراد مطرح شد؛ شهری که در سال ۱۹۹۹ توسط ناتو بمباران شد و بخش قابلتوجهی از جمعیت آن گرایشهای روسدوستانه دارند. طرح این پرسش در کاخ ریاستجمهوری صربستان، بازتابهای متفاوتی در فضای سیاسی این کشور داشت.
واکنش ووچیچ نیز قابل توجه بود. او بدون وارد شدن به بحث افزایش حمایتهای نظامی، تأکید کرد که در صورت صحبت درباره کشتار، خواهان توقف آن است و تصریح نمود که هیچ گفتوگوی نظامی در این سفر صورت نگرفته است. این موضع با نیازهای سیاسی ووچیچ همخوانی دارد: او میتواند با زلنسکی دیدار کند و از تمامیت ارضی اوکراین و الحاق آن به اتحادیه اروپا حمایت نماید، اما نمیتواند سیاست خود را به عنوان «کمک به کشته شدن روسها» توصیف کند. این یک خط قرمز در سیاست داخلی صربستان است.
این مسئله با توجه به نزدیک بودن انتخابات پارلمانی صربستان اهمیت بیشتری مییابد. ووچیچ در اواخر ژوئن اعلام کرد که احتمال برگزاری انتخابات زودهنگام در ماههای آینده وجود دارد و ممکن است خود او نیز پیش از پایان دوره ریاستجمهوری استعفا دهد تا مسیر برای ترتیبات سیاسی بعدی هموار شود. در صورت برگزاری انتخابات و استعفای بعدی، رئیس پارلمان طبق قانون اساسی سرپرست ریاستجمهوری خواهد شد و اکثریت جدید پارلمان میتواند ووچیچ را به عنوان نخستوزیر پیشنهاد دهد. در چنین فضای حساسی، دعوت از زلنسکی الزاماً یک نقطه قوت در میان رایدهندگان سنتی روسدوست تلقی نمیشود.
صربستان در یک سال گذشته شاهد اعتراضات و بحرانهای سیاسی بوده است. میزبانی از زلنسکی در بلگراد هزینههایی در سیاست داخلی دارد، اما انجام این سفر نشان میدهد ووچیچ میخواهد به بروکسل اثبات کند صربستان گرچه به تحریمها نپیوسته، اما در موضوع تمامیت ارضی اوکراین در کنار روسیه قرار نگرفته است. این اقدام ابزار مناقشه سیاسی بیشتری در برابر فشارهای اتحادیه اروپا به دست بلگراد میدهد.
علاوه بر این، این رویکرد میتواند به روایت صربستان درباره کوزوو نیز کمک کند. اتحادیه اروپا خواستار عادیسازی روابط صربستان و کوزوو است و فصل ۳۵ مذاکرات پیوستن صربستان نیز به این موضوع اختصاص دارد.
در این میان باید یک باور رایج را اصلاح کرد: این ادعا که «قوانین اتحادیه اروپا صراحتاً ورود کشورهای دارای مناقشه ارضی را ممنوع کرده است»، تعبیری بیش از حد سادهانگارانه است. اتحادیه اروپا حل مناقشات را ترجیح میدهد، اما این یک قاعده مطلقا بدون استثنا نیست؛ نمونه بارز آن قبرس در سال ۲۰۰۴ است که با وجود تقسیم عملی جزیره، وارد اتحادیه شد.
این نمونه برای صربستان اهمیت دارد. اگر اوکراین پیش از حل کامل مناقشات ارضی وارد اتحادیه اروپا شود، بلگراد میتواند استدلال کند که اگر اوکراین بدون کنترل بر بخشی از سرزمینش میتواند به عنوان کشوری مستقل بپذیرد، چرا مسئله کوزوو باید پیششرط الحاق صربستان باشد؟ این استدلال میتواند به ابزاری در دیپلمسی صربستان تبدیل شود؛ از این رو حمایت ووچیچ از الحاق اوکراین، کاملاً با منافع صربستان همراستاست.
البته ووچیچ پس از نشست، ضمن حمایت از مسیر اروپایی اوکراین، درباره احتمال الحاق سریع صربستان و اوکراین به اتحادیه اروپا ابراز تردید کرد و نشان داد که انتظار پذیرش سریع همه نامزدها از سوی بروکسل را ندارد.
۵. روابط صربستان و روسیه: از رویکرد «برادرانه» تا هماهنگی «کاربردی»
این تحولات نشان میدهد که نباید اقدامات دیپلماتیک صربستان را به صورت مجزا تفسیر کرد. حمایت ووچیچ از الحاق اوکراین به اتحادیه اروپا به معنای گرایش کامل به غرب نیست؛ همانطور که شرکت او در رژه روز پیروزی در مسکو یا دیدار با پوتین در پکن به معنای بازگشت روابط به سطح گذشته نیست.
پس از آغاز جنگ، سطح تعاملات عالیرتبه میان ووچیچ و پوتین کاهش یافت. پس از تماسهای مه ۲۰۲۲، وقفهای دوساله در تماسهای تلفنی ایجاد شد تا اینکه در اکتبر ۲۰۲۴ دوباره گفتوگو کردند. در سال ۲۰۲۵ ووچیچ در مراسم روز پیروزی در مسکو شرکت کرد و سپس در پکن با پوتین دیدار نمود. در مارس ۲۰۲۶ نیز گفتوگوی تلفنی دیگری با محوریت گاز و روابط دوجانبه انجام شد.
بنابراین، روابط صربستان و روسیه قطع نشده، بلکه تعاملات آن «کاربردیتر» و مسئلهمحور شده است: در صورت بروز مشکل در تامین گاز یا تحریم NIS، مذاکره صورت میگیرد و در مسئله کوزوو نیز هماهنگی سیاسی انجام میشود. رابطه همچنان برقرار است، اما ماهیت آن تغییر یافته است.
دیدارهای ژوئیه امسال این ویژگی را نشان میدهد: ووچیچ پیش از سفر ۱۵ ژوئیه به کییف، در ۹ ژوئیه با سفیر روسیه دیدار کرد و پس از بازگشت نیز در ۱۷ ژوئیه دوباره با او ملاقات نمود. این رفتار نشان میدهد بلگراد پیش و پس از هر اقدام دیپلماتیک حساس، تلاش میکند موازنه را با طرف مقابل حفظ کند.
از منظر دیپلماسی کشورهای کوچکتر، این رفتار نه یک حرکت بیهدف، بلکه نوعی تنظیم مستمر موقعیت است: با افزایش فشار از یک سو، سیگنالهایی به سوی دیگر فرستاده میشود.
۶. پرسش بنیادی صربستان: آیا حقوق بینالملل برای همه کشورها یکسان اجرا میشود؟
ووچیچ پس از دیدار با زلنسکی، درباره خطرات گسترش جنگ صحبت کرد.
منطق اصلی ووچیچ را میتوان چنین خلاصه کرد: هزینههای سنگین پرداختشده توسط طرفین درگیری و عدم تمایل آنها به پذیرش شکست، امکان دستیابی به صلح در کوتاهمدت را دشوار کرده است. در حوزه جنگهای ترکیبی نیز هر دو طرف از ابزارهای مشابه استفاده میکنند. در چنین شرایطی، ریسک تصعید درگیریها وجود دارد.
این ارزیابی از نظر منطقی قابل توجه است. با طولانی شدن جنگ، هزینههای سیاسی و مادی افزایش مییابد و پذیرش هرگونه سازش با چالشهای داخلی همراه خواهد بود. در غیاب یک نتیجه قاطع در میدان نبرد، ممکن است برخی تصمیمگیرندگان تشدید درگیری را راهی برای تغییر معادلات بدانند.
در کنار این، تنشها میان آمریکا و ایران نیز ابعاد دیگری به فضای سیاسی صربستان میافزاید.
یکی از پرسشهای مداوم بلگراد این است که آیا حقوق بینالملل شامل همه کشورها میشود یا خیر: چرا هنگام استفاده روسیه از زور بر تمامیت ارضی تأکید میشود، اما در موارد دیگر رویکرد متفاوتی اتخاذ میگردد؟ یادآوری رویدادهای ۱۹۹۹ یوگسلاوی، مسئله کوزوو و سایر مناقشات منطقهای، بخشهای پایدار روایت سیاسی داخلی صربستان را تشکیل میدهند.
۷. فراتر از تحلیلهای سادهانگارانه
با جمعبندی این موارد مشخص میشود که دعوت ووچیچ از زلنسکی به معنای چرخشی ناگهانی به سمت اوکراین نیست؛ همانطور که سفرهای او به مسکو به معنای جانبداری کامل از روسیه تلقی نمیشود. صربستان در تلاش است فضایی برای مانور میان روسیه، اوکراین، اتحادیه اروپا، آمریکا و افکار عمومی داخلی خود حفظ کند.
این سیاست به دنبال یک توازن ایستا نیست، بلکه نوعی توزیع وابستگیها در موضوعات مختلف است: عدم اتکای مطلق انرژی به روسیه، حفظ پیوند اقتصادی با اتحادیه اروپا، بهرهگیری از حمایت روسیه در سازمان ملل برای کوزوو، استفاده از موضع اوکراین در موضوع تمامیت ارضی، و حفظ بازار صادرات صنایع دفاعی.
کنار هم قرار دادن این الزامات گوناگون، سیاست خارجی صربستان را پیچیده میسازد. نگهداشتن این متغیرها در کنار هم، رفتارهای دیپلماتیک صربستان را شکل میدهد.
بنابراین، مسئله اصلی در بررسی سفر زلنسکی به صربستان، «خیانت صربستان به روسیه» نیست. پرسش اساسیر این است: کشوری که در میان منازعات منطقهای قرار گرفته و دارای وابستگیهای گوناگون امنیتی، اقتصادی و سیاسی است، چگونه تلاش میکند از تبدیل شدن به قربانی بازیهای قدرت جلوگیری کند؟
پاسخ صربستان تا کنون، تنظیم مداوم موقعیت، تفکیک موضوعات و حفظ کانالهای ارتباطی متعدد بوده است. این راهبرد شاید همواره موفق نباشد، اما الگویی از دیپلماسی بر اساس منافع ملی در شرایط پیچیده بینالمللی را ارائه میدهد.
