
کوباتبک رحیموف | ۲۵ سالگی شانگهای: چرا این رویداد برای کشورهای کوچک اهمیت بیشتری دارد تا یک بیانیه
کوباتبک رحیموف مدیر اجرایی مرکز تصمیمگیریهای راهبردی اپلیکاتا در بیشکک و کارشناس مدعو باشگاه والدی
رسانه چینی ابزرور
ترجمه مجله جنوب جهانی
از ۳۱ اوت تا ۱ سپتامبر، نشست شورای سران دولتهای عضو سازمان همکاری شانگهای در بیشکک، پایتخت قرقیزستان، برگزار میشود.
امسال با بیستوپنجمین سالگرد تأسیس سازمان همکاری شانگهای همزمان شده است. در این برهه زمانی، نشست بیشکک چه فرایندهایی را پیش خواهد برد و سازمان شانگهای چه کارنامهای ارائه داده و چه مسیر تازهای را آغاز خواهد کرد؟ این موضوع در شرایط تحولات ژئوپلیتیکی کنونی دنیا، بسیار کانون توجه قرار گرفته است.
قرقیزستان به عنوان میزبان امسال، با یک «پنجره فرصت» کمنظیر روبروست؛ از یک سو با تکیه بر شانگهای و عهدهداری ریاست دورهای آن در سال ۲۰۲۶، امکان طرح و هماهنگی دستورکارهای مهم را در اختیار دارد و از سوی دیگر، با انتخاب برای نخستینبار به عنوان عضو غیردائم شورای امنیت سازمان ملل در ژوئن امسال، نقشآفرینی در سازمانهای بینالمللی مهم فرصتهای بزرگی را برای این «کشور کوچک» آسیای مرکزی خلق خواهد کرد.
در سالهای اخیر، محور روابط دوجانبه چین و قرقیزستان بر همکاری در حوزههای تجاری، زیرساختی و حملونقل متمرکز بوده است؛ بهویژه خطآهن چین-قرقیزستان-ازبکستان که پس از تعویقی ۲۰ ساله سرانجام وارد فاز احداث شد و علاوه بر تزریق روح تازهای به توسعه اقتصادی قرقیزستان، متغیر جدیدی به نقشه آسیای مرکزی افزود.
نگاه داخلی در قرقیزستان به این مسائل چیست؟ کوباتبک کالییویچ رحیموف، مدیر اجرایی مرکز تصمیمگیریهای راهبردی Aplicata در بیشکک، طی مقالهای در خبرگزاری ملی قرقیزستان به بررسی رویکرد این کشور در نشست پیشرو پرداخته است. به باور او، اصلاح «منشور» سازمان شانگهای و فعالسازی نهادهای اجرایی آن، برای قرقیزستان از هر بیانیهای حیاتیتر است. رحیموف پیشتر مشاور نخستوزیر قرقیزستان و از کارشناسان همگرایی اوراسیا و لوگوجستیک زیرساختی بوده است.
خبرگزاری ابزرور چین این مقاله را ترجمه و بازنشر کرده و محتوای آن صرفاً جهت اطلاع مخاطبان است و منعکسکننده دیدگاه این رسانه نیست.
[نوشته: کوباتبک کالییویچ رحیموف]
بیشکک میزبان نشست اجلاس سران به مناسبت ۲۵ سالگی سازمان همکاری شانگهای است. گزارشهای زیادی درباره این نشست منتشر شده که تقریباً همگی بر بعد مقیاس و ابعاد آن تمرکز دارند: بیستوپنجمین سالگرد، حضور سران چندین کشور، اختصاص یکچهارم از تولید ناخالص داخلی جهان و نزدیک به نصف جمعیت کره زمین… اینها البته واقعیت دارند، اما «ابعاد» خبر جدیدی نیست؛ پنج سال پیش و ده سال پیش نیز سازمان شانگهای همین عظمت را داشت.
آنچه واقعاً شایسته توجه است، موضوع دیگری است که درست در میان همان دستورکارهای روزمره و معمولاً فراموششده، پنهان مانده است.
نشست بیشکک دقیقاً چه تصمیمی خواهد گرفت؟
کلیدیترین سند این نشست، «بیانیه ۲۵ سالگی بیشکک» خواهد بود. با این حال، سه موضوع دیگر در دستور کار وجود دارد که اهمیت آنها در عمل ارتباط بیشتری با آینده سازمان شانگهای دارد:
نخست: پروتکل مربوط به اصلاح و تکمیلی «منشور سازمان همکاری شانگهای»؛ شانگهای قصد دارد این سند بنیادین را دستخوش تغییر کند، تغییری که در طول ۲۵ سال گذشته تنها به تعداد انگشتان یک دست رخ داده است.
دوم: تصویب «آییننامه مرکز جامع مقابله با چالشها و تهدیدات امنیتی سازمان همکاری شانگهای».
سوم: راهاندازی مرکز ضد مواد مخدر و استقرار آن در دوشنبه. پارلمان قرقیزستان در ۲۲ آوریل ۲۰۲۶ موافقتنامه مربوط به این مرکز را به تصویب رسانده است.
علاوه بر این، تصمیمی نیز درباره تأسیس «بانک توسعه شانگهای» در دست اقدام است؛ تصمیمی که یک سال پیش در تیانجین اتخاذ شد و پس از آن وارد دور دوم رایزنیها شد که آخرین مورد آن در آوریل امسال در شیآم برگزار گردید.
با کنار هم قرار دادن این موارد، مشخص میشود که این رویداد «صرفاً یک نشست دیگر» نیست، بلکه تغییری در ساختار و ماهیت سازمان است. در طول ۲۵ سال گذشته، شانگهای همواره سازمانی مبتنی بر بیانیهها بوده است: کشورها گرد هم میآمدند، روی مواضع مشترک به توافق میرسیدند و سپس هر یک به دنبال کار خود میرفتند؛ سازوکار اجرایی آن تنها به دو بخش محدود میشد: دبیرخانه در پکن و ساختار منطقهای ضدتروریسم در تاشکند. اما اکنون، شانگهای بهطور همزمان در حال شکلدهی و راهاندازی نهادهای مالی، مرکز جامع امنیتی و ساختار تخصصی ضد مواد مخدر است. این بدین معناست که شانگهای در حال حرکت از «دستیابی به توافق» به سوی «ایجاد سیستم اجرایی» و از «رسیدن به فهم مشترک» به سمت «تعیین متولی برای اجرا» است.
چرا این فرایند برای کشورهای کوچک از بیانیهها مهمتر است؟
یک قاعده ساده وجود دارد که آن را از تجربه ۳۰ ساله مشارکت قرقیزستان در سازمانهای مختلف بینالمللی برداشت کردهام: برای کشورهای کوچک، ارزش عضویت در یک سازمان به آنچه در سند نهایی نوشته میشود بستگی ندارد، بلکه به وجود نهادی اجرایی وابسته است که بتواند مستقیماً در آن مشارکت و تعامل داشته باشد.
بیانیهها مربوط به همه کشورها هستند، از این رو اغلب منفعت ملموسی برای هیچ کشور خاصی ندارند. اما بانک توسعه متفاوت است؛ این بانک با پیشنهاد پروژهها، تیمهای اجرایی و خطوط اعتباری سروکار دارد. در اینجا دیگر اهمیتی ندارد که جمعیت شما ۱۰ میلیون نفر است یا یک میلیارد نفر، آنچه اهمیت دارد داشتن پروژهای است که بتواند تأمین مالی جذب کند.
مرکز امنیتی به معنای تبادل اطلاعات، کارگروههای مشترک و دسترسی به دادههای تحلیلی است که یک کشور به تنهایی قادر به تولید آنها نیست. مرکز ضد مواد مخدر در دوشنبه بهویژه حائز اهمیت است، چرا که ساختاری منطقهای در قلب آسیای مرکزی است، نه در پکن یا مسکو.
کشورهای کوچک دقیقاً از همین نهادسازیها ذینفع میشوند. زمانی که همه امور از طریق توافقات دوجانبه میان قدرتهای بزرگ حلوفصل میشود، شما عملاً تماشاگر گفتگوی دیگران هستید. اما به محض پیدایش نهادها و آییننامهها، شما نیز صاحب جایگاه رسمی خود میشوید. از این رو معتقدم برای قرقیزستان، نشست بیشکک را باید پیش از هر چیز به عنوان نقطه آغاز گشایش مجموعهای از درهای تازه نگریست. مسأله کنونی این است که آیا میتوانیم با اسناد و پروژههای آماده وارد این درها شویم، یا صرفاً به ابراز شعارهای همسایگی خوب بسنده خواهیم کرد.
قرقیزستان با چه رویکردی در این نشست شرکت میکند؟
پس از مدتها، این نخستینباری است که نه در نقش «درخواستکننده»، بلکه با دستاوردها و مزیتهای ملموس خود وارد میشویم. این نکته را باید شفاف گفت، زیرا ما کمتر یاد گرفتهایم که موفقیتهای خود را بهدرستی ببینیم و به نمایش بگذاریم.
در حوزه حملونقل: خطآهن چین-قرقیزستان-ازبکستان از مرحله توافقنامههای اولیه وارد فاز عملیاتی ساخت شده است: خطی به طول ۵۳۲ کیلومتر و با سرمایهگذاری کلی حدود ۴.۷ میلیارد دلار که حدود ۸۰ درصد آن از خاک قرقیزستان میگذرد. بخشهایی از مسیر در ارتفاع بالای ۳۵۰۰ متری از سطح دریا قرار دارد و شامل ساخت ۳ تونل میشود که طول هر کدام بیش از ۱۲ کیلومتر است. زمانبندی نهایی بهرهبرداری سال ۲۰۳۰ اعلام شده، اگرچه طرف ازبکستانی در ژوئیه امسال از احتمال اتمام زودتر از موعد آن سخن گفت. این وضعیت با دوره قبلی ریاست ما بر شانگهای تفاوت بنیادی دارد؛ امروز دستورکار حملونقل متکی بر کاغذ نیست، بلکه متکی بر تونلهایی است که در حال حفاری هستند.
در دستورکار کوهستان و اقلیم: در آوریل امسال و در دوران ریاست قرقیزستان، هفتمین نشست رؤسای نهادهای محیطزیستی کشورهای عضو شانگهای در بیشکک برگزار شد و ابتکار «دالان سبز شانگهای» مطرح گردید. چین از سیستم پژوهشی مبتنی بر فلات تبت برای مطالعات یخچالهای طبیعی برخوردار است، هند سنت پژوهشی هیمالیا را دارد و روسیه از زیرساختهای علمی دوره شوروی در قفقاز و آلتای بهره میبرد؛ بیتوجهی به این ظرفیتها قطعا نادرست است. اما برای قرقیزستان، همانند همسایهاش تاجیکستان، مسأله کوهستان صرفاً یک موضوع پژوهشی معمولی در میان دیگر حوزهها نیست، بلکه مسألهای ساختاری برای کل کشور است: حدود ۹۳ درصد از خاک تاجیکستان کوهستانی است و قرقیزستان نیز برخلاف پکن، دهلینو یا مسکو، از دشتهای پهناور برخوردار نیست، لذا اهمیت این موضوع قابل تقلیل نیست. از این رو، در این مسأله نیازی نیست قرقیزستان و تاجیکستان بر سر اینکه «چه کسی شایستگی بیشتری برای سخن گفتن دارد» رقابت کنند، بلکه باید به صدای مشترک کشورهای کوچک کوهستانی در درون شانگهای تبدیل شوند. برای دیگر کشورها، کوهستان تنها یک استان یا منطقه مهم است، اما برای ما، کوهستان یعنی تمام کشور.
در حوزه دیجیتال: در اوایل ژوئن امسال، مجمع دیجیتال جوانان شانگهای در بیشکک برگزار شد که ریشه در ابتکار شخصی پرزیدنت جباروف در نشست سال گذشته تیانجین داشت. اجرای این طرح در کمتر از یک سال، طبق استانداردهای سازوکارهای چندجانبه، بسیار سریع محسوب میشود.
در حوزه اقتصاد: در طول چهار سال گذشته، حجم مبادلات تجاری قرقیزستان با کشورهای عضو شانگهای ۲.۲ برابر شده است. علاوه بر این، از ژانویه ۲۰۲۷ کار خود را در شورای امنیت سازمان ملل آغاز خواهیم کرد. در ژوئن ۲۰۲۶، قرقیزستان با کسب ۱۴۲ رأی برای نخستینبار در تاریخ خود به عنوان عضو غیردائم شورای امنیت انتخاب شد. همزمانی ریاست دورهای شانگهای و حضور در شورای امنیت سازمان ملل، یک پنجره زمانی نادر است که به احتمال زیاد در چند دهه آینده نمونه دیگری نخواهد داشت.
روی دیگر سکه: عضویت در شانگهای خودبهخود چیزی به همراه نمیآورد
در ادامه به مسائلی میپردازم که معمولاً در رویدادهای سالگرد تمایلی به طرح آنها وجود ندارد؛ اما بدون این بخش، تحلیلی صورت نگرفته و متن به یک پیام تبریک صرف تبدیل میشود.
رشد تجارت به معنای رشد اقتصادی نیست. در سه ماهه نخست امسال، حجم تجارت خارجی قرقیزستان حدود ۳.۴ میلیارد دلار بوده که نسبت به مدت مشابه سال قبل ۴ درصد کاهش داشته و صادرات نیز ۱۳.۵ درصد افت کرده است. چین و روسیه به عنوان دو شریک شانگهای، ۵۸.۲ درصد از کل تجارت خارجی قرقیزستان را به خود اختصاص دادهاند. این تمرکز بالا در عین نشان دادن روابط پایدار، بیانگر آسیبپذیری نیز هست: کاهش سرعت رشد اقتصادی هر یک از این دو شریک بزرگ، بلافاصله اثر خود را بر ما خواهد گذاشت.
موضوع دیگری نیز وجود دارد که نیازمند تحلیل جداگانه است. طبق آمار طرف چینی، تجارت دوجانبه چین و قرقیزستان در سال گذشته به ۲۷.۲ میلیارد دلار رسیده است؛ رقمی که تقریباً برابر با کل آمار تجارت خارجی قرقیزستان با تمامی کشورهای جهان طبق محاسبات داخلی ماست.
این تفاوت فاحش در «آمار آینهای» تجارت، از طریق ترانزیت و بازصادرات قابل توضیح است. این امر بیانگر یک واقعیت ساده است: ارزش کالاهایی که از خاک کشور ما عبور میکنند، بسیار بیشتر از ارزش کالاهایی است که در نهایت داخل کشور باقی میمانند. تجارت ترانزیتی و ارزش افزوده دو مقوله متفاوت هستند؛ خلط این دو، بیش از همه خود ما را به انحراف میکشاند.
از این رو میتوان به یک نتیجه کاربردی دست یافت: هدفگذاری برای افزایش تجارت دوجانبه چین و قرقیزستان به ۴۵ میلیارد دلار تا سال ۲۰۳۰ تنها زمانی معنای واقعی خواهد داشت که همزمان هدف دیگری نیز تعیین شود؛ اینکه چه سهمی از این جریان تجاری قرار است به صنایع فرآوری داخلی، اشتغالزایی و درآمد مالیاتی در قرقیزستان تبدیل شود.
اقدامات لازم پس از پایان نشست
سه اقدام تعیین خواهد کرد که آیا نشست بیشکک برای ما صرفاً یک تاریخ در تقویم خواهد بود یا به نتایج ملموس تبدیل میشود:
آمادهسازی پروژهها برای بانک توسعه شانگهای: در حال حاضر گروهها همچنان در حال رایزنی درباره ساختار دقیق بانک توسعه هستند. ما نباید یک درخواست کلی ارائه دهیم، بلکه باید مجموعهای از طرحهای محاسبةشده شامل انرژی، هابهای حملونقل و صنایع فرآوری را آماده کنیم. نهادهای مالی برای نیتها سرمایهگذاری نمیکنند، بلکه برای اسناد کامل پروژهها اعتبار تخصیص میدهند. هر کشوری که بتواند زودتر سبد پروژههای آماده را ارائه دهد، شانس بیشتری برای تعیین معیارهای ارزیابی سایر طرحها خواهد داشت.
تثبیت موضوع کوهستان در سطح نهادی: ابتکاری که در یک نشست مطرح میشود، غالباً تنها تا نشست بعدی دوام میآورد. اما یک سازوکار دائمی متولی نظام زیستبوم کوهستان، منابع آبی و یخچالهای طبیعی که دبیرخانه آن در بیشکک باشد، میتواند سالها بدون وابستگی به تغییر ریاستهای دورهای فعالیت کند. ما در حال حاضر «چکش ریاست» را در دست داریم و تصویب چنین تصمیمی کاملاً ممکن است؛ یک سال بعد، این موضوع دستورکار دیگران خواهد بود.
ایجاد سازوکار کارشناسی: تصمیمات در سازمانهای چندجانبه به صورت خلقالساعه در نشست سران اتخاذ نمیشوند، بلکه از دو سال قبل با تلاش اندیشکدهها و کارگروهها آماده میشوند. قرقیزستان از متخصصان شایستهای برای این سطح برخوردار است، اما فعلاً فاقد سازوکاری پایدار برای مشارکت دادن این کارشناسان در تدوین اسناد شانگهای است. امسال نشان داد که ما توانایی برگزاری رویدادهای بزرگ کارشناسی را داریم؛ گام بعدی باید تبدیل همایشهای مقطعی به سازوکارهای دائمی باشد. چرا که تعیینکننده اصلی نقش یک کشور به عنوان «بازیگر فعال» یا صرفاً «میزبان نشست»، همان تلاشهای مداومی است که در نهایت به عبارات اسناد رسمی تبدیل میشوند.
سخن پایانی
در ۳۱ اوت، همزمان با روز استقلال قرقیزستان، هیأتهایی از بیش از ۲۰ کشور در بیشکک گرد هم میآیند. برای کشوری در ابعاد قرقیزستان، این بدون شک بزرگترین رویداد سیاسی از زمان دستیابی به استقلال است.
اما آزمون واقعی از ۱ سپتامبر آغاز میشود؛ زمانی که چکش ریاست دورهای به کشور بعدی سپرده میشود، میهمانان شهر را ترک میکنند و از نشست بیشکک تنها اسناد امضاشده باقی میماند و یک پرسش: چگونه از این اسناد استفاده خواهیم کرد؟ یک سازمان بینالمللی نیز مانند یک کشور، در نهایت نه بر اساس ادعاهایش، بلکه بر اساس تواناییاش در اجرا سنجیده میشود.
در ۲۵ سال گذشته، شانگهای آموخت که چگونه به توافق برسد. ۲۵ سال آینده نشان خواهد داد که آیا یاد گرفته است چگونه وارد عمل شود یا خیر. در این مسیر، قرقیزستان اکنون در موقعیتی مناسبتر از هر زمان دیگری قرار دارد و دقیقاً به همین دلیل، ارتکاب اشتباه در این شرایط بسیار حسرتبارتر خواهد بود.
