تروریسم دولتی جهانی، نظامی‌سازی و بازاستعمار سرزمین‌ها

در

,

تروریسم دولتی جهانی، نظامی‌سازی و بازاستعمار سرزمین‌ها

لا خورنادا

ترجمه مجله جنوب جهانی

تروریسم دولتی جهانی از همدستی سازمان ملل و دولت‌های به‌اصطلاح دمکراتیکی برخوردار است که پارادوکس‌وار، دمکراسیِ عاری از هرگونه محتوای مشارکتی را مستقر می‌کنند.

الگوی کنونی انباشت سرمایه‌داری با تشدید حداکثری خشونت و تناقضات ساختاری شناخته می‌شود؛ تناقضاتی که تمام میانجی‌گری‌ها و فرم‌های نسبتاً مسالمت‌آمیزی را که سرمایه‌داری پیش‌تر با آن‌ها سلطه خود را تحمیل می‌کرد، کنار گذاشته‌اند. جنگ‌های نوپیوسته استعماری شامل اشغال کشورها و سرزمین‌ها، نظامی‌سازی، جرم‌انگاری اپوزیسیون‌ها از طریق به‌اصطلاح «مبارزه با تروریسم» و «جنگ با قاچاق مواد مخدر»، تروریسم دولتی در ابعاد جهانی و ملی، و نقض مداوم و روزافزون چارچوب‌های حقوقی ملی و بین‌المللی، از ویژگی‌های این مرحله از سرمایه‌داری است؛ مرحله‌ای که در آن دولت بر پایه قهر، سرکوب تمدنی و یک جنگ همه‌جانبه علیه نیروی کار، خلق‌ها، شهروندان و جامعه مدنی استوار است.

تمام سازوکارهای همبستگی، کنترل، رسانه‌ای‌سازی و تنظیم تناقضات اجتماعی که بر پایه دستاوردهای طبقه کارگر شکل گرفته بود — مانند قراردادها، سندیکاها و مزایا در آنچه به اصطلاح و از روی تعارف «دولت رفاه» نامیده می‌شد — در حال فروپاشی است. به این ترتیب، استثمار و سلطه عریان شده و تأثیری وحشیانه بر بقای میلیون‌ها انسان بر جای می‌گذارد. نیروی کار در معرض جرم‌انگاری، تعقیب، وخامت شرایط کاری و زیستی، و نقض حقوق بنیادین بشر — به‌ویژه برای میلیون‌ها کارگر مهاجر — قرار گرفته است. اتوماسیون، سن، جنسیت و خاستگاه‌های قومی-ملی باعث حذف و طرد کارگران می‌شود. بی‌ثباتی شغلی، کار پریشان و ناپایدار، کار غیررسمی، بیکاری گسترده و نفوذ قاچاق مواد مخدر و جنایات سازمان‌یافته در محیط‌های شهری و روستایی تثبیت می‌شود.

ما در مسیر پیامدهای آنچه مایاهای زاپاتیست «طوفان» نامیده‌اند قرار داریم؛ طوفانی که نه استعاری است و نه نمادین، و نه به یک دیدگاه آخرالزمانی یا پیشگویی‌های هزاره‌گرایانه، بلکه به امکان واقعی و علم‌باورانه یک کاتاستروف و فاجعه در مقیاس جهانی اشاره دارد. کارلوس تایبو (Carlos Taibo) آن را «فروپاشی» می‌نامد؛ یعنی فروپاشی عمومی و عظیم سیستم مسلط که با کاهش چشمگیر در تولید صنعتی و فروپاشی هم‌زمان و ترکیبیِ مالی، تجاری، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اکولوژیک مشخص می‌شود. این فروپاشی به دلیل تناقضات درونی خودِ سیستم در حال رخ دادن است: تغییرات اقلیمی، اتمام مواد خام انرژی، دست‌اندازی به تنوع زیستی، شرایط اجتماعیِ فقر، گرسنگی، جابه‌جایی‌های اجباری و انبوه، افزایش نماییِ مرگ‌ومیر ناشی از بیماری‌های قابل درمان، جنگ بر سر مواد خام و آب، نسل‌کشی‌ها، قوم‌کشی‌ها، زیست‌بوم‌کشی‌ها، تروریسم‌های دولتی، گسترش سلاح‌های هسته‌ای، فروپاشی کلان‌شهرها و تبدیل آن‌ها به گورستان‌های شهری (نکروپلیس) و گسترش باندهای جنایتکار.

همچنین، «تروریسم دولتی جهانی» خود را تحمیل می‌کند تا مشخصه‌پرداز سیاست خشونتی باشد که توسط دستگاه‌های دولتی امپریالیستی در سطح جهان، علیه خلق‌ها و دولت‌ها، به منظور ایجاد رعب و وحشت و با نقض قواعد حقوق ملی و بین‌المللی اعمال می‌شود.

در مطالعه و تحلیل تروریسم، همواره بر گروه‌های سراسر طیف سیاسی تأکید شده و نقش امپریالیسم آمریکا و دولت‌های سرمایه‌داری در برپایی تروریسم داخلی و بین‌المللی نادیده گرفته شده است. تروریسم دولتی جهانی چارچوب‌های سرکوب «قانونی» را در هم می‌شکند و برای نابودی اپوزیسیون سیاسی و اعتراضات اجتماعی در سراسر سیاره، به روش‌های فراماده و فراقضایی، گسترده و فشرده متوسل می‌شود؛ متوسل شدنی که یادآور ۸۶۷ پایگاه نظامی آمریکا پراکنده در پنج قاره است.

ایالات متحده به عنوان یک قدرت سلطه‌گر، بربریت را به عنوان فرایندی ویرانگر برای جنس بشر و طبیعت مستقر کرده است. تروریسم دولتی جهانی یا تروریسم فراملی از همدستی سازمان ملل و دولت‌های به‌اصطلاح دمکراتیکی برخوردار است که پارادوکس‌وار، دمکراسیِ عاری از هرگونه محتوای مشارکتی و عدالت اجتماعی را با نقض دائمی حقوق بشر مستقر می‌کنند؛ امری که اثبات می‌کند سرمایه‌داری و دمکراسی از نظر تاریخی ناپذیرفتنی و ناسازگارند.

در مورد مکزیک، زمینه این وضعیت تراژیک چیزی نیست جز تداوم به‌اصطلاح «چهارمین دگرگونی» (Cuarta Transformación)، با گسترش مگاپروژه‌ها و برنامه‌های دست‌پرورده و مریدپرورانه فردی؛ برنامه‌هایی که در مناطق متعدد با الگوی ضد شورش یا به عنوان «مهندسی مناقشات» برای بازاستعمار سرزمین‌ها عمل می‌کنند. این روند در بستر یک نظامی‌سازی آشکار و روزافزون در کشور، و حضور و فعالیت دائمی جنایات سازمان‌یافته رخ می‌دهد — یعنی همان کنشگر مسلح دیگرِ سرمایه‌داری که در حال خالی کردن مناطق از سکنه، سلب مالکیت، تکه‌تکه کردن بافت‌های جمعیتی و جامعه، فرسودن مقاومت‌ها، قطع سر جنبش‌ها، سربازگیری از میان جوانان در همه‌جا و به یغما بردن آینده آن‌هاست.

روزنامه لا خورنادا (La Jornada)

بیشتر از مجله جنوب جهانی-بررسی مسائل جنوب جهانی – سال بیستم کشف کنید

برای ادامه خواندن و دسترسی به آرشیو کامل، اکنون مشترک شوید.

ادامه مطلب