رابطه خطرناک ترامپ و ناتالی هارپ

در


ناتالی هارپ از صندوق عقب ماشین ترامپ خارج میشود

دی وی‌وی: از پروندهٔ تازهٔ «پرینتر انسانی» تا نگاهی به نظام ریاست‌جمهوری آمریکا و فرهنگ زن‌ستیز نخبگان ماگا

دی وی‌وی | دانشجوی تحصیلات تکمیلی در دانشگاه آمریکا و پژوهشگر مسائل سیاسی آمریکا

نویسنده: پژوهشگر اختصاصی گوانچا دی وی‌وی

ترجمه مجله جنوب جهانی

ناتالی هارپ (Natalie Harp) کیست؟

پیش از آن‌که نشریهٔ «دیلی بیست» (Daily Beast) جنجال‌های اخیر را افشا کند، من هم مثل اکثر دنبال‌کنندگان جدی سیاست آمریکا، نام این زن را نشنیده بودم؛ زنی با موهای بلوند و لباس‌های صورتی که بی‌شباهت به ایوانکا ترامپ نیست، اما قطعاً خود او نیست.

با این حال، تنها در عرض دو هفته، نام ناتالی هارپ—همان سایه‌ای که قدم‌به‌قدم پشت سر ترامپ حرکت می‌کند—ناگهان در آمریکا به اوج شهرت رسید.

جنجال‌های هارپ از ماجرای «فرار با ون غذاخوری» پس از سفر ترامپ به ترکیه آغاز شد. در آن زمان، ترامپ جمعی از دستیاران، خبرنگاران و حتی وزیر امور خارجه، مارکو روبیو، را در هواپیمای «ایر فورس وان» جا گذاشت تا هواپیما نقش سیبل انحرافی را بازی کند. بنابراین وقتی خبر رسید او در این میان یک دستیار زن متولد دهه ۹۰ میلادی را همراه خود برده، موجی از شوخی‌های نیش‌دار در فضای مجازی به راه افتاد.

در تاریخ ۱۶ اوت، جون آساف (Jon Ossoff)، سناتور دمکرات ایالت جورجیا که در آستانهٔ انتخابات میان‌دوره‌ای قرار دارد، در یک سخنرانی به ترامپ حمله کرد و فهرستی از اتهامات او را برشمرد؛ از جمله اشاره‌ای به «سفر همراه با ناتالی». اتفاقی که بلافاصله رخ داد احتمالاً خود آساف را هم شوکه کرد: سیاستمداران و رسانه‌های رسوای جمهوری‌خواه کلاغ‌وار هجوم آوردند و با سوءاستفاده از این جمله، موجی از «نقد با سناریوی صحت سیاسی» راه انداختند: «یک نفر به زنان شاغل اهانت کرده! به یک زن بی‌فرزندِ علاقه‌مند به گربه توهین شده! بیایید این عنصر فاسد را که علیه زنان حاشیه‌سازی می‌کند بلک‌لیست کنیم!»

طبق منطق سنتی سیاست آمریکا پیش از ترامپ، آساف به عنوان یک دمکرات میانه رو و از بدنهٔ حاکمیت، باید بلافاصله بابت این «سهو لسان زن‌ستیزانه» عذرخواهی می‌کرد یا حتی حیات سیاسی‌اش نابود می‌شد. اما آساف نسل جدیدی از سیاستمداران است که در دوران انحطاط سیاسی آمریکا رشد کرده‌اند؛ او همان مسیر ترامپ—یعنی رهبری عوام‌گرایانه و تهاجمی—را دنبال می‌کند (طرفداران او خود را “Ossoff simp” یا شیفتگان آساف می‌نامند). در برابر هجوم جمهوری‌خواهان، او استراتژی همیشگی ترامپ را به کار گرفت: مقاومت تا پای جان. در نتیجه و بر اثر پدیدهٔ «استرایسند»، شایعهٔ «هارپ، معشوقهٔ رئیس‌جمهور» به سرعت همه‌گیر شد و به داغ‌ترین سوژهٔ روز سیاست آمریکا تبدیل شد؛ تا جایی که حواشی آن حتی جنگ تجاری آمریکا و کانادا را زیر سایه برد.

در تاریخ ۲۰ اوت، یک منبع آگاه درون کاخ سفید (احتمالاً کارولین لیویت، سخنگوی در حال کناره‌گیری کاخ سفید) از طریق «دیلی بیست» بمب خبری دیگری را منفجر کرد: متن اصلی دو نامه با امضای شخصی هارپ به ترامپ در سال ۲۰۲۳. این دو نامه تصویر ذهنی افکار عمومی را از این ماجرا کاملاً تغییر داد. چرا که حتی برای منِ ناظر بیرونی که صرفاً از روی فضول‌باشی و با آمادگی ذهنی قبلی متن را خواندم، حالت تهوع و وحشت عجیبی دست داد!

ظرف دو هفته، سوژهٔ بحث مردم آمریکا دربارهٔ هارپ، از «ظاهراً او فقط یک جفت کفش دارد» به داستان‌های عجیب‌وغریب و تاریکی حول محور ترامپ (که در زبان عامیانهٔ آمریکایی به خاطر صورت نارنجی‌اش به “Orange” یا پرتقالی معروف شده) و زنان اطرافش یعنی لیویت، ملانیا و حتی ایوانکا تغییر شکل یافت.

دختر آتش‌بازی در کنار «هوم‌لندر»

«داستان دخترک از کالیفرنیا شروع شد…» (جملات و تصاویر برگرفته از تیزر تبلیغاتی معروف ارتش آمریکا تحت عنوان “دو مادر”)

همان‌طور که می‌دانیم، کالیفرنیا در دهه‌های هشتاد و نود میلادی، به عنوان پایگاه رونالد ریگان، ایالتی به‌شدت محافظه‌کار، واکنش‌گرا و پر از انجیلی‌های (اوئنجلیکال‌های) افراطی طرفدار جمهوری‌خواه بود. شهر مرزی و نظامی سان‌دیگو نیز دژ محکم آن‌ها به شمار می‌رفت.

بله، این دقیقاً همان محیطی است که ناتالی هارپ در آن رشد کرد.

اطلاعات عمومی نشان می‌دهد هارپ متولد اوت ۱۹۹۱ در خانواده‌ای به‌شدت مذهبی و انجیلی در سان‌دیگو است. پدر ثروتمند او که در کار املاک بود، برای اینکه دخترش با دانش‌های «شرورانه» جدید مانند نظریهٔ تکامل مسموم نشود، او را از رفتن به مدرسه منع کرد و آموزش در خانه (Home Schooling)—که در آمریکا قانونی است—را به همسرش سپرد. حاصل این نوع آموزش، سطح نگارش انگلیسی بود که در نامه‌های افشاشدهٔ ۲۰ اوت دیدیم؛ سطحی که شاید از یک دانش‌آموز مقطع راهنمایی در مناطق پیشرفتهٔ چین هم پایین‌تر باشد:

در این دو نامه، استفادهٔ نادرست از حروف بزرگ، متن‌های بی‌ربط و ادبیات‌نما، و به کار بردن واژه‌های منسوخی مانند “Mementos” (یادگاری)، همگی نشان‌دهندهٔ الگوی ذهنی کسی است که «به جز جزوه‌های معجزه عیسی در صف داروخانه‌های مناطق انجیلی، تقریباً هیچ کتابی نخوانده است».

در کتاب اول پادشاهان (عهد عتیق)، داوود شاه در کهنسالی دچار ضعف و سرما شد. خادمان او تمام اسرائیل را گشتند و دختری به نام ابیشگ شونامی را یافتند تا «در آغوش شاه بخوابد» بدون آنکه مقام ملکه یا همسر رسمی داشته باشد (در حالی که ملکه بت‌شبع هنوز زنده بود). ابیشگ به خوبی این نقش را ایفاء کرد و بعدها به الگویی برای «خود-برده‌سازی» زنان در برخی تفکرات افراطی یهودی-مسیحی تبدیل شد؛ بسیاری از فرقه‌های منحرف مسیحی برای شستشوی مغزی اعضای زن جهت تسلیم به رهبر فرقه، به همین داستان استناد می‌کنند. ما نمی‌دانیم هارپ تا چه حد تحت تاثیر این آموزش‌ها بوده، اما دو نکته حتمی است:

اول: در سال ۲۰۰۸ هارپ وارد به‌اصطلاح «دانشگاه نازارین» در پوینت لوما (از پایگاه‌های انجیلی‌ها) شد، در سال ۲۰۱۲ فارغ‌التحصیل شد و سپس به «دانشگاه لیبرتی» (از دیگر پایگاه‌های افراطی) در ویرجینیا رفت و در سال ۲۰۱۵ مدرک MBA—که بی‌ارزش‌ترین مدرک در آمریکا محسوب می‌شود—را دریافت کرد.

دوم: سبک دو نامهٔ هارپ به ترامپ به این صورت است (برای حفظ سلامت روحی خوانندگان، تنها یک جمله از هر نامه ترجمه شده است):

«از شما سپاسگزارم که در این زندگی ولیّ و حامی من بوده‌اید. این همان چیزی بود که می‌خواستم با این کارت بیان کنم؛ زمانی که مرا پشت صندوق فروشگاه دیدید و باری دیگر کاری را کردید که نیازی به انجامش نداشتید، و یادگاری‌هایی از این سفر عمرم را به من بخشیدید، یک جشن تکلیف…»

«همچنین عاجزانه تقاضا دارم اگر شکست خوردم، به من می‌گویید؟ شما این حق مطلق را دارید که اگر لازم شد و استحقاقش را داشتم، ساعت‌ها بر سر من فریاد بزنید و فحش دهید، چرا که هیچ‌کس بیش از شما مرا نمی‌شناسد و به من اهمیت نمی‌دهد…»

برخی ادعا می‌کنند حالت مازوخیستی (M) هارپ نسبت به ترامپ به سال ۲۰۱۸ بازمی‌گردد؛ زمانی که ترامپ قانون «حق امتحان کردن» (Right to Try Act)—که به شرکت‌های دارویی اجازه می‌دهد داروها را بدون تاییدیه روی بیماران لاعلاج امتحان کنند—را امضا کرد و هارپ مدعی است این قانون او را از سرطان استخوان نجات داده است. این ادعا حتی حافظهٔ هوش مصنوعی را هم مسموم کرده است. اما صرف‌نظر از اینکه خط زمانی این «دینِ نجات» اصلاً با واقعیت همخوانی ندارد، طبق گفته‌های برادر هارپ (پرستون) و داده‌های استخراج‌شده توسط CNN از توییتر، هارپ دست‌کم از سال ۲۰۱۶ یک ترامپیست دوآتشه بوده است.

علاوه بر این، در سال ۲۰۱۹ او موفق شد توجه ترامپ—یا بهتر بگوییم نگاه خیرهٔ او—را جلب کند. وقتی ترامپ برای نخستین بار در یک برنامه تلویزیونی از او نام برد، او را «آن زن جوان و زیبا» خطابه کرد.

در سال ۲۰۲۰، پدر مذهبی هارپ دست به خودکشی زد؛ تنها یک ماه بعد، هارپ که تا آن زمان بیکار بود به شبکه‌ افراطی “OAN” پیوست، در سال ۲۰۲۲ وارد تیم تبلیغاتی ترامپ شد و در ژانویه ۲۰۲۵ با حقوق سالانه ۱۵۰ هزار دلار به عنوان دستیار اجرایی رئیس‌جمهور منصوب شد. وظیفهٔ اصلی او این است که هر روز یک پرینتر قابل حمل را با خود حمل کند (و به همین دلیل لقب «پرینتر انسانی» گرفته) و همراه ترامپ حرکت کند تا آخرین بولتن‌ها و تعریف‌وتجیدهای فضای مجازی از ترامپ را پرینت بگیرد یا برایش بخواند.

من خیلی تمایل دارم هارپ را به شخصیت «فایرکرکر» (Firecracker / دختر آتش‌بازی) در سریال «بلک‌بویز» (The Boys) در کنار شخصیت شرور «هوم‌لندر» (Homelander) تشبیه کنم. گویند این شخصیت در اصل برای کنایه به ماریجوری تیلور گرین ساخته شده بود، اما تمام ویژگی‌های او: مرگ پدر، وابستگی بیمارگون به هوم‌لندر، تبدیل شدن به نایب عمل غیررسمی، پخش تئوری‌های توطئه‌ای که خودش هم باور ندارد، و ادعای مسیحی بودن در حالی که هوم‌لندر را خدایی بالاتر از عیسی می‌داند، موبه‌مو دربارهٔ هارپ صدق می‌کند.

معماهای حل‌نشدهٔ ماجرای هارپ

۱. آیا هارپ واقعاً نوعی «مونیکا لوینسکی» برای ترامپ است؟

این بخش از ماجرا احتمالاً کم‌خطرترین قسمت آن برای بشریت است.

برادر هارپ پس از مرگ پدرشان رابطه خود را با او قطع کرد، زیرا اعتقاد داشت رابطهٔ sisterش با ترامپ «کاملاً ناسالم» است. پیش‌تر، ایتان اشتات، خبرنگار آکسیوس، در کتاب سال گذشته‌اش اشاره کرده بود (اگرچه آن زمان توجهی جلب نکرد) که هارپ حداقلِ مرزهای رفتاری یک منشی جوان در حضور همسر کارفرما را رعایت نمی‌کند: او نیمه‌شب به بخش‌های خصوصی خانواده ترامپ در مار-ا-لاگو سرک می‌کشید تا اسنادی را که «نمی‌خواست تا صبح بماند» به ترامپ برساند؛ رفتاری که یک بار ملانیا را به‌شدت ترسانده بود.

مادر ملانیا فوت کرده و پدرش از کادرهای سابق حزب کمونیست اسلوونی پیش از فروپاشی یوگسلاوی بود. همه می‌دانند در آمریکا مهاجران ژرمن تیراندازی را دوست دارند و مهاجران اسلاو انفجار را! اما تا این لحظه، خبری از این نیست که پدرزن ترامپ با دینامیت وارد کاخ سفید شده باشد تا ناتالی را بیرون بکشد و حسابش را برسد.

بنابراین (در حد مجاز نوشته‌های من)، شایعات مربوط به رابطهٔ مثلثی هارپ کاملاً بی‌اساس است.

ظاهراً برای فروکش کردن شایعات «عصبانیت ملانیا از حضور همه‌جای هارپ»، در ۲۳ اوت ترامپ به همراه هارپ، ملانیا و سران MAGA در مسابقات اتومبیل‌رانی «آزادی ۲۵۰» شرکت کرد (بله، جشن‌های عجیب ترامپ هنوز تمام نشده). ملانیا به گزارش روزنامه ميرور «کاملاً سرد» بود و هارپ سه ردیف پشت سر آن‌ها نشسته بود.

با این حال، بعدازظهر همان روز، «دیلی بیست» افشاگری جدیدی از سارا متیوز، معاون سابق سخنگوی کاخ سفید منتشر کرد: ترامپ باید پول پرداخت کند تا ملانیا حاضر شود در واشنگتن کنار او ظاهر شود! دلیل رسمی این است که ملانیا، مانند سونگ می-لینگ، عادت به رفاه دارد؛ برج ترامپ و مار-ا-لاگو کجا و عمارت کوچک و ساده کاخ سفید کجا!

۲. آیا وابستگی بیمارگون هارپ به ماجرای اپستین مربوط است؟

اگر کسی اوایل سال اسناد پرونده اپستین را با دقت خوانده باشد، متوجه شباهت عجیب برخی قربانیان با وضعیت روحی هارپ می‌شود. عجیب‌ترین نکته این است که یکی از قربانیان گمنام، به بیماری سرطان استخوان بسیار نادری مبتلا بوده (مشابه هارپ) و ظاهراً با همان روش درمانی بهبود یافته است.

لحن پاسخ آن دختر به ایمیل اپستین (کد EFTA00937247) این‌گونه بود:

«من همیشه همان‌طور که فرمودید عمل کرده‌ام، دستورات شما را مو‌به‌مو اجرا کرده‌ام. هر کاری توانستم کردم تا به معیارهای شما برسم… آیا نمی‌بینید چقدر پشیمانم؟ جناب، من درسم را گرفته‌ام. دیگر هرگز چنین اشتباهی نخواهم کرد…»

هنوز هیچ مدرکی وجود ندارد که آن دختربچه همان هارپ امروز باشد. ابتلا به سرطان استخوان و لحن سرسپردگی عبادتی در نوشته‌هایشان، احتمالاً یک تصادف محض است.

در دادگاه سال ۲۰۲۳ ترامپ، هارپ اصلاً دعوت نبود و در خودروی SUV هم جایی برای او وجود نداشت. اما او ترجیح داد درون صندوق عقب چپانده شود تا همراه تیم برود. همان سال وقتی تیم ترامپ از پالم‌بیچ به بدمنستر منتقل شد، اتاقی برای او وجود نداشت اما او ماه‌ها در رختکن زنانه خوابید تا همراه تیم بماند.

اگر آن دو نامه نبود، این رفتارها را می‌شد در قالب یک “Simp” (عاشق چشم‌وبوشسته) تحلیل کرد. اگر این زن ۳۵ ساله مجرد نمانده بود و با فردی هم‌سن خود ازدواج می‌کرد، شاید فقط یک آدم «احساساتی» محسوب می‌شد.

اما حس عاشقانه، هر خطری که برای یک زن داشته باشد، گناه نیست. مشکل اینجاست که ترکیب این روحیه با آموزش‌های ضدعقلانی و فرهنگ مذهبی مسموم، هارپ را از یک وابستگی عاطفی ساده خارج کرده و به عارضه‌ای تبدیل کرده که نیازمند مداخلهٔ جدی روان‌پزشکی است.

۳. چرا هارپ مدت‌ها از دادن استعلام امنیتی کاخ سفید سر باز زد؟

اگر دو مورد قبلی تراژدی شخصی هارپ باشد، این مسئله یک تهدید واقعی برای امنیت ملی آمریکا بود.

طبق گزارش MS NOW (MSNBC سابق)، هارپ از زمان تحلیف ترامپ در ژانویه ۲۰۲۵، به مدت بیش از یک سال به دلایل نامعلوم از پر کردن فرم‌های تاییدیه امنیتی—که برای کارمندان جناح غربی کاخ سفید الزامی است—خودداری کرد.

از زاویه دید کارمندان ساختاری آمریکا، باید به آن‌ها حق داد: یک بمب ساعتی زنده، تمام اطلاعات و متون ورودی به رئیس‌جمهور را فیلتر می‌کرده است!

طبق افشاگری منابع داخلی، در پی شکایت‌های شدید نهادهای امنیتی، ترامپ سرانجام طی «چند ماه اخیر» شخصاً مداخله کرد و طبق روش همیشگی خود (حذف مسئله به جای حل آن)، فرم‌ها را اجباراً پر کرد و تاییدیه را برای هارپ گرفت. اکنون این سوال که «چرا هارپ از بررسی امنیتی فرار می‌کرد؟» نه تنها پاسخ داده نشده، بلکه ابهامات را بیشتر کرده است.

۴. هارپ تا چه اندازه ارتباطات ترامپ را هدایت می‌کند؟

این موضوع، به معنای واقعی کلمه، تهدیدی از سوی ساختار حکومت ترامپ برای کل جهان است.

مگی هابرمن، خبرنگار نیویورک تایمز گزارش می‌دهد که هارپ به عنوان دارندهٔ پرینتر، کانال اصلی ورودی اطلاعات به ترامپ است: «او یک کانال خبری خاص است، اما ترامپ و افراد بیرون کاخ سفید، نقش او را فوق‌العاده حیاتی می‌دانند…»

هارپ نه تنها ورودی ذهنی ترامپ را کنترل می‌کند، بلکه دسترسی مستقیم به حساب‌های شبکه اجتماعی او—که ابزار اصلی ترامپ برای فشار بر رسانه‌هاست—دارد.

با رو شدن اخبار جدید، مشخص شده که بسیاری از پست‌های AI محور ترامپ کار هارپ بوده است. او مستقیماً با حساب Truth Social ترامپ پست می‌گذاشت. در مه ۲۰۲۴ پستی منتشر شد که در آن شعارهای سبک نازی دیده می‌شد؛ اکنون مشخص شده کارمند代發 (دستیار) یعنی هارپ آن را منتشر کرده است.

همچنین ویدیوهای ساختگی هوش مصنوعی از باراک اوباما و همسرش به شکل گوریل، یا تصویر ترامپ در قامت عیسی، کار هارپ بوده است:

اگرچه ترامپ خودش فردی خودشیفته است، اما تصویرسازی از ترامپ به عنوان عیسی، دقیقاً کار یک هوادار متعصب و ازخودبی‌خودشده است.

با توجه به این‌که پست‌های Truth Social ترامپ رسماً سیگنال‌های مالی و سیاسی محسوب می‌شوند و رهبران جهان آن‌ها را تحلیل می‌کنند، اختیارات هارپ بسیار نگران‌کننده است. مگی هابرمن در ۱۹ اوت اعلام کرد: «هارپ کانالی است که رهبران سایر کشورها وقتی نمی‌توانند به ترامپ برسند، از طریق او شانس خود را امتحان می‌کنند!»

یک منشی مازوخیست با عقدیکسیون پدرانه، یک فرزند شاه‌دوست که روزنامه‌های سفارشی برای پدرش چاپ می‌کند، و یک متصدی دستیاری که حکم صادر می‌کند؛ تجمیع این سه نقش در کنار فردی که اختیار ۶۰۰۰ کلاهک هسته‌ای را دارد، شاهکار تازهٔ ترامپ است.

از این جنجال چه درسی می‌توان گرفت؟

ناتالی هارپ آینه‌ای چندوجهی از وضعیت امروز آمریکاست. اگر به آن صرفاً به چشم یک حاشیهٔ زرد نگاه کنیم، درک ما از سیاست آمریکا سطحی خواهد ماند.

سه نکتهٔ کلیدی قابل تأمل است:

۱. تناقض و توامانی جریان MAGA با سیاست‌های جنسیتی و “Canceling” (حذف رسانه‌ای).

چه چیزی باعث شد هارپ ناگهان ترند اول شود؟ تئاتر جمهوری‌خواهان در دفاع از حقوق زن پس از سخنان آساف! کسانی که خود به زن‌ستیزی شهره‌اند، ناگهان حامی حقوق زن شدند: «این زن‌ستیزی است!»، «او یک وطن‌فروش است!»، «چگونه کسی می‌تواند چنین رفتار زشتی علیه یک زن انجام دهد!».

برعکس دمکرات‌ها که ظاهری موجه دارند، ریشهٔ مذهبی افراطی MAGA با نگاه مردسالارانه عجین شده است. اما در این ماجرا نشان دادند که در بازی با ابزارهای رقیب (صحت سیاسی)، چقدر حرفه‌ای و بی‌حیا عمل می‌کنند!

۲. استانداردهای دوگانه و ریاکاری مفهوم «همسر سنتی» (TradWife).

رفتارهای منحرف در دایرهٔ مدعیان اخلاق مسیحی MAGA کم نیست. افشای پرونده هارپ هم‌زمان شد با رسوایی زیگلر در فلوریدا (از بنیان‌گذاران گروه محافظه‌کار “مادران برای آزادی”) که به همراه شوهرش متهم به تجاوز شده است. یا رئیس دانشگاه لیبرتی که تصاویر نامناسب همسرش را برای وکیل ترامپ می‌فرستاد و سپس شاکی خیانت همسرش می‌شد!

همان‌طور که انگلس گفت: «بورژوازی نقاب عاطفه را از روابط خانوادگی برکند.» مدعیان محافظه‌کاری هیچ راهکاری برای بحران جنسیتی ندارند. مفاهیمی مثل «همسر سنتی» صرفاً ویترینی برای پنهان کردن انحرافات خودشان است. آن‌ها در واقع زنانی مطیع و رام مانند هارپ می‌خواهند تا ملعبهٔ دستشان باشند.

اما سوال این است: وقتی زنی مانند هارپ به مرز جنون و بی‌ثباتی روحی برسد، چگونه می‌خواهند مانع از آن شوند که او مانند یک «بمب متحرک» همه چیز را همراه خود نابود نکند؟

۳. فروپاشی ساختار و تقدس‌زدایی از نظام ریاست‌جمهوری آمریکا.

برای نسل‌های قدیمی‌تر باورنکردنی است که شخصیتی شبیه به «خواجه‌های دربار» یا «شاهزادگان خودسر» بتواند در بالاترین سطح مدیریت ساختار آمریکا نفوذ کند: بدون برگه استعلام امنیتی، مطلع از سفرهای فوق‌سری، کانالیزه‌کنندهٔ اطلاعات رئیس‌جمهور و کنترل‌کنندهٔ تصمیمات او. چیزی شبیه به فیلم‌های کمدی-دیکتاتوری!

اما این واقعیت امروز آمریکاست.

از منظر علوم سیاسی، پرونده هارپ نشان‌دهندهٔ ساختار غیرحرفه‌ای و «هیئتی» (草台班子) در راس قدرت آمریکاست. اختیارات بی‌حدوحصر رئیس‌جمهور آمریکا موضوع جدیدی نیست، اما این ماجرا نشان داد که چگونه روابط شخصی و سلایق فردی می‌تواند تا حد مبتذلی جانشین ساختارهای قانونی و امنیتی در مدیریت یک ابرقدرت شود.

بیشتر از مجله جنوب جهانی-بررسی مسائل جنوب جهانی – سال بیستم کشف کنید

برای ادامه خواندن و دسترسی به آرشیو کامل، اکنون مشترک شوید.

ادامه مطلب