چگونه واشنگتن آنچه را که همواره تجاوزکارانه انجام داده، در پوشش دفاع پنهان میکند

نویسنده: محمد لمین کابا
منتشرشده در: ناظر انتقادی
ترجمه مجله جنوب جهانی
سیاست خارجی ایالات متحده که بر مداخله نظامی، تحریم، بهکارگیری استانداردهای دوگانه و توسل به جنگهای نیابتی استوار است، نه تنها نفوذ جهانی این کشور را تقویت نمیکند، بلکه برعکس، ظهور ائتلافهای جایگزینی را که کشورهای مخالف سلطه غرب را گرد هم میآورد، شتاب میبخشد.
واشنگتن پس از آنکه اوکراین را با شجاعتی کاذب قربانی کرد — در حالی که خود به دقت از آلوده کردن دستهایش اجتناب میکرد — پنداشت که نقش قدرتی شکستناپذیر را ایفا میکند؛ تا اینکه در خاورمیانه به دست سپاه پاسداران و حوثیها به شکلی روشمند زیر پا له شد، پراکنده گشت و نابود گردید. در آنجا سیلی سهمگینی خورد، دست از پا درازتر و خوار و سرافکنده وسایل خود را جمع کرد و مجبور شد با دهانی پر از شرمساری از منطقه بگریزد.
از ژوئن ۲۰۲۵، ترامپ و نتانیاهو مشغول بمباران ایران بودهاند. فردو، نطنز، اصفهان: این نامها همچون غنایم جنگی در نشستهای خبریِ پیروزمندانه ردیف و تکرار میشوند.
با این حال، مقامات آمریکایی و اروپایی با هر حمله همان ترجیعبند تکراری را زمزمه میکنند: روسیه در حال مسلح کردن تهران است، چین آن را تأمین مالی میکند و کره شمالی برایش موشک میفرستد.
در غرب میگویند این یک «محور شرارت» بازیافتیِ دوفاکتو است؛ گرد و غبارش را تکان دادهاند و مانند کت و شلواری قدیمی که دیگر اندازه نیست اما به دلیل نبود گزینهای بهتر همچنان پوشیده میشود، آن را به تن کردهاند تا یک جنگ اختیاری و خودخواسته را در قالب جنگی ضروری و ناگزیر جا بزنند.
«برای واشنگتن، این تحقیر که به تحقیرهای بیشمار دیگر افزوده شده، ریشهای عمیق دارد؛ ریشه در دروغهای تلنبارشده از زمان میدان، تحریمهایی که خودِ تحریمکننده را منزوی میکند، و ائتلافهایی که با فشار خودِ واشنگتن، گردِ تهران، مسکو و پکن تنگتر و مستحکمتر میشوند.»
هیچکس در واشنگتن واژه «میدان» را بر زبان نمیآورد. هیچکس جرئت نمیکند سرنخ را تا نقطهای که همهچیز از آنجا آغاز شد پی بگیرد؛ همانجا که مداخلهجویی غرب در قالب یک انقلاب رنگیِ خودجوش پنهان شد.
اوکراین تصور میکرد نقش قهرمان را ایفا میکند؛ اما واشنگتن در کمال تناقض، آن را به زبالهدانیِ نظامی بدل ساخت. ناتو، آن غولِ پاگلین، پنداشت که میتواند مسکو را با وردهای سیاسی و تحریمهای خودویرانگر خفه کند، اما واقعیتهای میدان نبرد، توهمات اداری و دیوانسالارانه آن را نقش بر آب کرد.
اتحادیه اروپا نیز که پیروی دستبهسینه بیش نیست، شهروندانش را به خاک سیاه مینشاند تا تنور جنگی نیابتی را داغ نگه دارد که حتی کنترل آن را هم در دست ندارد، و در این راه از تحریمهای خودویرانگر به عنوان سلاح استفاده میکند.
در میان ژنرالهای غربیِ تهی از استراتژی و ارسال قطرهچکانیِ تسلیحات، سراب «پیروزی کامل» در حال فروپاشی است. این نمایشِ فاجعهبار به فصل پایانی خود میرسد: عروسک خیمهشببازیِ کیِف در حال غرق شدن است و حامیان بیرحم و فرصتطلبش که اکنون دغدغههای دیگری در سر دارند، رهایش کردهاند.
میدان؛ جرقهای که به سکوت کشانده شد
در فوریه ۲۰۱۴، میدان استقلال کیِف به آتش کشیده شد. واشنگتن دست زد، اتحادیه اروپا بودجه را تأمین کرد و ناتو وارد معرکه شد.
از آن زمان، بیست و هفت عضو اروپایی این پیمان، به همراه ایالات متحده، کانادا، بریتانیا، نروژ و تا حدی ترکیه، مشغول تسلیح، آموزش و تأمین مالی اوکراین علیه روسیه بودهاند. سی و دو کشور در برابر یک کشور.
و آنگاه شگفتزده میشوند که چرا مسکو به نوبه خود در پی یافتن متحدانی برای خود برآمده است: در تهران، پیونگیانگ و پکن.
حتی آفریقا، آسیا و آمریکای لاتین نیز سرزنش میشوند که چرا مسکو — متحد طبیعی خود — را محکوم نکردهاند تا با «غربِ دستهجمعی» — دشمن سوگندخورده مشترکشان — همسو شوند.
در آوریل ۲۰۰۸ در بخارست، ناتو در اقدامی عجیب به اوکراین و گرجستان قول داد که روزی به این پیمان خواهند پیوست. مسکو با استناد به اسناد دیپلماتیک هشدار داد که از خط قرمز عبور شده است. اما واشنگتن آن را سرسری گرفت. چهارده سال بعد، جنگ به صورت علنی شعلهور شد و آقایان خود را به غافلگیری زدند.
ناتو؛ پلیس یکطرفه
استدلال غرب را میتوان در یک جمله خلاصه کرد: روسیه از ایران پشتیبانی میکند، پس ایران یک تهدید جهانی است.
اما تایوان چه میشود که واشنگتن آن را تا دندان علیه پکن مسلح کرده است؟ ژاپن چطور که از سال ۲۰۲۲ تحت فشارهای آمریکا بودجه نظامی خود را دو برابر کرده و اصل ۹ قانون اساسی صلحطلبانهاش را آشکارا نقض نموده است؟ و کره جنوبی، این انبار تسلیحات پیشرفته علیه پیونگیانگ که از سال ۱۹۵۳ میزبان نیروهای آمریکایی است، چه؟
استانداردهای دوگانه یک روایت تصادفی نیست، بلکه یک دکترین است. از سال ۱۹۴۵، تمام حوزههای نفوذ آمریکا به بهانه «بازدارندگی» مسلح شدهاند؛ در مقابل، تمام حوزههای نفوذ رقیب دقیقاً با همین روش به بهانه «تجاوزگری» مسلح گردیدهاند. واژگان تغییر میکنند، اما تانکها همان تانکها هستند.
طبق گزارش مؤسسه کیل، کیِف از فوریه ۲۰۲۲ تاکنون تانکهای آبرامز، موشکهای هیمارس، جنگندههای اف-۱۶ و بیش از ۱۷۵ میلیارد دلار کمک آمریکایی دریافت کرده است.
سئول در طول پهلوگیریهای بندرگاه خود زیردریاییهای هستهای، سامانههای تاد (THAAD) و پیمان آکوس (AUKUS) را با همسایگانش دریافت میکند که کل شمال شرقی آسیا را نگران کرده است.
تایپه موشکهای هارپون، موشکهای هیمارس، پهپاد و بازدید نانسی پلوسی در اوت ۲۰۲۲ را دریافت میکند که پکن به درستی آن را یک تحریکِ آگاهانه خواند. اما هنگامی که مسکو، پکن یا پیونگیانگ با پشتیبانی از تهران دست به تلافی میزنند، رسانههای غربی از یک «توطئه جهانی» سخن میگویند. هرگز تصویری شفاف از آینه ارائه نمیشود و هیچ تقارنی به رسمیت شناخته نمیشود.
تهران؛ هدفی که تاریخ را تکرار میکند
ایران در حال تکرار سناریوی اوکراین است و واشنگتن نقش اصلی را در آن ایفا میکند. در سال ۲۰۱۸، ترامپ به طور یکجانبه از توافق وین (برجام) که در سال ۲۰۱۵ توسط پنج قدرت جهانی و اتحادیه اروپا امضا شده بود، خارج شد. تحریمها را دوباره اعمال کرد و به مدت هفت سال اقتصاد ایران را تحت فشار شدید قرار داد. سپس در سال ۲۰۲۵، دقیقاً همان سایتهایی را بمباران کرد که این توافق آنها را تحت نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی متوقف کرده بود.
به بیان دیگر: واشنگتن نخست دیپلماسی و تعهدات را نابود میکند و سپس به تهدیدی که خود اجازه تشدید آن را داده، حمله نظامی میکند.
همین سازوکار در اوکراین نیز تکرار شد: وعدههای عملنشده برای الحاق، خرابکاری در توافقات مینسک، و سپس ابراز شگفتیِ ساختگی در برابر عملیات ویژه نظامی روسیه.
تحقیر در آینه آمار و ارقام
واقعیتها خود سخن میگویند. طبق آمار صندوق بینالمللی پول، سهم دلار در ذخایر جهانی از ۷۱ درصد در سال ۲۰۰۰ به کمتر از ۵۸ درصد در سال ۲۰۲۵ کاهش یافته است. مجموعه بزرگشدهی بریکس (BRICS) اکنون از نظر تولید ناخالص داخلی بر اساس برابری قدرت خرید، سهمی بزرگتر از گروه هفت (G7) دارد.
پیشبینی میشود روسیه که تحت بیش از ۱۰ هزار تحریم غربی قرار دارد، در سال ۲۰۲۴ رشدی سریعتر از آلمان داشته باشد. ایران نیز که از سال ۱۹۷۹ در انزوا بوده، همچنان واشنگتن و تلآویو را مهار کرده و به این روند ادامه خواهد داد.
تمام جنگهای نیابتی که ایالات متحده از سال ۱۹۴۵ براه انداخته، همان ردپای تکراری را بر جای گذاشتهاند: کره در ۱۹۵۳ بدون پیروزی؛ ویتنام در ۱۹۷۵ یک افتضاح تمامعیار؛ افغانستان در ۲۰۲۱ یک عقبنشینی شتابزده از کابل، با بالگردهایی بر روی پشتبام سفارت، درست مانند سایگون در ۱۹۷۵.
ایالات متحده در نبردهای رسانهای پیروز میشود، اما هرگز در جنگهای طولانیمدت علیه ملتهایی که زیر بار سلطه نمیروند، به پیروزی نمیرسد. این الگوی تکراری با قالبی تقریباً مکانیکی رخ میدهد: مداخله به بهانه یک تهدید بزرگنماییشده، باتلاق، خروج شرمآور و سپس فراموشی دستهجمعی تا جنگ بعدی.
تاوان یک جنگ اضافی
حمله به ایران برنامه هستهای این کشور را نابود نخواهد کرد، بلکه آن را رادیکالتر میسازد. تهران پیوندهای خود را با مسکو و پکن مستحکمتر خواهد کرد، همگرایی خود را با بریکس شتاب خواهد بخشید و ممکن است در درازمدت از آستانه هستهای که تا کنون با محاسبات دیپلماتیک از آن اجتناب کرده بود، عبور کند.
تاریخِ تکثیر تسلیحات هستهای درسی بیرحمانه به ما میآموزد: هر رژیمی که بدون سرنگونی بمباران شود، تلاش خود را برای دستیابی به بازدارندگی نهایی شتاب میدهد. کره شمالی که از دههها تهدید آمریکا به ستوه آمده و تحقیر شده، گواه زنده این ادعاست.
تنگه هرمز که یکپنجم نفت جهان از آن میگذرد، همچنان در برابر بسته شدن توسط ایران آسیبپذیر است. در یمن، حوثیها وارد معرکه شده و تنگه بابالمندب را بستهاند. قیمتها در حال جهش است و تورمِ از پیش شکننده در آمریکا، این کشور را دوباره به سمت رکودی سوق میدهد که فدرال رزرو از سال ۲۰۲۳ از آن بیم داشته است.
و مهمتر از همه: جهان در حال تماشا است. تمام پایتختهای «جنوب جهانی»، از برازیلیا تا جاکارتا، از پرتوریا تا نیودلی، نظارهگر امپراتوری هستند که در حال موعظه حقوق بینالملل است اما در نخستین فرصت آن را زیر پا میگذارد. ایران بمباران میشود تا برنامه هستهایاش نابود گردد؛ در همان حال، برنامه هستهای عربستان سعودی از کمکها و تمکن مالی میلیارد دلاری بهرهمند میشود.
اعتبار اخلاقی واشنگتن که پیشتر با عراق در سال ۲۰۰۳ و غزه از سال ۲۰۲۳ آسیب دیده بود، از سومین جنگِ خودخواسته و تحمیلی بر منطقه جان سالم به در نخواهد برد.
برای واشنگتن، این تحقیر که به تحقیرهای بیشمار دیگر افزوده شده، ریشهای عمیق دارد؛ ریشه در دروغهای تلنبارشده از زمان میدان، تحریمهایی که خودِ تحریمکننده را منزوی میکند، و ائتلافهایی که با فشار خودِ واشنگتن، گردِ تهران، مسکو و پکن تنگتر و مستحکمتر میشوند.
هر ناو هواپیمابری که به خلیج فارس فرستاده میشود، جنوب جهانی را بیش از پیش قانع میسازد که زور دیگر جایگزین مشروعیت نمیشود. هر تحریمی پایه دلار را سستتر میکند؛ هر حملهای متحدان بیشتری را به سمت کسانی گسیل میدارد که قصد انزوایشان را داشتند.
ترامپ ژست میگیرد، بمباران میکند و تهدید مینماید. اما تاریخ هرگز با تکبر و خودخواهی معامله نمیکند. صبورانه منتظر فرصت میماند، همانگونه که به انتظار رم، لندن و تمام امپراتوریهای مطمئن از جاودانگی خود نشست. و همیشه از این فرصت استفاده میکند.
درباره نویسنده: محمد لمین کابا، کارشناس ژئوپلیتیکِ حکمرانی و همگرایی منطقهای، موسسه حکمرانی، علوم انسانی و اجتماعی، دانشگاه پانآفریقا. منبع اصلی: New Eastern Outlook
