چرا ایران اعصاب ایالات متحده را به هم می‌ریزد؟ – دکتر م. رضا بهنام

در


نویسنده: دکتر م. رضا بهنام

منتشرشده در فلسطین کرونیکل

ترجمه مجله جنوب جهانی

در بنیادین‌ترین سطح، ناامیدی و خشم آمریکا از ایران ربطی به توانمندی هسته‌ای این کشور ندارد؛ بلکه تماماً به «استقلال» آن مربوط است.

اگر گزارش‌های دیپلماتیک، جلسات استماع کنگره و چرخه‌های بی‌پایان خبری شبکه‌های کابل درباره سانترفیوژها، نیروهای نیابتی منطقه‌ای و حملات سایبری را کنار بزنید، دقیقاً به یک رگ عریان و بدون دستکاری می‌رسید.

آنچه ایالات متحده را درباره جمهوری اسلامی واقعاً آشفته می‌سازد، سیاست‌ها، شعارها یا حتی جاه‌طلبی‌های هسته‌ای آن نیست؛ بلکه جسارت ایران برای «وجود داشتنِ کامل خارج از مدار آمریکا» و موفقیت در اداره خود با همین الگوی مستقل است. هنگامی که تعارفات دیپلماتیک کنار گذاشته شود، می‌بینیم یک قدرت بزرگ میلیاردها دلار هزینه نمی‌کند، جنگ‌های منطقه‌ای به راه نمی‌اندازد و بازارهای جهانی را تنها از روی وفاداری محض و حقوقی به قواعد بین‌المللی یا معاهده‌های منع گسترش تسلیحات زیر و رو نمیکند. منازعه با ایالات متحده سر آنچه ایران درون سانترفیوژهایش دارد نیست؛ بلکه سر آن چیزی است که تهران برای ابرقدرتی نمایندگی می‌کند که «نه» شنیدن را برنمی‌تابد و جهانی را که تحت کنترلش نباشد تحمّل نمی‌کند.

اگر صرفِ داشتن اورانیوم غنی‌شده یا کلاهک‌های اتمی خط قرمز نهایی بود، نقشه دشمنی‌های آمریکا شکل کاملاً متفاوتی به خود می‌گرفت. توضیح و بهانه‌ی «عبور از آستانه هسته‌ای» زیر بار تناقضات آشکار جهانی فرو می‌ریزد. به عنوان نمونه، واشنگتن راه‌هایی برای همزیستی، همکاری یا حتی شراکت کامل با دیگر کشورهای دارای سلاح هسته‌ای یافته است؛ از کنار آمدن‌های تاریخی با پاکستان و هند گرفته تا چشم‌پوشی بر تسلیحات اعلام‌نشده اسرائیل و اتخاذ رویکردی واقع‌بینانه (اگرچه پرتنش) در قبال چین و کره شمالی.

در فرهنگ لغت ابرقدرت‌های جهانی، «اطاعت» همان ارز رایج است. واشنگتن دشمنان سرسخت را اگر در نهایت تسلیم شوند تحمل می‌کند و متحدان مستبد و بی‌رحم را اگر در برابر سلطه آمریکا سر خم کنند در آغوش می‌کشد. آنچه یک امپراتوری بیش از هر چیز از آن هراس دارد، کشوری غیرهمکار و متکی به خود است که از زانو زدن امتناع می‌ورزد و پس از دهه‌ها محاصره کامل اقتصادی، همچنان سرسختانه زنده می‌ماند.

دلیل واقعی اینکه چرا ایران تا این حد اعصاب دستگاه سیاست خارجی آمریکا را به هم می‌ریزد و چرا به هدف اصلی آن تبدیل شده است، ربط چندانی به اتم‌ها ندارد؛ بلکه تماماً به حاکمیت، جغرافیا و معماری سلطه ایالات متحده مربوط می‌شود. برای دهه‌ها، قانون نانویسته نظم پس از جنگ سرد ساده بود: یا با نظم جهانی به رهبری آمریکا همراه شو، یا کنار گذاشته و ایزوله شو. بیشتر کشورهایی که در ابتدا مقاومت کردند، تحت فشار سنگین اقتصاد جهانیِ دلارمحور، چاره‌ای جز ادغام نداشتند. کشورهای سرکش یا هضم شدند، یا به روابط تحت‌الحمایه‌ای (دست‌نشانده) کشیده شدند، یا تحت کنترل و نظارت شدید قرار گرفتند.

در سال ۱۹۷۹ (۱۳۵۷)، ایران دست به کاری ناپخشودنی زد. دست به طغیان زد و انقلابی ایدئولوژیک، موفق و بدون عذرخواهی را نهادینه کرد که صریحاً سلطه آمریکا و اسرائیل را رد می‌کرد و ساختار سیاسی پایدار و صریحی ریشه در ضدامپریالیسم و ضدصهیونیسم بنا نهاد. ایران با افتخار اعلام کرد که یک کشور خاورمیانه‌ای می‌تواند سرنوشت خود را خارج از چارچوب غربی رقم بزند. از آن زمان، نسل‌های متعددی از سیاست‌گذاران آمریکایی خود را قانع کرده‌اند که تحریم‌های فلج‌کننده اقتصادی، تکفیر دیپلماتیک، ترورها و خرابکاری‌های پنهان در نهایت به فروپاشی درونی یا سقوط «رژیم» منجر خواهد شد.

اما خشم و سرخوردگی واشنگتن تنها عمیق‌تر شده است، زیرا راهبردش جواب نداده است. در عوض، ایران خود را تطبیق داد. فرهنگ خودکفایی داخلی را پرورش داد و نگاه خود را به شرق معطوف کرد؛ و ثابت نمود یک ملت می‌تواند خارج از الگوی مالی غربی دوام بیاورد. واشنگتن تاب‌آوری ایران را نه صرفاً یک چالش سیاسی، بلکه به عنوان یک بدعت ایدئولوژیک خطرناک می‌بیند. برای درک وسواس واشنگتن نسبت به ایران، کافی است نگاهی به نقشه بیندازید. جغرافیا همان سرنوشت است و موقعیت جغرافیایی ایران، بزرگ‌ترین سردرد امپراتوری آمریکا است.

ایران که درست در بالای تنگه هرمز قرار گرفته، بر یکی از حیاتی‌ترین چهارراه‌های دریایی زمین خیمه زده است—گلوگاه آبی که روزانه حجم عظیمی از انرژی جهان از آن عبور می‌کند. برای بخش عمده‌ای از یک قرن، «صلح آمریکایی» (Pax Americana) در منطقه بر یک فرض خودخواهانه استوار بوده است: ارتش آمریکا بر مشترکات جهانی نظارت خواهد کرد، نقاط خفه کننده انرژی را کنترل خواهد نمود و شروط تجارت منطقه‌ای و جهانی را دیکته خواهد کرد.

جمهوری اسلامی این فرض را به چالش کشیده و اجازه نمی‌دهد آمریکا صاحب‌خانه حیاط خلوتش باشد. تهران برای تضمین حاکمیت و برتری منطقه‌ای خود، توانمندی نظامی نامتقارن و نیرومندی را توسعه داده است. برای ابرقدرتی که به سلطه بی‌رقیب در هر اقیانوس و آسمانی عادت کرده، یک قدرت مسلح «غیرقابل کنترل» که بر شاهراه تامین انرژی جهان تکیه زده، خارش کلافه‌کننده‌ای است که درمان نمی‌شود.

واشنگتن سلطه منطقه‌ای خود را از طریق ائتلاف‌های امنیتی با اسرائیل و پیاده‌نظام‌های عربی تثبیت کرده است. در پاسخ، ایران معماری امنیتی و وزنه تعادل خود را در برابر سلطه آمریکا و اسرائیل از طریق شبکه‌ای از بازیگران غیردولتی و ائتلاف‌های منطقه‌ای—یعنی «محور مقاومت» (لبنان، عراق، یمن و سوریه، پیش از سرنگونی پرنس بشار اسد در سال ۲۰۲۴)—طراحی کرد. «محور مقاومت» را هر طور که تعریف کنیم، کلاس درسی از کشورداری استراتژیک بوده است که تقریباً در هر بزنگاهی، جاه‌طلبی‌های واشنگتن و تل‌آویو را مهار کرده است. ایران و ایالات متحده از طریق جهان‌بینی‌هایی بنیادی و غیرقابل جمع، به سیاست‌های منطقه‌ای می‌نگرند.

واشنگتن مانند یک مدیر و ارباب اجتناب‌ناپذیر جهانی رفتار می‌کند؛ برای دنیا قانون می‌گذارد و انتظار دارد تمام کشورهای دیگر بدون چون‌وچرا از آن اطاعت کنند. در مقابل، ایران بر اساس نگرشی تمدنی و به‌شدت ملی‌گرایانه عمل می‌کند که نظارت خارجی را توهینی وجودی می‌داند.

ایران بازی در نقش مطرودِ تنبیه‌شده منطقه‌ای را که منتظر اجازه غرب برای مشارکت باشد، رد می‌کند. برای ایالات متحده، مشاهده اینکه ایران توانسته مقاومت خود را نهادینه کند و قدرت منطقه‌ای‌اش را تثبیت نماید، به معنای پایان کنترلش بر خاورمیانه خواهد بود. در بنیادین‌ترین سطح، ناامیدی و خشم آمریکا از ایران ربطی به توانمندی هسته‌ای این کشور ندارد؛ بلکه تماماً به «استقلال» آن مربوط است. ایران گواهی زنده و پایدار است بر اینکه علی‌رغم تمام ناوهای هواپیمابر، محاصره‌های اقتصادی و زورگویی‌های دیپلماتیک یک ابرقدرت جهانی، هنوز جاهایی روی زمین هست که به چشم‌های این امپراتوری زل بزنند و بگویند: نه.

– دکتر م. رضا بهنام، پژوهشگر علوم سیاسی و متخصص تاریخ، سیاست و حکومت‌های خاورمیانه است. او این مقاله را برای نشریه فلسطین کرونیکل به نگارش درآورده است. دیدگاه‌های مطرح‌شده در این مقاله لزوماً منعکس‌کننده موضع تحریریه فلسطین کرونیکل نیست.

بیشتر از مجله جنوب جهانی-بررسی مسائل جنوب جهانی – سال بیستم کشف کنید

برای ادامه خواندن و دسترسی به آرشیو کامل، اکنون مشترک شوید.

ادامه مطلب